به گزارش دنیای نفت و قیر، حملونقل دریایی در خلیج فارس از اواسط ماه مه ۲۰۲۶ وارد مرحلهای ناپایدارتر شد؛ پس از آنکه مجموعهای از هشدارهای امنیتی در نزدیکی تنگه هرمز باعث تغییرات آشکار در تردد نفتکشها، محاسبات بیمه دریایی و تصمیمات تجاری خطوط کشتیرانی شد. این تحولات خیلی سریع از سطح یک نگرانی دریایی منطقهای فراتر رفت و مستقیماً به جریان جهانی نفت، برنامهریزی خوراک پالایشگاهها، اقتصاد حملونقل و جابهجایی فرآوردههای نفتی صنعتی از جمله مواد اولیه قیر گره خورد. چندین مؤسسه رصد کشتیرانی اعلام کردند مالکان کشتی، شرکتهای بیمه و معاملهگران کالا دیگر این وضعیت را صرفاً یک تنش موقت سیاسی تلقی نمیکنند. بازار اکنون بیثباتی مرتبط با هرمز را در نرخ حمل، تخصیص نفتکشها و زمانبندی بارگیریها لحاظ کرده است.
اهمیت تنگه هرمز در نظام انرژی جهان دلیل اصلی واکنش سریع بازار به تحولات امنیتی اخیر بود. حدود یکپنجم نفت خام معاملهشده جهان از این مسیر باریک دریایی میان خلیج فارس و دریای عرب عبور میکند. حجم بزرگی از فرآوردههای پالایشی، میعانات گازی، خوراک پتروشیمی و وکیوم باتوم نیز از همین مسیر جابهجا میشوند. هرگونه اختلال، تأخیر یا نااطمینانی عملیاتی در هرمز بهسرعت بر برنامههای حملونقل، خرید پالایشگاهها و ساختار تجارت انرژی در مناطق مختلف جهان اثر میگذارد.
اولین نشانه مهم زمانی ظاهر شد که مالکان کشتی فعال در نزدیکی هرمز هشدارهای امنیتی جدیدی دریافت کردند که نسبت به افزایش ریسکهای ناوبری و عملیاتی هشدار میداد. گزارشهای صنعتی نشان میداد به کشتیهای تجاری توصیه شده درباره اختلالات الکترونیکی، ناهنجاریهای رهگیری کشتی و تحرکات نظامی منطقهای احتیاط بیشتری داشته باشند. برخی اپراتورها سطح مراقبت در پل فرماندهی را افزایش دادند و برخی دیگر پیش از ورود به آبهای خلیج فارس برنامههای اضطراری عبور را بازبینی کردند. این هشدارها فقط یک اخطار معمول دریایی نبود. شرکتهای کشتیرانی آن را نشانهای از افزایش واقعی ریسک عملیاتی در منطقه تفسیر کردند.
مدتی بعد سامانههای رهگیری دریایی کاهش سرعت حرکت نفتکشها و افت تراکم کشتیها در بخشهایی از خلیج فارس را ثبت کردند. چند تحلیلگر حملونقل دریایی اعلام کردند بعضی اپراتورهای نفتکش ورود به خلیج فارس را به تعویق انداختند تا وضعیت امنیتی شفافتر شود. برخی دیگر تعداد سفرها را کاهش دادند یا پیش از نزدیکشدن به پایانههای صادراتی زمان انتظار در آبهای آزاد را بیشتر کردند. اگرچه تردد کشتیها بهطور کامل متوقف نشد، اما افت فعالیت نفتکشها نشاندهنده افزایش احتیاط تجاری در بازار حمل نفت بود.
