به گزارش دنیای نفت و قیر، بیثباتی در اطراف تنگه هرمز دیگر تنها به تأخیر در حملونقل یا پیامهای سیاسی محدود نمیشود. اثرات آن اکنون به عمق زنجیرههای تأمین جهانی نفوذ کرده و بهویژه در تجارت قیر در خاورمیانه و آسیا نمود پیدا کرده است. در حالی که مسیرهای سنتی صادرات با اختلال یا عدم اطمینان مواجه شدهاند، پیامدی ثانویه در حال شکلگیری است که کمتر مورد توجه قرار گرفته: افزایش ورود قیرهای بیکیفیت و مخلوطشده به بازارهای مصرف. این روند بهتدریج سطح ریسک را برای خریداران، پیمانکاران و برنامهریزان پروژههای زیرساختی در مناطق مختلف تغییر داده است.
در هفتههای اخیر، گزارشهایی از سوی فعالان بازار در جنوب آسیا، شرق آفریقا و بخشهایی از جنوب شرق آسیا منتشر شده که نشاندهنده افزایش ناهماهنگی در کیفیت محمولهها است. این موارد بهصورت پراکنده نیستند، بلکه الگوی مشخصی را نشان میدهند که با تغییر مسیرهای تأمین و روشهای جدید خرید مرتبط است. فشار برای تأمین سریع کالا باعث شده فرآیندهای کنترل کیفیت که پیشتر با دقت بیشتری انجام میشد، اکنون نادیده گرفته شود یا به حداقل برسد. نتیجه این وضعیت، فاصله قابل توجه میان مشخصات درجشده در قرارداد و کیفیت واقعی محصول تحویلی است.
مشاهدات بازار نشان میدهد این مشکل به یک کشور یا یک گروه خاص محدود نیست، بلکه ناشی از شرایطی است که زمینه بروز چنین تخلفاتی را فراهم میکند. از جمله این شرایط میتوان به ورود واسطههای ناشناخته، استفاده از مسیرهای غیرمستقیم و کاهش نظارت در مراحل انتقال اشاره کرد. در بسیاری از موارد، محمولهها از نظر اسناد رسمی بدون نقص به نظر میرسند، اما پس از تخلیه و انجام آزمایشهای فنی، مشخص میشود که کیفیت آنها با استانداردهای مورد انتظار فاصله دارد.
یکی از عوامل مهم در این روند، گسترش مسیرهای جایگزین صادراتی است که خارج از نظارتهای معمول فعالیت میکنند. با افزایش ریسک در عبور از تنگه هرمز، برخی صادرکنندگان به استفاده از مسیرهای جدید روی آوردهاند. این مسیرها اگرچه امکان ادامه عرضه را فراهم میکنند، اما به دلیل تعدد نقاط جابهجایی، احتمال تغییر در ترکیب محصول یا کاهش کیفیت را افزایش میدهند. نبود استانداردهای یکسان در این نقاط، کنترل کیفیت را دشوارتر کرده است.
در کنار این موضوع، حضور تأمینکنندگان فرصتطلب نیز قابل توجه است. این دسته از فروشندگان که اغلب سابقه مشخصی در بازار ندارند، از شرایط فعلی برای ورود سریع استفاده میکنند. ارائه قیمتهای پایینتر و شرایط انعطافپذیر باعث جذب خریداران میشود، اما در بسیاری از موارد، این معاملات با ریسک بالایی همراه است. بررسیها نشان داده برخی محمولهها شامل ترکیبی از قیر و مواد ارزانتر بوده که بر ویژگیهایی مانند ویسکوزیته، نفوذپذیری و دوام تأثیر منفی گذاشته است.
در بازارهایی که حساسیت بالایی نسبت به قیمت وجود دارد، این خطر بیشتر است. در چنین شرایطی، تصمیمگیریها بیشتر بر اساس هزینه انجام میشود تا کیفیت. این موضوع باعث میشود خریداران بهراحتی با تأمینکنندگان جدید وارد همکاری شوند، بدون آنکه ابزارهای کافی برای ارزیابی کیفیت در اختیار داشته باشند. همچنین استفاده از مراکز واسطهای برای ارسال مجدد کالا، باعث میشود منشأ واقعی محمولهها کمتر قابل شناسایی باشد.
