نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

مسیر بانیاس عراق برای نفت کوره باز شده است؛ آیا قیر محموله بعدی خواهد بود؟

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، مسیر صادراتی جدید عراق از خاک سوریه، از یک اقدام اضطراری فراتر رفته و به مسیری عملیاتی برای دسترسی به دریای مدیترانه تبدیل شده است. نفت کوره عراق اکنون با کامیون از سوریه عبور می‌کند، در بندر بانیاس (Baniyas) ذخیره می‌شود و سپس برای ارسال به بازارهای مدیترانه و مناطق دورتر، در نفتکش‌ها بارگیری می‌شود. این مسیر زمانی ایجاد شد که اختلال شدید در کشتیرانی خلیج فارس، وابستگی عراق به پایانه‌های جنوبی و تنگه هرمز را آشکار کرد. فعالیت اولیه این مسیر هنوز بانیاس را به یک مرکز صادرات قیر تبدیل نکرده است، اما پرسشی عملی را برای بازار مصالح راه‌سازی مطرح می‌کند: آیا همین مسیر در آینده می‌تواند برای صادرات قیر عراق نیز مورد استفاده قرار گیرد؟

نخستین کاروان‌های کامیونی در اوایل آوریل ۲۰۲۶ از گذرگاه التنف (Al-Tanf) وارد سوریه شدند. نخستین محموله نفت کوره در اواخر همان ماه در بانیاس بارگیری شد و طی هفته‌های بعد، فعالیت این مسیر توسعه یافت. تا ماه ژوئیه، محموله‌های ارسال‌شده از سواحل سوریه به اسپانیا و مصر رسیده بودند و نخستین محموله‌های مشابه برای ایالات متحده نیز وارد ساحل خلیج مکزیک شده یا در آستانه ورود بودند. بر اساس اطلاعات منتشرشده، در بانیاس تقریباً هر هفت تا ده روز یک نفتکش بارگیری می‌شد و جریان روزانه قابل توجهی از کامیون‌های حامل محصول از عراق، عملیات این بندر را پشتیبانی می‌کرد.

اهمیت این مسیر در آن است که امکان دسترسی مستقیم عراق به مدیترانه را بدون نیاز به خروج کشتی از خلیج فارس و عبور از تنگه هرمز فراهم می‌کند. پیش از بروز اختلال‌های منطقه‌ای، بیشتر صادرات نفت خام عراق از پایانه‌های جنوبی نزدیک بصره انجام می‌شد. انتقال نفت کوره با کامیون به سوریه نمی‌تواند از نظر حجم با صادرات از بصره رقابت کند، اما ثابت کرده است که یک مسیر غربی می‌تواند فعال شود و به خریداران بین‌المللی متصل بماند.

عراق اعلام کرده است که استفاده از مسیر سوریه قرار نیست پس از بازگشت ثبات بیشتر به کشتیرانی خلیج فارس متوقف شود. دولت این کشور توافق‌هایی را برای حمل، ذخیره‌سازی و جابه‌جایی چند گرید نفت خام بصره از طریق بانیاس و طرطوس (Tartus) تصویب کرده است. عراق و سوریه همچنین مذاکرات مربوط به احداث خط لوله جدید به سمت مدیترانه را پیش برده‌اند و توافق اولیه‌ای برای انجام مطالعات امکان‌سنجی امضا شده است. برنامه‌های مطرح‌شده شامل نفت خام و نفتا هستند، اگرچه صادرات تجاری کنونی از بانیاس همچنان بیشتر بر نفت کوره متمرکز است.

وجود یک مسیر فعال برای نفت کوره، برای بازار قیر اهمیت دارد، اما به‌تنهایی کافی نیست. هر دو محصول در گروه فرآورده‌های سنگین پالایشگاهی قرار می‌گیرند، ولی قیر راه‌سازی به کنترل دقیق‌تر دما، مخازن گرم اختصاصی، کامیون‌های عایق‌بندی‌شده، پمپ‌های مناسب، خطوط بارگیری گرم و روش‌هایی برای جلوگیری از آلودگی محصول نیاز دارد. کیفیت قیر باید در تمام مراحل انتقال از پالایشگاه به کامیون، از کامیون به پایانه و سپس از پایانه به کشتی حفظ شود. پایانه‌ای که توان جابه‌جایی نفت کوره را دارد، بدون انجام اصلاحات لازم نمی‌تواند به‌صورت خودکار قیر بارگیری کند.

بخش زمینی مسیر، نخستین محدودیت مهم محسوب می‌شود. قیر باید در طول مسیر طولانی زمینی در محدوده دمایی کنترل‌شده باقی بماند. تأخیر در مرزها، ایست‌های بازرسی یا صف تخلیه می‌تواند مشکلات عملیاتی ایجاد کند. امکان‌پذیری این مسیر به محل تولید محصول، فاصله آن تا التنف، تعداد خودروهای عایق‌بندی‌شده موجود و کارایی پایانه بستگی خواهد داشت. یک سامانه تجاری مناسب باید بر کاروان‌های برنامه‌ریزی‌شده و تخلیه سریع استوار باشد، نه ارسال‌های نامنظم و مقطعی.

