به گزارش دنیای نفت و قیر، تجارت نفت آسیا در ماه مه ۲۰۲۶ وارد مرحلهای حساستر و متمرکزتر شد؛ پس از آنکه گزارشها تأیید کردند چین واردات نفت خام ایران را افزایش داده و روسیه نیز همزمان صادرات نفت ESPO را به بازارهای آسیایی بالا برده است. این دو تحول در شرایطی رخ داد که تنشهای ژئوپلیتیکی پیرامون امنیت دریایی، اجرای تحریمها و تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی همچنان در سطح بالایی قرار دارد. موضوع تنها به قیمت نفت یا سیاست تحریمها محدود نمیشود، بلکه مستقیماً به برنامهریزی خوراک پالایشگاهها، اقتصاد تولید قیر، ظرفیت پالایش نفتهای سنگین، الگوهای حملونقل دریایی و آینده تجارت انرژی اوراسیا مربوط است.
افزایش خرید نفت ایران توسط چین نشاندهنده واقعیتی عمیقتر در صنعت پالایش آسیاست. پالایشگاههای مستقل چینی، بهویژه در استان شاندونگ، همچنان بهدنبال خوراک ارزانتری هستند که بتواند حاشیه سود آنها را در بازاری حفظ کند که رشد تقاضای سوخت دیگر مانند گذشته قابل پیشبینی نیست. نفت ایران همچنان مهم باقی مانده، زیرا بهدلیل محدودیتهای تحریمی و دسترسی محدود به نظام مالی غرب، معمولاً پایینتر از قیمتهای معیار بازار عرضه میشود. حتی با وجود فشارهای دیپلماتیک، پالایشگاههای چینی ظاهراً تمایل بیشتری پیدا کردهاند که تا زمانی که مسیرهای لجستیکی فعال باشند و سازوکارهای پرداخت غیرمستقیم عمل کنند، این خریدها را ادامه دهند.
اهمیت این روند بسیار فراتر از تجارت دوجانبه میان تهران و پکن است. چین بزرگترین واردکننده نفت خام جهان بهشمار میرود و حتی تغییرات محدود در رفتار خرید آن میتواند مسیرهای حملونقل، اقتصاد پالایش و شاخصهای قیمتی را در چندین منطقه تحتتأثیر قرار دهد. ورود نفت ایران به بازار چین همچنین رقابت میان صادرکنندگان خاورمیانه از جمله عربستان سعودی، عراق و امارات متحده عربی را تحت فشار قرار داده است. برخی تولیدکنندگان خلیج فارس در واکنش به ورود نفتهای تخفیفدار ناشی از تحریمها، انعطاف بیشتری در قیمتگذاری برای مشتریان آسیایی نشان دادهاند.
برای ایران، تداوم تقاضای چین فقط یک فرصت صادراتی نیست، بلکه نوعی تداوم درآمدی محسوب میشود؛ آن هم در شرایطی که تحریمها همچنان دسترسی گسترده به نظام مالی جهانی و بازارهای انرژی غرب را محدود کردهاند. مقامهای ایرانی طی سالهای اخیر انعطاف بیشتری در زمینه اختلاط نفت، انتقال کشتی به کشتی و مسیرهای غیرمستقیم حمل ایجاد کردهاند تا جریان صادرات حفظ شود. چندین مؤسسه رصد بازار تخمین میزنند که اکنون بخش عمده صادرات دریایی نفت ایران توسط پالایشگاههای چینی جذب میشود.
این وضعیت پیامدهای مهمی برای صنعت حملونقل دریایی نیز دارد. بخش قابلتوجهی از صادرات نفت ایران اکنون از طریق شبکههایی انجام میشود که تحلیلگران آنها را شبکههای غیرسنتی نفتکش مینامند. استفاده از کشتیهای قدیمی، ساختارهای پیچیده مالکیتی و بیمههای غیرمستقیم به بخش عادی این تجارت تبدیل شده است. دادههای رهگیری دریایی نشان میدهد عملیات انتقال نفت از کشتی به کشتی در نزدیکی آبهای جنوب شرق آسیا همچنان یکی از ابزارهای مهم برای پنهانسازی منشأ محمولهها پیش از ورود به بنادر چین است. این روند طی سه سال گذشته الگوهای استفاده از نفتکشها را در منطقه بهشدت تغییر داده است.
