نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

نخستین پالایشگاه جدید استرالیا در ۶۰ سال می‌تواند نقشه منطقه‌ای بازار قیر را تغییر دهد

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، تصمیم استرالیا برای تأمین بودجه یک مطالعه مقدماتی درباره ساخت پالایشگاه بزرگ جدید، نشان‌دهنده تغییری مهم در سیاست امنیت سوخت این کشور است و پیامدهای احتمالی آن می‌تواند فراتر از بازار بنزین و گازوئیل باشد. پروژه پیشنهادی در استرالیای غربی (Western Australia)، در صورت اجرا، نخستین پالایشگاه بزرگ جدید این کشور در حدود شش دهه گذشته و سومین پالایشگاه بزرگ فعال آن خواهد بود. هدف فوری این طرح، تقویت پایداری تأمین سوخت داخلی است، اما اگر طراحی نهایی آن شامل واحدهای مناسب، ترکیب نفت خام سازگار و راهبرد لازم برای مدیریت برش‌های سنگین باشد، ممکن است بر ساختار آینده تأمین قیر استرالیا نیز اثر بگذارد.

دولت فدرال و دولت استرالیای غربی قرار است در مجموع ۴ میلیون دلار استرالیا برای انجام مطالعه اولیه امکان‌سنجی پالایشگاهی اختصاص دهند که شرکت پردامان (Perdaman) پیشنهاد کرده است. این پروژه همچنان در مرحله بسیار ابتدایی قرار دارد. هنوز هیچ تصمیم نهایی برای سرمایه‌گذاری، ظرفیت پالایش، جدول زمانی ساخت یا ترکیب محصولات آن اعلام نشده است و احداث یک پالایشگاه مدرن به چندین میلیارد دلار سرمایه نیاز خواهد داشت. با این حال، انجام این مطالعه نشان می‌دهد پس از سال‌ها افزایش وابستگی استرالیا به فرآورده‌های نفتی وارداتی، ظرفیت پالایش دوباره به یکی از موضوعات اصلی برنامه‌ریزی ملی انرژی تبدیل شده است.

استرالیا اکنون تنها دو پالایشگاه بزرگ فعال دارد: پالایشگاه لیتون (Lytton) متعلق به شرکت امپل در بریزبن (Brisbane) و پالایشگاه شرکت ویوا انرژی در جیلانگ .(Geelong) این کشور پس از تعطیلی چندین پالایشگاه در دهه‌های اخیر، اکنون حدود ۹۰ درصد نیاز خود به سوخت‌های مایع را از طریق واردات تأمین می‌کند. در نتیجه، بازار داخلی استرالیا ارتباط نزدیکی با پالایشگاه‌ها و مسیرهای کشتیرانی آسیا پیدا کرده است.

این تغییر سیاست پس از دوره‌ای مطرح شده است که اختلال‌های جهانی، میزان آسیب‌پذیری شبکه تأمین استرالیا را آشکار کردند. دولت پیش‌تر برنامه‌ای برای تقویت امنیت سوخت اعلام کرده بود که شامل یک تسهیلات ۷.۵ میلیارد دلاری برای افزایش عرضه و ذخیره‌سازی سوخت و کود و همچنین اختصاص ۳.۲ میلیارد دلار برای ایجاد ذخیره دولتی حدود یک میلیارد لیتری گازوئیل و سوخت هوانوردی است. این اقدامات بخشی از سامانه‌ای گسترده‌تر خواهند بود که پالایش داخلی، ذخیره‌سازی راهبردی، خرید اضطراری و ادامه تجارت منطقه‌ای را با یکدیگر ترکیب می‌کند.

برای صنعت قیر، مهم‌ترین نکته این است که ساخت یک پالایشگاه نفت جدید الزاماً به معنای ایجاد یک تولیدکننده جدید قیر نیست. میزان تولید قیر به طراحی پالایشگاه، کیفیت نفت خام، ظرفیت تقطیر در خلأ، مشخصات محصولات و نحوه مصرف یا فرآورش باقی‌مانده‌های سنگین وابسته است. یک پالایشگاه پیچیده ممکن است برای افزایش تولید سوخت‌های حمل‌ونقل، وکیوم باتوم را به واحدهای تبدیل عمیق هدایت کند، نه اینکه آن را به‌عنوان قیر راه‌سازی عرضه کند. در مقابل، پالایشگاهی که به تجهیزات مناسب برای مدیریت باقی‌مانده‌های سنگین و برنامه مشخص تولید قیر مجهز باشد، می‌تواند به منبع جدیدی برای بازار داخلی تبدیل شود. تا زمانی که جزئیات فنی منتشر نشود، هرگونه برآورد درباره حجم احتمالی تولید قیر زودهنگام خواهد بود.

