به گزارش دنیای نفت و قیر، افزایش تنشهای امنیتی در خاورمیانه و مسیرهای دریایی پیرامون آن، الگوی حمل و صادرات قیر را در مقیاس جهانی تحت فشار قرار داده است. مناطقی که پیش از این مسیرهای اصلی انتقال انرژی و مشتقات نفتی محسوب میشدند، اکنون با مجموعهای از محدودیتهای عملیاتی، مقرراتی و بیمهای روبهرو هستند. کشورهایی در آسیا، آفریقا و مسیرهای نوظهور توسعه زیرساخت، همچنان وابسته به واردات پایدار قیر برای اجرای پروژههای جادهسازی، آسفالتکاری و عایقکاری صنعتی هستند. اما افزایش ریسکهای حملونقل، نوسان تعرفههای بیمهگذاری، کمبود شناورهای مناسب و کاهش قابلیت پیشبینی زمان تحویل، هزینه نهایی این ماده را برای مصرفکنندگان در سراسر جهان تغییر داده است. در مناطقی که زنجیره تأمین حساس به وضعیت امنیتی است، حتی نوسان جزئی در شرایط منطقه، موجب افزایش زمان عبور، دشوار شدن برنامهریزی سفرها، نیاز به مدارک بیشتر برای بیمه و افزایش نرخ کرایه میشود.
در ماههای اخیر، بخشهای دریایی متصلکننده خلیج فارس، دریای سرخ، دریای عرب و شرق مدیترانه شرایط خاص و مؤثری را تجربه میکنند؛ شرایطی شامل: افزایش هزینههای بیمه، محدودیتهای جدید در تعیین ریسک مسیر، و سختگیری بیشتر بیمهگران در صدور تأییدیه سفر. شرکتهای حمل قیر گزارش میدهند که برنامهریزی سفر اکنون به صورت هفتگی و در هماهنگی کامل با هشدارهای دریایی انجام میشود. افزایش هزینههای بیمه ریسک جنگ، سختتر شدن دسترسی به پوششهای بیمهای تکسفره، و بازبینیهای پیدرپی درباره مسیرهای پرخطر، تأثیر مستقیمی بر قیمتگذاری قراردادهای FOB، CFR و CIF داشته است. برخی صادرکنندگان اعلام میکنند که مدت اعتبار پیشنهادهای حملونقل به شدت کوتاه شده و گاهی تنها برای چند ساعت قابل اتکا است، زیرا نرخ حمل به دلیل تغییر ارزیابیهای امنیتی به سرعت تغییر میکند.
اولین اثر مالی قابل مشاهده، جهش محسوس در نرخ کرایه حمل است. خطوط کشتیرانی و شرکتهای اجارهدهنده شناورهای حمل قیر اعلام کردهاند که کرایههای دریایی در مسیرهای منتهی به هند، سریلانکا، شرق آفریقا و جنوب شرق آسیا با افزایش ظرفیت محدود و تغییر مسیرهای اجباری مواجه شده است. شناورها در بسیاری از مسیرها با سرعت کمتر حرکت میکنند، در مناطق مشخص باید از مناطق اعلامشده بهعنوان ناحیه حساس دور شوند و در برخی مسیرها خدمه پاداش سفرهای ریسکی دریافت میکنند. همه این عوامل هزینه نهایی سفر را افزایش میدهد. در برخی مسیرها افزایش بیش از ۴۰ درصدی ثبت شده و همین امر شرکتها را مجبور کرده است سفارشهای خود را کوچکتر کنند یا تحویلها را به تعویق بیندازند.
همزمان با افزایش نرخ کرایه، بیمهگذاران نیز هزینههای اضافی ریسک جنگ را هفتگی و گاهی روزانه بازبینی میکنند. در برخی مسیرها هزینه بیمه حتی از خود کرایه حمل نیز بیشتر شده است. بیمهگران برای صدور بیمهنامه نیازمند اطلاعات دقیقتر و مدارک بیشتر درباره مسیر حرکت، زمان عبور از نقاط حساس و نوع بار هستند. افزایش زمان تأییدیههای بیمهای باعث شده بخشی از شناورها در لنگرگاه منتظر بمانند تا اجازه حرکت دریافت کنند، و همین باعث افزایش دموراژ و هزینههای توقف میشود.