بُعد پالایشی این تحولات نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از پالایشگاههای مستقل چین دارای تجهیزات فنی مناسب برای پالایش نفتهای سنگینتر و دارای گوگرد بالاتر، از جمله برخی گریدهای ایرانی هستند. این مسئله به آنها انعطاف بیشتری در تولید قیر و وکیوم باتم میدهد؛ موضوعی که برای پروژههای زیرساختی آسیا اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. اقتصاد تولید قیر به ویژگیهای خوراک پالایشگاهی وابستگی مستقیم دارد. نفتهای سنگین معمولاً حجم بیشتری از وکیوم باتم تولید میکنند؛ مادهای که در ساخت قیر کاربرد گسترده دارد، بهویژه در پالایشگاههای پیچیده دارای واحدهای تقطیر در خلأ و ارتقای باقیماندههای سنگین.
در شرایطی که سرمایهگذاری زیرساختی در بخشهایی از آسیا همچنان فعال است، تقاضا برای مصالح جادهسازی نیز از واردات نفتهای غنی از باقیمانده سنگین حمایت میکند. این موضوع بهویژه در غرب چین و مسیرهای لجستیکی داخلی مرتبط با پروژههای صنعتی اهمیت دارد. برخی گروههای پالایشی همچنان میان تولید سوخت حملونقل و محصولات صنعتی با حاشیه سود بالاتر، از جمله قیر، سوخت دریایی و فرآوردههای سنگین تخصصی، تعادل برقرار میکنند. به همین دلیل نفت ایران فراتر از تولید ساده سوخت، اهمیت راهبردی خود را حفظ کرده است.
همزمان، روسیه نیز صادرات نفت ESPO به بازارهای آسیایی را افزایش داده و تمرکز جریانهای انرژی اوراسیا به سمت شرق را تقویت کرده است. نفت ESPO که مخفف خط لوله سیبری شرقی ـ اقیانوس آرام است، به یکی از ارزشمندترین گریدهای صادراتی روسیه تبدیل شده، زیرا فاصله حمل کوتاهتری تا آسیا دارد و از نظر پالایشی نیز مهم است. این نفت عمدتاً در شرق سیبری تولید میشود و از طریق خط لوله ESPO به بنادر صادراتی اقیانوس آرام منتقل میگردد. پالایشگاههای چینی و همچنین خریداران هندی و دیگر کشورهای آسیایی استقبال گستردهای از این گرید نشان دادهاند.
افزایش صادرات ESPO در شرایطی رخ داده که تولیدکنندگان روس همچنان خود را با تحریمهای غرب، کاهش بازار اروپا و محدودیتهای دریایی تطبیق میدهند. مسکو از سال ۲۰۲۲ سرمایهگذاری سنگینی برای انتقال جریان صادرات نفت از اروپا به آسیا انجام داده است. تا سال ۲۰۲۶ بخش زیادی از این تغییرات بهصورت ساختاری در زیرساخت صادراتی روسیه تثبیت شدهاند. اکنون خطوط لوله، ناوگان نفتکش و سازوکارهای پرداخت بیش از گذشته بر تقاضای آسیایی متمرکز شدهاند.
راهبرد نفتی روسیه در شرق همچنین رقابت تجاری میان عرضهکنندگان آسیایی را دستخوش تحولات جدی کرده است. عربستان، عراق و امارات همچنان با تنظیم قیمتها و قراردادهای بلندمدت تلاش میکنند سهم خود را در بازار آسیا حفظ کنند. در مقابل، تخفیفهای نفت روسیه برای پالایشگاههای حساس به هزینه همچنان جذاب است. خریداران آسیایی اکنون بیش از گذشته میان ملاحظات ژئوپلیتیکی و منافع اقتصادی توازن برقرار میکنند، بهویژه زمانی که حاشیه سود پالایشگاهها نوسان دارد.
افزایش صادرات روسیه به آسیا پیامدهای مهمی برای حملونقل دریایی نیز ایجاد کرده است. مسیرهای مرتبط با بندر کوزمینو شاهد رشد مداوم فعالیت نفتکشها بودهاند و الگوهای تخصیص کشتی در منطقه نیز متناسب با افزایش حضور روسیه تغییر کردهاند. برخی تحلیلگران حوزه حملونقل دریایی معتقدند ساختارهای بیمه و تأمین مالی کشتیها در آسیا نیز خود را با واقعیتهای جدید ناشی از تحریمها تطبیق دادهاند.
