نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

کابوس چند میلیون دلاری بیمه؛ چرا غول‌های کشتیرانی دیگر جرأت عبور از هرمز را ندارند؟

به گزارش دنیای نفت و قیر، تردد تجاری از تنگه هرمز در روزهای اخیر در سطحی بسیار محدود ادامه یافت و پیامدهای فوری آن متوجه صادرات کشورهای حوزه خلیج فارس و خریداران در آسیا، آفریقا و اروپا شد. تازه‌ترین تصویر عملیاتی کشتیرانی نشان داد که در بازه گزارش‌شده، تنها ده فروند کشتی توانسته‌اند از تنگه عبور کنند؛ پنج کشتی به سمت داخل خلیج فارس حرکت کرده‌اند و پنج کشتی نیز از آن خارج شده‌اند. محدودشدن رفت‌وآمد دریایی اهمیت جهانی دارد، زیرا تنگه هرمز همچنان گذرگاه اصلی بخش بزرگی از نفت خام، فرآورده‌های پالایش‌شده، گاز مایع، محصولات پتروشیمی و محموله‌های صنعتی کشورهای خلیج فارس است. حتی بدون بسته‌شدن کامل تنگه، کاهش تعداد عبورها به چند کشتی در هر جهت، قابلیت اتکای برنامه‌های بارگیری، زمان‌بندی تحویل و دسترسی به شناورهای مناسب را کاهش می‌دهد.

بر اساس گزارش اطلاعات دریایی منتشرشده اخیر، دو فروند از پنج کشتی ورودی هنگام عبور، ارسال عمومی اطلاعات سامانه شناسایی خودکار یا AIS را متوقف کردند. یک کشتی فله‌بر نیز هنگام تلاش برای خروج از خلیج فارس، پیش از تکمیل عبور خود بازگشت. خاموش‌کردن AIS به‌تنهایی اثبات‌کننده فعالیت غیرقانونی نیست؛ اما در شرایط فعلی، حرکت بدون ارسال عمومی موقعیت، کار مقام‌های ساحلی، اجاره‌کنندگان کشتی، شرکت‌های بیمه، نیروهای امدادی، شناورهای اطراف و صاحبان محموله را برای دستیابی به تصویری قابل‌اعتماد از تردد نزدیک تنگه دشوار می‌کند. بازگشت یک کشتی نیز از نظر تجاری اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد سفر دریایی ممکن است پس از مصرف سوخت، تخصیص خدمه و آغاز عملیات، متوقف شود.

همان ارزیابی، ۱۰۶ فروند کشتی را شناسایی کرد که نشانه‌هایی مرتبط با احتمال تلاش برای عبور از محدودیت دریایی فعال آمریکا داشتند. ۵۵ فروند از این شناورها دارای پرچم‌هایی با وضعیت مشکوک، جعلی یا پرریسک از نظر مقررات معرفی شدند و ۴۲ فروند نیز مستقیماً با پرچم ایران حرکت می‌کردند. ۴۲ کشتی در فاصله‌ای حدود ۲۴۰ مایل دریایی از خط اجرای محدودیت قرار داشتند و نزدیک‌ترین شناور کمتر از ۹۰ مایل دریایی با آن فاصله داشت. این طبقه‌بندی ثابت نمی‌کند که همه این کشتی‌ها قصد نقض مقررات دارند، اما نشان می‌دهد بانک‌ها، مالکان کشتی، خریداران محموله، شرکت‌های تجاری و نهادهای ثبت پرچم با گروه بزرگی از شناورها روبه‌رو هستند که هویت، سابقه حضور در بنادر، الگوی ارسال سیگنال یا اسناد آنها نیازمند بررسی بیشتر است.

گزارش رسانه‌های دولتی ایران سطح دیگری از ابهام را ایجاد کرد. این گزارش‌ها اعلام کردند چهار شناور متهم به نقض الزامات دریانوردی ایران، طی ساعات اخیر و در عملیاتی ترکیبی با استفاده از موشک و پهپاد متوقف شده‌اند. این ادعا در زمان انتشار به‌طور مستقل تأیید نشده بود. اهمیت آن برای کشتیرانی تجاری به تصمیمی مربوط می‌شود که فرماندهان کشتی‌ها باید در شرایط فعلی اتخاذ کنند. شناورهای حاضر در اطراف تنگه هرمز با دستورهای متفاوت و گاه متعارض از سوی مقام‌های نظامی و دولتی روبه‌رو هستند. اقدامی که از سوی یک طرف پذیرفته می‌شود، ممکن است از سوی طرف دیگر نقض مقررات دریانوردی یا محدودیت‌های اعلام‌شده معرفی شود. چنین وضعیتی کشتی را پیش از رسیدن به بندر بارگیری یا تخلیه، با خطر حقوقی و فیزیکی روبه‌رو می‌کند.

