به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، شرکت دولتی Ceylon Petroleum Corporation سریلانکا برای تأمین دو محموله قیر ۶۰/۷۰ وارد بازار خرید شده و در مجموع بهصورت اسمی ۱۰ هزار تن محصول برای تحویل در فاصله ۱۵ اکتبر تا ۱۵ نوامبر ۲۰۲۶ درخواست کرده است. این خرید در قالب دو محموله ۵ هزار تنی انجام میشود که هر کدام دارای تلورانس ±۵ درصد هستند و CPC همچنین اعلام کرده برنامههای تحویل زودتر مطلوب بوده و در ارزیابی پیشنهادها مورد توجه مثبت قرار خواهند گرفت.
فرآیند نخست با شماره DPA/02/2026 برای دریافت پیشنهادها تا ۱۶ سپتامبر تعیین شده بود و دومین خرید با شماره DPA/03/2026 در ۲۲ سپتامبر ساعت ۱۳ به وقت سریلانکا بسته شد. صفحه رسمی مناقصات CPC نیز DPA/03/2026 را بهعنوان دعوت برای ارائه پیشنهاد مستقیم جهت تأمین قیر ۶۰/۷۰ ثبت کرده و نشان میدهد دومین مرحله خرید در نیمه دوم سپتامبر وارد فرآیند بررسی پیشنهادها شده است.
در مجموع دو محموله، حجم اسمی خرید به ۱۰ هزار تن میرسد. با توجه به تلورانس ±۵ درصد برای هر محموله ۵ هزار تنی، در صورتی که دامنه مجاز هر دو قرارداد بهطور کامل مورد استفاده قرار گیرد، حجم نهایی میتواند از حدود ۹۵۰۰ تا ۱۰۵۰۰ تن متغیر باشد. با این حال این عدد هنوز نباید بهعنوان واردات قطعی سریلانکا گزارش شود، زیرا در منابع عمومی بررسیشده هنوز نام تأمینکننده برنده، قیمت نهایی قرارداد یا تأیید تحویل محمولهها منتشر نشده است.
با وجود این، خود فرآیند خرید یک نشانه مستقیم از تقاضای فیزیکی بازار قیر جنوب آسیا محسوب میشود. برخلاف یک برنامه کلی عمرانی یا بودجه پیشبینیشده برای راهسازی، در اینجا خریدار دولتی، گرید محصول، مقدار مورد نیاز و بازه زمانی تحویل مشخص شده است و صادرکنندگان میتوانند پیشنهاد خود را بر اساس موجودی واقعی محصول، هزینه حمل، زمان بارگیری و شرایط تحویل در کلمبو تنظیم کنند.
تأکید CPC بر مطلوب بودن تحویل زودتر نیز قابل توجه است. این عبارت بهتنهایی ثابت نمیکند سریلانکا با کمبود موجودی قیر مواجه شده و در اطلاعات عمومی موجود نیز شواهدی درباره اتمام ذخایر CPC دیده نمیشود، اما نشان میدهد زمان تحویل در ارزیابی خرید اهمیت دارد و پیشنهادهایی که بتوانند محصول را زودتر از پایان بازه تعیینشده وارد کشور کنند ممکن است موقعیت بهتری داشته باشند.
CPC در طول سال ۲۰۲۶ نیز در بازار قیر ۶۰/۷۰ فعال بوده است و بنابراین خرید سپتامبر را نباید نخستین خرید قیر این کشور در سال جاری معرفی کرد. در یک مناقصه قبلی با شماره AS/05/2026، این شرکت برای خرید ۵ هزار تن ±۵ درصد قیر ۶۰/۷۰ با تحویل در کلمبو تا حداکثر ۳۱ ژوئیه اقدام کرده بود و این موضوع نشان میدهد خرید در بستههای ۵ هزار تنی پیشتر نیز در برنامه تأمین CPC استفاده شده است.
اسناد مناقصه قبلی همچنین نشان میدهد CPC در خرید قیر جزئیات تجاری دقیقی را مطالبه میکند. در AS/05/2026، محصول بهصورت قیر ۶۰/۷۰ بشکهای در کانتینرهای ۲۰ فوت و بر مبنای CIF Colombo درخواست شده بود و فروشنده باید علاوه بر قیمت نهایی، اجزایی مانند قیمت FOB، هزینه حمل، بیمه و کمیسیون احتمالی نماینده محلی را نیز مشخص میکرد. با این حال اطلاعات عمومی فعلی درباره خریدهای DPA/02/2026 و DPA/03/2026 برای نتیجهگیری قطعی درباره اینکه بستهبندی و شرایط تجاری جدید دقیقاً مشابه مناقصه قبلی است کافی نیست و نباید شرایط خرید ژوئیه بهطور خودکار به مناقصه جدید تعمیم داده شود.