پیامدهای این تحولات برای بازار جهانی نفت قابلتوجه است. هنگامی که چین حجم بیشتری از نفت ایران و روسیه را جذب میکند، تعادل تجارت انرژی آسیا بیش از پیش به عرضهکنندگان تحت محدودیتهای سیاسی وابسته میشود. این مسئله میتواند نفوذ برخی نظامهای سنتی قیمتگذاری را کاهش دهد و در مقابل، اهمیت قراردادهای دوجانبه، سازوکارهای پرداخت محلی و تأمین مالی غیرغربی را افزایش دهد. در بلندمدت، نتیجه ممکن است شکلگیری بازاری باشد که در آن قیمتگذاری نفت در مناطق مختلف جهان فاصله بیشتری از شاخصهای سنتی آتلانتیک پیدا کند.
تولیدکنندگان خاورمیانه این روند را با دقت دنبال میکنند، زیرا آسیا مهمترین بازار صادراتی آنها محسوب میشود. افزایش مداوم نفتهای تخفیفدار روسیه و ایران در پالایشگاههای آسیایی میتواند قدرت قیمتگذاری صادرکنندگان خلیج فارس را محدود کند؛ بهویژه در دورههایی که رشد تقاضای جهانی ضعیفتر است و پالایشگاهها نسبت به هزینه خوراک حساستر میشوند. برخی کشورهای خلیج فارس ممکن است برای حفظ موقعیت خود، سرمایهگذاری بیشتری در صنایع پاییندستی آسیا انجام دهند یا قراردادهای انعطافپذیرتری ارائه کنند.
اثر ژئوپلیتیکی این تحولات نیز قابلچشمپوشی نیست. واشنگتن همچنان روند اجرای تحریمهای مرتبط با صادرات نفت ایران و روسیه را زیر نظر دارد، در حالی که پکن بهنظر میرسد بیش از گذشته امنیت بلندمدت انرژی را بر فشارهای سیاسی خارجی ترجیح میدهد. رهبران چین دسترسی متنوع به منابع نفت خام را برای ثبات صنعتی و امنیت اقتصادی ضروری میدانند. حفظ کانالهای متعدد تأمین انرژی، وابستگی به یک منطقه خاص را کاهش میدهد.
هند نیز جایگاه مهمتری در این شرایط پیدا کرده است. پالایشگاههای هندی از سال ۲۰۲۲ خرید نفت تخفیفدار روسیه را بهشدت افزایش دادهاند و برخی تحلیلگران معتقدند دهلینو همچنان میان نفت خاورمیانه و عرضهکنندگان تحت تحریم تعادل برقرار خواهد کرد تا هم حاشیه سود را حفظ کند و هم انعطاف دیپلماتیک خود را از دست ندهد.
با وجود مزایای اقتصادی نفتهای تخفیفدار، ریسکهای عملیاتی همچنان قابلتوجه هستند. اختلالات دریایی در گذرگاههای حساس، فشار تحریمهای ثانویه و مشکلات تسویه مالی همچنان ثبات تجارت را تهدید میکنند. هزینه بیمه برخی مسیرهای حملونقل نیز در دورههای تنش ژئوپلیتیکی افزایش یافته است. به همین دلیل پالایشگاهها همچنان نسبت به وابستگی بیش از حد به یک منبع حساس سیاسی محتاط هستند.
با این حال، روند کلی تجارت نفت آسیا در سال ۲۰۲۶ تا حد زیادی مشخص شده است. تمایل چین به جذب حجم بیشتری از نفت ایران، همزمان با گسترش صادرات ESPO روسیه، نشان میدهد بازار انرژی آسیا بیش از هر زمان دیگری با تحولات سیاسی اوراسیا گره خورده است. پیامدهای این روند فقط به قیمت نفت محدود نمیشود و پالایشگاهها، زیرساختهای صنعتی، حملونقل دریایی و زنجیرههای تأمین مرتبط با صنایعی مانند پتروشیمی و قیر را نیز در بر میگیرد.
