به گزارش دنیای نفت و قیر، افزایش نگرانی صادرکنندگان خاورمیانه و شرکتهای حملونقل اقیانوس آرام درباره ساختار تأمین آسفالت در آمریکای جنوبی، پس از تصمیم شیلی برای توسعه یک ترمینال تخصصی ذخیره آسفالت در ساحل اقیانوس آرام شدت گرفته است. این پروژه اکنون نهتنها توسط واردکنندگان آمریکای لاتین، بلکه از سوی پالایشگاهها، شرکتهای کشتیرانی، معاملهگران کالا و مجموعههای لجستیکی در آسیا و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز با دقت دنبال میشود. بسیاری از منابع صنعتی معتقدند این ترمینال میتواند شیلی را به یکی از مهمترین مراکز توزیع آسفالت در سواحل اقیانوس آرام قاره آمریکا تبدیل کند؛ بهویژه در شرایطی که اختلالهای حملونقل، نوسان نرخ کرایه کشتی و تغییرات پالایشگاهی، سیستم سنتی عرضه را با مشکلات فزایندهای روبهرو کرده است.
این پروژه در مقطعی حساس برای بازار جهانی آسفالت مطرح شده است. تعدادی از پالایشگاههای آمریکای شمالی و اروپا طی سالهای اخیر بخشی از تولید مواد سنگین مورد استفاده در آسفالت را کاهش دادهاند و تمرکز خود را بر سوختهایی با حاشیه سود بالاتر قرار دادهاند. همین روند باعث محدود شدن عرضه آسفالت جادهای در برخی مناطق شده است. همزمان، تقاضای زیرساختی در آمریکای جنوبی همچنان رو به افزایش است؛ رشدی که ناشی از توسعه معادن، پروژههای حملونقل شهری، نوسازی بنادر و گسترش مسیرهای صنعتی است. به همین دلیل، طرح ترمینال شیلی صرفاً یک پروژه داخلی لجستیکی تلقی نمیشود، بلکه بسیاری آن را مقدمه ایجاد یک دروازه جدید برای توزیع محمولههای آسفالتی در حوزه اقیانوس آرام میدانند.
یکی از مهمترین ابعاد تجاری این پروژه، ایجاد دسترسی مستقیم میان صادرکنندگان خاورمیانه و سواحل غربی آمریکای جنوبی است. در گذشته، بخش زیادی از محمولههای آسفالتی که به این منطقه ارسال میشد، از طریق واسطهها، مخازن ذخیره در اقیانوس اطلس یا شبکههای تجاری حوزه کارائیب جابهجا میشد. نبود زیرساختهای بزرگ ذخیرهسازی گرم در سواحل اقیانوس آرام باعث شده بود حمل مستقیم محمولهها دشوار و پرهزینه باشد. ترمینال جدید شیلی میتواند این وابستگی را کاهش دهد و به صادرکنندگان اجازه دهد حجم بیشتری از محمولهها را مستقیماً وارد سیستم ذخیرهسازی منطقهای کنند.
اهمیت این مسئله از آنجا ناشی میشود که حملونقل آسفالت با فرآوردههای عادی نفتی تفاوت قابل توجهی دارد. این محصول نیازمند نگهداری در دمای کنترلشده، مخازن تخصصی، سامانههای پمپاژ ویژه و فرآیندهای تخلیه هماهنگ است. بسیاری از بنادر آمریکای جنوبی هنوز توانایی فنی لازم برای دریافت و نگهداری حجم بالای محمولههای گرم را ندارند. در نتیجه، تأمین آسفالت در این منطقه در زمان اختلالهای دریایی، توقف پالایشگاهها یا افزایش فصلی تقاضا، بسیار آسیبپذیر میشود. ایجاد یک ترمینال تخصصی میتواند برای شیلی مزیتی ایجاد کند که تنها تعداد محدودی از بنادر ساحل اقیانوس آرام از آن برخوردارند.
شرکتهای کشتیرانی نیز توجه ویژهای به این پروژه نشان دادهاند، زیرا این ترمینال میتواند الگوی جابهجایی محمولهها در اقیانوس آرام را تحت تأثیر قرار دهد. برخی کارگزاران حملونقل در سنگاپور، دبی و آتن در حال بررسی صرفه اقتصادی مسیرهای مستقیم حمل آسفالت به آمریکای جنوبی هستند. تعدادی از مؤسسات مشاوره دریایی معتقدند این پروژه میتواند زمینه افزایش تدریجی محمولههای بلندمسیر از آسیا و خاورمیانه به آمریکای لاتین غربی را فراهم کند. در صورت تثبیت این مسیرها، نحوه استقرار نفتکشها در منطقه نیز ممکن است دستخوش تحول شود.
اهمیت اقیانوس آرام در این پروژه بسیار بالاست. تجارت جهانی آسفالت تاکنون عمدتاً بر محور اقیانوس اطلس متمرکز بوده و مراکز اصلی ذخیرهسازی و اختلاط در روتردام، سواحل جنوبی آمریکا، مدیترانه و برخی کشورهای خاورمیانه قرار داشتهاند. با وجود افزایش تقاضا، سواحل غربی آمریکای جنوبی هنوز از نظر زیرساختهای تخصصی آسفالت توسعه محدودی دارند. پروژه شیلی میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند و یک مرکز دائمی ذخیره و توزیع متصل به شبکه دریایی اقیانوس آرام ایجاد کند.
