به گزارش دنیای نفت و قیر، صادرکنندگان خاورمیانه، شرکتهای تجاری و مجموعههای حملونقل دریایی بهتدریج از کشتیها بهعنوان واحدهای ذخیرهسازی موقت برای محمولههای آسفالتی استفاده میکنند؛ روشی که اکنون بر قیمتگذاری، زمان تحویل، دسترسی منطقهای به محمولهها و رقابت حملونقل دریایی در چند بازار بینالمللی اثر گذاشته است. این روند طی هجده ماه گذشته با سرعت بیشتری گسترش یافته و بیشترین حضور آن در مناطقی دیده میشود که ظرفیت ذخیرهسازی گرم، محدود یا از نظر سیاسی حساس است. برخی مدیران فعال در حوزه لجستیک نفتی معتقدند ذخیرهسازی شناور آسفالت اکنون به یکی از سریعترین روندهای رو به رشد در تجارت فرآوردههای سنگین نفتی تبدیل شده است.
گسترش استفاده از ذخیرهسازی شناور در منطقه خاورمیانه نیز توجه زیادی جلب کرده، زیرا این موضوع مستقیماً به زمانبندی صادرات، محدودیتهای تحریمی، نوسان کرایه حمل و کمبود زیرساخت مرتبط است. تعدادی از شرکتهای تجاری که میان خاورمیانه، شرق آفریقا، جنوب آسیا و بخشهایی از آمریکای لاتین فعالیت دارند، محمولههای آسفالتی را برای مدت طولانی روی کشتی نگه میدارند و بهجای تخلیه فوری در مخازن ساحلی، منتظر شرایط مناسب بازار میمانند. در برخی موارد، کشتیها نزدیک بنادر مهم لنگر میاندازند تا معاملهگران بتوانند زمان مناسب فروش، کاهش ازدحام بندری یا اصلاح مقصد نهایی را تعیین کنند.
این روند بازتابی از مشکلات ساختاری تجارت آسفالت است. سیستم سنتی عرضه طی سالهای اخیر بهدلیل تغییر سیاست پالایشگاهها، اختلالهای حملونقل دریایی، مسائل بیمهای و کمبود مخازن گرم، با بیثباتی بیشتری روبهرو شده است. آسفالت برخلاف بسیاری از فرآوردههای نفتی به نگهداری دائمی در دمای بالا نیاز دارد و ایجاد مخازن تخصصی برای آن هزینهبر است. در بسیاری از بازارهای نوظهور نیز سرمایهگذاری کافی برای توسعه این زیرساختها انجام نشده است. همین موضوع باعث شده برخی شرکتها از خود کشتی بهعنوان انبار شناور استفاده کنند.
منابع صنعتی اعلام کردهاند این شیوه بهویژه در شرق آفریقا و بخشهایی از جنوب آسیا محبوبتر شده؛ مناطقی که تقاضای پروژههای عمرانی با سرعتی بیشتر از ظرفیت ذخیرهسازی رشد کرده است. برخی بنادر دریافتکننده آسفالت هنوز سامانههای گرمایشی گسترده برای مدیریت پیوسته واردات ندارند. در دورههایی که پروژههای عمرانی کند میشود یا مناقصههای دولتی با تأخیر روبهرو هستند، تخلیه سریع محمولهها برای شرکتهای تجاری ریسک مالی ایجاد میکند. نگهداری محموله روی آب، انعطاف بیشتری در تصمیمگیری ایجاد میکند.
منطق اقتصادی این روش با وضعیت بازار حملونقل نیز ارتباط مستقیم دارد. نرخ کرایه نفتکشهای حمل فرآوردههای سنگین طی سالهای اخیر بهدلیل تنشهای ژئوپلیتیکی، محدودیتهای تحریمی، تغییر مسیرهای دریایی و سختگیریهای زیستمحیطی نوسان زیادی داشته است. برخی شرکتهای تجاری اکنون ذخیرهسازی روی کشتی را نهفقط یک راهکار لجستیکی، بلکه ابزاری تجاری برای استفاده از فرصتهای کوتاهمدت بازار میدانند. نگهداری محموله در نزدیکی بازار مصرف، به معاملهگران اجازه میدهد سریعتر به کمبودهای منطقهای یا مناقصههای ناگهانی واکنش نشان دهند.
شرکتهای تحلیل بازار حملونقل گزارش دادهاند تعداد بیشتری از نفتکشهای کوچک و میانبرد مجهز به سامانه گرمایشی، مدت طولانیتری را بدون تخلیه بار در نزدیکی مناطق وارداتی سپری میکنند. چنین الگویی در اطراف فجیره، جیبوتی (Djibouti)، مومباسا، سنگاپور و برخی مناطق مدیترانه دیده شده است. در بعضی موارد، کشتیها پیش از دریافت دستور نهایی تخلیه، میان چند مقصد احتمالی جابهجا میشوند.
