به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات امنیتی و سیاسی در خاورمیانه در ماههای اخیر بر بسیاری از بخشهای اقتصادی جهان اثر گذاشته و روند دسترسی کشورها به مصالح عمرانی را با نوسان روبهرو کرده است. با توجه به نقش قیر در پروژههای جادهسازی، نوسازی شهری و توسعه صنعتی، بازارهایی که از تأمین مستمر این محصول برای اجرای برنامههای عمرانی استفاده میکنند، اکنون نسبت به گذشته حساستر شدهاند و به دنبال منابعی با ثبات خرید هستند. این وضعیت دیدگاه تازهای نسبت به ترکیب بازارهای جهانی قیر ایجاد کرده و موجب شده کشورهایی که در اجرای برنامههای بلندمدت عمرانی تداوم دارند، به گزینههای منطقیتری برای صادرات تبدیل شوند. برای ایران، که بخش مهمی از صادرات قیر آن در مسیر کشورهای در حال توسعه قرار دارد، شناخت مقاصدی که در دوره بیثباتی منطقهای همچنان روند ثابت خرید دارند، اهمیت بیشتری یافته است.
در چنین شرایطی، ارزیابی بازارهای مناسب تنها به مسیرهای حمل مربوط نیست، بلکه بیش از هر چیز وابسته به ثبات در طرحهای عمرانی، قابلیت پیشبینی روند خرید، نظام مالی پایدار و سیاستهای وارداتی غیرمتزلزل است. بسیاری از کشورها در آسیا، آفریقا و بخشهایی از اروپا، حتی در شرایط فشارهای خارجی، پروژههای توسعه شهری و جادهای را متوقف نمیکنند و برای اجرای این طرحها نیاز به تأمین مستمر قیر دارند. چنین کشورهایی برای صادرکنندگان ایرانی فرصت ایجاد میکنند زیرا خرید آنها تابع پروژههای طولانیمدت است و نه نوسانات ناگهانی بازار جهانی. از همین رو، بررسی دقیق این گروه از بازارها میتواند موقعیتی فراهم کند که صادرات قیر ایران بدون وابستگی به تغییرات سریع و غیرقابلپیشبینی ادامه یابد.
در شرق آفریقا نیز روند خرید قیر از ثبات نسبی برخوردار است. کنیا با پروژههای مداوم ساخت راههای اصلی، تانزانیا با برنامههای توسعه جادههای منطقهای و اوگاندا با طرحهای نوسازی مسیرهای ترانزیتی، به طور پیوسته به این محصول نیاز دارند. آنچه این کشورها را متمایز میکند، اتکای آنها به برنامهریزی چندساله و استفاده از منابع مالی توسعهای است که معمولاً با تغییرات کوتاهمدت در سیاستهای جهان دچار اختلال نمیشود. پروژهها در این منطقه معمولاً در چند مرحله اجرا میشود و هر مرحله نیاز مشخصی به قیر دارد. بنابراین، صادرکنندگان ایرانی میتوانند در هماهنگی با زمانبندی این طرحها ارتباط تجاری پایدار ایجاد کنند.
در غرب آفریقا، کشورهایی مانند غنا، نیجریه و ساحل عاج در مسیر توسعه شهری و احداث جادههای ملی، نیاز سالانهای به قیر دارند. غنا با برنامههای متمرکز بر بهبود سیستم حملونقل، نیجریه با پروژههای گسترده تعمیر جادهها در مناطق مختلف، و ساحل عاج با طرحهای بزرگمقیاس ساخت مسیرهای بینشهری، وابسته به تأمین مداوم هستند. پروژههایی که در این کشورها تعریف میشود معمولاً از منابع مالی چندساله بهره میبرد و با نوسانات بازار دچار تغییرات ناگهانی نمیشود. همین موضوع باعث میشود بازار غرب آفریقا به گزینهای قابل اعتماد برای صادرکنندگان ایرانی تبدیل شود.
آسیای مرکزی نیز یکی از حوزههایی است که ثبات در روند خرید قیر دارد. ازبکستان با برنامههای نوسازی بزرگراهها، قزاقستان با طرحهای دولتی در سطح ملی و استانی، و ترکمنستان با پروژههای مداوم توسعه جادهها، همگی تقاضای قابل پیشبینی ایجاد میکنند. این بازارها به دلیل اتکای شدید به برنامههای دولتی و عدم کاهش سریع پروژههای زیربنایی، مقصدی مناسب برای صادرات هستند. هرچند مسیرهای دسترسی به این منطقه در برخی موارد به هماهنگی بیشتری نیاز دارد، اما ثبات تقاضا و قابلپیشبینی بودن سیاستهای خرید، آن را منطقی و قابل اتکا میکند.