با این حال، اهمیت احتمالی پروژه برای بازار قیر قابل توجه است، زیرا پایه تولید داخلی استرالیا بسیار متمرکز است. پالایشگاه جیلانگ در حال حاضر تنها تولیدکننده داخلی قیر این کشور محسوب می‌شود و برآورد شده است که حدود یک‌پنجم نیاز ملی را تأمین می‌کند؛ باقی تقاضا عمدتاً از طریق واردات پاسخ داده می‌شود. اختلال اخیر در این پالایشگاه و مشکلات گسترده‌تر در حمل‌ونقل دریایی نشان دادند که محدود بودن تعداد منابع تولید، برای سازمان‌های راه، کارخانه‌های آسفالت، پیمانکاران اجرای پوشش‌های سطحی و توزیع‌کنندگان اهمیت زیادی دارد.

افزایش ظرفیت پالایش داخلی لزوماً نقش شرکت‌های بازرگانی بین‌المللی را کاهش نخواهد داد. وسعت جغرافیایی استرالیا، تفاوت تقاضا میان ایالت‌ها، برنامه‌های فصلی راه‌سازی و فاصله زیاد با مراکز اصلی پالایش آسیا به این معناست که حتی در صورت ساخت پالایشگاه جدید، محموله‌های وارداتی احتمالاً همچنان برای بازار ضروری خواهند بود. نتیجه محتمل‌تر، شکل‌گیری یک سامانه ترکیبی است که در آن تولید داخلی بیشتر، واردات را تکمیل می‌کند، سطح ذخایر منطقه‌ای را افزایش می‌دهد و گزینه‌های متنوع‌تری در اختیار خریداران قرار می‌دهد. شرکت‌های بازرگانی دارای شبکه کشتیرانی مطمئن، امکانات ذخیره‌سازی و توان فنی می‌توانند همچنان نقشی اساسی داشته باشند، به‌ویژه هنگام تعمیرات پالایشگاه‌ها، اوج تقاضا یا کمبود یک گرید مشخص.

موقعیت پروژه در استرالیای غربی نیز می‌تواند از نظر تجاری اهمیت داشته باشد. پالایشگاهی در غرب کشور به مسیرهای تجاری اقیانوس هند و روابط تأمین استرالیا با سنگاپور، مالزی، کره جنوبی، خاورمیانه و دیگر مراکز پالایش آسیایی نزدیک‌تر خواهد بود. هم‌زمان با انتشار خبر مطالعه پالایشگاه، استرالیا و سنگاپور پروتکلی برای تقویت همکاری در حوزه امنیت انرژی، کالاهای ضروری و تجارت امضا کردند. این تحولات نشان می‌دهد استرالیا قصد فاصله گرفتن از تجارت منطقه‌ای را ندارد. راهبرد در حال شکل‌گیری این کشور ظاهراً بر ترکیب توان داخلی قوی‌تر با همکاری عمیق‌تر در زنجیره تأمین منطقه‌ای استوار است.

برای عرضه‌کنندگان قیر، چنین ترکیبی می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کند، نه اینکه بازار را محدود سازد. احداث پالایشگاه در غرب استرالیا ممکن است زمینه توسعه زیرساخت‌های جدید ذخیره‌سازی، اختلاط، آزمایش و توزیع را فراهم کند، در حالی که محموله‌های وارداتی همچنان می‌توانند کمبودهای فصلی و منطقه‌ای را جبران کنند. عرضه‌کنندگان بین‌المللی که قادر باشند استانداردهای استرالیا را رعایت کنند و تحویل قابل اعتماد ارائه دهند، در بازاری که پایداری عرضه را در کنار قیمت ارزیابی می‌کند، همچنان اهمیت خواهند داشت.

یک پالایشگاه جدید همچنین ممکن است بر نوع قیر مورد تقاضا اثر بگذارد. شبکه راه استرالیا از قیر در تولید آسفالت، پوشش‌های پاششی، تعمیرات و بازسازی روسازی استفاده می‌کند. انتظار می‌رود تقاضای آینده توجه بیشتری به یکنواختی کیفیت، اصلاح با پلیمر، عملکرد در شرایط آب‌وهوایی شدید و پشتیبانی فنی داشته باشد. اگر پالایشگاه جدید وارد بازار شود، توان رقابتی آن تنها به حجم تولید وابسته نخواهد بود، بلکه به توانایی تولید گریدهایی متناسب با استانداردهای محلی و شرایط اقلیمی مناطق مختلف کشور نیز بستگی خواهد داشت.

