نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

عربستان ظرفیت صادرات نفت از طریق خطوط لوله را تا ۱۰ میلیون بشکه در روز هدف‌گذاری کرد؛ راهبرد دور زدن هرمز گسترش می‌یابد

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، عربستان سعودی قصد دارد طی دو تا سه سال آینده ظرفیت صادرات نفت خام از طریق خطوط لوله را به حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند و توان خود برای انتقال نفت بدون وابستگی به تنگه هرمز را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. این برنامه تبدیل موقت یکی از خطوط انتقال گاز به مسیر حمل نفت خام و توسعه خط لوله شرق–غرب و ایستگاه‌های پمپاژ مرتبط با آن را شامل می‌شود و می‌تواند نحوه مدیریت ریسک صادرات عربستان را در دوره‌های طولانی اختلال در خلیج فارس تغییر دهد.

عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان، اعلام کرده است این کشور می‌تواند با تبدیل موقت یک خط لوله گاز به مسیر انتقال نفت خام، ظرف هفت تا هشت هفته حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز به ظرفیت صادرات نفت از طریق خطوط لوله اضافه کند. این خط فقط تا ماه مه ۲۰۲۷ برای نفت مورد استفاده قرار خواهد گرفت و پس از آن باید پاک‌سازی شود و پیش از آغاز فصل تابستان دوباره به انتقال گاز اختصاص پیدا کند.

بنابراین افزایش اولیه ۱.۲ میلیون بشکه‌ای را باید یک راهکار موقت برای شرایط اضطراری دانست و نباید آن را ظرفیت دائمی جدید شبکه نفت خام در نظر گرفت. اهمیت این اقدام بیشتر در سرعت اجرای آن قرار دارد، زیرا عربستان می‌تواند طی چند هفته انعطاف بیشتری برای انتقال زمینی نفت ایجاد کند و وابستگی بخشی از صادرات خود به شرایط ناامن خلیج فارس را کاهش دهد.

برنامه بلندمدت ابعاد بسیار بزرگ‌تری دارد. عربستان اعلام کرده است با سرمایه‌گذاری بیشتر در ایستگاه‌های پمپاژ و سایر زیرساخت‌های مرتبط می‌تواند در مجموع تا ۳ میلیون بشکه در روز به ظرفیت انتقال فعلی اضافه کند و در نهایت ظرفیت صادرات نفت از طریق شبکه خطوط لوله را طی دو تا سه سال آینده به حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند.

هدف ۱۰ میلیون بشکه‌ای را نباید به معنی صادرات روزانه قطعی ۱۰ میلیون بشکه نفت از طریق خطوط لوله دانست. این رقم ظرفیت بالقوه انتقال را نشان می‌دهد و حجم واقعی جریان به میزان تولید نفت خام، تقاضای مشتریان، ظرفیت پایانه‌ها، نیاز پالایشگاه‌های داخلی، تعمیرات و شرایط امنیتی وابسته خواهد ماند.

عربستان هم‌اکنون یکی از مهم‌ترین مسیرهای جایگزین هرمز را از طریق خط لوله شرق–غرب در اختیار دارد که مناطق تولید نفت در شرق کشور را به ینبع در ساحل دریای سرخ متصل می‌کند. آرامکو در اوایل سال ۲۰۲۶ اعلام کرده بود این خط در سه‌ماهه نخست به حداکثر ظرفیت حدود ۷ میلیون بشکه در روز رسیده است و شرکت برای مقابله با محدودیت‌های عبور از هرمز جریان نفت به سمت غرب را به‌شدت افزایش داده است.

در نتیجه خط شرق–غرب در جریان بحران سال ۲۰۲۶ از یک مسیر پشتیبان راهبردی به یکی از اجزای اصلی عملیات صادرات عربستان تبدیل شده است. تا ششم اکتبر نیز جریان نفت در این مسیر به حدود ۵.۸ میلیون بشکه رسیده بود و در دوره‌های شدید اختلال، عربستان حدود ۴ میلیون بشکه در روز نفت خام را از مسیر غربی هدایت کرده بود.

افزایش ظرفیت شبکه تا ۱۰ میلیون بشکه در روز می‌تواند مقدار بسیار بیشتری از نفت عربستان را بدون عبور از هرمز به سمت ساحل غربی منتقل کند. اگر این برنامه اجرا شود، ریاض می‌تواند بر اساس وضعیت امنیت، هزینه حمل و نیاز مشتریان، نفت را با انعطاف بیشتری میان پایانه‌های خلیج فارس و دریای سرخ توزیع کند.