اسناد فنی CPC برای خریدهای ۶۰/۷۰ در سال ۲۰۲۶ نیز مشخصات کیفیتی این محصول را با جزئیات تعیین کردهاند. بر اساس این اسناد، میزان نفوذ قیر در دمای ۲۵ درجه سانتیگراد باید در محدوده ۶۰ تا ۷۰ باشد، نقطه نرمی بین ۴۸ تا ۵۶ درجه سانتیگراد قرار گیرد، وزن مخصوص در محدوده ۱.۰۱ تا ۱.۰۶ باشد و نقطه اشتعال حداقل ۲۳۲ درجه سانتیگراد تعیین شده است؛ الزامات دیگری نیز برای حلالیت، شکلپذیری و رفتار محصول پس از حرارت وجود دارد.
CPC همچنین تصریح کرده قیر باید از فرآیند پالایش نفت به دست آمده، از نظر مشخصات یکنواخت باشد و هنگام گرم شدن تا ۱۷۷ درجه سانتیگراد کف نکند. این شرایط نشان میدهد مناقصه دولتی ۶۰/۷۰ صرفاً خرید هر نوع بایندر جادهای نیست و تأمینکننده باید بتواند محصولی مطابق مشخصات فنی مورد نظر CPC ارائه دهد و مدارک لازم برای کیفیت و مقدار محموله را نیز فراهم کند.
گرید ۶۰/۷۰ همچنان یکی از مواد مشخصشده برای بخش راهسازی سریلانکا است. اسناد رسمی نرخهای عمرانی سال ۲۰۲۶ در استانهای این کشور همچنان به قیر ۶۰/۷۰ برای پروژههای راه و کارخانههای آسفالت اشاره میکنند و هم نمونههای بشکهای و هم قیر فله ۶۰/۷۰ در فهرست مواد مصرفی پروژهها دیده میشود. بنابراین خرید اخیر CPC مستقیماً به زنجیره تأمین قیر جادهای و تولید مخلوط آسفالتی مربوط است و یک خرید عمومی فرآورده نفتی محسوب نمیشود.
اهمیت خرید ۱۰ هزار تنی همچنین از ساختار بازار سریلانکا ناشی میشود؛ بازاری که هزینه جایگزینی محصول وارداتی در آن به شرایط بینالمللی و کشتیرانی حساس است. فروشنده برای ارائه پیشنهاد رقابتی باید علاوه بر قیمت قیر در مبدأ، هزینه حمل، بیمه، دسترسی به فضای حمل، زمان حرکت و هزینههای مرتبط با ورود محصول به کلمبو را در نظر بگیرد.
تقسیم خرید به دو محموله ۵ هزار تنی نیز انعطاف بیشتری نسبت به یک محموله واحد ۱۰ هزار تنی ایجاد میکند. این ساختار میتواند ریسک وابستگی به یک تاریخ بارگیری را کاهش دهد و امکان ورود محصول در دو مقطع متفاوت از بازه اکتبر تا نوامبر را فراهم کند، ضمن اینکه فروشندگانی که قادر به تأمین ۵ هزار تن هستند ولی در کوتاهمدت ۱۰ هزار تن در اختیار ندارند نیز میتوانند در فرآیند خرید حضور داشته باشند.
با این حال نباید نتیجه گرفت که CPC الزاماً قصد دارد دو محموله را از دو شرکت متفاوت خریداری کند. ممکن است یک فروشنده هر دو بخش را تأمین کند یا قرارداد میان دو تأمینکننده تقسیم شود و تصمیم نهایی به پیشنهادهای دریافتی، شرایط تجاری و ارزیابی CPC بستگی خواهد داشت. تا زمان اعلام نتیجه مناقصه، کشور مبدأ و هویت فروشنده همچنان نامشخص است.
بازه تحویل برای صادرکنندگان منطقه نیز اهمیت زیادی دارد. تأمینکنندهای که قصد دارد محصول را در بخش ابتدایی بازه ۱۵ اکتبر تا ۱۵ نوامبر تحویل دهد باید موجودی قیر، آمادهسازی محموله، فضای حمل و زمان لازم برای رسیدن به کلمبو را در فاصله نسبتاً کوتاهی هماهنگ کند و در چنین شرایطی دسترسی فوری به محصول و اطمینان از برنامه حمل میتواند به اندازه قیمت FOB اهمیت داشته باشد.
