به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، سه تولیدکننده اصلی قیر جادهای قزاقستان قصد دارند در اکتبر مجموعاً ۱۳۵ هزار تن محصول تولید کنند، در حالی که برنامه تولید سپتامبر ۱۴۰ هزار تن تعیین شده بود. همزمان اختلاف قابل توجهی میان قیمت تولیدکنندگان شکل گرفته است و نرخهای عمدهفروشی از حدود ۱۷۵ هزار تنگه در هر تن برای محصول Caspi Bitum تا ۲۶۰ هزار تنگه برای Qazaq Bitum تغییر میکنند.
کاهش برنامه تولید در سطح کل بازار نسبتاً محدود باقی مانده است. افت از ۱۴۰ هزار تن به ۱۳۵ هزار تن معادل کاهش حدود ۳.۶ درصدی نسبت به برنامه سپتامبر است و به همین دلیل نباید آن را نشانه سقوط شدید عرضه دانست. پیام مهمتر بازار این است که تولیدکنندگان با نزدیک شدن به پایان فصل اصلی راهسازی، تولید و در برخی موارد قیمتهای خود را با کاهش فصلی تقاضا هماهنگ میکنند.
رقم ۱۳۵ هزار تن فقط برنامه Caspi Bitum، پالایشگاه پتروشیمی پاولودار و Qazaq Bitum را در بر میگیرد و کل تولید ملی قزاقستان را نشان نمیدهد. شرکت Asphaltobeton-1 نیز در این کشور قیر جادهای تولید میکند، اما در آمار ۱۳۵ هزار تنی سه تولیدکننده اصلی قرار نگرفته است. بنابراین این رقم باید بهعنوان برنامه تولید سه عامل اصلی بازار معرفی شود و نه کل تولید قیر کشور.
بیشترین کاهش برنامه به Qazaq Bitum مربوط میشود. این شرکت قصد دارد در اکتبر حدود ۲۵ هزار تن قیر تولید کند، در حالی که برای سپتامبر تولید ۳۰ هزار تن را برنامهریزی کرده بود. تولید واقعی Qazaq Bitum در ماه گذشته حدود ۲۵ هزار و ۸۳ تن ثبت شد و به همین دلیل برنامه اکتبر تقریباً با تولید واقعی سپتامبر برابری میکند، هرچند نسبت به برنامه قبلی کاهش محسوسی را نشان میدهد.
Caspi Bitum برای اکتبر تولید ۶۰ هزار تن را برنامهریزی کرده است و در سپتامبر حدود ۶۰ هزار و ۲۰۰ تن محصول تولید کرده بود. پالایشگاه پاولودار نیز قصد دارد حدود ۵۰ هزار تن قیر تولید کند، در حالی که تولید واقعی سپتامبر آن حدود ۵۱ هزار و ۷۰۰ تن ثبت شده است. مجموع تولید واقعی این سه شرکت در سپتامبر به نزدیک ۱۳۷ هزار تن رسیده بود و در نتیجه برنامه ۱۳۵ هزار تنی اکتبر فقط حدود ۲ هزار تن پایینتر از تولید واقعی ماه گذشته قرار میگیرد.
این مقایسه برداشت دقیقتری از وضعیت بازار ارائه میکند. قزاقستان برنامه رسمی تولید اکتبر را کاهش داده است، اما ارقام فعلی از سقوط شدید عرضه فیزیکی نسبت به ماه قبل خبر نمیدهند. تولیدکنندگان در عمل حجم خود را به سطحی نزدیک میکنند که بازار در سپتامبر جذب کرده است و همزمان با سردتر شدن هوا، فعالیت راهسازی نیز وارد دوره فصلی ضعیفتری میشود.
ساختار قیمت در اکتبر نشانه مهم دیگری از وضعیت بازار ارائه میکند. Caspi Bitum قیمت پیشنهادی خود را در حدود ۱۷۵ هزار تنگه در هر تن با احتساب مالیات و بر مبنای EXW حفظ کرده است. قیمت عمده قیر پاولودار نیز به حدود ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تنگه در هر تن کاهش یافته است، در حالی که دامنه آن در ابتدای سپتامبر حدود ۱۸۰ تا ۲۲۵ هزار تنگه گزارش شده بود.