این راهبرد یکی از مهم‌ترین درس‌های بحران ۲۰۲۶ را منعکس می‌کند؛ ظرفیت تولید به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که نفت بتواند به بازار جهانی برسد. عربستان ممکن است نفت کافی در میدان‌های خود تولید کند، اما برای صادرات همچنان به یک مسیر ایمن و قابل استفاده نیاز دارد. به همین دلیل خطوط لوله اکنون از یک زیرساخت داخلی ساده به یک دارایی راهبردی برای امنیت صادرات تبدیل شده‌اند.

این تفاوت زمانی آشکارتر شد که عبور کشتی‌ها از خلیج فارس در ماه‌های گذشته با اختلال روبه‌رو شد. تولیدکنندگان برای حفظ صادرات مجبور شدند بیشتر از خطوط لوله، ذخایر، انتقال کشتی‌به‌کشتی و نقاط بارگیری جایگزین استفاده کنند و همین سازگاری‌ها اگرچه حجم فیزیکی صادرات را بازیابی کردند، هزینه و پیچیدگی عملیات را نیز افزایش دادند.

بازیابی صادرات عربستان در سپتامبر اهمیت این انعطاف را نشان داد. صادرات نفت خام کشور در این ماه به حدود ۶.۶ میلیون بشکه در روز افزایش یافت و عربستان توانست با ترکیبی از مسیرهای خلیج فارس و مسیرهای جایگزین بخش بزرگی از جریان صادرات خود را بازیابی کند. نفت عربستان نیز دوباره در بازار نقدی آسیا عرضه شد و پالایشگاه‌ها برای تأمین خوراک مطمئن‌تر به خرید آن روی آوردند.

با این حال انتقال نفت به ساحل دریای سرخ تمام ریسک دریایی را حذف نمی‌کند و فقط بخشی از آن را به مسیر دیگری منتقل می‌کند. نفتی که از شرق عربستان به ینبع می‌رسد همچنان باید برای بیشتر مشتریان خارجی در نفتکش بارگیری شود و از مسیر دریای سرخ به بازار مقصد حرکت کند.

این محدودیت با افزایش ناامنی در دریای سرخ اهمیت بیشتری پیدا کرده است. نرخ پیشنهادی حق‌بیمه ریسک جنگ برای نفتکش‌های مرتبط با عربستان که به ینبع مراجعه می‌کنند در سپتامبر به حدود ۳ درصد ارزش کشتی افزایش یافت و در برخی بنادر جنوبی‌تر عربستان نرخ‌های بالاتری نیز مطرح شد. حملات به زیرساخت‌های عربستان همچنین در سپتامبر برای مدتی خط شرق–غرب را متوقف کردند و عملیات بارگیری در ینبع را با تأخیر روبه‌رو کردند.

خط لوله پس از حملات پهپادی دوباره راه‌اندازی شد و جریان نفت به‌تدریج به سطح بالا بازگشت. همین رویداد نشان داد دور زدن هرمز از طریق خشکی وابستگی به یک گلوگاه دریایی را کاهش می‌دهد، اما زیرساخت انتقال همچنان می‌تواند در برابر حملات موشکی، پهپادی یا آسیب مستقیم آسیب‌پذیر باقی بماند.

بنابراین راهبرد عربستان را باید متنوع‌سازی مسیر صادرات دانست و نه حذف کامل ریسک. توسعه خط شرق–غرب می‌تواند وابستگی به هرمز را کاهش دهد، اما محموله‌های بارگیری‌شده در ینبع همچنان به شرایط امنیتی دریای سرخ، دسترسی به نفتکش، هزینه بیمه و وضعیت باب‌المندب وابسته خواهند ماند.

این تفاوت در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا کرده است که هزینه حمل و بیمه در بازار انرژی به سطوح بسیار بالایی رسیده است. وزیران انرژی در نشست‌های ماه اکتبر ریاض اعلام کرده‌اند هزینه حمل و بیمه در برخی جریان‌های انرژی به بیش از یک‌سوم ارزش خود کالا رسیده است و همین وضعیت نشان می‌دهد حتی در صورت وجود نفت فیزیکی، لجستیک می‌تواند اقتصاد صادرات را به‌شدت تغییر دهد.

شبکه‌ای با ظرفیت ۱۰ میلیون بشکه در روز در نتیجه اختیار عملیاتی بسیار بیشتری در اختیار عربستان قرار خواهد داد. اگر هرمز ناامن‌تر یا گران‌تر شود، ریاض می‌تواند نفت بیشتری به سمت غرب منتقل کند و اگر شرایط دریای سرخ نامطلوب‌تر شود، امکان تنظیم دوباره جریان میان مسیرهای مختلف را در اختیار خواهد داشت.

