نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

تغییر در رأس نهاد هماهنگ‌کننده قیر اروپا؛ بازتنظیم اولویت‌های بازار منطقه

به گزارش دنیای نفت و قیر، انتخاب رئیس جدید برای نهاد اصلی نمایندگی صنعت قیر در اروپا می‌تواند نقطه عطف مهمی برای بازار آسفالت این قاره باشد. این تغییر در حالی رخ می‌دهد که پالایشگاه‌های اروپایی با فشارهای فزاینده مواجه‌اند، الگوهای تأمین نفت خام در حال تغییر است، و تصمیمات نظارتی جدیدی در راه است؛ تصمیماتی که به‌طور مستقیم بر هزینه تولید قیر و مشخصات فنی آن تأثیر خواهد گذاشت. برای تولیدکنندگان خاورمیانه‌ای که بخش قابل توجهی از نفت خام سنگین‌شان روانه پالایشگاه‌های اروپایی می‌شود، هرگونه بازنگری در استانداردهای فنی یا الزامات زیست‌محیطی اروپا می‌تواند پیامدهای تجاری فوری به همراه داشته باشد. از آنجا که اروپا سال‌ها یکی از مقصدهای اصلی قیر تولیدشده از نفت سنگین عربستان، ایران و امارات بوده است، هر تغییر استاندارد در اروپا معمولاً به‌سرعت در قراردادهای بین‌المللی بازتاب پیدا می‌کند. بنابراین اهمیت این تغییر رهبری بیش از آنکه شخص‌محور باشد، در مسیر جدیدی نهفته است که می‌تواند در حوزه کیفیت محصول، حسابداری کربن و سیاست‌های رقابتی واردات شکل گیرد.

این نهاد که تولیدکنندگان، انبارداران و شرکت‌های لجستیکی سراسر اروپا را نمایندگی می‌کند، سال‌ها با رویکردی ثابت بر هماهنگ‌سازی فنی و استانداردهای ایمنی تمرکز داشت. اما شرایط بیرونی اکنون به‌طور اساسی دگرگون شده است. ظرفیت پالایش قیر در اروپا رو به کاهش گذاشته؛ برخی پالایشگاه‌ها به سمت نفت خام سبک‌تر رفته‌اند و شماری نیز تعطیل شده‌اند. این کاهش ظرفیت، وابستگی اروپا به واردات را افزایش داده؛ وارداتی که اکنون از کشورهایی مانند مصر، ترکیه و حتی صادرکنندگان شرق سوئز تأمین می‌شود. در همین حال، سیاست‌های اقلیمی اتحادیه اروپا توجه ویژه‌ای به قیر نشان داده و بحث‌هایی درباره نحوه طبقه‌بندی آن در قوانین شیمیایی و همچنین گنجاندن احتمالی آن در سازوکار تعدیل مرزی کربن در جریان است. این مسائل صرفاً موضوعات سیاسی نبوده و به‌طور مستقیم بر رقابت‌پذیری قیر اروپایی در برابر واردات و توان بقا یا افول تولید داخلی اثر می‌گذارد.

رئیس جدید در نخستین اظهارات عمومی خود بر تداوم استانداردهای ایمنی و کیفیت تأکید کرد، اما درعین‌حال فضای لازم برای تغییرات استراتژیک در حوزه انطباق زیست‌محیطی و سیاست‌های تجاری را باز گذاشت. این سکوت نسبی در واقع حامل پیام است: انجمن‌های صنعتی معمولاً بلافاصله پس از تغییر رهبری موضع صریحی اعلام نمی‌کنند، بلکه اولویت‌های واقعی از طریق روندهای کاری و تصمیمات جلسات ماه‌های نخست مشخص می‌شود. اینکه کدام کارگروه‌ها منابع بیشتری می‌گیرند، کدام پرونده‌ها در بروکسل برجسته می‌شوند، و کدام کمیته‌ها مأموریت تازه دریافت می‌کنند، همگی جهت‌گیری دوره جدید را روشن خواهند کرد. موضوعات کلیدی شامل بازنگری احتمالی در مشخصات قیرهای رده راهسازی، استانداردهای چسبنده‌های پلیمری، و جایگاه قیر تولیدشده از نفت خام غیرمتعارف است.

