نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

عبور تنها سه کشتی کالایی از هرمز؛ جهان در برابر انفجار تازه قیمت انرژی؟

به گزارش دنیای نفت و قیر، کاهش شدید رفت‌وآمد در تنگه هرمز پیامدهای فوری برای خاورمیانه و اقتصاد جهانی انرژی ایجاد کرده است. محدود شدن حرکت کشتی‌ها، گردش عادی نفت خام، نفت کوره، فرآورده‌های پالایش‌شده، گاز طبیعی مایع و سوخت دریایی از خلیج فارس را مختل می‌کند. برای صنعت قیر، مسئله فقط به محموله‌های قیر راه‌سازی محدود نیست. صادرکنندگان و خریداران باید دسترسی کشتی‌ها، هزینه سوخت دریایی، تصمیمات پالایشگاه‌ها، تراکم بنادر، اجرای قراردادها و احتمال تأخیر پس از بارگیری را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند. رویدادهای گزارش‌شده اخیر، قیر را در مرکز یک مسئله گسترده لجستیکی و امنیت انرژی قرار داده‌اند و دیگر نمی‌توان وضعیت آن را صرفاً از زاویه قیمت یک محصول بررسی کرد.

مهم‌ترین رویداد، کاهش تعداد کشتی‌های کالایی عبوری در یک روز به تنها سه فروند بود؛ رقمی که پایین‌ترین میزان روزانه از ماه مه محسوب می‌شود. پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۱۲۵ کشتی از این تنگه عبور می‌کردند. آمار تازه نشان می‌دهد شرکت‌های تجاری، حتی در شرایطی که آبراه از نظر فنی همچنان قابل کشتیرانی است، آن را یک گذرگاه عادی تلقی نمی‌کنند. چند کشتی پس از خروج از خلیج فارس متوقف شدند و تعدادی دیگر مسیر بازگشت را در پیش گرفتند. برای دومین روز متوالی نیز هیچ نفتکش بسیار بزرگ حامل نفت خام و هیچ کشتی حامل گاز طبیعی مایع از تنگه عبور نکرد. اهمیت این وضعیت در آن است که ظرفیت حمل دریایی فقط به باز یا بسته بودن رسمی یک آبراه وابسته نیست. مالکان کشتی، اجاره‌کنندگان، شرکت‌های بیمه، خدمه، کشورهای صاحب پرچم، بانک‌ها و صاحبان محموله باید ریسک سفر را بپذیرند. مخالفت هر یک از این طرف‌ها می‌تواند بدون اعلام رسمی بسته شدن تنگه، ظرفیت عملیاتی آن را کاهش دهد.

قیر با استفاده از نفتکش‌های تخصصی، کشتی‌های حمل فله، بشکه، جامبوبگ و کانتینر جابه‌جا می‌شود و روش حمل با توجه به مقصد و اندازه قرارداد تعیین می‌شود. میزان آسیب‌پذیری هر روش متفاوت است، اما همگی به ورود منظم کشتی‌ها به بندر و امکان ادامه سفر وابسته‌اند. نفتکش‌های تخصصی حمل قیر حساسیت بیشتری دارند، زیرا جایگزین کردن آن‌ها به سادگی کشتی‌های عمومی باربری نیست. اگر مالکان، کشتی‌های خود را خارج از خلیج فارس نگه دارند، ظرفیت قابل دسترس کاهش می‌یابد و مذاکرات اجاره کشتی طولانی‌تر می‌شود. محموله‌های بشکه‌ای و کانتینری نیز ممکن است با اصلاح برنامه حرکت روبه‌رو شوند، به‌ویژه اگر خطوط کشتیرانی تعداد توقف‌های خود را کاهش دهند یا بنادر کم‌ریسک‌تر را در اولویت قرار دهند. پیامد تجاری این وضعیت، افزایش فاصله میان قیمت توافق‌شده در محل پالایشگاه و هزینه نهایی تحویل در مقصد است. این ارزیابی بر پایه کاهش ثبت‌شده تردد کشتی‌ها و رفتار عملیاتی شناورها در نزدیکی هرمز انجام شده است.

دومین نشانه مهم، بازگشت نفتکش سوخت‌رسان آرولیا بود که نفت کوره عراق را حمل می‌کرد. این کشتی تنها چند ساعت پس از خروج از تنگه هرمز دوباره به سمت خلیج فارس بازگشت. دو کشتی دیگر نیز پس از استفاده از مسیر عبوری ایران در خلیج عمان متوقف شدند؛ یکی از آن‌ها نفتکش حامل فرآورده و نفت کوره بود و دیگری یک کشتی کوچک حمل گاز مایع. این تحرکات نشان می‌دهد عبور موفق از تنگه، پایان بدون مانع سفر را تضمین نمی‌کند. یک کشتی ممکن است از هرمز عبور کند، اما بلافاصله پس از آن با محدودیت‌های عملیاتی، امنیتی، حقوقی یا مرتبط با محاصره دریایی روبه‌رو شود.

