نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

عرضه قیر سنگاپور محدودتر شد؛ توقف و تعمیرات پالایشگاهی خریداران جنوب‌شرق آسیا را به مبدأهای جدید سوق داد

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، بازار قیر جنوب‌شرق آسیا در آغاز اکتبر از مرحله افزایش ساده قیمت عبور کرده و با محدودیت جدی‌تری در دسترسی واقعی به محموله روبه‌رو شده است. عرضه نقدی با قیمت ثابت از سنگاپور به‌شدت کاهش یافته، محدودیت خوراک و تعمیرات پالایشگاهی تولید اکتبر را تحت فشار قرار داده و خریداران ویتنام و اندونزی را وادار کرده است برای تأمین نیاز خود به جنوب چین، مالزی، تایوان و تایلند نگاه کنند. این شرایط نشان می‌دهد مسئله فعلی فقط بالا رفتن قیمت قیر نیست؛ در برخی بازارها حتی خریدارانی که حاضرند قیمت بالاتر بپردازند، برای پیدا کردن محموله مناسب با زمان بارگیری مشخص با مشکل روبه‌رو هستند.

گزارش‌های بازار برای هفته منتهی به دوم اکتبر نشان می‌دهد تعداد محموله‌های سنگاپوری که با قیمت ثابت برای فروش عرضه می‌شوند بسیار محدود شده است. انتظار نمی‌رود تولید قیر سنگاپور در اکتبر افزایش محسوسی داشته باشد، زیرا دسترسی به نفت خام مناسب برای تولید قیر همچنان محدود است و هم‌زمان تعمیرات پالایشگاهی ظرفیت قابل عرضه را کاهش داده است. گزارش شده یکی از پالایشگاه‌های بزرگ حدود دو هفته تولید قیر را متوقف کرده و تعمیرات یک پالایشگاه دیگر نیز در همین ماه عرضه را محدود می‌کند. در چنین شرایطی بخشی از محموله‌ها به‌جای قیمت قطعی با قیمت شناور وابسته به شاخص سنگاپور پیشنهاد می‌شوند و در بازاری که قیمت‌ها رو به افزایش هستند، این روش بخش بیشتری از ریسک قیمت را به خریدار منتقل می‌کند.

این تحول با افت شدید صادراتی که از ماه‌های قبل دیده شده بود تفاوت دارد. صادرات قیر سنگاپور از آوریل تا اوت حدود ۶۲.۵ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافت و به حدود ۴۳۰ هزار و ۵۱۱ تن رسید، در حالی که صادرات اوت به‌تنهایی نزدیک به ۷۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل بود. آن ارقام نشان می‌دادند ظرفیت صادراتی سنگاپور به‌شدت کاهش یافته است، اما وضعیت اکتبر مرحله بعدی همین روند را آشکار می‌کند: افت آماری صادرات اکنون به دشواری عملی برای تأمین محموله تبدیل شده است. در یک بازار صرفاً گران، محصول همچنان در دسترس است و مسئله اصلی توان پرداخت است؛ در یک بازار فیزیکی محدود، حتی پذیرش قیمت بالاتر نیز الزاماً به معنی دریافت محموله در زمان مورد نیاز نیست.

قیمت‌های هفته نخست اکتبر نیز با همین فشار فیزیکی هم‌خوانی دارند. ارزیابی WPB برای قیر ۶۰\۷۰ فله سنگاپور به حدود ۷۵۵ دلار در هر تن فوب و قیر بشکه‌ای به حدود ۸۲۵ دلار در هر تن فوب رسیده است. این افزایش در زمانی اتفاق افتاده که عرضه نقدی محدود، تولید برخی پالایشگاه‌ها ناپیوسته و دسترسی به خوراک مناسب دشوار بوده است. به همین دلیل حرکت قیمت از محدوده حدود ۶۶۰ دلار در میانه سپتامبر به ۷۵۵ دلار در ابتدای اکتبر را نمی‌توان فقط نتیجه فضای روانی بازار دانست و شواهد موجود نشان می‌دهد فشار واقعی عرضه نیز در آن نقش دارد.

نشانه‌های این محدودیت پیش از اکتبر نیز وجود داشتند. کمبود نفت خام سنگین مناسب باعث شده بود تولید قیر در برخی پالایشگاه‌های سنگاپور پایین‌تر از حالت عادی باقی بماند و هم‌زمان مشکلات مربوط به مشخصات محصول و تولید ناپیوسته، حجم قابل عرضه در بازار نقدی را کاهش دهد. بخش قابل توجهی از تولید موجود نیز تحت قراردادهای مدت‌دار قرار گرفته و در نتیجه حتی زمانی که پالایشگاه قیر تولید می‌کند، تمام آن حجم لزوماً وارد بازار آزاد نمی‌شود. تعمیرات اکتبر در واقع فشار تازه‌ای را بر بازاری وارد کرده که از قبل با محدودیت خوراک و انعطاف پایین تولید روبه‌رو بود.