بانیاس همچنین به مخازن تفکیک‌شده نیاز خواهد داشت. گریدهای مختلف قیر را نمی‌توان بدون کنترل با یکدیگر مخلوط کرد و محصولی که برای تولید آسفالت در نظر گرفته شده است باید ویژگی‌های تعیین‌شده خود از نظر درجه نفوذ، ویسکوزیته یا عملکرد را حفظ کند. مخازن اختصاصی، سامانه‌های گردش مجدد، امکانات نمونه‌برداری و کنترل آزمایشگاهی برای چنین عملیاتی ضروری هستند. اگر عراق قصد صادرات چند گرید مختلف را داشته باشد، پایانه باید ظرفیت کافی برای جداسازی کامل آن‌ها فراهم کند.

با این حال، در برخی شرایط ممکن است اقتصاد این مسیر جذاب شود. یک محموله که از جنوب عراق به مقصد یک خریدار مدیترانه‌ای حرکت می‌کند، معمولاً باید از هرمز عبور کند و سپس از مسیر باب‌المندب و کانال سوئز بگذرد؛ یا زمانی که این مسیرها ایمن نیستند، سفر بسیار طولانی‌تری را از اطراف آفریقا انجام دهد. مسیر زمینی تا بانیاس هزینه کامیون و خدمات پایانه را به زنجیره حمل اضافه می‌کند، اما فاصله دریایی تا جنوب اروپا، شمال آفریقا و شرق مدیترانه را کاهش می‌دهد. هنگامی که حق بیمه جنگی، تأخیرها و تغییر مسیر کشتی‌ها افزایش پیدا می‌کنند، مسیر غربی حتی با وجود هزینه عملیاتی عادی بالاتر می‌تواند رقابتی شود.

به احتمال زیاد بانیاس نقش مکمل صادرات خلیج فارس را خواهد داشت، نه اینکه جایگزین آن شود. ظرفیت یک مسیر مبتنی بر حمل کامیونی به‌طور طبیعی محدود است و احداث خط لوله نفت خام در آینده نیز مشکل حمل قیر را حل نمی‌کند، زیرا ماده چسباننده روسازی را نمی‌توان مانند نفت خام وارد یک خط لوله متداول کرد. مگر آنکه یک خط لوله گرم و اختصاصی برای فرآورده ساخته شود، قیر همچنان در بخش زمینی مسیر به حمل جاده‌ای وابسته خواهد بود.

این محدودیت، فرصت تجاری را به‌طور کامل از بین نمی‌برد. حجم محموله‌های قیر معمولاً از محموله‌های نفت خام کمتر است و خریداران منطقه‌ای همیشه به حجم‌های بسیار بزرگ نیاز ندارند. جریان منظم کامیون‌ها که مخازن گرم بانیاس را تغذیه کند، می‌تواند به‌تدریج محصول کافی برای بارگیری محموله‌های دریایی کوچک یا متوسط فراهم آورد؛ به‌ویژه برای واردکنندگانی که به دنبال محموله‌هایی با اندازه منعطف هستند.

مقاصد احتمالی شامل شرق مدیترانه، شمال آفریقا و جنوب اروپا خواهند بود؛ مناطقی که پروژه‌های ساخت، تعمیر و نگهداری راه، تقاضای مکرری برای واردات ایجاد می‌کنند. بانیاس برای برخی خریداران می‌تواند زمان سفر دریایی کوتاه‌تری نسبت به بارگیری از خلیج فارس فراهم کند و به عرضه‌کنندگان عراقی اجازه دهد با کنترل بیشتر بر بخش دریایی، قیمت تحویل‌شده ارائه دهند. با این حال، توان رقابتی همچنان به پذیرش گرید، نرخ حمل، هزینه‌های پایانه، تأمین مالی، بیمه و قابلیت اطمینان مسیر عبوری از سوریه وابسته خواهد بود.

این مسیر ممکن است بر تصمیم‌های پالایشگاهی نیز اثر بگذارد. عراق حجم قابل توجهی از فرآورده‌های سنگین تولید می‌کند و صادرات نفت کوره این کشور پیش از اختلال‌های سال ۲۰۲۶ به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیده بود. توسعه صادرات قیر مستلزم آن است که پالایشگاه‌ها ارزش فروش وکیوم باتوم به‌عنوان نفت کوره، فرآورش بیشتر آن یا تبدیلش به ماده چسباننده روسازی را با یکدیگر مقایسه کنند. انتخاب مناسب با توجه به حاشیه سود نفت کوره، کیفیت نفت خام، تقاضای داخلی راه‌سازی و قیمت‌های صادراتی تغییر می‌کند. بانیاس یک مسیر فروش اضافی ایجاد خواهد کرد، اما تضمین نمی‌کند که سهم بیشتری از باقی‌مانده‌های سنگین پالایشگاه‌ها به تولید قیر اختصاص یابد.