کاهش ترافیک نفتکشها پیامدهای فوری برای کشورهای صادرکننده نفت داشت که به لجستیک دریایی پایدار وابستهاند. تولیدکنندگان خلیج فارس برای حفظ برنامه صادرات نفت خام خود به زمانبندی منظم نفتکشها نیاز دارند. حتی تأخیرهای محدود میتواند برنامه تحویل پالایشگاههای آسیایی را مختل کند، بهویژه برای خریدارانی که با ذخایر محدود کار میکنند. همزمان با کند شدن حرکت کشتیها، نگرانیهایی درباره برنامه بارگیری در پایانههای صادراتی عربستان سعودی، عراق، کویت و امارات متحده عربی نیز شکل گرفت.
شرکتهای حمل کانتینری نیز خیلی زود واکنش نشان دادند. چند خط بزرگ کشتیرانی ارزیابی دوباره مسیرهای خاورمیانه را آغاز کردند و ساختارهای زمانبندی جایگزین را برای کاهش ریسک عملیاتی بررسی کردند. برخی شرکتها گزینههای محدودی برای تغییر مسیر در نظر گرفتند و برخی دیگر سرعت حرکت کشتیها یا ترتیب توقف در بنادر را تغییر دادند. اگرچه عبور از هرمز برای بسیاری از محمولههای خلیج فارس تقریباً اجتنابناپذیر است، اما شرکتهای کشتیرانی بهدنبال راههایی برای کاهش نااطمینانی عملیاتی و هزینههای بیمه بودند.
بخش بیمه نیز بهسرعت به این نشانهها واکنش نشان داد. شرکتهای بیمه دریایی و مؤسسات پوشش ریسک جنگی بازبینی تازهای در محاسبات بیمه کشتیهای فعال در نزدیکی هرمز و آبهای خلیج فارس آغاز کردند. مالکان کشتیهایی که نفت خام، فرآوردههای پالایشی و محمولههای صنعتی نفتی حمل میکردند با احتمال افزایش قابلتوجه هزینه بیمه مواجه شدند؛ در صورتی که بیثباتی منطقه ادامه پیدا کند. چند کارگزار حملونقل اعلام کردند بیمهگران از هماکنون سفرهای خلیج فارس را با فرضیات سختگیرانهتری نسبت به ماههای قبل ارزیابی میکنند.
بیمه جنگی برای صنعت نفتکش اهمیت بالایی دارد، زیرا مستقیماً بر اقتصاد سفر دریایی اثر میگذارد. حتی افزایش محدود هزینه بیمه میتواند در مقیاس محمولههای بزرگ نفت خام یا سفرهای مکرر، محاسبات حمل را بهطور جدی تغییر دهد. با افزایش ریسک بیمه، نرخ اجاره نفتکشها نیز معمولاً بالا میرود، زیرا مالکان کشتی تلاش میکنند ریسک عملیاتی را جبران کنند. این روند تا اواسط ماه مه در بازار حمل منطقهای کاملاً قابل مشاهده بود.
ارتباط میان نگرانیهای امنیتی و افزایش نرخ حمل زمانی آشکارتر شد که کرایه نفتکشهای مرتبط با بارگیری در خلیج فارس شروع به افزایش کرد. تحلیلگران حمل دریایی از رشد فضای صعودی در بازار حمل نفت خام خاورمیانه، بهویژه برای مسیرهای آسیایی خبر دادند. نرخهای بالاتر فقط نتیجه نگرانی امنیتی مستقیم نبود، بلکه کاهش دسترسی به کشتیها نیز نقش مهمی داشت؛ زیرا برخی اپراتورها استراتژی محتاطانهتری برای استفاده از ناوگان خود در پیش گرفتند.
برای پالایشگاههای آسیایی، این وضعیت پیچیدگیهای تازهای در مدیریت تأمین ایجاد کرد. بسیاری از اقتصادهای آسیایی از جمله چین، هند، کره جنوبی و ژاپن وابستگی بالایی به نفت خلیج فارس دارند. پالایشگاههای این کشورها معمولاً بر اساس برنامههای دقیق تحویل نفت خام فعالیت میکنند. بنابراین تأخیر در هرمز فقط یک مسئله حملونقل نیست، بلکه میتواند برنامه تولید پالایشگاه، مدیریت ذخایر و تخصیص خوراک را نیز مختل کند.
