به گزارش دنیای نفت و قیر، دستاورد عملیاتی اخیر شرکت نورثاستار کلین تکنولوژیز (Northstar Clean Technologies) گامی تحولآفرین در راستای تجاریسازی منابع غیرمتعارف قیر به شمار میرود؛ رویدادی که فراتر از نوسانات مقطعی عرضه و تقاضا، آغازگر عصری نوین در زنجیره تأمین جهانی مواد قیری است. اگرچه این حجم از تولید در کوتاهمدت توازن کمیِ بازار سنتی خاورمیانه را دستخوش تغییر اساسی نمیکند، اما ورود رسمی ماده چسباننده بازیابیشده از سقفپوشهای آسفالتی به یک زنجیره تأمین استاندارد و صنعتی، یک نقطه عطف تکنولوژیک محسوب میشود. اهمیت راهبردی این موفقیت در آن است که الگوی فرآوری کلگری (Calgary) اکنون به عنوان یک پارادایم فنی اثباتشده پیش روی دولتها، پالایشگران و مدیریت کلان پسماند قرار دارد و به کشورهای صادرکننده سنتی هشدار میدهد که بازارهای پیشرفته، به سرعت در حال جایگزینی منابع هیدروکربنی بکر با جایگزینهای کمکربن و مدور هستند.
این شرکت کانادایی اخیراً اعلام کرد که این کارخانه از هدف موقت فرآوری روزانه ۱۰۰ تن متریک سقفپوش آسفالتی عبور کرده و بیشترین ظرفیت ثبتشده آن به بیش از ۱۲۰ تن در روز رسیده است. نورثاستار همچنین تحویل چندین محموله تجاری آسفالت مایع بازیافتی به شرکت مکآسفالت اینداستریز (McAsphalt Industries)، زیرمجموعه کاملاً تحت مالکیت کولاس کانادا، را تأیید کرد. حجم محمولهها اعلام نشده است، اما ترکیب افزایش ظرفیت فرآوری با تحویلهای مکرر به یک تأمینکننده باسابقه، به این خبر اهمیتی فراتر از یک طرح آزمایشی معمولی میدهد. بسیاری از فناوریهای بازیافت قابلیت فنی خود را اثبات میکنند، اما موفق به تأمین مشتری پایدار یا خوراک مستمر نمیشوند. عملیات کلگری از این مرحله عبور کرده، هرچند هنوز به تولید پایدار در شرایط تجاری نرسیده است.
این کارخانه سقفپوشهای آسفالتی دورریختهشده را فرآوری میکند؛ موادی که شامل ضایعات تولیدی و پوششهای جداشده از سقف ساختمانها هستند. این سقفپوشهای آسفالتی از ماده چسباننده قیری، سنگدانه، سنگ آهک و الیاف تشکیل شدهاند. فرایند اختصاصی استخراج و جداسازی نورثاستار برای بازیابی جداگانه این اجزا طراحی شده است و برخلاف روشهای ساده، تمام سقفپوش آسفالتی را به یک ماده مخلوط با ارزش کمتر تبدیل نمیکند. آسفالت مایع بازیابیشده، بسته به مشخصات مورد درخواست مشتری و تأیید فنی، میتواند در آسفالت گرم، محصولات پوشش سقف و سامانههای سقف مسطح استفاده شود. این جداسازی از نظر تجاری اهمیت دارد، زیرا ماده چسباننده بازیابیشده بازار بالقوه گستردهتری نسبت به ضایعات سقفی فرآورینشده دارد. این محصول را میتوان آزمایش کرد، با مواد دیگر ترکیب کرد، انتقال داد، مستندسازی کرد و تحت الزامات کنترلشده کیفی در برنامههای مشخص تولیدی به کار گرفت.
مشارکت مکآسفالت مسیر تجاری معتبرتری برای این پروژه ایجاد کرده است. دو شرکت یک قرارداد بلندمدت خرید تضمینی منعقد کردهاند که خرید انحصاری آسفالت مایع تولیدشده در کارخانه کلگری را با رعایت برخی شروط تجاری پوشش میدهد. قیمتگذاری محصول به شرایط بازار وابسته است و تعدیلات مربوط به کیفیت، موقعیت جغرافیایی و مزیت پایداری زیستمحیطی را در بر میگیرد. در برخی شرایط، فروش به اشخاص ثالث نیز مجاز خواهد بود. این شروط نشان میدهد که با ماده بازیابیشده بهعنوان یک نهاده صنعتی برخورد میشود، نه ضایعاتی که ارزش آن عمدتاً از صرفهجویی در هزینه دفع ناشی میشود. این توافق همچنین در دوره افزایش ظرفیت، مشتری مشخصی در اختیار نورثاستار قرار میدهد و خطر تولید محصول قابلقبول بدون وجود کانال فروش مطمئن را کاهش میدهد.