با وجود اینکه فهرست رسمی از مسیرهای پرخطر وجود ندارد، اما میتوان از طریق الگوهای تجاری و گزارشهای کیفیت، به برخی نشانهها پی برد. محمولههایی که از چندین نقطه عبور میکنند یا در بنادر با نظارت کمتر جابهجا میشوند، بیشتر در معرض تغییر کیفیت هستند. همچنین هرچه تعداد واسطهها در یک معامله بیشتر باشد، احتمال بروز اختلاف در مشخصات محصول افزایش مییابد. این نشانهها بهتنهایی اثباتکننده تخلف نیستند، اما میتوانند بهعنوان هشدار برای بررسی دقیقتر مورد استفاده قرار گیرند.
در پاسخ به این شرایط، برخی فعالان بازار اقداماتی را برای کاهش ریسک در پیش گرفتهاند. یکی از مهمترین این اقدامات، انجام آزمایشهای اولیه در بندر مقصد پیش از تخلیه کامل محموله است. این روش امکان شناسایی مشکلات را در مراحل اولیه فراهم میکند و از بروز خسارات بزرگتر جلوگیری مینماید. هرچند این کار هزینه و زمان بیشتری نیاز دارد، اما در مقایسه با پیامدهای استفاده از محصول نامناسب، منطقی به نظر میرسد.
اقدام دیگر، سختگیری بیشتر در بررسی اسناد و مدارک است. خریداران بهتدریج به سمت درخواست گزارشهای دقیقتر از هر محموله حرکت کردهاند و در برخی موارد، نتایج آزمایشگاهی را از منابع مستقل نیز تأیید میکنند. این روند باعث میشود احتمال ارائه اطلاعات نادرست کاهش یابد و تطابق میان اسناد و محصول واقعی بیشتر شود.
در انتخاب تأمینکننده نیز تغییراتی ایجاد شده است. بسیاری از شرکتها بهجای گسترش سریع شبکه فروشندگان، تمرکز خود را بر همکاری با تأمینکنندگان شناختهشده قرار دادهاند. بررسی سوابق، ارزیابی عملکرد گذشته و شناخت تواناییهای عملیاتی از جمله اقداماتی است که در این زمینه انجام میشود. در شرایط پرریسک، اطمینان از اعتبار طرف مقابل اهمیت بیشتری نسبت به صرفهجویی کوتاهمدت دارد.
از نظر قراردادی نیز تغییراتی در حال شکلگیری است. بندهای مرتبط با کیفیت، بازرسی و مسئولیتپذیری با دقت بیشتری تنظیم میشوند تا در صورت بروز اختلاف، امکان پیگیری وجود داشته باشد. برخی خریداران ترجیح میدهند تحویل را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنند تا بتوانند هر مرحله را جداگانه بررسی کنند. این روش باعث کاهش ریسک کلی معامله میشود.
در کنار این اقدامات، استفاده از ابزارهای دیجیتال نیز رو به افزایش است. رصد حرکت کشتیها و تحلیل مسیرهای حمل میتواند اطلاعات مفیدی درباره تغییرات احتمالی در مسیر یا زمانبندی ارائه دهد. این دادهها بهتنهایی کیفیت محصول را نشان نمیدهند، اما در کنار سایر اطلاعات، به تصمیمگیری بهتر کمک میکنند.
وضعیت فعلی نشان میدهد که شفافیت در زنجیره تأمین به اندازه قیمت و دسترسی اهمیت پیدا کرده است. شرایط ایجادشده در اطراف تنگه هرمز باعث شده بسیاری از فعالان بازار به بازنگری در روشهای خود بپردازند. در حالی که تأمین مستمر همچنان اولویت اصلی است، حفظ کیفیت محصول نیز بهعنوان یک عامل تعیینکننده مطرح شده است.
اگر این شرایط ادامه پیدا کند، احتمال تداوم ورود قیرهای بیکیفیت به بازار وجود دارد. در چنین وضعیتی، خریداران باید راهکارهای دقیقتری برای کنترل کیفیت و انتخاب تأمینکننده به کار بگیرند. نادیده گرفتن این موضوع میتواند منجر به خسارات مالی، تأخیر در پروژهها و کاهش اعتماد در بازار شود.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد، دسترسی به اطلاعات دقیق و اقدام بهموقع است. شرکتهایی که بتوانند این دو عامل را بهدرستی مدیریت کنند، در شرایط فعلی موقعیت بهتری خواهند داشت و میتوانند از ریسکهای موجود عبور کنند.