در مبدأ، تأخیر در اعلام شناور مناسب به ترمینالهای بارگیری یکی از مشکلات رو به رشد است. برخی از شناورها که پیش از این در مسیرهای کوتاه فعالیت میکردند، اکنون مجبورند مسیرهای طولانیتر و امنتر را انتخاب کنند. همین تغییرات برنامهریزی ورود و خروج شناورها را دشوار میکند. گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد سفرهایی که معمولاً ۷ تا ۱۰ روز زمان میبردند، اکنون بین ۱۴ تا ۱۸ روز طول میکشند. این افزایش زمان سفر باعث تداخل در برنامه بارگیری و تخلیه و ایجاد فشار بر ظرفیت مخازن صادراتی شده است.
مشکل دیگر کمبود شناورهای مجهز به سیستم گرمایش مورد نیاز برای حمل قیر است. این نوع شناورها به دلیل تجهیزات تخصصی تعداد محدودی دارند و امکان جایگزینی سریع بین آنها وجود ندارد. هنگامی که بخشی از ناوگان مجبور به انتخاب مسیرهای طولانیتر میشود، رقابت بر سر اجاره شناور افزایش مییابد. برخی صادرکنندگان اعلام کردهاند که با وجود آماده بودن محموله، هیچ شناور مجهزی حاضر به پذیرش مسیرهای ریسکی نیست و همین موضوع سبب تعویق جدی تحویلها شده است.
این شرایط بر قیمت نهایی قراردادهای FOB، CFRو CIF اثر مستقیم دارد. در قراردادهای FOB بخش زیادی از ریسک حمل بر عهده خریدار است و نوسان قیمت کرایه، بیمه و زمان سفر باعث افزایش شدید هزینه خریدار میشود. در قراردادهای CFR نیز صادرکننده مجبور است نرخ کرایه نوسانی را در پیشنهاد خود لحاظ کند و همین موضوع باعث میشود قیمت نهایی طی چند روز چندین بار بازنگری شود. در قراردادهای CIF، نوسان هر دو مؤلفه یعنی بیمه و کرایه باعث میشود صادرکننده نتواند قیمت پایدار ارائه کند و در نتیجه خریدار با عدم قطعیت بیشتری مواجه شود.
نتیجه مستقیم این وضعیت، افزایش هزینه نهایی برای پروژههای عمرانی در کشورهای واردکننده است. سازمانهای دولتی و شرکتهای پیمانکاری که پروژههای راهسازی را اجرا میکنند، اکنون با نوسان شدید قیمت تمامشده قیر روبهرو هستند. در کشورهایی که بودجههای عمرانی ثابت و محدود هستند، این نوسان باعث بهتعویقافتادن یا کاهش مقیاس پروژهها شده است. برخی از مناقصات با شرط بازنگری قیمت مبتنی بر شرایط حملونقل بینالمللی منتشر میشوند تا از فشارهای ناشی از افزایش ناگهانی هزینه جلوگیری شود.
شرکتهای حملونقل زمینی در جنوب و جنوبشرق آسیا، شرق آفریقا و برخی کشورهای عربی گزارش میدهند که هر گونه تأخیر در ورود محموله دریایی، کل زنجیره توزیع داخلی را دچار اختلال میکند. ظرفیت محدود انبارهای گرم، محدودیت تخلیه همزمان، و تأخیر در تخصیص کامیون برای توزیع منطقهای موجب ازدحام در بنادر و ذخیرهگاهها میشود. در کشورهایی که فعالیتهای عمرانی وابسته به فصل هستند (مانند هند در دوره پیش از موسمی)، حتی تأخیر چندروزه در واردات قیر میتواند اجرای پروژهها را مختل کند.
