به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، مصرف داخلی قیر هند در سپتامبر با جهشی قابل توجه از حدود ۴۴۰ هزار تن در اوت به نزدیک ۵۹۰ هزار تن رسید و ۳۴.۷ درصد افزایش ماهانه را ثبت کرد. این رشد یکی از روشنترین نشانههای بازگشت تقاضای فیزیکی قیر پس از دوره ضعف ناشی از بارندگیهای موسمی به شمار میرود و نشان میدهد فعالیت روسازی در بخشی از بازار هند دوباره سرعت گرفته است.
افزایش مصرف قیر بسیار بیشتر از رشد کل مصرف فرآوردههای نفتی هند بوده است. مصرف کل فرآوردههای نفتی در سپتامبر فقط ۳.۹ درصد نسبت به اوت افزایش یافت و به حدود ۱۹.۲۶ میلیون تن رسید، در حالی که قیر رشد ماهانه ۳۴.۷ درصدی را تجربه کرد.
روند چند ماه اخیر نیز اهمیت این تغییر را بیشتر میکند. مصرف قیر در ژوئیه حدود ۴۷۰ هزار تن بود و در اوت به حدود ۴۴۰ هزار تن کاهش یافت. حجم سپتامبر در نتیجه حدود ۲۵ درصد بالاتر از ژوئیه و ۳۴.۷ درصد بیشتر از اوت قرار گرفته است.
این توالی نشان میدهد افزایش سپتامبر را نمیتوان فقط یک نوسان کوچک ماهانه دانست. مصرف در بخش میانی فصل بارندگی کاهش یافته بود و سپس با بهتر شدن شرایط اجرای پروژههای آسفالتی دوباره افزایش قابل توجهی را ثبت کرد.
با این حال افزایش مصرف را نباید به معنی بازگشت کامل صنعت راهسازی هند به حداکثر فعالیت تلقی کرد. اجرای بزرگراههای ملی در نیمه نخست سال مالی همچنان کمتر از دوره مشابه سال قبل بوده است و پیمانکاران با قیمت بسیار بالای قیر، فشار نقدینگی و محدودیتهای عرضه روبهرو بودهاند.
بنابراین رشد سپتامبر بیشتر نشاندهنده بازیابی تقاضا از یک سطح ضعیف است و هنوز نمیتوان از رونق کامل ساختوساز جادهای سخن گفت.
عامل فصلی در بازار قیر هند نقش بسیار مهمی دارد. بارندگیهای موسمی جنوبغربی معمولاً تعداد روزهای مناسب برای عملیات آسفالتی را کاهش میدهند و اجرای روسازی در بسیاری از مناطق را کند میکنند. با کاهش بارندگی در پایان فصل موسمی، پیمانکاران معمولاً تلاش میکنند بخشی از پروژههای عقبافتاده را پیش از ورود کامل به فصل خشک جبران کنند.
افزایش مصرف سپتامبر با همین الگو سازگار است. نشانههای بازار در نیمه دوم ماه نیز نشان میدادند فعالیت روسازی در برخی مناطق با کاهش بارندگی در حال بازگشت است و پیمانکاران برای آغاز دوباره پروژههایی که در دوره بارندگی کند شده بودند خرید قیر را افزایش میدهند.
اندازه این جهش از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که همزمان قیمت قیر در سطح بسیار بالایی قرار داشته است. پالایشگاههای هند در طول سپتامبر چند بار قیمتهای داخلی را افزایش دادند و در ابتدای اکتبر نیز افزایش دیگری اعمال شد.
در ویشاکاپاتنام، قیمت VG30 در اصلاح اول اکتبر به ۷۸٬۱۴۰ روپیه در هر تن رسید و VG40 نیز به ۸۴٬۱۲۰ روپیه افزایش یافت. این قیمتها بیش از ۶ درصد بالاتر از اصلاح قبلی قرار گرفتند و فاصله زیادی با سطوح پیش از افزایش شدید هزینه انرژی و حمل در خاورمیانه داشتند.
ترکیب افزایش قیمت و رشد مصرف یک پیام مهم برای بازار دارد. شوک قیمتی نتوانسته نیاز واقعی بخش راهسازی را از بین ببرد و با بازگشت فصل مناسب اجرا، بخشی از تقاضایی که پیش از این به تعویق افتاده بود دوباره وارد بازار شده است.
این موضوع به معنی بیتفاوت شدن خریداران نسبت به قیمت نیست. هزینه جایگزینی همچنان بسیار بالا است و بسیاری از پیمانکاران احتمالاً خرید خود را به نیاز واقعی پروژه محدود میکنند و تمایل کمتری به افزایش موجودی برای مصرف آینده دارند.