پیامدهای این وضعیت به بازار قیر هم رسیده است. پالایشگاههای خلیج فارس از مهمترین تأمینکنندگان وکیوم باتم و قیر راهسازی برای آسیا و آفریقا هستند. صادرات قیر از بنادر خلیج فارس وابستگی شدیدی به ثبات حملونقل دریایی و تأمین سوخت کشتیها دارد. اگر هزینه بیمه بالا برود یا برنامه حرکت کشتیها نامنظم شود، هزینه حمل قیر نیز بهسرعت افزایش پیدا میکند. این مسئله برای کشورهایی که در فصل ساختوساز به واردات قیر وابستهاند اهمیت ویژهای دارد.
جابجایی وکیوم باتم نیز در شرایط بیثبات دریایی حساستر میشود. بسیاری از پالایشگاهها از خوراکهای غنی از باقیمانده سنگین برای تولید قیر یا فرآوری ثانویه استفاده میکنند. هرگونه اختلال در برنامه نفتکشها میتواند بر تولید صنعتی پاییندستی فراتر از بازار سوخت اثر بگذارد. برخی معاملهگران کالا از هماکنون بررسی میکنند که آیا ادامه بیثباتی حملونقل میتواند عرضه فرآوردههای سنگین پالایشی را در منطقه محدود کند یا نه.
یکی دیگر از نگرانیهای عملیاتی به زنجیره تأمین سوخت سنگین دریایی مربوط میشود. مسیرهای دریایی خلیج فارس نقش کلیدی در توزیع سوخت کشتی میان آسیا، خاورمیانه و شرق آفریقا دارند. همزمان با کاهش حرکت کشتیها و افزایش هزینههای بیمه، برنامهریزی خرید سوخت دریایی برای برخی اپراتورها پیچیدهتر شد. برخی شرکتهای کشتیرانی ذخایر سوخت کشتیهای خود را افزایش دادهاند تا در صورت وخیمتر شدن شرایط منطقه، آسیبپذیری کمتری داشته باشند.
رفتار مالکان نفتکش نیز شروع به تغییر کرده است. برخی اپراتورها ترجیح دادهاند قراردادهای کوتاهمدتتری امضا کنند یا الگوی استفاده از ناوگان خود را تغییر دهند تا انعطاف بیشتری داشته باشند. برخی دیگر پیش از پذیرش قراردادهای بارگیری خلیج فارس سودآوری سفر را با دقت بیشتری بررسی میکنند. چنین رفتاری معمولاً زمانی مشاهده میشود که ارزیابی ریسک دریایی از طریق مدلهای تجاری عادی دشوار میشود.
همزمان معاملهگران انرژی نیز در حال بازنگری فرضیات خود درباره جریان نفت منطقه هستند. اگر ریسک دریایی در هرمز برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، خریداران ممکن است بهدنبال ذخیرهسازی بیشتر یا تنوعبخشی به منابع خرید باشند. پالایشگاههای آسیایی که به نفت روسیه، آفریقای غربی یا آمریکای لاتین دسترسی دارند، شاید برای کاهش وابستگی به هرمز انعطاف بیشتری در خرید ایجاد کنند. با این حال جایگزینی گسترده نفت خلیج فارس همچنان بسیار دشوار است، زیرا این منطقه جایگاه مسلطی در صادرات جهانی نفت دارد.
دولتهای خلیج فارس نیز فعالیتهای نظارت دریایی را افزایش دادهاند. هماهنگیهای دریایی و عملیات رهگیری کشتیها توسعه یافته تا به شرکتهای تجاری درباره امنیت عبور اطمینان داده شود. با وجود این اقدامات، بازار حملونقل همچنان نسبت به هر گزارش مربوط به توقیف کشتی، اختلال الکترونیکی یا تنش نظامی حساس باقی مانده است.