ایالات متحده نیز اعلام کرد که در تازه‌ترین عملیات نظامی خود، مراکز نظارتی ایران، زیرساخت‌های لجستیکی، انبارهای تسلیحاتی و توانمندی‌های دریایی را هدف قرار داده است. حمله به سامانه‌های نظارتی ساحلی و تجهیزات نظامی ممکن است بخشی از توان کنترل را کاهش دهد، اما هم‌زمان می‌تواند ابهام بیشتری برای تردد کشتی‌های تجاری ایجاد کند. دریانوردی تجاری تنها به عرض فیزیکی آبراه وابسته نیست و به ارتباطات قابل پیش‌بینی، مقام‌های قابل‌شناسایی، سامانه‌های نظارتی فعال و دستورالعمل‌های روشن عبور نیز نیاز دارد. زمانی که این اجزا محل اختلاف باشند، ممکن است مالکان، فرماندهان، بیمه‌گران یا خدمه از ورود به آبراهی که از نظر فنی باز است، خودداری کنند.

فعالیت پایانه‌های نفتی نیز نشانه دیگری از محدودشدن عملیات صادراتی ارائه داد. گزارش روزانه اطلاعات دریایی اعلام کرد هر سه اسکله بارگیری جزیره خارک به‌طور هم‌زمان خالی بوده‌اند. همچنین منطقه‌ای برای انتظار کشتی‌ها شناسایی شد که حدود ۱۹ شناور بدون ارسال عمومی موقعیت در آن متوقف بودند و یک نفتکش خاموش دیگر نیز به سمت محل لنگرگیری حرکت می‌کرد. این مشاهدات نشان می‌دهد ارتباط معمول میان برنامه بارگیری پایانه، ورود کشتی، ترتیب بارگیری و خروج شناورها با شفافیت و نظم عادی انجام نمی‌شود.

اختلال در سامانه‌های موقعیت‌یابی نیز نگرانی جداگانه‌ای در زمینه ایمنی و رعایت مقررات ایجاد کرده است. تصویر ثبت‌شده در ۱۸ ژوئیه نشان داد صدها کشتی در خلیج فارس تحت اختلال یا پارازیت GPS قرار گرفته‌اند و تعداد آنها به‌طور محسوسی بالاتر از میانگین اخیر بوده است. اختلال الکترونیکی ممکن است موقعیت، جهت حرکت و سرعت نادرست نمایش دهد یا برخوردهای غیرواقعی میان کشتی‌ها را در سامانه‌ها ثبت کند. خدمه پل فرماندهی می‌توانند از رادار، مشاهده مستقیم، ناوبری اینرسی و تجهیزات دیگر استفاده کنند، اما ورودی‌های باریک و لنگرگاه‌های شلوغ تحمل کمی در برابر داده‌های نادرست دارند. واحدهای تطبیق مقررات نیز با مشکل مواجه می‌شوند، زیرا مختصات جعلی می‌تواند هشدارهای تحریمی اشتباه ایجاد کند یا تماس واقعی میان دو شناور را پنهان سازد.

شرایط بیمه‌ای نیز تمایل تجاری برای انجام سفر را کاهش داده است، حتی زمانی که کشتی از نظر فنی توان عبور دارد. ارزیابی دریایی جاری، حق بیمه خطر جنگ را حدود ۳ تا ۱۰ درصد ارزش کشتی برآورد کرده است. برای نفتکشی با ارزش چند ده میلیون دلار، هزینه اضافی ممکن است تنها برای یک عبور به چند میلیون دلار برسد. هزینه نهایی می‌تواند با سهم بیمه‌گذار از خسارت، پاداش خدمه، الزامات امنیتی، شروط وام‌دهندگان و حق لغو قرارداد بیشتر شود. بنابراین ممکن است محموله برای فروش موجود باشد، اما انجام سفر از نظر مالی برای مالک یا اجاره‌کننده کشتی قابل‌قبول نباشد.

تعداد محدود عبورها بر گردش کشتی‌ها در خارج از خلیج فارس نیز پیامد خواهد داشت. تأخیر یک کشتی تنها به دیر رسیدن آن به مقصد بعدی محدود نمی‌شود. شناور ممکن است نوبت اسکله را از دست بدهد، قرارداد حمل بعدی آن لغو شود، برنامه تعویض خدمه مختل شود و برای محموله دیگری در دسترس نباشد. پایانه‌های داخل خلیج فارس نیز در صورت خروج‌نکردن صادرات برنامه‌ریزی‌شده، ممکن است با محدودیت ذخیره‌سازی روبه‌رو شوند. پایانه‌های واردکننده احتمال دارد با فاصله بیشتر میان تحویل محموله‌ها مواجه شوند و پالایشگاه‌ها نیز ناچار شوند برنامه تولید یا تخصیص فرآورده‌های خود را اصلاح کنند. پیامدها از محدوده هرمز فراتر می‌رود، زیرا برنامه کشتیرانی به مجموعه‌ای از توقف‌های به‌هم‌پیوسته در بنادر مختلف وابسته است.

