نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

رویارویی ایران و اسرائیل با پشتیبانی نظامی آمریکا و برآورد خسارات گسترش‌یافته در منطقه

به گزارش دنیای نفت و قیر، جنگ کنونی در درجه نخست یک رویارویی مستقیم میان ایران و اسرائیل است که اکنون با مداخله نظامی ایالات متحده از طریق پایگاه‌های منطقه‌ای و ناوگان دریایی این کشور شدت یافته است. هیچ گزارشی از نبرد در خاک آمریکا وجود ندارد و نقش واشنگتن به عملیات هوایی و موشکی از بیرون مرزهای ایران و حفاظت از نیروها و منافع خود در منطقه محدود می‌شود. با این حال همین سطح از دخالت، دامنه عملیات را گسترش داده و پیامدهای نظامی و اقتصادی آن را چند برابر کرده است. تا دوم مارس ۲۰۲۶ گزارش‌های بین‌المللی از تداوم حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به اهدافی در داخل ایران و همزمان حملات موشکی و پهپادی ایران به اسرائیل و برخی نقاط در کشورهای عربی حکایت داشت. این وضعیت نشان می‌دهد که جنگ دیگر به یک جغرافیای محدود خلاصه نمی‌شود و اثرات آن بر امنیت انرژی، تجارت دریایی و ثبات سیاسی منطقه آشکار شده است.

الگوی عملیاتی روزهای نخست ماه مارس نشان‌دهنده چرخه‌ای متراکم از حملات و پاسخ‌هاست. اسرائیل تأسیسات نظامی، انبارهای موشکی و مراکز فرماندهی در اطراف تهران، اصفهان و برخی استان‌های غربی را هدف قرار داد. ایالات متحده نیز با استفاده از پایگاه‌های خود در قطر، بحرین و ناوهای مستقر در مدیترانه حملاتی علیه زیرساخت‌های نظامی ایران انجام داد و اعلام کرد هدف آن کاهش تهدید علیه نیروهای آمریکایی است. در مقابل، ایران با پرتاب موشک‌های بالستیک و اعزام پهپادهای مسلح به سمت شهرهای اسرائیل واکنش نشان داد و همزمان برخی تأسیسات مرتبط با آمریکا در منطقه را هدف گرفت. گزارش‌هایی در دوم مارس منتشر شد که از اصابت موشک به محوطه سفارت آمریکا در کویت حکایت داشت؛ رویدادی که نشان می‌دهد دامنه خطر به اماکن دیپلماتیک نیز کشیده شده است.

در ارزیابی خسارات باید میان ارقام قطعی و برآوردهای اولیه تمایز قائل شد. در جنگ‌های پرشتاب، اعداد رسمی معمولاً با تأخیر تثبیت می‌شوند و داده‌های ابتدایی بر پایه اعلام نهادهای امدادی یا گزارش‌های محلی منتشر می‌شوند. با این حال برخی اطلاعات جهت‌گیری کلی خسارات را روشن می‌کند. گزارش‌های منتشرشده در دوم مارس ۲۰۲۶ به نقل از هلال احمر ایران از کشته شدن دست‌کم ۵۵۵ نفر در ایران خبر دادند. این رقم هنوز نیازمند راستی‌آزمایی مستقل است، اما نشان‌دهنده شدت حملات هوایی و موشکی در چند روز متوالی است.

خسارات ایران عمدتاً متوجه زیرساخت‌های نظامی و امنیتی بوده است. پایگاه‌های موشکی، سامانه‌های پدافندی، مراکز فرماندهی و انبارهای تسلیحاتی در فهرست اهداف قرار داشته‌اند. بازسازی چنین تأسیساتی پرهزینه و زمان‌بر است، به‌ویژه در شرایط تحریم و محدودیت واردات تجهیزات پیشرفته. افزون بر آن، برخی مناطق صنعتی نزدیک به این اهداف آسیب دیده‌اند که موجب اختلال در تولید و حمل‌ونقل شده است. هزینه‌های غیرمستقیم نیز قابل توجه است: کاهش ارزش پول ملی، افزایش فشار تورمی، انتقال منابع بودجه‌ای به بخش دفاعی و کاهش سرمایه‌گذاری عمرانی. برآورد معقول آن است که خسارات مستقیم و اختلالات فوری اقتصادی ایران در کوتاه‌مدت در محدوده ده‌ها میلیارد دلار قرار گیرد و در صورت تداوم حملات این رقم افزایش یابد.

اسرائیل نیز اگرچه از سامانه‌های دفاع موشکی پیشرفته بهره می‌برد، اما از خسارات مصون نمانده است. برخی موشک‌ها از لایه‌های دفاعی عبور کرده و به مناطق مسکونی و صنعتی اصابت کرده‌اند. زیان‌های مستقیم شامل تخریب ساختمان‌ها، آسیب به زیرساخت‌های حمل‌ونقل و وقفه در فعالیت واحدهای تولیدی است. هزینه‌های غیرمستقیم شامل بسیج گسترده نیروهای ذخیره، کاهش فعالیت گردشگری، اختلال در پروازهای بین‌المللی و افزایش مخارج دولت برای جبران خسارات و تقویت پدافند است. در چنین شرایطی هزینه دفاعی به مرور از هزینه تعمیرات پیشی می‌گیرد و فشار بر بودجه عمومی افزایش می‌یابد.