این پروژه همزمان با مشکلات اخیر کانال پاناما و اختلالهای جهانی حملونقل اهمیت بیشتری پیدا کرده است. محدودیتهای عبور کشتی، کمبود آب و تأخیرهای مکرر در کانال پاناما طی سالهای اخیر، توجه بسیاری از صادرکنندگان را به مسیرهای جایگزین جلب کرده است. وجود یک ترمینال تخصصی در ساحل اقیانوس آرام میتواند بخشی از وابستگی به مسیرهای اقیانوس اطلس و مراکز توزیع کارائیب را کاهش دهد. برای صادرکنندگانی که به دنبال تحویل پایدارتر و قابل پیشبینیتر هستند، این موضوع مزیت مهمی محسوب میشود.
فعالیتهای معدنی در منطقه نیز اهمیت پروژه را افزایش دادهاند. شیلی و کشورهای همسایه همچنان در حال توسعه زیرساختهای مرتبط با استخراج مس، لیتیوم و سایر مواد معدنی هستند. این پروژهها به حجم بالایی از آسفالت صنعتی نیاز دارند، زیرا تردد مداوم کامیونهای سنگین فشار زیادی بر جادهها وارد میکند. به همین دلیل، دولتها و پیمانکاران به دنبال دسترسی مطمئن به آسفالتهای بادوام هستند. یک مرکز ذخیره منطقهای میتواند برای پروژههای معدنی و صنعتی آینده نقش کلیدی ایفا کند.
برخی تحلیلگران معتقدند راهاندازی این ترمینال میتواند زمینه سرمایهگذاریهای بیشتری را در حوزه خدمات مرتبط با آسفالت در سواحل اقیانوس آرام فراهم کند. معمولاً پس از ایجاد یک مرکز بزرگ ذخیرهسازی، خدمات جانبی مانند اختلاط مواد، تولید آسفالت پلیمری، خدمات دریایی، آزمایشگاههای کنترل کیفیت و شبکههای توزیع زمینی نیز در اطراف آن شکل میگیرند. همین موضوع میتواند به تدریج شیلی را به یک مرکز تجاری منطقهای تبدیل کند.
این پروژه همچنین میتواند موقعیت شیلی را در تجارت دریایی منطقه تقویت کند. این کشور هماکنون نیز به دلیل زیرساختهای بندری و صادرات معدنی جایگاه مهمی در اقیانوس آرام دارد. اضافه شدن امکانات تخصصی آسفالت، دامنه فعالیت بنادر شیلی را گستردهتر خواهد کرد و احتمال جذب محمولههای نفتی بیشتری را افزایش میدهد.
برای صادرکنندگان خاورمیانه، این پروژه اهمیت ویژهای دارد. پالایشگاههای عربی همچنان از بزرگترین تأمینکنندگان آسفالت جادهای در جهان هستند و آمریکای جنوبی بازار مهمی برای آنها محسوب میشود. دسترسی به یک مرکز ذخیرهسازی در ساحل غربی قاره میتواند رقابتپذیری آنها را در برابر صادرکنندگان آمریکای شمالی افزایش دهد.
صادرکنندگان آسیایی نیز ممکن است از این پروژه استقبال کنند. برخی پالایشگاههای آسیایی طی دهه گذشته ظرفیت تولید آسفالت خود را افزایش دادهاند و اکنون به دنبال بازارهای صادراتی متنوعتری هستند. وجود یک مرکز توزیع در شیلی میتواند دسترسی آنها به مشتریان آمریکای جنوبی را سادهتر کند.
موضوع ذخیرهسازی نیز از جنبه تجاری اهمیت بالایی دارد. بازار آسفالت به زمانبندی حساس است و در دورههای اوج ساختوساز، هرگونه تأخیر در ورود محمولهها میتواند کمبود جدی ایجاد کند. وجود ذخایر گرم در نزدیکی بازارهای مصرف، انعطاف بیشتری برای پیمانکاران و واردکنندگان فراهم خواهد کرد.
این پروژه حتی میتواند بر شیوه قیمتگذاری منطقهای نیز اثر بگذارد. مراکز ذخیره بزرگ معمولاً در دورههای نوسانی بازار نقش مهمی در ثبات عرضه ایفا میکنند و همین مسئله به آنها نفوذ بیشتری در مذاکرات تجاری میدهد.آنچه اکنون بهوضوح دیده میشود، تغییر رابطه میان آسفالت و دادههای زیرساختی است. صنعت جادهسازی وارد دورهای شده که عملکرد روسازی فقط با دوام فیزیکی سنجیده نمیشود، بلکه ظرفیت تولید اطلاعات، امکان پایش لحظهای و قابلیت اتصال به سامانههای دیجیتال نیز اهمیت پیدا کرده است. برای صنعتی که سالها بر مصالح سنگین و روشهای سنتی مهندسی متکی بود، این روند یکی از مهمترین تحولات فناوری در زیرساخت حملونقل جهانی محسوب میشود.