محموله نفت کوره آرولیا از نظر اقتصادی نیز ارتباط مستقیمی با بازار قیر دارد. نفت کوره و قیر هر دو به بخش سنگین محصولات پالایشگاهی مربوط می‌شوند، هرچند روش تولید، مشخصات فنی و کاربرد آن‌ها متفاوت است. پالایشگاه‌ها می‌توانند با توجه به حاشیه سود، محدودیت‌های فنی و تعهدات فروش، نوع نفت خام ورودی، میزان ارتقای مواد باقیمانده، ترکیب نفت کوره و حجم تولید قیر را تنظیم کنند. اختلال در جابه‌جایی نفت کوره عراق می‌تواند دسترسی به سوخت کشتی‌ها و اقتصاد محصولات سنگین را تحت فشار قرار دهد. اگر تأمین سوخت دریایی دشوارتر یا گران‌تر شود، نرخ حمل محموله‌های قیر افزایش خواهد یافت. همچنین اگر پالایشگاه‌ها از مصرف‌های جایگزین مواد سنگین درآمد بیشتری به دست آورند، عرضه قیر در بعضی مناطق ممکن است محدود شود. این رابطه قطعی و یکسان نیست، اما بازگشت این نفتکش نشان می‌دهد لجستیک محصولات سنگین با اطمینان کمتری ادامه دارد.

سومین رویداد، افزایش حدود سه‌درصدی قیمت نفت خام در روز جمعه بود. نفت برنت در دوره معاملاتی گزارش‌شده به ۸۶ دلار و ۷۲ سنت در هر بشکه رسید و نفت وست تگزاس اینترمدیت نیز در سطح ۸۱ دلار و ۴۳ سنت قرار گرفت. هر دو شاخص در مسیر ثبت رشد هفتگی حدود ۱۴ درصدی بودند. حاشیه سود پالایش گازوئیل نیز به رکورد جدیدی رسید و ارزش گازوئیل کم‌گوگرد ۶۶ دلار و ۲۵ سنت بالاتر از قیمت برنت ثبت شد. این ارقام نشان می‌دهد بازار هم‌زمان ریسک کاهش عرضه نفت خام و کمبود فرآورده‌های پالایش‌شده را در قیمت‌ها منظور کرده است. خاورمیانه یکی از منابع اصلی صادرات گازوئیل است و کاهش جریان عبوری از هرمز هم‌زمان با حملات به زیرساخت‌های انرژی و احتمال اختلال در باب‌المندب رخ داده است. نتیجه این وضعیت، رقابت بیشتر برای محموله‌های موجود و افزایش هزینه جایگزینی برای خریداران است.

افزایش قیمت نفت خام لزوماً به رشد یکسان قیمت قیر در تمام بازارها منجر نمی‌شود، اما هزینه‌های زنجیره تأمین را بالا می‌برد. ارزش خوراک پالایشگاه افزایش می‌یابد، سوخت کشتی گران‌تر می‌شود، هزینه عملیاتی شناورها بالا می‌رود و فروشندگان تمایل کمتری به ارائه پیشنهادهایی با اعتبار زمانی طولانی خواهند داشت. حاشیه سود بسیار بالای گازوئیل نیز ممکن است پالایشگاه‌ها را ترغیب کند تا در صورت امکان فنی، تولید محصولات سبک‌تر و گران‌ارزش‌تر را به حداکثر برسانند. چنین تصمیمی می‌تواند موجودی مواد باقیمانده را کاهش دهد و انگیزه ادامه تولید قیر در سطوح قبلی را کم کند. در بازارهایی که به عرضه خلیج فارس وابسته‌اند، خریداران ممکن است ذخایر خود را افزایش دهند، تاریخ بارگیری زودتری درخواست کنند یا به سراغ منابع دیگر بروند. این رفتار می‌تواند پیش از آنکه کمبود فیزیکی به‌طور رسمی تأیید شود، عرضه فوری را محدود کند.