این مسئله در شرایط فعلی بازار کشتیرانی منطقه اهمیت بیشتری پیدا میکند، هرچند بازار حمل قیر را نباید مستقیماً با بازار نفتکشهای بزرگ نفت خام یکسان دانست. نوسان هزینههای دریایی و تغییر برنامه حرکت کشتیها میتواند بر قیمت نهایی تحویلی قیر در کلمبو اثر بگذارد و فروشندهای که قیمت پایینتری در مبدأ دارد لزوماً ارزانترین پیشنهاد نهایی را ارائه نخواهد کرد.
برای مثال، تفاوت در هزینه حمل، بیمه، زمان سفر و ریسک تأخیر میتواند مزیت یک قیمت FOB پایینتر را از بین ببرد. از طرف دیگر، تأمینکنندهای که محصول را کمی گرانتر عرضه میکند اما توانایی تحویل مطمئنتر و سریعتر دارد ممکن است در خریدی که CPC صراحتاً تحویل زودتر را مطلوب دانسته، همچنان رقابتی باقی بماند.
از منظر بازار، این خرید شاخص قویتری از تقاضا نسبت به حرکت هفتگی قیمتها ارائه میدهد. ارزیابیهای قیمتی نشان میدهند هزینه جایگزینی محصول در چه محدودهای قرار دارد، اما مناقصه دولتی وجود یک خریدار واقعی را نشان میدهد که برای حجم و تاریخ مشخص وارد بازار شده است. برای صادرکنندگانی که تقاضای جنوب آسیا را دنبال میکنند، این دو خرید نشانه مستقیم تقاضا برای محمولههای سهماهه چهارم محسوب میشود.
هنوز برای نتیجهگیری درباره اثر این خرید بر قیمت قیر کلمبو زود است. تقاضای اسمی ۱۰ هزار تنی میتواند از بازار منطقه حمایت کند، اما نتیجه قیمت به تعداد فروشندگان واجد شرایط، قیمت قیر در مبدأ، هزینه حمل و شرایطی که CPC در نهایت میپذیرد بستگی دارد و هنوز قیمت نهایی قرارداد منتشر نشده است.
خرید قبلی با تحویل تا پایان ژوئیه نیز نشان میدهد CPC در طول سال چند مرحله برای تأمین ۶۰/۷۰ وارد بازار شده است. بنابراین فرآیند سپتامبر منطقیتر است که بهعنوان ادامه برنامه تأمین و تجدید موجودی قیر جادهای دیده شود، نه یک خرید اضطراری؛ مگر آنکه بعداً اطلاعاتی درباره کاهش شدید ذخایر یا نیاز فوری منتشر شود.
کشور مبدأ محمولهها نیز یکی از مهمترین اطلاعات مرحله بعد خواهد بود. سریلانکا در گذشته از چند منبع بینالمللی قیر ۶۰/۷۰ دریافت کرده، اما اطلاعیه فعلی CPC کشور خاصی را بهعنوان منبع ترجیحی اعلام نمیکند و انتخاب نهایی باید بر اساس انطباق مشخصات، قیمت تحویلی، زمانبندی و ارزیابی تجاری انجام شود.
برای بازار منطقهای، ارزش اصلی خبر در شفاف بودن تقاضا است. یک خریدار دولتی برای دو محموله مشخص ۶۰/۷۰ در یک بازه زمانی نسبتاً محدود وارد بازار شده و این اتفاق درست در دورهای رخ میدهد که صادرکنندگان باید هزینه حمل و موجودی قابل عرضه برای ماههای اکتبر و نوامبر را مدیریت کنند.
مرحله بعدی که باید دنبال شود نتیجه خرید است. اعلام نام فروشنده، کشور مبدأ، حجم نهایی و قیمت قرارداد مشخص خواهد کرد آیا این خرید صرفاً ادامه روند معمول تأمین CPC بوده یا شرکت برای تضمین تحویل سریعتر ناچار به پذیرش هزینه بالاتری شده است. پس از آن نیز دادههای واقعی حمل میتواند نشان دهد آیا کل حجم اسمی ۱۰ هزار تن یا مقداری در محدوده تلورانس قرارداد واقعاً وارد سریلانکا شده است.
در شرایط فعلی، دقیقترین برداشت این است که CPC برای تأمین اسمی ۱۰ هزار تن قیر ۶۰/۷۰ با تحویل اکتبر تا نوامبر وارد بازار شده و تحویل زودتر را نیز ترجیح داده است، اما این حجم هنوز نباید بهعنوان ۱۰ هزار تن واردات قطعی گزارش شود. تفاوت میان حجم درخواستشده، حجم قرارداد نهایی و مقدار واقعی تحویلشده مشخص خواهد کرد اثر واقعی این خرید بر بازار قیر سریلانکا و منطقه تا چه اندازه است.