در تحلیل این بازار باید میان «دسترسی به نفت خام» و «دسترسی به قیر» تفاوت گذاشت. پالایشگاه سنگاپوری ممکن است بتواند نفت خام بیشتری از غرب آفریقا، آمریکای لاتین یا کانادا تهیه کند، اما همه نفت‌های خام مقدار و کیفیت یکسانی از باقی‌مانده سنگین مناسب تولید قیر ایجاد نمی‌کنند. تغییر خوراک می‌تواند امنیت تأمین نفت خام پالایشگاه را بهتر کند، اما الزاماً بازده تولید قیر را به سطح قبل بازنمی‌گرداند. برای تولید قیر، علاوه بر حجم خوراک، نوع نفت خام و میزان باقی‌مانده تقطیر در خلأ نیز اهمیت دارد و پالایشگاه باید تصمیم بگیرد چه مقدار از این جریان را برای تولید قیر حفظ کند و چه مقدار را به مسیرهای دیگر پالایشی بفرستد.

ویتنام یکی از روشن‌ترین نمونه‌های اثر این کمبود است. تقاضا برای محموله‌های اکتبر سنگاپور همچنان وجود دارد، اما در هفته مورد بررسی پیشنهاد ثابت برای محموله سنگاپوری گزارش نشده و همین مسئله برخی واردکنندگان را به سمت جنوب چین و مالزی سوق داده است. تقاضا برای محموله تایوان نیز افزایش یافته، در حالی که شرایط مصرف در داخل ویتنام یکدست نیست؛ بارندگی همچنان فعالیت جنوب کشور را محدود کرده، اما در شمال نشانه‌هایی از افزایش فعالیت راه‌سازی و آماده شدن پروژه‌ها برای پایان سال دیده می‌شود. بنابراین حتی کاهش موقت مصرف در یک بخش از کشور نتوانسته نیاز به تأمین جایگزین را از بین ببرد.

جنوب چین به یکی از مهم‌ترین گزینه‌های جایگزین، به‌خصوص برای شمال ویتنام، تبدیل شده است، اما ظرفیت آن نیز محدود است. بخش بزرگی از محموله‌های بارگیری اکتبر فروخته شده و توجه خریداران از هم‌اکنون به محموله‌های نوامبر منتقل شده است. این موضوع نشان می‌دهد تغییر مبدأ الزاماً کمبود را حل نمی‌کند و ممکن است فقط فشار خرید را از سنگاپور به بازار دیگری منتقل کند. اگر چند کشور هم‌زمان برای حجم محدودی از جنوب چین رقابت کنند، قیمت و دسترسی در آن مبدأ نیز به‌سرعت تحت فشار قرار خواهد گرفت.

تایوان و تایلند نیز با محدودیت‌های مشابهی روبه‌رو هستند. تقاضای ویتنام برای قیر تایوان افزایش یافته، اما خوراک محدود و مصرف داخلی قوی اجازه افزایش نامحدود صادرات را نمی‌دهد. در تایلند نیز محموله‌هایی برای بارگیری اکتبر عرضه شده‌اند، اما محدودیت خوراک توان تولیدکنندگان برای آزاد کردن حجم بیشتر را کاهش داده است. در نتیجه مجموعه مبدأهای جایگزین گسترده‌تر شده، ولی ظرفیت واقعی آنها برای جبران کامل کاهش عرضه سنگاپور همچنان محدود است.

مالزی در مقایسه با برخی تولیدکنندگان دیگر انعطاف بیشتری نشان داده و چند محموله برای بارگیری اکتبر به بازار جنوب‌شرق آسیا فروخته شده است. قیر مالزی برای تحویل به جنوب ویتنام نیز پیشنهاد شده و این کشور فعلاً بخشی از فشار را جذب می‌کند. با این حال، گزارش‌های بازار احتمال کاهش یا توقف تولید یکی از پالایشگاه‌های داخلی در نوامبر را مطرح کرده‌اند و اگر این موضوع تحقق پیدا کند، منبعی که اکنون به‌عنوان جایگزین سنگاپور عمل می‌کند ممکن است ماه آینده خود به عامل محدودکننده تبدیل شود. همین موضوع نشان می‌دهد فشار فعلی دیگر فقط به سنگاپور محدود نیست و کل شبکه مبدأهای جایگزین باید زیر نظر قرار گیرد.