چهارمین موضوع، توقف کوتاه‌مدت بارگیری نفت عراق پس از یک حادثه پهپادی مرتبط با یک نفتکش در پایانه بصره بود. عملیات بارگیری بعداً از سر گرفته شد و مقام‌های عراقی اعلام کردند آتش‌سوزی، خسارت مادی یا حمله مستقیم به پایانه رخ نداده است. با این حال، انتقال احتیاطی کشتی‌ها و توقف موقت فعالیت‌ها نشان‌دهنده حساسیت بالای پایانه‌های صادراتی در دوره تشدید تنش‌های منطقه‌ای است. بصره بخش اصلی سامانه صادرات نفت خام عراق را تشکیل می‌دهد و برای تجارت گسترده‌تر فرآورده‌های نفتی این کشور نیز اهمیت دارد. یک توقف کوتاه ممکن است عرضه سالانه را به‌طور محسوسی کاهش ندهد، اما تکرار چنین حوادثی می‌تواند موجب تأخیر در لنگرگاه، افزایش بازرسی‌ها، اعمال محدودیت‌های امنیتی و احتیاط بیشتر مالکان کشتی شود.

ابهام مربوط به بصره از دو جهت برای صنعت قیر اهمیت دارد. نخست آنکه اختلال در صادرات نفت خام می‌تواند بر نرخ فعالیت پالایشگاه‌ها، توازن ذخایر و تصمیمات دولت درباره فرآوری داخلی و اولویت‌های صادراتی اثر بگذارد. دوم آنکه نگرانی‌های امنیتی در نزدیکی بنادر جنوبی عراق ممکن است حمل نفت کوره و دیگر محصولات سنگین را دشوار کند؛ محصولاتی که برای دسترسی به کشتی، مخزن، اسکله و ظرفیت تجاری با یکدیگر رقابت دارند. در نتیجه، قیر عراق و محموله‌های مرتبط ممکن است حتی در صورت ادامه فعالیت واحدهای تولیدی، با هزینه‌های لجستیکی بالاتری روبه‌رو شوند. خریداران باید میان توقف مستقیم عرضه و هزینه اضافی ناشی از ریسک حمل‌ونقل تفاوت قائل شوند، زیرا مدت و پیامد قیمتی این دو یکسان نیست.

پنجمین رویداد، هشدار فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بین‌المللی انرژی، بود که اعلام کرد اگر وضعیت طی چند هفته آینده بهبود پیدا نکند، امنیت عرضه نفت می‌تواند آسیب جدی ببیند. اهمیت این هشدار در آن است که ذخایر اضطراری، ظرفیت مازاد تولید و خطوط لوله جایگزین می‌توانند کمبودهای فوری را کاهش دهند، اما قادر نیستند جریان عادی دریایی خلیج فارس را به‌طور کامل جایگزین کنند. عربستان سعودی می‌تواند بخشی از صادرات خود را از طریق خط لوله شرق به غرب به ینبع منتقل کند و سامانه‌های دیگری نیز ظرفیت محدودی فراهم می‌کنند، اما مجموع ظرفیت خطوط لوله برای جبران کاهش طولانی‌مدت کشتیرانی در هرمز کافی نیست. بروز هم‌زمان مشکل در باب‌المندب نیز دسترسی میان مراکز عرضه خلیج فارس، دریای سرخ، کانال سوئز و بازارهای اروپایی را محدودتر خواهد کرد.

مجموع این پنج رویداد، محیطی پرهزینه‌تر و کم‌ثبات‌تر برای صنعت قیر ایجاد کرده است. نخستین پیامد، افزایش هزینه حمل و بیمه، به‌ویژه برای نفتکش‌های تخصصی و سفرهایی است که نیازمند ورود به خلیج فارس هستند. پیامد دوم، طولانی‌تر شدن و کاهش قابلیت پیش‌بینی زمان تحویل است؛ به‌گونه‌ای که احتمال هزینه توقف کشتی، بازرسی و انتظار در خارج از مناطق کنترل‌شده بیشتر می‌شود. پیامد سوم، افزایش رقابت برای مواد سنگین پالایشگاهی است، زیرا شرایط اقتصادی نفت کوره، سوخت دریایی و سایر محصولات پالایشگاهی در حال نوسان است. پیامد چهارم، افزایش نوسان قیمت تحویلی است، چون شاخص‌های نفت خام، هزینه سوخت کشتی، نرخ ارز و هزینه اضافی حمل ممکن است با سرعت‌های متفاوت حرکت کنند. پیامد پنجم نیز افزایش تمایل واردکنندگان به متنوع‌سازی منابع، تقویت ذخایر اطمینان و بازبینی مفاد قراردادها درباره فورس‌ماژور، زمان مجاز بارگیری و تخلیه، بازه تحویل و اعتبار قیمت است. قیر خلیج فارس همچنان در بازار وجود دارد، اما دسترسی تجاری به آن اکنون به همان اندازه که به تولید پالایشگاه وابسته است، به اجرای ایمن و اقتصادی عملیات دریایی و رعایت زمان‌بندی قراردادها نیز بستگی دارد.