پیامد مالی این وضعیت نیز توجه زیادی جلب کرده است. افزایش نرخ حمل و هزینه بیمه در نهایت میتواند وارد ساختار قیمت انرژی شود. اقتصادهایی که وابستگی بالایی به واردات نفت دارند، هنگام تشدید ریسک دریایی با افزایش هزینه نهایی خرید نفت مواجه میشوند. این مسئله میتواند حاشیه سود پالایشگاهها، قیمت سوخت و هزینههای صنعتی را همزمان تحت فشار قرار دهد. در کشورهایی که به واردات قیر وابستهاند، بودجه پروژههای زیرساختی نیز ممکن است نسبت به نوسانات حملونقل حساستر شود.
بازارهای کالایی اکنون بیثباتی دریایی را بیشتر بهعنوان یک مسئله زنجیره تأمین میبینند تا صرفاً یک خبر سیاسی. این تفاوت اهمیت زیادی دارد، زیرا اختلال در زنجیره تأمین میتواند حتی پس از فروکشکردن تنشهای نظامی، پیامدهای اقتصادی طولانیتری ایجاد کند. ناکارآمدی زمانبندی نفتکشها، بازنگری بیمه و تغییر الگوی استفاده از ناوگان ممکن است مدتها بر اقتصاد حملونقل دریایی اثر بگذارد.
نگرانی دیگری که در حال افزایش است به شفافیت رهگیری کشتیها مربوط میشود. مؤسسات اطلاعات دریایی از افزایش اختلال در سامانه AIS و تداخلات الکترونیکی در بخشهایی از خلیج فارس خبر دادهاند. چنین شرایطی مدیریت ترافیک دریایی را پیچیدهتر میکند و قابلیت پیشبینی عملیات حملونقل را کاهش میدهد. مالکان کشتی معمولاً در چنین شرایطی رفتار محافظهکارانهتری در انتخاب مسیرها اتخاذ میکنند که خود باعث کاهش بهرهوری حملونقل میشود.
با وجود افزایش نااطمینانی، زیرساختهای صادراتی خلیج فارس همچنان فعال هستند و هیچ توقف گستردهای در عبور از هرمز رخ نداده است. با این حال بازار حملونقل عملاً طوری رفتار میکند که گویی ریسک عملیاتی منطقه وارد سطح جدیدی شده است. محاسبات حمل، ارزیابیهای بیمه و برنامهریزی سفر اکنون نسبت به دورههای باثبات گذشته بسیار محتاطانهتر شدهاند.
برای بازار نفت و قیر، اهمیت اصلی این وضعیت در پیوند میان لجستیک دریایی و زنجیره تأمین صنعتی است. بیثباتی در هرمز فقط بر دسترسی به نفت خام اثر نمیگذارد، بلکه عملیات پالایشگاهها، توزیع فرآوردههای سنگین، سامانههای سوخترسانی دریایی و صادرات مصالح زیرساختی را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. صادرکنندگان قیر خلیج فارس بهویژه ممکن است در صورت ادامه بیثباتی نفتکشها، با نوسان بیشتری در هزینه حمل روبهرو شوند.
رویدادهای ماه مه ۲۰۲۶ صرفاً مجموعهای از تیترهای کشتیرانی نبودند، بلکه نشان دادند نگرانیهای امنیتی دریایی با چه سرعتی میتوانند وارد هسته عملیاتی تجارت جهانی انرژی شوند. ترکیب هشدارهای امنیتی، کاهش حرکت نفتکشها، بازنگری مسیرهای کشتیرانی و افزایش هزینه بیمه جنگی، از هماکنون محاسبات تجاری در کل سیستم حملونقل خلیج فارس را تحتتأثیر قرار داده است. چه شرایط آرام شود و چه تنشها ادامه پیدا کند، ریسک دریایی در هرمز دیگر مسئلهای موقتی در بازار جهانی حمل نفت محسوب نمیشود.