این همکاری، ماده چسباننده بازیابیشده را به شبکه راهسازی، آسفالتکاری، پایانهها و عملیات نگهداری کولاس کانادا متصل میکند. مکآسفالت زیرساخت لازم برای دریافت، ذخیرهسازی، ارزیابی و توزیع محصولات چسباننده را در اختیار دارد. حضور این شرکت به این معنا نیست که ماده تولیدشده برای تمام کاربردهای روسازی یا پوشش سقف مناسب است، اما محیطی حرفهای فراهم میکند که در آن ثبات محصول، نحوه جابهجایی، مستندات، عملکرد در فرایند اختلاط و انطباق با الزامات فنی در شرایط تجاری ارزیابی شود. به همین دلیل، چندین تحویل تجاری اخیر اهمیت بیشتری از یک نمونه آزمایشگاهی منفرد دارند، زیرا امکان بررسی تکرارپذیری محصول در یک سامانه فعال تأمین را فراهم میکنند.
ظرفیت اعلامشده باید با احتیاط تفسیر شود. ثبت بیشترین نرخ فرآوری در سطح بیش از ۱۲۰ تن در روز به این معنا نیست که کارخانه این مقدار را بهصورت پیوسته حفظ کرده است. نورثاستار فعالیت کارخانه را در مرحله افزایش تدریجی ظرفیت توصیف کرده و همچنان برای دستیابی به تولید تجاری پایدار تلاش میکند. اصلاحات مهندسی اعمالشده پس از دستیابی به ظرفیتهای قبلی، برخی گلوگاههای عملیاتی را کاهش داده و قرار است در کارخانههای آینده نیز مورد استفاده قرار گیرد. آزمونهای بعدی به پایداری عملکرد در دورههای طولانی، کنترل آلودگی، یکنواختی ماده چسباننده، مصرف انرژی، نگهداری تجهیزات و هزینه تولید در شرایط تغییر کیفیت خوراک مربوط میشود. این عوامل مشخص خواهند کرد که آیا عملکرد کنونی بدون افت کیفیت یا حاشیه سود قابل تداوم است یا خیر.
تأمین مطمئن خوراک یکی از مزیتهای مهم پروژه کلگری محسوب میشود. نورثاستار روابطی برای دریافت ضایعات تولیدی، سقفپوشهای آسفالتی مصرفشده، مواد جمعآوریشده توسط شهرداری و پسماندهای ساختوساز و تخریب ایجاد کرده است. تنوع منابع تأمین، وابستگی کارخانه به یک عرضهکننده را کاهش میدهد و امکان استفاده منظمتر از ظرفیت عملیاتی را فراهم میکند. کارخانهای از این نوع تنها به دسترسی به سقفپوشهای آسفالتی دورریختهشده نیاز ندارد. فعالیت آن مستلزم جمعآوری سازمانیافته، غربالگری، حذف آلایندهها، حملونقل، انبارش، تعیین شرایط پذیرش پسماند و همکاری بلندمدت میان تولیدکنندگان، پیمانکاران سقف، شرکتهای مدیریت ضایعات، شهرداریها و مصرفکنندگان نهایی است. عملیات کلگری نشان میدهد که چگونه میتوان این اجزای تجاری و لجستیکی را پیرامون یک واحد اختصاصی فرآوری سازماندهی کرد.
در ظرفیت طراحیشده برای فعالیت در دو شیفت، این کارخانه قرار است سالانه تا ۸۰ هزار تن سقفپوش آسفالتی دورریختهشده را فرآوری و آسفالت مایع، سنگدانه، الیاف و سنگ آهک را بازیابی کند. برآوردهای قبلی نشان میداد که انحراف ۴۰ هزار تن سقفپوش آسفالتی از مراکز دفن زباله میتواند حدود ۱۰ هزار تن آسفالت بازیابیشده تولید کند. حتی در صورت فعالیت با ظرفیت کامل، این مقادیر در مقایسه با تولید و تجارت جهانی قیر محدود باقی میمانند. این کارخانه در کوتاهمدت جایگزین تولید پالایشگاهی نخواهد شد. اهمیت آن در اثبات یک الگوی محلی است که میتواند در نزدیکی منابع بزرگ پسماند و بازارهای مصرف وارد فاز عملیاتی شود. در صورت اجرای نمونههای مشابه در کلانشهرهای مختلف، ماده چسباننده بازیابیشده میتواند به یک منبع ثانویه قابلاندازهگیری تبدیل شود و همزمان نیاز به حملونقل طولانی و دفن پسماند را کاهش دهد.
