به گزارش دنیای نفت و قیر، بازار جهانی انرژی و شبکه حملونقل دریایی در مقطعی حساس قرار گرفتهاند که با افزایش نرخ بیمه، تغییر الگوی تردد نفتکشها، نوسان شاخصهای نفت خام و بازنگری در راهبردهای لجستیکی همراه شده است. رخدادهای اخیر در دریای شمال و پیرامون تنگه هرمز نشان دادهاند که امنیت مسیرهای کشتیرانی تا چه اندازه برای ثبات اقتصادی جهان حیاتی است. قیمت نفت به بالاترین سطوح چند ماه اخیر رسیده، شرکتهای کشتیرانی در حال بازبینی مسیرها و قراردادهای خود هستند و بخشهایی از صنایع پاییندستی که به مشتقات نفتی وابستهاند، با افزایش هزینه مواجه شدهاند. مجموعه این تحولات بیانگر یک شوک مقطعی نیست، بلکه نشانهای از دورهای است که در آن تجارت انرژی با سطح بالاتری از احتیاط و هزینه اداره میشود.
در دریای شمال، توقیف یک نفتکش مظنون به همکاری با شبکه حملونقل غیرشفاف مرتبط با صادرات نفت روسیه، توجه نهادهای نظارتی اروپا را به خود جلب کرد. این کشتی به بندر زیبروژ (Zeebrugge) در بلژیک منتقل شد و بررسیهای حقوقی درباره مالکیت و مسیرهای آن آغاز گردید. این اقدام بیانگر سختگیری بیشتر اروپا در قبال ناوگانهایی است که با ساختار مالکیتی پیچیده و پرچمهای ثبتشده در حوزههای قضایی مختلف فعالیت میکنند. پیامد این روند میتواند کاهش ظرفیت در بخشهایی از بازار حمل نفت باشد که به نفتکشهای قدیمی متکی هستند. در نتیجه، بخشی از عرضه حملونقل دریایی ممکن است با محدودیت مواجه شود و هزینه کرایه کشتی افزایش یابد.
همزمان، نگرانیهای امنیتی در تنگه هرمز بر ارزیابی ریسک شرکتهای کشتیرانی اثر گذاشته است. گزارشهایی از حمله به یک کشتی و تخلیه اضطراری خدمه در این آبراه منتشر شد که باعث شد برخی شرکتها برنامه عبور خود را بازبینی کنند. هرچند تردد کشتیها متوقف نشده، اما حق بیمه جنگ برای نفتکشهایی که از خلیج فارس عبور میکنند رشد قابل توجهی داشته است. این افزایش هزینه مستقیماً بر قیمت نهایی حمل هر بشکه نفت اثر میگذارد و واردکنندگان آسیایی و اروپایی را ناگزیر میکند هزینه بیشتری برای امنیت انرژی بپردازند.
بازار نفت واکنشی سریع نشان داد. شاخص برنت جهش قابل توجهی را ثبت کرد و به بالاترین سطح در بیش از یک سال گذشته رسید. هرچند بخشی از افزایش قیمت بعداً تعدیل شد، اما تحلیلگران درباره احتمال بازگشت نفت به سطوح سهرقمی هشدار دادند، بهویژه اگر امنیت عبور نفتکشها در خلیج فارس با اختلال جدی روبهرو شود. حدود یکپنجم نفت تجارتشده جهان از تنگه هرمز عبور میکند و هرگونه تهدید علیه این مسیر، بهطور مستقیم در قیمتهای آتی منعکس میشود. بازارهای سهام نیز با نوسان همراه شدند و نگرانی درباره پیامدهای تورمی رشد قیمت نفت افزایش یافت.
در همین فضای ناپایدار، برخی کشورها به سمت تقویت کنترل بر زنجیره حملونقل خود حرکت کردهاند. سه شرکت بزرگ نفتی هند اعلام کردند قصد دارند ۳۵ درصد از سهام یک شرکت مشترک حملونقل دریایی را در همکاری با شرکت کشتیرانی هند خریداری کنند. هدف این اقدام کاهش وابستگی به بازار آزاد اجاره کشتی و تثبیت دسترسی به ناوگان اختصاصی است. این رویکرد نشان میدهد که برای واردکنندگان بزرگ نفت، مالکیت یا مشارکت در ناوگان حملونقل به یک ابزار راهبردی تبدیل شده است، نه صرفاً یک تصمیم تجاری کوتاهمدت.
بازار بیمه و تأمین مالی کشتیها نیز در حال بازنگری معیارهای خود است. شرکتهای بیمه با در نظر گرفتن سناریوهای امنیتی گستردهتر، نرخهای جدیدی را تعیین میکنند و بانکها در ارزیابی ریسک کشتیهایی که در مناطق پرتنش فعالیت دارند سختگیری بیشتری نشان میدهند. نفتکشهای قدیمی با مالکیت غیرشفاف ممکن است برای دریافت پوشش بیمه یا وام با دشواری بیشتری مواجه شوند. این وضعیت میتواند موجب خروج تدریجی برخی شناورها از بازار یا انتقال آنها به مسیرهای کمریسکتر شود.