برای تأمین‌کنندگان خاورمیانه، این انتقال دقیقاً در زمانی مهم رخ می‌دهد که تقاضای قیر اروپا هنوز هم به سطح پیش از ۲۰۲۲ بازنگشته است. کاهش بودجه ساخت بزرگراه‌ها در چند کشور اروپایی و افزایش استفاده از آسفالت بازیافتی از عوامل اصلی این روند هستند. اگر نهاد اروپایی رویکرد سختگیرانه‌تری نسبت به تأیید کیفیت واردات اتخاذ کند، صادرکنندگان خاورمیانه ممکن است با آزمایش‌های بیشتر و تأخیر در صدور گواهی مواجه شوند. در نقطه مقابل، اگر اولویت رهبری جدید بر امنیت تأمین و کاهش هزینه‌ها باشد، فرصت‌های واردات برای تولیدکنندگان منطقه می‌تواند افزایش یابد. همچنین رویکرد نهاد به روش‌های ارزیابی چرخه عمر و حسابداری کربن نقشی تعیین‌کننده دارد؛ زیرا اگر استدلال‌های مرتبط با کاهش کربن بالادستی پذیرفته شود، نفت سنگین خاورمیانه مزیت خود را حفظ خواهد کرد، اما اگر معیارهای سختگیرانه‌تر پذیرفته شود، قیر تولیدشده از نفت خام سبک‌تر در موقعیت بهتری قرار خواهد گرفت.

بازارهای آسیایی نیز این تحولات را با دقت دنبال می‌کنند. چین، بزرگ‌ترین مصرف‌کننده قیر جهان، بخش مهمی از استانداردهای فنی خود را با هنجارهای اروپایی هماهنگ کرده است، به‌ویژه در بخش روسازی‌های عملکرد بالا. هر تغییری در الزامات اروپا مانند دمای عملیاتی پایین‌تر یا افزایش سهم آسفالت بازیافتی امکان دارد طی دو تا سه سال در استانداردهای چین منعکس شود. هند نیز هنگام تدوین استانداردهای پروژه‌های بزرگراه ملی به اسناد اروپایی استناد می‌کند. از همین روست که تغییرات اروپایی حتی بدون تأثیر مستقیم حقوقی برای بازارهای بمبئی، شانگهای و سنگاپور اهمیت دارد.

در کوتاه‌مدت، اثرات تجاری احتمالاً محدود خواهد بود و قیمت قیر همچنان تابع هزینه نفت خام، ظرفیت پالایش، تقاضای فصلی ساخت‌وساز و حجم واردات باقی می‌ماند. تغییر رهبری این متغیرها را فوراً دگرگون نمی‌کند. اما در بازه ۱۲ تا ۱۸ ماهه، نقش این نهاد در شکل‌دهی به مقررات فنی، الزامات زیست‌محیطی و سیستم‌های طبقه‌بندی می‌تواند هزینه تولید و جریان‌های تجاری قیر اروپا را به‌شکل معناداری تغییر دهد. مهم‌ترین نقطه تصمیم‌گیری پیش‌رو در جلسات کمیته فنی سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ خواهد بود؛ جایی که بازنگری در مشخصات درجه نفوذ در دستورکار است و نتیجه این جلسات نشان خواهد داد که جهت‌گیری رهبری جدید به سمت ثبات است یا اصلاحات ساختاری.

در کنار این تحولات، بحث بر سر سازوکار تعدیل مرزی کربن نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. اگرچه قیر در فاز نخست این سازوکار قرار ندارد، اما احتمال گسترش دامنه آن برای پوشش فرآورده‌های پالایشی مطرح است. موضع این نهاد می‌تواند تعیین کند که آیا قیر وارداتی با هزینه‌های اضافی کربن در مرز اروپا روبه‌رو می‌شود یا نه. رویکرد محافظه‌کارانه می‌تواند تولید داخلی را تقویت کند اما ریسک تنش‌های تجاری با صادرکنندگان را به‌همراه دارد؛ در مقابل، رویکرد بازتر می‌تواند تجارت را روان‌تر کند اما ممکن است پالایشگران اروپایی را تحت فشار بیشتری بگذارد.

در مجموع، مسئله اصلی پیش روی این نهاد یافتن تعادلی میان دو هدف متضاد است: حفظ ظرفیت تولید داخلی برای تضمین امنیت تأمین، و حرکت به سوی واردات کم‌کربن‌تر برای همسویی با سیاست‌های اقلیمی. هر یک از این مسیرها مزایا و چالش‌های خود را دارد و نحوه مدیریت این تضاد تعیین خواهد کرد که این نهاد تا چه حد می‌تواند اعتماد سیاست‌گذاران و اعضای صنعت را حفظ کند. تغییر رهبری فرصتی برای بازتنظیم این رویکردها فراهم کرده، اما فعالان بازار باید انتظار اصلاحات تدریجی و هدفمند را داشته باشند، نه تحولات ناگهانی.