این انعطاف حتی پس از کاهش تنش‌های فعلی نیز می‌تواند ارزش راهبردی خود را حفظ کند. وجود چند مسیر صادراتی می‌تواند وابستگی عربستان به یک آبراه را کمتر کند و در مذاکره با مالکان کشتی، شرکت‌های بیمه و خریداران موقعیت قوی‌تری در اختیار این کشور قرار دهد.

توسعه مسیر غربی همچنین می‌تواند اقتصاد صادرات نفت عربستان به آسیا را تغییر دهد. محموله‌ای که در ینبع بارگیری می‌شود مسیر دریایی متفاوتی نسبت به نفتی دارد که از رأس تنوره یا سایر پایانه‌های خلیج فارس حرکت می‌کند و وضعیت دریای سرخ می‌تواند هزینه نهایی آن را افزایش یا کاهش دهد. بنابراین کوتاه شدن بخش زمینی وابستگی به هرمز الزاماً به معنی ارزان‌تر شدن کل مسیر صادرات نخواهد بود.

به همین دلیل ظرفیت خط لوله به‌تنهایی تعیین نمی‌کند کدام مسیر اقتصادی‌تر خواهد بود. هزینه انتقال نفت در داخل عربستان، هزینه پایانه، دسترسی به کشتی، حق‌بیمه ریسک جنگ و فاصله دریایی تا پالایشگاه مقصد باید هم‌زمان محاسبه شوند.

این برنامه از نظر امنیت انرژی منطقه نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا عربستان یکی از معدود تولیدکنندگان خلیج فارس است که توان انتقال چند میلیون بشکه در روز نفت بدون عبور از هرمز را در اختیار دارد. امارات نیز از طریق فجیره مسیر جایگزین مهمی ایجاد کرده است، اما بخش بزرگی از صادرات سایر تولیدکنندگان منطقه همچنان به تنگه هرمز وابسته باقی مانده است.

اگر عربستان ظرفیت خط لوله خود را به حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند، فاصله میان تولیدکنندگانی که زیرساخت بزرگ دور زدن هرمز دارند و کشورهایی که صادرات آنها همچنان به این تنگه وابسته است بیشتر خواهد شد. ادامه بحران فعلی یا وقوع اختلال‌های مشابه در آینده می‌تواند اهمیت این تفاوت را بیشتر کند.

برای بازار قیر با این حال باید اثر این برنامه را با احتیاط بیشتری بررسی کرد. هدف ۱۰ میلیون بشکه در روز به ظرفیت انتقال نفت خام مربوط می‌شود و مسیر صادرات ۱۰ میلیون بشکه‌ای برای قیر ایجاد نمی‌کند.

قیر جاده‌ای را نمی‌توان مانند نفت خام وارد خط شرق–غرب کرد و از همان مسیر صادر کرد. قیر برای جابه‌جایی به دمای مناسب، مخازن گرم‌شونده، خطوط انتقال عایق، تجهیزات ویژه بارگیری و کشتی تخصصی یا امکانات بسته‌بندی نیاز دارد و به همین دلیل زیرساخت نفت خام به‌تنهایی مسیر جایگزین تجاری برای صادرات قیر ایجاد نمی‌کند.

رسیدن یک خط نفت خام به ینبع نیز به‌خودی‌خود به معنی ایجاد کریدور صادرات قیر از دریای سرخ نیست. برای چنین مسیری باید تولید مناسب قیر در پالایشگاه، مخازن گرم‌شونده، تجهیزات انتقال اختصاصی، تأسیسات بارگیری و دسترسی به کشتی‌های تخصصی قیر یا عملیات بسته‌بندی در ساحل غربی وجود داشته باشد.

اثر غیرمستقیم این توسعه با این حال می‌تواند در آینده اهمیت پیدا کند. انعطاف بیشتر در انتقال نفت خام می‌تواند نحوه تأمین خوراک پالایشگاه‌های عربستان را در زمان بحران تغییر دهد و نوع نفت ورودی یا نرخ بهره‌برداری برخی پالایشگاه‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. چنین تغییراتی می‌توانند در مرحله بعد بر حجم باقی‌مانده‌های سنگین مورد استفاده در تولید قیر اثر بگذارند.