تأثیر این شرایط در قیمت تمامشده آسفالت نیز مشهود است. کارخانههای تولید آسفالت به دلیل افزایش هزینه ماده اولیه و کاهش قابلیت پیشبینی زمان تحویل، مجبور به افزایش دورهای قیمت فروش شدهاند. این موضوع بر پیمانکاران جادهسازی فشار وارد میکند و ممکن است پروژهها را از نظر اقتصادی دشوارتر کند.
در واکنش به بیثباتی دریایی، برخی واردکنندگان مسیرهای طولانیتر اما امنتر را انتخاب میکنند. این مسیرها، که گاهی چند روز به زمان سفر اضافه میکنند، هزینه سوخت و عملیات را بالا برده و بر نرخ نهایی کرایه اثر میگذارند. تا زمانی که مسیرهای اصلی آرامش نسبی پیدا نکنند، این مسیرهای جایگزین همچنان فعال خواهند بود. اما نتیجه آن کاهش گردش شناورها و کاهش ظرفیت حمل جهانی است.
در برخی مناطق، تلاشهایی برای استفاده از مسیرهای زمینی مشاهده شده است، اما ظرفیت این مسیرها به دلیل نیاز به تانکرهای گرم، محدودیت جادهای و محدودیت مرزی به هیچوجه قادر به جایگزینی حمل دریایی نیست. این مسیرها تنها بهصورت مکمل و در شرایط خاص استفاده میشوند.
از منظر مالی، شرکتهای تجارت قیر با ریسک بیشتری مواجه شدهاند. کوتاه شدن دوره اعتبار قیمتها، نیاز به بازنگری مداوم هزینه حمل و بیمه، و عدم پیشبینی زمان بارگیری باعث شده بسیاری از شرکتها مدت قراردادها را کاهش دهند. این امر باعث نوسان در عرضه برای مشتریان نهایی میشود. همچنین برخی شرکتها به سمت استفاده از قیمتهای شناور و وابسته به شاخصهای بازار حملونقل حرکت کردهاند.
در سطح بندر، نظارتهای عملیاتی افزایش یافته است. بررسیهای ایمنی، کنترل اسناد خدمه، و تأییدیههای مربوط به عبور از مناطق حساس بخشی از روند معمول خروج شناورها شده است. این شرایط زمانهای آمادهسازی را افزایش میدهد و ظرفیت بارگیری را کاهش میدهد.
بهمنظور کاهش ریسک، برخی خریداران عمده اقدام به ذخیرهسازی حجم زیادتری از قیر کردهاند تا در زمان اوج ریسک حمل، وابستگی کمتری داشته باشند. اما این روش نیز هزینه نگهداشت، انرژی و ظرفیت انبار را افزایش میدهد. خریداران کوچکتر که فاقد مخزن گرم هستند، همچنان در معرض نوسان مستقیم قیمت قرار دارند.
در مقیاس کلان، هرگونه اختلال در واردات قیر میتواند بر برنامههای توسعه ملی اثر بگذارد. بسیاری از کشورها به واردات پایدار این ماده وابستهاند و تأخیرهای طولانی میتواند زمانبندی پروژههای شهری، بزرگراهی و صنعتی را جابهجا کند. تأخیر در واردات در برخی مناطق حتی برنامهریزی پروژههایی را که باید پیش از فصل بارندگی تکمیل شوند، تحت تأثیر قرار داده است.
در مجموع، افزایش نرخ کرایه، رشد هزینه ریسک جنگ، کمبود شناور، تأخیر در بارگیری و تخلیه، نوسان قیمت قراردادهای FOB، CFR و CIF و رشد هزینه نهایی برای مصرفکنندگان از پیامدهای اصلی وضعیت موجود است. پیشبینی میشود این شرایط حداقل طی چند فصل آینده ادامه داشته باشد و بر شیوههای مدیریت خرید و برنامهریزی پروژهها اثر بگذارد.