Qazaq Bitum در مقابل قیمت خود را در محدوده حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ هزار تنگه در هر تن با احتساب مالیات و بر مبنای EXW حفظ کرده است. در نتیجه فاصله میان قیمت ۱۷۵ هزار تنگهای Caspi Bitum و سقف ۲۶۰ هزار تنگهای Qazaq Bitum به حدود ۸۵ هزار تنگه در هر تن میرسد.
این فاصله در مقایسه با قیمت Caspi Bitum به نزدیک ۴۹ درصد میرسد و نشان میدهد بازار قیر جادهای قزاقستان در شرایط فعلی یک قیمت واحد و یکپارچه ندارد. حتی تولیدکنندگانی که محصول آنها برای کاربردهای مشابه راهسازی عرضه میشود میتوانند با اختلاف قیمت بسیار بزرگی در بازار فعالیت کنند.
با این حال این اختلاف را نمیتوان بهتنهایی نشانه قیمتگذاری بیش از حد یک تولیدکننده دانست. ساختار خوراک، موقعیت جغرافیایی کارخانه، فاصله تا مصرفکننده، هزینه حمل، ظرفیت تولید و شرایط تقاضای منطقهای در قزاقستان تفاوت زیادی دارند و هرکدام میتوانند بر قیمت نهایی محصول اثر بگذارند.
Caspi Bitum در منطقه مانگیستاو فعالیت میکند و نفت سنگین و پررزین میدان کاراژانباس را که بازده بالایی از برشهای سنگین ایجاد میکند بهعنوان خوراک اصلی در اختیار دارد. فاصله این کارخانه از بسیاری از مناطق مصرفکننده میتواند هزینه حمل زمینی بالایی ایجاد کند، اما ظرفیت تولید توسعهیافته و ساختار تأمین خوراک آن نیز اقتصاد متفاوتی نسبت به تولیدکنندگان کوچکتر ایجاد میکند.
پالایشگاه پاولودار بخش مهمی از بازارهای شمالی و شرقی کشور را تأمین میکند و در یکی از مجتمعهای اصلی پالایشی قزاقستان فعالیت میکند. کاهش سقف قیمت این پالایشگاه از ۲۲۵ هزار تنگه در ابتدای سپتامبر به حدود ۲۰۰ هزار تنگه در اکتبر نشان میدهد کاهش فصلی تقاضا از هماکنون بر بخشی از بازار فشار نزولی وارد کرده است.
Qazaq Bitum مدل خوراک متفاوتی دارد و برای تولید قیر به گودران یا باقیمانده سنگین پالایشگاهی وابسته است. فعالان بازار اعلام کردهاند در سپتامبر حدود ۱۹ هزار تن گودران وارداتی برای این شرکت ارسال شده است، در حالی که پالایشگاه شیمکنت که در تابستان تولید گودران را آغاز کرده بود در سپتامبر این خوراک را تولید نکرده است.
این وضعیت خوراک میتواند یکی از عوامل تفاوت هزینه تولید باشد، اما اختلاف قیمت فعلی را نمیتوان فقط با یک عامل توضیح داد. هزینه تأمین خوراک، حملونقل، سطح تقاضای منطقهای و اقتصاد هر کارخانه باید همزمان بررسی شوند تا علت کامل اختلاف میان قیمت تولیدکنندگان مشخص شود.
تحلیل سال ۲۰۲۶ نهاد رقابت قزاقستان نیز اهمیت قیمت و موقعیت جغرافیایی را در رفتار خریداران تأیید میکند. این بررسی نشان داده است پیمانکاران در صورت افزایش قیمت تأمینکننده فعلی، آمادگی دارند فروشنده خود را تغییر دهند یا محصول را از منطقه دیگری خریداری کنند. بنابراین اختلاف بزرگ میان قیمت کارخانهها میتواند مسیر واقعی خرید قیر را در داخل کشور تغییر دهد.
در عین حال، تمام گریدهای قیر جادهای را نمیتوان در همه پروژهها جایگزین یکدیگر کرد. شرایط اقلیمی و مشخصات فنی روسازی تعیین میکنند چه گریدی برای هر پروژه مناسب خواهد بود و نهاد رقابت قزاقستان نیز اعلام کرده است گریدهای اصلی قیر از نظر مصرفکننده الزاماً قابل جایگزینی مستقیم نیستند. در نتیجه پایینترین قیمت همیشه به معنی مناسبترین گزینه برای هر پروژه نخواهد بود.