اما داده سپتامبر نشان میدهد زمانی که برنامه اجرای روسازی دوباره فعال میشود، نیاز فیزیکی میتواند بر مقاومت قیمتی غلبه کند. پیمانکار میتواند خرید را در دوره بارندگی یا عدمقطعیت بازار به تعویق بیندازد، اما پس از آغاز دوباره عملیات باید قیر کافی برای حفظ فعالیت کارخانه آسفالت در اختیار داشته باشد.
همین ویژگی میتواند پس از چند ماه ضعیف، جهش ناگهانی مصرف ایجاد کند. اندازه بازار راهسازی هند به حدی بزرگ است که افزایش محدود فعالیت در چند ایالت میتواند در آمار ماهانه مصرف قیر تأثیر قابل توجهی ایجاد کند.
بازیابی تقاضا برای بازار منطقهای نیز اهمیت دارد، زیرا هند یکی از بزرگترین مصرفکنندگان قیر در آسیا محسوب میشود. پالایشگاههای داخلی بخش بزرگی از نیاز را تأمین میکنند، اما واردات نیز در دورههای مختلف برای متعادل کردن بازار نقش مهمی داشته است.
با این حال شرایط سال ۲۰۲۶ استفاده از این منبع جایگزین را پیچیدهتر کرده است. اختلال عرضه در خاورمیانه، افزایش ریسک دریایی، قیمت بالاتر سوخت کشتیها و محدودیت دسترسی به برخی شناورها هزینه و عدمقطعیت واردات قیر را افزایش دادهاند.
به همین دلیل افزایش مصرف داخلی بهطور خودکار به معنی افزایش مشابه واردات نیست. خریداران باید قیمت پالایشگاههای هند را با هزینه کامل تحویل قیر وارداتی مقایسه کنند که شامل نرخ حمل، بیمه، هزینه بندر، تأمین مالی و حمل داخلی نیز میشود.
تفکیک میان مصرف داخلی و تقاضای وارداتی در نتیجه اهمیت زیادی دارد. مصرف حدود ۵۹۰ هزار تنی سپتامبر افزایش استفاده واقعی از قیر داخل هند را نشان میدهد، اما بهتنهایی مشخص نمیکند چه مقدار از این افزایش توسط تولید داخلی و چه مقدار توسط محمولههای خارجی تأمین شده است.
برای پاسخ به این سؤال باید آمار تولید پالایشگاهی، فروش داخلی و واردات در کنار یکدیگر بررسی شوند.
زمان بازگشت تقاضا نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا هند با قیمتهای بالا وارد اکتبر شد. افزایش نرخ قیر به اندازهای شدید بوده است که دولت سازوکار جبران افزایش هزینه برای برخی پیمانکاران واجد شرایط بزرگراه را تا پایان دسامبر تمدید کرده است.
این اقدام نشان میدهد افزایش قیمت قیر فقط یک مسئله معاملاتی نیست و مستقیماً بر اقتصاد قراردادهای راهسازی و جریان نقدی پیمانکاران اثر گذاشته است.
سازوکار جبران هزینه میتواند بخشی از فشار را از پروژههای واجد شرایط کاهش دهد، اما قیمت فیزیکی قیر را پایین نمیآورد و عرضه جدیدی نیز ایجاد نمیکند. هدف اصلی آن جلوگیری از این است که افزایش غیرعادی هزینه مواد اولیه بهطور کامل بر پیمانکارانی تحمیل شود که قرارداد خود را بر اساس شرایط قیمتی بسیار متفاوتی منعقد کردهاند.
این حمایت میتواند بخشی از تقاضایی را که در غیر این صورت به تعویق میافتاد حفظ کند. پیمانکاری که بخشی از افزایش شدید قیمت قیر برای او جبران میشود توان بیشتری برای ادامه عملیات نسبت به شرکتی دارد که باید تمام افزایش هزینه را از منابع خود تأمین کند.
به همین دلیل بازیابی مصرف سپتامبر را باید همزمان با تلاش دولت برای جلوگیری از توقف پروژهها در اثر جهش قیمت مواد اولیه بررسی کرد.
با این حال تصویر گستردهتر صنعت راه همچنان ترکیبی باقی مانده است. ساخت بزرگراههای ملی در نیمه نخست سال مالی ۲۰۲۷ حدود ۱۸.۶ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل بوده است و افزایش مصرف یک ماه هنوز این ضعف را بهطور کامل جبران نکرده است.
در مقابل، حجم پروژههای جدید بزرگراهی که در آوریل تا سپتامبر واگذار شدهاند رشد قابل توجهی داشته است و میتواند در مراحل بعدی از تقاضای قیر حمایت کند.