این ارتباط را نباید بیش از حد قطعی دانست. افزایش ظرفیت انتقال نفت خام به‌طور خودکار تولید قیر را افزایش نمی‌دهد، زیرا طراحی پالایشگاه، اقتصاد باقی‌مانده تقطیر در خلأ، فعالیت واحدهای تبدیل عمیق و حاشیه سود سایر فرآورده‌ها تعیین خواهند کرد که جریان‌های سنگین در نهایت به قیر تبدیل شوند یا برای تولید فرآورده‌های دیگر مورد استفاده قرار گیرند.

برای بازار گسترده‌تر قیر خلیج فارس، مهم‌ترین پیام این خبر در نتیجه به تفاوت لجستیکی نفت خام و قیر مربوط می‌شود. بحران ۲۰۲۶ نشان داده است عربستان می‌تواند میلیون‌ها بشکه نفت خام را از طریق خشکی به ینبع منتقل کند، در حالی که قیر همچنان به زیرساخت تولید، ذخیره‌سازی و حمل تخصصی بسیار محدودتری وابسته باقی می‌ماند.

اگر عربستان موفق شود یک کریدور نفت خام ۱۰ میلیون بشکه‌ای ایجاد کند، بازار نفت در برابر اختلال هرمز مقاومت فیزیکی بسیار بیشتری به دست خواهد آورد، اما بازار قیر بدون توسعه هم‌زمان زیرساخت پایین‌دستی همچنان وابستگی بیشتری به مسیرهای تخصصی صادرات در خلیج فارس خواهد داشت.

این برنامه همچنین نشان می‌دهد باید میان اعلام ظرفیت و جریان واقعی صادرات تفاوت گذاشت. افزایش موقت ۱.۲ میلیون بشکه‌ای به هفت تا هشت هفته زمان نیاز دارد و هدف ۱۰ میلیون بشکه‌ای نیز به سرمایه‌گذاری و دو تا سه سال توسعه وابسته است. بنابراین هیچ‌یک از این ارقام را نباید ظرفیت عملیاتی کامل امروز عربستان تلقی کرد.

در هفته‌های آینده باید زمان تکمیل تبدیل موقت خط گاز، حجم واقعی نفتی که از آن عبور خواهد کرد، تصمیم‌های سرمایه‌گذاری برای ایستگاه‌های پمپاژ خط شرق–غرب، میزان استفاده از پایانه ینبع و ادامه یا کاهش جریان بالای نفت به سمت ساحل غربی را دنبال کرد.

شرایط امنیتی دریای سرخ نیز به همان اندازه اهمیت خواهد داشت. اگر نرخ بیمه در سطح بالا باقی بماند یا حملات به زیرساخت‌ها ادامه پیدا کنند، بخشی از مزیت اقتصادی ظرفیت بیشتر خطوط لوله پس از رسیدن نفت به ساحل غربی با افزایش هزینه کشتی و حفاظت از محموله کاهش خواهد یافت.

برای قیر باید شاخص‌های متفاوتی بررسی شوند. هرگونه سرمایه‌گذاری در مخازن گرم‌شونده یا تأسیسات بارگیری قیر در ساحل دریای سرخ، تغییر واقعی تولید قیر پالایشگاه‌های عربستان، افزایش فعالیت کشتی‌های تخصصی از ینبع و شواهد مربوط به انتقال صادرات قیر به بنادر غربی می‌توانند اهمیت مستقیم‌تری برای بازار ایجاد کنند.

تا زمانی که چنین زیرساختی توسعه پیدا نکند، هدف ۱۰ میلیون بشکه‌ای عربستان باید در درجه نخست یک راهبرد بزرگ برای امنیت صادرات نفت خام در نظر گرفته شود و نه یک مسیر تازه برای صادرات قیر.

با این حال پیام گسترده‌تر خبر اهمیت زیادی دارد. عربستان دیگر اختلال هرمز را فقط یک مشکل موقت کشتیرانی تلقی نمی‌کند و برای ایجاد زیرساختی برنامه‌ریزی می‌کند که بتواند در بلندمدت وابستگی صادرات نفت خام این کشور به تنگه را کاهش دهد.

اگر برنامه کامل اجرا شود، عربستان می‌تواند از بحران فعلی با یک شبکه بسیار بزرگ‌تر برای انتقال زمینی نفت خام و انعطاف بیشتر میان سواحل شرقی و غربی خود خارج شود. این تحول مقاومت ساختاری صادرات نفت خام را افزایش خواهد داد، اما اثر آن بر بازار قیر تا زمانی که زیرساخت تخصصی پایین‌دستی در مسیر غربی توسعه پیدا نکند غیرمستقیم باقی خواهد ماند.