بازار اکتبر را باید همزمان از منظر فصل ساختوساز و تفاوتهای منطقهای بررسی کرد. با سردتر شدن هوا، فعالیت راهسازی در بسیاری از نقاط قزاقستان کاهش پیدا میکند و این روند در مناطق شمالی که زودتر با دمای پایین روبهرو میشوند سریعتر اتفاق میافتد.
کاهش فصلی فعالیت باعث میشود تولیدکنندگان بدون ایجاد کمبود جدی، حجم تولید خود را پایین بیاورند. پیمانکاران نیز در پایان فصل تمایل کمتری به انبار کردن محصولی دارند که ممکن است تا ماههای بعد مورد استفاده قرار نگیرد و همین مسئله تقاضای نقدی را کاهش میدهد.
قزاقستان همچنین با ظرفیت تولید داخلی بسیار بیشتری نسبت به سالهای قبل وارد این دوره فصلی شده است. توسعه Caspi Bitum ظرفیت تولید قیر جادهای این مجموعه را از حدود ۵۰۰ هزار تن به ۷۵۰ هزار تن در سال افزایش داده است و ظرفیت اسمی مجموع چهار تولیدکننده کشور نیز اکنون حدود ۱.۶ میلیون تن در سال برآورد میشود.
نیاز بازار داخلی قزاقستان در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۱ میلیون تن برآورد شده است و در نتیجه ظرفیت نصبشده از نظر اسمی برای پوشش مصرف سالانه کشور کفایت میکند. با این حال میزان واقعی دسترسی به محصول همچنان به تعمیرات کارخانه، تأمین خوراک، حملونقل و تصمیمهای فصلی تولیدکنندگان وابسته باقی میماند.
تقویت ظرفیت داخلی همچنین وابستگی قزاقستان به قیر روسیه را کاهش داده است. پس از توسعه ظرفیتهای داخلی، حجم احتمالی مورد نیاز برای تأمین از روسیه در سال ۲۰۲۶ به حدود ۵۰ هزار تن کاهش یافته است، در حالی که این رقم در سال قبل تا حدود ۵۰۰ هزار تن در نظر گرفته شده بود.
با این حال واردات همچنان میتواند در دورههای اوج تقاضا یا اختلال موقت در کارخانههای داخلی نقش تعادلی ایفا کند. قیر روسیه و خوراک وارداتی در مواقع تعمیرات پالایشگاه یا زمانی که تقاضای یک منطقه از عرضه نزدیکترین کارخانه بیشتر میشود میتوانند بخشی از کمبود کوتاهمدت را جبران کنند.
بنابراین کاهش برنامه اکتبر نشانه بازگشت قزاقستان به وابستگی ساختاری به واردات محسوب نمیشود. دادههای فعلی بیشتر نشان میدهند تولیدکنندگان به چرخه فصلی تقاضا واکنش نشان دادهاند و نه اینکه کشور با کمبود ظرفیت داخلی روبهرو شده باشد.
در مقابل، اختلاف قیمت تولیدکنندگان احتمالاً از کاهش محدود تولید اهمیت بیشتری برای خریداران خواهد داشت. اگر Caspi Bitum در محدوده ۱۷۵ هزار تنگه باقی بماند و Qazaq Bitum همچنان بین ۲۵۰ تا ۲۶۰ هزار تنگه قیمتگذاری کند، خریداران بیش از گذشته هزینه کامل خرید و انتقال محصول از یک منطقه به منطقه دیگر را مقایسه خواهند کرد.
اختلاف ۸۵ هزار تنگهای در قیمت کارخانه میتواند بخش بزرگی از هزینه حمل داخلی را پوشش دهد و هنوز محصول ارزانتر را رقابتی نگه دارد. با این حال فاصله جغرافیایی، دسترسی به تانکرهای گرمشونده یا واگن مناسب و الزامات فنی گرید میتوانند امکان استفاده از این اختلاف را محدود کنند.