اندونزی نیز با نوع دیگری از همین مشکل مواجه شده است. در هفته مورد بررسی، محموله دریایی قابل دسترس برای برخی خریداران گزارش نشده و واردکنندگانی که پروژه قطعی و فوری دارند ناچارند برای حجم محدود موجود رقابت کنند. در مقابل، خریدارانی که بودجه ثابت دارند یا نیاز آنها فوری نیست می‌توانند خرید را به تعویق بیندازند. بنابراین بالا رفتن قیمت الزاماً تقاضا را از بین نمی‌برد، بلکه آن را به دو بخش تقسیم می‌کند: نیازهای فوری که همچنان خرید می‌کنند و تقاضای قابل تعویق که منتظر شرایط بهتر می‌ماند.

رقابت برای مبدأهای جایگزین نیز به یک مسئله منطقه‌ای تبدیل شده است. ویتنام و اندونزی تنها بازارهایی نیستند که به چین، تایوان، مالزی یا تایلند نگاه می‌کنند و استرالیا و نیوزیلند نیز بخشی از نیاز خود را از همین مسیرها بررسی می‌کنند. در نتیجه چند بازار واردکننده برای یک مجموعه محدود از پالایشگاه‌ها و محموله‌ها رقابت می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود حتی بدون کاهش تازه در تولید کل منطقه، دسترسی به محموله نقدی سخت‌تر شود. بازار اکتبر در عمل به سمت تنوع اجباری مبدأ خرید حرکت کرده و خریداران دیگر نمی‌توانند سنگاپور را به‌عنوان منبع پیش‌فرض و همیشگی در نظر بگیرند.

نکته قابل توجه در شرایط فعلی این است که نرخ حمل در بسیاری از مسیرهای اصلی داخل آسیا نسبتاً باثبات باقی مانده است. این وضعیت با بخش‌هایی از بازار خاورمیانه تفاوت دارد؛ جایی که افزایش حق‌بیمه ریسک جنگ، محدودیت دسترسی به کشتی و طولانی‌تر شدن مسیرها سهم مهمی در افزایش هزینه‌های تحویل داشته‌اند. در جنوب‌شرق آسیا، فشار فعلی بیشتر از محدودیت عرضه فیزیکی قیر و کاهش دسترسی به محموله‌های قابل معامله ناشی می‌شود تا افزایش تازه در هزینه حمل. بنابراین رشد قیمت قیر سنگاپور را باید بیش از هر چیز در ارتباط با کاهش عرضه پالایشگاهی و محدود شدن محموله‌های نقدی بررسی کرد، نه به‌عنوان نتیجه یک شوک جدید در بازار حمل‌ونقل.

ثبات نسبی کرایه در مسیرهای کوتاه آسیایی البته تغییر مبدأ را تا حدی آسان‌تر می‌کند. محموله‌ای از مالزی، جنوب چین، تایوان یا تایلند می‌تواند بدون جهش بسیار شدید هزینه حمل به ویتنام یا اندونزی برسد، اما مشخصات فنی همچنان مانع مهمی است. خریدار نمی‌تواند هر محموله‌ای را فقط به دلیل قیمت یا دسترسی جایگزین کند و باید گرید، نفوذپذیری، گرانروی، کیفیت پایدار و تأییدیه پروژه را نیز در نظر بگیرد. در نتیجه عرضه واقعی قابل جایگزینی از مجموع اسمی محموله‌های موجود در کشورهای مختلف کمتر است.

فشار فیزیکی همچنین ساختار قراردادهای خرید را تغییر می‌دهد. در بازاری که عرضه کافی است، خریدار می‌تواند چند پیشنهاد قیمت ثابت دریافت کند، زمان خرید را انتخاب کند و هزینه پروژه را از قبل ببندد. در بازار محدود، فروشنده قدرت بیشتری برای ارائه قیمت شناور، کاهش حجم فروش، اولویت دادن به مشتریان قراردادی یا ارسال محموله به مقصدی با بازده بالاتر دارد. برای پیمانکاران راه که با بودجه یا قرارداد ثابت کار می‌کنند، این مسئله می‌تواند از خود افزایش قیمت نیز دشوارتر باشد، زیرا قیمت نهایی ماده اولیه تا زمان بارگیری کاملاً مشخص نمی‌شود.