باید میان واگذاری پروژه و اجرای فیزیکی آن تفاوت قائل شد. یک پروژه بلافاصله پس از عقد قرارداد قیر مصرف نمیکند و مراحل تملک زمین، تجهیز کارگاه، خاکبرداری، زیرسازی و اجرای لایههای پایه باید پیش از رسیدن پروژه به مرحله روسازی انجام شوند.
بنابراین رشد تقاضای سپتامبر بیشتر به پروژههایی مربوط میشود که هماکنون به مرحله اجرای آسفالت رسیدهاند و نباید کل پروژههای تازه واگذارشده را بهعنوان تقاضای فوری قیر در نظر گرفت.
پرسش اصلی برای سهماهه پایانی سال این است که آیا روند سپتامبر میتواند ادامه پیدا کند یا خیر. اکتبر و نوامبر در بسیاری از مناطق هند شرایط مناسبتری برای اجرای پروژههای جادهای دارند و در صورت دسترسی کافی به محصول میتوانند مصرف بیشتری ایجاد کنند.
اما قیمت بالا ممکن است سرعت این رشد را محدود کند. پیمانکاران میتوانند پروژههای ضروری را سریعتر اجرا کنند، اما در صورتی که قیمت قیر همچنان بسیار بالا باقی بماند ممکن است بخشهای کماولویتتر را به تعویق بیندازند.
دسترسی به محصول نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. بازگشت همزمان تعداد زیادی از پیمانکاران به بازار پس از فصل بارندگی میتواند در یک دوره کوتاه فشار زیادی بر ارسال پالایشگاهها وارد کند.
حتی اگر عرضه ملی از نظر مجموع حجم کافی باشد، عدم تعادل منطقهای همچنان میتواند کمبودهای محلی ایجاد کند. محصول موجود در یک پالایشگاه یا انبار ممکن است پس از اضافه شدن هزینه حمل داخلی برای پروژهای در منطقه دیگر اقتصادی نباشد.
به همین دلیل قیمت در سطح انبار و پالایشگاه و همچنین لجستیک زمینی در دوره رشد تقاضا اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
قیر وارداتی نیز میتواند در صورت مناسب بودن اختلاف قیمت بخشی از عرضه مورد نیاز را تأمین کند. با این حال باید بر اساس هزینه تحویلی با قیر داخلی مقایسه شود و قیمت مبدأ بهتنهایی معیار مناسبی نیست.
یک محموله خارجی ممکن است در مبدأ ارزانتر باشد، اما پس از اضافه شدن کرایه کشتی، بیمه، هزینه بندری و حمل تا محل پروژه مزیت خود را از دست بدهد. این مسئله در سال ۲۰۲۶ و در شرایط افزایش شدید هزینه کشتیرانی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
افزایش تقاضای هند برای صادرکنندگان آسیایی نیز اهمیت دارد. بازار هند یکی از مهمترین مقاصد بالقوه محمولههای قیر خلیج فارس، جنوبشرق آسیا و شمالشرق آسیا محسوب میشود و افزایش مصرف فیزیکی میتواند بر جریان تجارت منطقه اثر بگذارد.
با این حال میزان افزایش خرید خارجی به فاصله میان قیمت داخلی و هزینه تحویلی واردات وابسته خواهد بود. اگر قیمت پالایشگاههای هند سریعتر از هزینه واردات افزایش پیدا کند، محموله خارجی میتواند رقابتیتر شود.
اگر کرایه حمل و بیمه همچنان در سطح بسیار بالا باقی بمانند، قیر داخلی ممکن است حتی با وجود قیمت بالا همچنان مزیت خود را حفظ کند.
بنابراین باید میان «بازیابی تقاضا» و «فرصت وارداتی» تفاوت قائل شد. بازیابی تقاضا اکنون در آمار سپتامبر قابل مشاهده است، اما ایجاد فرصت برای صادرکنندگان خارجی همچنان به قیمت و لجستیک بستگی دارد.
افزایش ۳۴.۷ درصدی همچنین باید در ارتباط با سطح پایین اوت بررسی شود. رشد ماهانه بسیار بزرگ است، اما بخشی از آن به این دلیل ایجاد شده است که مصرف در ماه قبل تحت فشار فصل بارندگی قرار داشت.
به همین دلیل نباید تنها یک ماه را به کل سال تعمیم داد. دادههای اکتبر و نوامبر مشخص خواهند کرد که افزایش سپتامبر آغاز یک بازیابی پایدار پس از فصل بارندگی بوده است یا فقط خریدهای بهتعویقافتاده و جبران کوتاهمدت پروژهها را منعکس کرده است.