در نتیجه تفاوت قیمت میتواند جریانهای تازهای از تجارت داخلی ایجاد کند. پیمانکاری که در نزدیکی یک تولیدکننده گرانتر فعالیت میکند ممکن است در صورتی که اختلاف قیمت هزینه حمل اضافی را جبران کند، خرید از منطقه دیگری را اقتصادیتر بداند.
کاهش بیشتر تقاضا در ادامه اکتبر و ماه نوامبر میتواند این فاصله قیمت را نیز تغییر دهد. پاولودار هماکنون سقف قیمت خود را کاهش داده است و Caspi Bitum نرخ فعلی را ثابت نگه داشته است، اما Qazaq Bitum با وجود کاهش برنامه تولید هنوز قیمت سپتامبر را حفظ کرده است.
اگر تقاضا باز هم ضعیفتر شود، یکی از مهمترین پرسشها این خواهد بود که Qazaq Bitum قیمت خود را کاهش میدهد یا برای حفظ نرخ فعلی، تولید را بیشتر محدود میکند. پاسخ به این موضوع میزان انعطاف تولیدکنندگان قزاقستان در برابر پایان فصل راهسازی را روشنتر خواهد کرد.
تفاوت میان برنامه تولید و خروجی واقعی نیز باید همچنان دنبال شود. سپتامبر نشان داده است که برنامه رسمی لزوماً با تولید نهایی برابر نمیشود؛ Qazaq Bitum بهجای برنامه ۳۰ هزار تنی حدود ۲۵ هزار تن تولید کرده است، در حالی که Caspi Bitum اندکی از برنامه خود عبور کرده و پاولودار نیز حدود ۵۱ هزار و ۷۰۰ تن تولید کرده است.
بنابراین رقم ۱۳۵ هزار تن اکتبر باید فعلاً بهعنوان برنامه تولید در نظر گرفته شود و نه خروجی فیزیکی تأییدشده. تنها پس از پایان ماه میتوان مشخص کرد کاهش واقعی تولید نسبت به سپتامبر تا چه اندازه رخ داده است.
برای بازار منطقهای آسیای مرکزی نیز افزایش ظرفیت داخلی قزاقستان میتواند در ادامه اهمیت پیدا کند. اگر تقاضای داخلی در دوره زمستان سریعتر از تولید کاهش یابد، بعضی تولیدکنندگان ممکن است انگیزه بیشتری برای یافتن بازارهای جایگزین پیدا کنند، اما میزان واقعی صادرات به لجستیک، شرایط تجاری و مشخصات فنی بازارهای مقصد وابسته خواهد بود.
در شرایط فعلی هیچ دادهای تأیید نمیکند کاهش برنامه اکتبر بهتنهایی مازاد بزرگ صادراتی ایجاد خواهد کرد. پیام اصلی فعلاً به بازار داخلی مربوط میشود؛ تولید با کاهش فصلی تقاضا هماهنگ میشود، اما اختلاف قیمت میان تولیدکنندگان در سطح بسیار بالایی باقی مانده است.
مهمترین شاخصهای هفتههای آینده شامل تولید واقعی اکتبر، برنامه تولید نوامبر، تغییر قیمتها در دامنه ۱۷۵ تا ۲۶۰ هزار تنگه، واردات قیر و گودران روسیه و سرعت کاهش فعالیت راهسازی در مناطق مختلف کشور خواهند بود.
بازار اکتبر در شرایط فعلی نشانهای از کمبود فیزیکی سراسری قیر در قزاقستان نشان نمیدهد. این بازار با ظرفیت نصبشده کافی، کاهش محدود برنامه تولید و اختلاف بسیار زیاد میان قیمت کارخانهها وارد دوره فصلی ضعیفتر شده است.
برای خریداران، مسئله اصلی در نتیجه ممکن است کمتر به این سؤال مربوط باشد که قزاقستان قیر کافی دارد یا خیر و بیشتر به این موضوع وابسته شود که ارزانترین محصول در کدام منطقه قرار دارد و انتقال آن تا محل پروژه چه هزینهای ایجاد میکند. با ضعیفتر شدن تقاضای فصلی، ترکیب قیمت تولیدکننده و هزینه لجستیک میتواند نقش تعیینکنندهتری در بازار فیزیکی قیر قزاقستان ایفا کند.