اسناد و رعایت الزامات قانونی، عوامل تعیین‌کننده خواهند بود. خریداران بین‌المللی به گواهی روشن مبدأ، سوابق کنترل کیفیت، اسناد گمرکی و قابلیت رهگیری محصول در تمام مراحل حمل نیاز دارند. محموله‌هایی که از سوریه عبور می‌کنند ممکن است با بررسی دقیق‌تر بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و مالکان کشتی روبه‌رو شوند. حتی معاملات مجاز نیز در صورت نبود قراردادهای شفاف و روش‌های بازرسی روشن، ممکن است با کندی پرداخت، محدودیت دسترسی به کشتی یا هزینه بالاتر تأمین مالی مواجه شوند.

امنیت نیز همچنان مسئله‌ای اساسی است. این مسیر از منطقه‌ای عبور می‌کند که زیرساخت‌های آن طی سال‌ها درگیری آسیب دیده و حمل جاده‌ای در آن می‌تواند مختل شود. مخازن ذخیره، بازوهای بارگیری و جاده‌های دسترسی به حفاظت و نگهداری قابل اعتماد نیاز دارند. برای خریداری که برنامه فصل آسفالت‌کاری خود را تنظیم کرده است، دسترسی گاه‌به‌گاه کافی نیست. تأخیر در تحویل قیر می‌تواند فعالیت کارخانه‌های آسفالت و گروه‌های اجرایی راه را متوقف کند، حتی اگر محموله در نهایت به مقصد برسد.

برای شرکت‌های بازرگانی، این مسیر می‌تواند به‌جای ایجاد یک مبدأ ساده دیگر، مرجع قیمت‌گذاری تازه‌ای ایجاد کند. قیمت قیر عراق در بانیاس شامل ارزش محصول در پالایشگاه، هزینه حمل زمینی، عملیات مرزی، ذخیره‌سازی در سوریه و کرایه حمل دریایی از مدیترانه خواهد بود. این قیمت ممکن است از نرخ عادی فوب خلیج فارس بالاتر باشد، اما هزینه نهایی تحویل‌شده برای خریداران نزدیک در دوره‌های ازدحام یا افزایش خطرات دریایی می‌تواند رقابتی‌تر باشد. مقایسه باید بر اساس کل هزینه تحویل تا مقصد انجام شود.

قوی‌ترین توجیه برای صادرات قیر از طریق بانیاس زمانی شکل خواهد گرفت که مسیر نفت کوره قابلیت اطمینان خود را ثابت کند و سرمایه‌گذاری‌های بعدی انجام شوند. نخستین اقدامات عملی می‌تواند شامل ارزیابی فنی پایانه، شناسایی مخازن گرم، تأیید سرعت بارگیری و اجرای آزمایشی با حجم محدود باشد. یک محموله آزمایشی می‌تواند حفظ دما، کنترل آلودگی، زمان عبور از مرز و میزان پذیرش مشتری را بسیار مؤثرتر از اظهارات کلی سیاستی ارزیابی کند.

مسیر مدیترانه‌ای عراق از مرحله پیشنهاد عبور کرده است. نفت کوره در حال انتقال است، نفتکش‌ها بارگیری می‌شوند و خریداران در چند منطقه محموله دریافت کرده‌اند. قیر هنوز از این مسیر عبور نکرده و هیچ برنامه تأییدشده‌ای برای تبدیل بانیاس به پایانه ماده چسباننده روسازی وجود ندارد. این فرصت قابل بررسی است، اما به شرایط مشخصی وابسته خواهد بود: زیرساخت اختصاصی، حمل جاده‌ای ایمن، اسناد معتبر، حاشیه سود مناسب و همکاری پایدار میان عراق و سوریه.

در صورت فراهم شدن این شرایط، بانیاس می‌تواند به مسیر صادراتی دوم برای قیر عراق تبدیل شود و گزینه‌ای جایگزین برای خریداران مدیترانه‌ای در برابر عرضه بارگیری‌شده از خلیج فارس فراهم کند. این مسیر جای صادرکنندگان تثبیت‌شده را نخواهد گرفت و وابستگی عراق به زیرساخت‌های جنوبی را نیز از بین نخواهد برد. اهمیت آن در ایجاد انعطاف هنگام اختلال در مسیرهای متداول و فراهم کردن دسترسی عرضه‌کنندگان عراقی به مشتریانی است که به سواحل سوریه نزدیک‌تر هستند. نفت کوره نشان داده است که این مسیر قابلیت فعالیت دارد. پرسش باقی‌مانده این است که آیا سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای حمل و صادرات قیر از نظر تجاری توجیه‌پذیر خواهد بود.