شرایط دریایی امروز برای صنعت قیر یک مشکل مستقیم لجستیکی ایجاد می‌کند. صادرات قیر کشورهای خلیج فارس به‌وسیله نفتکش‌های گرم‌شونده، شناورهای تخصصی حمل محموله‌های کوچک، بشکه، جامبوبگ و کانتینر انجام می‌شود. هر روش الزامات عملیاتی متفاوتی دارد، اما همگی به ورود و خروج قابل‌اعتماد کشتی‌ها از بنادر وابسته‌اند. حمل فله‌ای قیر نیازمند کنترل دما، مخازن سازگار، پمپ‌های مناسب و هماهنگی با تجهیزات تخلیه در مقصد است. تأخیر یک نفتکش گرم‌شونده می‌تواند مصرف سوخت و هزینه حفظ دمای محموله را افزایش دهد و ازدست‌رفتن نوبت پایانه ممکن است به‌سرعت قابل جبران نباشد. ناوگان کوچک‌تر و تخصصی حمل قیر نیز در مقایسه با بازار بزرگ نفتکش‌های معمولی، ظرفیت جایگزین کمتری دارد.

قیر بسته‌بندی‌شده در بشکه، کیسه یا کانتینر نیز از اختلال‌های فعلی مصون نیست. این محموله‌ها به خدمات فیدری، تجهیزات کانتینری، نیروی کار پایانه، ظرفیت محوطه بندری و پذیرش شرکت‌های کشتیرانی بزرگ وابسته‌اند. زمانی که خطوط کشتیرانی میزان حضور خود در خلیج فارس را کاهش دهند، ممکن است قیر بسته‌بندی‌شده با وجود ادامه تولید در بندر باقی بماند. کانتینرهای خالی و دیگر تجهیزات نیز ممکن است دیرتر بازگردند و برنامه‌های صادراتی بعدی را محدود کنند. نتیجه این وضعیت می‌تواند تفاوت زیاد در میزان دسترسی به محصول میان مقصدهای مختلف باشد، نه لزوماً یک کمبود واحد و یکسان در سراسر جهان.

صادرکنندگان احتمالاً به دوره‌های بارگیری منعطف‌تر، بازه‌های وسیع‌تر برای ورود کشتی، شروط قوی‌تر مربوط به حوادث خارج از کنترل و تأیید اعتبار بیمه در تمام مدت سفر اهمیت بیشتری خواهند داد. خریداران نیز ممکن است موجودی ایمنی خود را افزایش دهند، خریدها را میان چند مبدأ بارگیری تقسیم کنند یا محموله‌هایی را ترجیح دهند که پیش‌تر از خلیج فارس خارج شده‌اند. اجرای قراردادها بیش از گذشته به کشتی معرفی‌شده، سابقه پرچم، مالک اصلی، بررسی تحریم‌ها، تأیید بیمه‌گر و پذیرش خدمه وابسته خواهد بود. موجودبودن محصول به‌تنهایی تضمین‌کننده حمل نیست. دریافت‌کنندگان ممکن است پیش از آزادکردن پرداخت یا رزرو ظرفیت پایانه، معرفی رسمی کشتی و تأیید حرکت آن را مطالبه کنند.

نتیجه اصلی کشتیرانی اخیر این است که تنگه هرمز از نظر فیزیکی قابل عبور باقی مانده، اما از نظر تجاری با محدودیت شدید روبه‌رو است. ثبت ده عبور نشان می‌دهد رفت‌وآمد به‌طور کامل متوقف نشده است، اما خاموش‌شدن AIS، بازگشت کشتی‌ها، دستورهای متعارض، حمله به سامانه‌های نظارتی، ابهام در فعالیت پایانه‌ها، اختلال ناوبری و افزایش هزینه بیمه مانع بازگشت عملیات عادی می‌شوند. برای عرضه‌کنندگان و خریداران قیر، نگرانی فوری قابلیت اطمینان تحویل است، نه وقوع قطعی کمبود جهانی. شرکت‌هایی که ظرفیت حمل تأییدشده، مدارک منطبق با مقررات، پوشش بیمه مطمئن، قراردادهای منعطف و موجودی کافی دارند، در مقایسه با شرکت‌هایی که تنها به تولید پالایشگاه و تاریخ‌های معمول تحویل اتکا می‌کنند، توان بیشتری برای مدیریت شرایط فعلی خواهند داشت.