افزایش محمولههای شناور در حال تغییر رفتار سنتی تجارت آسفالت است. در گذشته، تجارت این محصول عمدتاً بر پایه مخازن ثابت و برنامهریزی بلندمدت استوار بود و محمولهها مستقیماً به انبارهای قراردادی منتقل میشدند. اما اکنون بسیاری از خریداران بهدنبال انعطاف بیشتر در بازارهای ناپایدار هستند و نگهداری محموله روی آب این امکان را فراهم میکند.
برخی مدیران کشتیرانی معتقدند این روند در سالهای آینده نیز ادامه خواهد داشت، زیرا بسیاری از مناطق واردکننده هنوز زیرساخت کافی برای ذخیرهسازی گرم ندارند. ساخت ترمینالهای تخصصی آسفالت نیازمند سرمایهگذاری سنگین، مجوزهای زیستمحیطی، سامانههای گرمایشی و هزینههای نگهداری بالاست. در مقابل، استفاده از نفتکشها بهعنوان انبار موقت نیاز به سرمایهگذاری زیرساختی کمتری دارد؛ هرچند هزینه عملیاتی کشتی همچنان قابل توجه است.
این روند ابعاد راهبردی نیز دارد. در برخی مسیرهای حساس تجاری، نگهداری محموله روی آب میتواند میزان مواجهه فوری با محدودیتهای گمرکی یا بانکی را کاهش دهد و زمان بیشتری برای تصمیمگیری تجاری فراهم کند. برخی تحلیلگران دریایی معتقدند ذخیرهسازی شناور به معاملهگران فعال در مناطق دارای محدودیتهای مالی و سیاسی، انعطاف بیشتری میدهد.
در عین حال، این روش بدون ریسک نیست. نگهداری طولانیمدت آسفالت روی کشتی به مدیریت دقیق دما و مصرف سوخت نیاز دارد. سرد شدن بیش از حد محموله میتواند کیفیت آن را کاهش دهد یا تخلیه را دشوار کند. به همین دلیل، مالکان کشتی باید میان مزیت تجاری و هزینههای فنی تعادل برقرار کنند.
نهادهای زیستمحیطی نیز به این روند توجه نشان دادهاند. افزایش زمان توقف کشتیها در مناطق لنگرگاهی میتواند باعث افزایش انتشار آلایندهها و ازدحام دریایی شود. برخی بنادر در حال بررسی محدودیتهای جدید برای کشتیهای حامل فرآوردههای گرم هستند.
موضوع بیمه نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. شرکتهای بیمه معمولاً نفتکشها را بر اساس فعالیت حملونقل ارزیابی میکنند، نه ذخیرهسازی بلندمدت روی آب. با افزایش محمولههای شناور، برخی مؤسسات بیمه در حال بازنگری ارزیابی ریسک برای این نوع عملیات هستند.
این روند حتی بر رقابت میان صاحبان مخازن ذخیره نیز اثر گذاشته است. مخازن گرم در فجیره، سنگاپور و برخی بنادر مدیترانه اکنون با رقابت جدیدی روبهرو هستند، زیرا معاملهگران هزینه ذخیرهسازی ساحلی را با نگهداری روی کشتی مقایسه میکنند. احتمال دارد برخی اپراتورهای مخازن برای حفظ مشتریان، قراردادهای کوتاهمدت انعطافپذیرتری ارائه دهند.
برای صادرکنندگان خاورمیانه، ذخیرهسازی شناور میتواند به بخشی از راهبرد فروش منطقهای تبدیل شود. پالایشگاههای عربی همچنان حجم بالایی آسفالت تولید میکنند و در عین حال با نوسان تقاضای فصلی روبهرو هستند. نگهداری محموله روی کشتی به صادرکنندگان امکان میدهد کالا را نزدیک بازارهای هدف مستقر کنند و در زمان مناسب وارد معامله شوند.
برخی خریداران آسیایی نیز از این روش استقبال کردهاند، زیرا تخلیه با تأخیر به آنها اجازه میدهد زمان ورود محموله را با برنامه پروژههای عمرانی یا وضعیت مالی خود هماهنگ کنند.
تحلیلگران معتقدند عادی شدن ذخیرهسازی شناور ممکن است در آینده بر نحوه قیمتگذاری منطقهای نیز اثر بگذارد. وجود محمولههای آماده در نزدیکی بازارهای مصرف، میتواند شوکهای کوتاهمدت عرضه را کاهش دهد و همزمان رقابت میان فروشندگان را افزایش دهد.