اگر مصرف در دو ماه بعد نیز نزدیک یا بالاتر از سطح سپتامبر باقی بماند، شواهد یک بازیابی واقعی و پایدار تقاضا بسیار قویتر خواهند شد.
اگر مصرف دوباره به سرعت کاهش پیدا کند، افزایش سپتامبر میتواند بیشتر نتیجه جبران سفارشهای عقبافتاده باشد تا رشد پایدار فعالیت ساختوساز.
رفتار قیمت نیز یکی دیگر از شاخصهای اصلی خواهد بود. مصرف بالا همراه با عرضه محدود معمولاً باید از قیمت پالایشگاه حمایت کند یا تمایل فروشندگان به تخفیف را کاهش دهد.
اگر با وجود مصرف بالا قیمت داخلی شروع به کاهش کند، میتوان نتیجه گرفت تولید پالایشگاهی یا دسترسی به محموله وارداتی به اندازهای بهبود یافته است که افزایش تقاضا را جذب کند.
بنابراین رابطه میان مصرف و قیمت یکی از مهمترین متغیرهای بازار قیر هند تا پایان سال خواهد بود.
تمدید حمایت هزینهای دولت تا پایان دسامبر نیز میتواند بر شکل تقاضا اثر بگذارد. کاهش بخشی از فشار مالی برای پروژههای واجد شرایط ممکن است اجازه دهد عملیات راهسازی در دورهای که قیر بسیار گران است ادامه پیدا کند.
با این حال تمام پروژهها از سطح یکسانی از حمایت برخوردار نیستند و نیاز بالای سرمایه در گردش همچنان میتواند خرید برخی پیمانکاران را محدود کند.
به همین دلیل افزایش مصرف ملی به معنی بازیابی یکسان در تمام مناطق و میان همه پیمانکاران نیست. شرکتهای بزرگ بزرگراهی، پروژههای دولتی و خریداران کوچک محلی میتوانند شرایط بسیار متفاوتی از نظر دسترسی به منابع مالی، جبران هزینه و عرضه قیر داشته باشند.
دادههای جدید در نتیجه باید بهعنوان یک شاخص ملی از تقاضا تفسیر شوند و نه نشانه قدرت یکسان در همه بخشهای بازار.
برای تولیدکنندگان و فروشندگان، رشد سپتامبر تأیید میکند که نمیتوان شرایط ضعیف ژوئیه و اوت را به ماههای پس از فصل بارندگی تعمیم داد. مصرف فیزیکی میتواند با بازگشت عملیات روسازی بسیار سریع افزایش پیدا کند.
برای معاملهگران اکنون پرسش اصلی این است که آیا عرضه میتواند این تقاضای بالاتر را بدون ایجاد جهش تازه در قیمت تحویلی پاسخ دهد یا خیر.
بازار اکتبر از هماکنون نشان داده است قیمت پالایشگاهها همچنان تحت فشار صعودی قرار دارد. اگر مصرف بالا ادامه پیدا کند و همزمان عرضه داخلی و واردات محدود بمانند، رقابت برای محمولههای موجود میتواند تشدید شود.
در مقابل، اگر همزمان با افزایش تقاضا تولید پالایشگاهی و واردات نیز بهبود پیدا کنند، بازار میتواند افزایش مصرف پس از فصل بارندگی را با فشار قیمتی کمتری جذب کند.
دادههای سپتامبر در نتیجه نقطه تغییر مهمی برای بازار قیر هند ایجاد کردهاند. در دوره موسمی نگرانی اصلی ضعف اجرای پروژهها در کنار قیمت بالا بود، اما بازار اکنون وارد مرحلهای میشود که تقاضای فیزیکی در حال بازیابی باید با همان هزینههای بالای تأمین متعادل شود.
در هفتههای آینده مصرف قیر اکتبر، حجم ارسال پالایشگاهها، تغییر قیمت VG30 وVG40، واردات، نرخ حمل و سرعت واقعی اجرای بزرگراهها مهمترین شاخصهای بازار خواهند بود.
در شرایط فعلی روشنترین پیام این است که تقاضای قیر هند از کف اوت به شکل محسوسی بازگشته است. مصرف نزدیک به ۵۹۰ هزار تن در سپتامبر افزایش واقعی خرید فیزیکی را نشان میدهد و تأیید میکند که با کاهش اثر فصل موسمی، نیاز بخش راهسازی دوباره وارد بازار شده است.
اینکه این بازیابی به یک روند پایدار در سهماهه پایانی سال تبدیل شود یا خیر، به توان پیمانکاران برای استفاده از فصل مناسب ساختوساز در شرایطی بستگی خواهد داشت که قیمت قیر همچنان در سطوح بسیار بالا قرار دارد.