در ارزیابی بازارهای کمریسک، وضعیت مالی کشورها نقش مهمی دارد. کشورهایی که از وامهای توسعهای یا برنامههای پایدار بودجه عمومی استفاده میکنند، معمولاً پروژههای عمرانی خود را در دوره بیثباتی جهانی متوقف نمیکنند. این ساختار مالی سبب میشود خرید قیر حتی در زمان نااطمینانی نیز ادامه یابد. به همین دلیل، بازارهایی که بر مبنای تعهدات چندساله خرید کار میکنند، مقصد مناسبی برای صادرکنندگان ایرانی هستند.
از سوی دیگر، کشورهایی که استانداردهای فنی مشخص، روند مزایده پایدار و سیستم خرید قابل پیشبینی دارند، برای صادرکنندگان مهمترند. ویتنام، کنیا، هند، تانزانیا و غنا از جمله کشورهایی هستند که مدارک فنی، معیارهای کیفیت و زمانبندی خرید در آنها ثابت است و نیاز به مذاکره مکرر درباره جزئیات فنی را کاهش میدهد. این شرایط باعث میشود برنامهریزی صادرات به این کشورها مطمئنتر باشد و تغییرات ناگهانی در اسناد و استانداردها به حداقل برسد.
در ادامه میتوان مشاهده کرد که بسیاری از کشورهای در حال رشد، چه در آسیا و چه در آفریقا، حتی با وجود شرایط غیرقابل پیشبینی در سطح جهانی، رشد جمعیت، توسعه شهری و گسترش فعالیتهای صنعتی را ادامه میدهند. این روند باعث میشود مصرف قیر در این کشورها متوقف نشود. افزایش پروژههای ساخت مسکن، توسعه مراکز صنعتی، ارتقای بنادر و راههای اتصال شهری نمونههایی از این روند هستند. با وجود چنین نیازهای مستمر، بازارهای یادشده مقصدی منطقی برای صادرات قیر ایران محسوب میشوند، زیرا نیاز آنها تابع پروژههای ضروری و اجتنابناپذیر است.
در مقابل، بازارهایی که به سیاستهای ناپایدار یا مسیرهای پرتلاطم وابستهاند، احتمال دارد خرید خود را در دورههای بیثباتی کاهش دهند یا اولویتهای خود را تغییر دهند. بنابراین، تمرکز بر بازارهایی که برنامههای عمرانی آنها متکی بر دورههای زمانی طولانی و تعهدات مالی ثابت است، امکان حفظ جریان صادرات را فراهم میکند.
نکته دیگری که این مقاصد را مناسب میکند، سابقه همکاری و آشنایی آنها با محصولات ایران است. کشورهایی مانند بنگلادش، سریلانکا، کنیا، تانزانیا و غنا سالهاست که از قیر ایران استفاده میکنند و با استانداردهای کیفی و اسناد مورد نیاز آشنایی دارند. این موضوع تعامل اداری را سادهتر کرده و باعث میشود روند فروش در دوره بیثباتی نیز بدون اختلال جدی ادامه یابد.
با توجه به مجموع شرایط، میتوان گفت کشورهایی که رشد جمعیت و توسعه شهری در آنها ادامهدار است، همچنان مقاصد پایداری برای صادرات قیر هستند. جنوب آسیا، شرق و غرب آفریقا، جنوب شرق آسیا و آسیای مرکزی از جمله مناطقیاند که حتی در شرایط پیچیده و ناپایدار، پروژههای عمرانی آنها متوقف نمیشود. صادرکنندگان ایرانی میتوانند با تمرکز بر این کشورها، تداوم فروش را حفظ کرده و بر بازارهایی متمرکز شوند که اولویت آنها دسترسی دائمی به قیر برای اجرای طرحهای توسعهای است.
در نهایت، منطقیترین بازارها برای صادرات قیر ایران در دوره بیثباتی منطقهای شامل شرق آفریقا (کنیا، تانزانیا، اوگاندا)، غرب آفریقا (غنا، نیجریه، ساحل عاج) و آسیای مرکزی (ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان) هستند. این مقاصد به دلیل برنامههای عمرانی مداوم، ثبات نسبی نظام مالی، روندهای خرید قابل پیشبینی و تداوم پروژههای توسعهای، گزینههای مناسب و پایدار محسوب میشوند.