پرسش‌های اقتصادی مهمی نیز درباره این پروژه وجود دارد. صنعت پالایش استرالیا در گذشته برای رقابت با پالایشگاه‌های بزرگ آسیایی که از مزیت مقیاس و هزینه تولید پایین‌تر برخوردارند، با دشواری روبه‌رو بوده است. ممکن است یک پالایشگاه جدید برای ادامه فعالیت اقتصادی به حمایت دولتی، تأمین مالی با شرایط ترجیحی یا تضمین سیاستی بلندمدت نیاز داشته باشد. طرح اقتصادی پروژه باید تغییرات تقاضای سوخت، گسترش خودروهای برقی، سیاست‌های انتشار کربن، دسترسی به نفت خام و هزینه بالای ساخت‌وساز در استرالیا را در نظر بگیرد. افزودن قیر و دیگر محصولات تخصصی می‌تواند تنوع درآمدی پالایشگاه را افزایش دهد، اما موفقیت تجاری آن را تضمین نمی‌کند.

سیاست‌های زیست‌محیطی نیز بر سرنوشت این پیشنهاد اثر خواهند گذاشت. استرالیا هم‌زمان با تلاش برای محافظت از اقتصاد در برابر شوک‌های کوتاه‌مدت عرضه نفت، در حال توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، سوخت‌های مایع کم‌کربن و برقی‌سازی حمل‌ونقل است. هر پالایشگاه جدید باید نشان دهد که چگونه با اهداف بلندمدت کاهش انتشار سازگار خواهد بود. بنابراین، طرح نهایی احتمالاً تفاوت قابل توجهی با پالایشگاه‌های سنتی ساخته‌شده در چند دهه گذشته خواهد داشت.

برای بازار قیر آسیا و اقیانوسیه، این پیشنهاد یک احتمال راهبردی تازه ایجاد می‌کند. استرالیا به‌طور سنتی یکی از بازارهای مهم واردکننده فرآورده‌های نفتی و قیر راه‌سازی بوده است. یک پالایشگاه جدید با ظرفیت تولید قیر می‌تواند بخشی از جریان‌های تجاری منطقه، به‌ویژه در استرالیای غربی، را متعادل‌تر کند، اما بعید است نیاز ملی به واردات را کاملاً از بین ببرد. احتمال بیشتری وجود دارد که سامانه‌ای توزیع‌شده‌تر شکل بگیرد که در آن تولید داخلی، مراکز تأمین آسیایی و شرکت‌های بازرگانی تخصصی در کنار یکدیگر فعالیت کنند.

اثر فوری این پروژه بر بازار محدود خواهد بود، زیرا طرح هنوز از مرحله مطالعات امکان‌سنجی عبور نکرده است. دریافت مجوزها، تأمین مالی، ساخت و راه‌اندازی حتی در شرایط مطلوب چند سال زمان خواهد برد. اهمیت کنونی خبر بیشتر به جهت‌گیری سیاستی آن مربوط می‌شود. استرالیا پس از دوره‌ای از فشار بر عرضه، بار دیگر در حال بررسی ارزش ظرفیت پالایش داخلی است و هم‌زمان ذخیره‌سازی و همکاری‌های بین‌المللی خود را تقویت می‌کند. برای صنعت قیر، پرسش اصلی این است که آیا پالایشگاه پیشنهادی تنها برای تولید سوخت‌های حمل‌ونقل طراحی خواهد شد یا قیر راه‌سازی نیز به‌عنوان یک محصول راهبردی در برنامه آن قرار خواهد گرفت.

اگر ظرفیت تولید قیر در برنامه نهایی گنجانده شود، استرالیا می‌تواند به دومین منبع داخلی قیر، توزیع جغرافیایی متعادل‌تر و انعطاف بیشتر در زمان اختلال‌های بین‌المللی دست یابد. حتی اگر چنین ظرفیتی در طرح نهایی وجود نداشته باشد، انجام این مطالعه همچنان مهم خواهد بود، زیرا نشان می‌دهد طراحی پالایشگاه، اقتصاد باقی‌مانده‌های سنگین و امنیت تأمین بار دیگر وارد مباحث سیاست‌گذاری ملی شده‌اند. تولیدکنندگان، شرکت‌های بازرگانی و پیمانکاران باید این پیشنهاد را نه به‌عنوان تغییری فوری در عرضه، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای اولیه از نحوه سازمان‌دهی بازار نفت و قیر استرالیا در دهه آینده ارزیابی کنند.