مزیت زیستمحیطی این پروژه، استدلال تجاری آن را تقویت میکند، هرچند ارقام ارائهشده مختص همین طرح هستند. ارزیابی چرخه عمر انجامشده برای کارخانه کلگری نشان داده است که انتشار گازهای گلخانهای معادل دیاکسیدکربن در این واحد بهطور قابلتوجهی کمتر از حالتی است که در آن آسفالت تازه تولید و سقفپوشهای آسفالتی مصرفشده در مراکز دفن زباله رها شوند. بر اساس مفروضات این مطالعه، کاهش انتشار حدود ۶۰ درصد برآورد شده است. نتایج به منبع برق، فاصله حمل، وضعیت خوراک، بازده فرآوری و نوع محصول جایگزینشده وابسته است و نمیتوان آن را بدون بررسی به مناطق دیگر تعمیم داد. بااینحال، این دادهها دلیل افزایش توجه مالکان زیرساختها به کربن نهفته (Embodied Carbon) و تلاش شهرداریها برای یافتن جایگزینهای مناسب جهت دفن ضایعات ساختمانی را توضیح میدهد.
فعالیتهای فنی اخیر نیز یک مسیر تجاری احتمالی دیگر ایجاد کردهاند. نورثاستار اعلام کرده است که پس از انجام آزمایشهای مستقل آزمایشگاهی، آسفالت مایع بازیابیشده از سقفپوشهای آسفالتی جداشده از سقف را با موفقیت به گرانولهای جامد تبدیل کرده است. گرانولسازی میتواند ذخیرهسازی و حملونقل را در مقایسه با انتقال ماده چسباننده مایع و گرم سادهتر کند و امکان دسترسی محصول به مشتریان خارج از منطقه نزدیک کارخانه را افزایش دهد. تحویلهای تجاری فعلی به مکآسفالت همچنان بر ارزیابی محصول در بازار کانادا متمرکز است، اما برنامه تولید گرانول نشان میدهد که فروش آینده ممکن است به پایانههای نزدیک محدود نماند. ورود به بازارهای خارجی همچنان به مشخصات فنی، طبقهبندی گمرکی، هزینه حمل، سامانههای جابهجایی، گواهی محصول و پذیرش خریداران وابسته خواهد بود.
برای تولیدکنندگان خاورمیانه، این رویداد نشانه کاهش فوری تقاضای صادراتی نیست. ماده چسباننده بازیابیشده در کانادا در آینده نزدیک جایگزین حجم تولید پالایشگاههای منطقه نخواهد شد. موضوع مهمتر، سیاستهای خرید در بازارهای پیشرفته زیرساختی است. نهادهای عمومی و پیمانکاران بزرگ به محتوای بازیافتی قابلردیابی، کاهش تأییدشده انتشار و جلوگیری از دفن پسماند اهمیت بیشتری میدهند. اگر این معیارها در مناقصهها تثبیت شوند، تأمینکنندگان سنتی با درخواستهای بیشتری برای ارائه مستندات زیستمحیطی، امکان اختلاط محصولات و عرضه مواد کمکربن روبهرو خواهند شد. کشورهای منطقه همچنین میتوانند امکان استفاده از سامانههای مشابه برای فرآوری ضایعات پوشش سقف یا دیگر پسماندهای قیری سازگار را بررسی کنند، هرچند میزان خوراک قابلدسترسی در هر کشور به روشهای رایج پوشش سقف، اقلیم، میزان تخریب ساختمانها و نظام جمعآوری پسماند وابسته است.
اعلام اخیر یک دستاورد تجاری و صنعتی است، نه رویدادی که عرضه جهانی را بهسرعت جابهجا کند. نورثاستار توانسته است بیشترین ظرفیت فرآوری روزانه خود را به بیش از ۱۲۰ تن متریک برساند، چندین محموله آسفالت مایع بازیابیشده را به خریدار قراردادی تحویل دهد و جمعآوری پسماند، فناوری جداسازی و فروش ماده چسباننده را در یک سامانه عملیاتی به یکدیگر متصل کند. مرحله بعد مشخص خواهد کرد که آیا اقتصاد پروژه در شرایط تولید پایدار دوام میآورد و آیا مجموعه مهندسی آن در مکانهای دیگر نیز قابل اجراست. نتیجه برای صنعت قیر روشن است: ماده چسباننده بازیابیشده وارد قراردادهای رسمی تأمین شده و از حمایت مشتریان صنعتی برخوردار است. این محصول همچنان یک منبع مکمل محسوب میشود، اما دیگر تنها موضوعی آزمایشگاهی یا محدود به طرحهای کوچک نمایشی نیست.