اثرات افزایش قیمت بر تقاضای واقعی نیز از هم‌اکنون دیده می‌شود. در مالزی بخشی از پروژه‌های کم‌فوریت به دلیل بالا رفتن هزینه قیر به تعویق افتاده‌اند و خریداران در صورت امکان محصول پالایشگاه داخلی را به محموله گران‌تر وارداتی ترجیح می‌دهند. اگر این وضعیت در کشورهای دیگر نیز گسترش پیدا کند، بخشی از تقاضا می‌تواند موقتاً عقب بیفتد. اما کاهش تقاضا لزوماً محدودیت عرضه را به‌سرعت برطرف نمی‌کند، زیرا برنامه تولید پالایشگاه به عواملی مانند تأمین خوراک، تعمیرات و اقتصاد سایر فرآورده‌ها وابسته است و نمی‌توان آن را صرفاً بر مبنای میزان مصرف جاده‌ای تنظیم کرد.

به همین دلیل نوامبر اکنون آزمون مهم‌تری برای بازار خواهد بود. انتظار می‌رود حداقل یکی از تولیدکنندگان اصلی سنگاپور در ماه آینده عرضه بیشتری داشته باشد و در صورت بهبود خوراک، بخشی از فشار اکتبر کاهش پیدا کند. در مقابل، احتمال کاهش تولید در مالزی، محدود بودن عرضه جنوب چین و محدودیت صادرات تایوان و تایلند می‌تواند بخشی از این بهبود را خنثی کند. اگر پروژه‌های ویتنام نیز با بهتر شدن شرایط آب‌وهوایی برای تکمیل پیش از پایان سال سرعت بگیرند، تقاضای تازه می‌تواند دوباره بازار را تحت فشار قرار دهد.

در نتیجه مهم‌ترین سؤال بازار دیگر این نیست که آیا قیمت سنگاپور بالاست یا خیر؛ مسئله اصلی این است که چه زمانی حجم فیزیکی قابل معامله به بازار برمی‌گردد. پایان تعمیرات پالایشگاه‌های سنگاپور، بازگشت پیشنهادهای نقدی با قیمت ثابت، دسترسی به نفت خام سنگین مناسب، حجم محموله‌های نوامبر جنوب چین، وضعیت تولید مالزی، صادرات تایوان و تعداد محموله‌های دریایی قابل دسترس برای اندونزی مهم‌ترین شاخص‌هایی هستند که باید در هفته‌های آینده دنبال شوند.

قیمت ۷۵۵ دلار در هر تن قیر فله سنگاپور نیز باید در همین بستر بررسی شود. این سطح می‌تواند بخشی از هزینه کمبود فیزیکی را منعکس کند، اما هنوز نمی‌توان آن را یک کف دائمی جدید دانست. اگر تعمیرات پایان یابد، خوراک مناسب بیشتری در دسترس قرار گیرد و عرضه نوامبر افزایش پیدا کند، بخشی از فشار فعلی می‌تواند کاهش یابد. در مقابل، اگر عرضه سنگاپور پایین بماند و هم‌زمان جنوب چین، تایوان، تایلند و مالزی نیز با محدودیت مواجه شوند، قیمت‌های منطقه حتی بدون افزایش قابل توجه کرایه حمل می‌توانند بالا باقی بمانند.

در مجموع، بازار قیر جنوب‌شرق آسیا در اکتبر از یک مشکل متمرکز بر سنگاپور به یک مسئله گسترده‌تر تأمین منطقه‌ای تبدیل شده است. شواهد موجود نشان نمی‌دهد تمام بازارهای منطقه با کمبود مطلق قیر مواجه شده‌اند، اما روشن است که دسترسی به محموله ثابت از مبدأ سنتی کاهش یافته و خریداران ناچار شده‌اند مسیر تأمین خود را تغییر دهند. همین تغییر، همراه با توقف تولید، تعمیرات پالایشگاهی و فروش سریع محموله‌های جایگزین، نشان می‌دهد که باید شرایط فعلی را ناشی از محدودیت واقعی در عرضه فیزیکی دانست و از نسبت دادن آن صرفاً به انتظارات یا جو بازار خودداری کرد.

تا زمانی که محموله‌های نقدی سنگاپور به‌طور منظم بازنگردند، تعداد پیشنهادهای قیمت ثابت افزایش پیدا نکند و عرضه مبدأهای جایگزین گسترده‌تر نشود، فشار اکتبر باید یک محدودیت واقعی در دسترسی به قیر تلقی شود. سنگاپور همچنان مهم‌ترین نقطه مرجع بازار است، اما کمبود آن اکنون در حال تغییر مسیر تجارت قیر در سراسر جنوب‌شرق آسیا است و همین موضوع می‌تواند ساختار تأمین منطقه را در ماه‌های پایانی سال نیز تحت تأثیر قرار دهد.