برای ایالات متحده، خسارات به شکل دیگری ظاهر می‌شود. خاک این کشور هدف حمله مستقیم قرار نگرفته، اما عملیات هوایی، استقرار ناوها و مصرف مهمات دقیق هزینه‌های قابل توجهی ایجاد کرده است. هر حمله هوایی به معنای مصرف منابع مالی و فنی است که باید جایگزین شوند. علاوه بر این، هرگونه آسیب به پایگاه‌های آمریکا در عراق، سوریه یا حوزه خلیج فارس مستلزم تقویت تدابیر حفاظتی و صرف هزینه اضافی است. همچنین اقتصاد آمریکا از طریق نوسانات بازار انرژی و افزایش هزینه حمل‌ونقل دریایی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

گسترش درگیری به لبنان یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر بوده است. گزارش‌های دوم مارس از حملات گسترده اسرائیل به مناطق تحت نفوذ حزب‌الله در لبنان و کشته شدن دست‌کم ۳۱ نفر خبر دادند. این تحولات خطر گشایش جبهه‌ای فعال در شمال اسرائیل را افزایش داده و احتمال آوارگی گسترده‌تر در لبنان را تقویت کرده است. اقتصاد شکننده لبنان در برابر هرگونه تخریب زیرساختی آسیب‌پذیر است و ادامه این روند می‌تواند بحران مالی این کشور را تشدید کند.

کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در وضعیت آماده‌باش قرار گرفته‌اند. حتی در نبود حملات مستقیم، افزایش خطر موجب بالا رفتن حق بیمه کشتی‌ها، تغییر مسیر برخی خطوط کشتیرانی و افزایش هزینه امنیتی بنادر و تأسیسات نفتی شده است. اگر حملات به زیرساخت‌های انرژی تداوم یابد، آثار آن فراتر از منطقه خواهد رفت و بازار جهانی نفت با بی‌ثباتی طولانی‌تری مواجه می‌شود.

پیامدهای اقتصادی جنگ تنها به نفت خام محدود نمی‌شود. اختلال در پالایشگاه‌ها و مسیرهای صادراتی می‌تواند بر عرضه فرآورده‌های نفتی مورد استفاده در پروژه‌های عمرانی اثر بگذارد. کشورهایی که برای ساخت و نگهداری جاده‌ها و بنادر به واردات مواد قیری وابسته‌اند، ممکن است با تأخیر در تحویل و افزایش هزینه مواجه شوند. این مسئله در شرایطی که بسیاری از کشورها پروژه‌های زیربنایی گسترده در دست اجرا دارند، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

آینده جنگ به چند متغیر کلیدی وابسته است: تداوم یا کاهش شدت حملات در داخل ایران، دامنه پاسخ‌های موشکی ایران، و میزان استمرار عملیات آمریکا از پایگاه‌های منطقه‌ای. یک سناریو تداوم درگیری کنترل‌شده است که در آن حملات و پاسخ‌ها ادامه می‌یابد اما از سطحی معین فراتر نمی‌رود. در این حالت، خسارات اقتصادی به‌تدریج افزایش می‌یابد و بازار انرژی با سطحی از ریسک پایدار مواجه خواهد بود. سناریوی دوم گسترش جغرافیایی درگیری است؛ به‌ویژه اگر زیرساخت‌های حیاتی در خلیج فارس یا لبنان به شکل مکرر هدف قرار گیرند. چنین وضعیتی می‌تواند هزینه‌های منطقه‌ای را به شکل ناگهانی افزایش دهد و تورم جهانی را تشدید کند. سناریوی سوم دستیابی به آتش‌بس از طریق میانجی‌گری منطقه‌ای است. حتی در صورت کاهش حملات، سطح آمادگی نظامی و هزینه‌های امنیتی احتمالاً بالا باقی خواهد ماند و روند بازسازی در ایران و لبنان نیازمند منابع مالی گسترده خواهد بود.

با توجه به گزارش‌های موجود تا دوم مارس ۲۰۲۶، کاهش سریع تنش بدون توافقی جامع که هم‌زمان به حملات اسرائیل، پاسخ‌های ایران و نقش عملیاتی آمریکا بپردازد دشوار به نظر می‌رسد. ساختار فعلی درگیری به گونه‌ای است که چند جبهه به یکدیگر متصل شده‌اند و هر حادثه می‌تواند پیامدهایی فراتر از محل وقوع خود داشته باشد. آنچه در حال حاضر قابل مشاهده است افزایش مستمر هزینه‌های نظامی، رشد ریسک در تجارت دریایی و فشار فزاینده بر بودجه دولت‌های درگیر است؛ روندی که اگر مهار نشود، می‌تواند ثبات اقتصادی منطقه را برای مدتی طولانی تحت تأثیر قرار دهد.