پیامدهای این تحولات تنها به نفت خام محدود نیست. افزایش هزینه حملونقل و بیمه بر بازار فرآوردههای نفتی نیز اثر میگذارد. یکی از بخشهایی که تحت تأثیر قرار میگیرد، بازار مواد قیری مورد استفاده در پروژههای راهسازی و توسعه زیرساخت است. بسیاری از کشورها در جنوب آسیا و شرق آفریقا بخشی از نیاز خود به این محصولات را از پالایشگاههای خاورمیانه تأمین میکنند. در صورتی که هزینه حمل افزایش یابد یا ظرفیت نفتکشها محدود شود، قیمت تحویل این مواد بالا میرود و اجرای پروژههای عمرانی با تأخیر یا افزایش بودجه مواجه میشود. برای دولتهایی که برنامه توسعه جاده، بندر و فرودگاه دارند، چنین نوسانی میتواند برنامههای مالی را پیچیدهتر کند.
برخی پالایشگاههای آسیایی برای کاهش ریسک، سطح ذخایر کوتاهمدت خود را افزایش دادهاند. با این حال، استفاده گسترده از ذخایر راهبردی نفتی تنها در صورت بروز اختلال جدی در عرضه محتمل است. سیاستگذاران اروپایی نیز نظارت بر فعالیتهای کشتیرانی را تشدید کردهاند تا از دور زدن تحریمها و ورود نفت با منشأ نامشخص جلوگیری کنند. این نظارت همزمان با نگرانیهای امنیتی در خلیج فارس، فشار مضاعفی بر شبکه حملونقل جهانی وارد کرده است.
برای کشورهای صادرکننده نفت، افزایش قیمت میتواند در کوتاهمدت درآمد بیشتری ایجاد کند، اما نوسان شدید مانع برنامهریزی پایدار سرمایهگذاری میشود. پروژههای بالادستی نیازمند پیشبینی نسبتاً باثبات قیمت در افق چندساله هستند. اگر بازار بین جهش و افت در نوسان باشد، تصمیمگیری درباره سرمایهگذاریهای جدید دشوارتر خواهد شد. در سوی مقابل، کشورهای واردکننده باید میان مهار تورم و تضمین دسترسی پایدار به انرژی تعادل برقرار کنند.
مدیران بنادر در خلیج فارس و شرق مدیترانه اقدامات امنیتی خود را افزایش دادهاند. کنترلهای اضافی، نظارت الکترونیک گستردهتر و تمرینهای اضطراری بخشی از تدابیر جدید است. حتی کاهش سرعت عملیات تخلیه و بارگیری برای رعایت ملاحظات امنیتی میتواند موجب افزایش هزینه دموراژ و تأخیر در تحویل محمولهها شود. در شبکههای تأمین جهانی که به زمانبندی دقیق وابستهاند، چنین تأخیرهایی به سرعت در نقاط دیگر زنجیره نمایان میشود.
افزایش حق بیمه جنگ یکی از عوامل تعیینکننده در هزینه نهایی هر سفر دریایی است. برای برخی مالکان کشتی با حاشیه سود محدود، افزایش ناگهانی بیمه ممکن است یک مسیر خاص را بهطور موقت غیراقتصادی کند. در این شرایط، تاجران کالا و خریداران نهایی به دنبال منابع جایگزین یا مذاکره مجدد قراردادها خواهند رفت. این روند میتواند نقشه تجارت نفت و فرآوردههای آن را بهصورت تدریجی تغییر دهد.
در افق میانمدت، چند روند قابل پیشبینی است. نخست، کشورهایی که واردکننده بزرگ انرژی هستند بهدنبال تقویت مالکیت یا کنترل خود بر ناوگان حملونقل خواهند بود. دوم، نظارت سختگیرانهتر بر نفتکشهای مشکوک در اروپا و دیگر مناطق ادامه خواهد یافت و بخشی از بازار حملونقل نفت را محدود خواهد کرد. سوم، برنامهریزان پروژههای زیرساختی هزینههای حمل و بیمه را بهصورت دقیقتری در برآوردهای خود لحاظ خواهند کرد، بهویژه برای محصولاتی که به مسیرهای دریایی حساساند.
مسیر کوتاهمدت قیمت نفت به پایداری عبور کشتیها از گذرگاههای حیاتی وابسته است. تاکنون تعطیلی کامل رخ نداده، اما سطح نااطمینانی بالا باقی مانده است. حتی بدون توقف رسمی، صرف وجود ریسک میتواند هزینهها را در سطحی بالا نگه دارد و نوسان را به بخش دائمی بازار تبدیل کند.
آنچه اکنون مشاهده میشود شبکهای از اقدامات نظارتی، تصمیمات تجاری و احتیاطهای امنیتی است که بهطور همزمان در چند منطقه اجرا میشود. تجارت جهانی انرژی همچنان فعال است، اما با لایهای جدید از مراقبت و هزینه. برای صنایع وابسته به مشتقات نفتی، از جمله بخش راهسازی که به مواد قیری نیاز دارد، توجه به ثبات زنجیره تأمین به اندازه رصد قیمت نفت اهمیت یافته است. ماههای آینده نشان خواهد داد که این وضعیت به یک الگوی پایدار در مدیریت تجارت انرژی تبدیل میشود یا با کاهش تنشهای امنیتی، بخشی از این احتیاطها کنار گذاشته خواهد شد.
