نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

بازار انرژی در آستانه بحران؛ آیا جنگ در خلیج فارس نزدیک است؟

به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات اخیر میان واشنگتن و تهران نگرانی‌ها را در بازار جهانی انرژی، مسیرهای حمل‌ونقل دریایی و شبکه‌های راهبردی زیرساختی از خلیج فارس تا مدیترانه افزایش داده است. اگرچه هنوز اعلام رسمی جنگ صورت نگرفته، اما ترکیب هشدارهای نظامی آمریکا، مواضع سخت‌گیرانه مقام‌های ایرانی و ادامه مذاکرات غیرمستقیم هسته‌ای، فضایی بی‌ثبات ایجاد کرده که به‌صورت مستقیم بر صادرات نفت، فعالیت پالایشگاه‌ها، بیمه کشتیرانی و زنجیره تأمین قیر وابسته به منطقه خلیج فارس اثر گذاشته است. معامله‌گران کالا، پالایشگاه‌ها، پیمانکاران زیرساختی و شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی اکنون خود را برای دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی در اطراف تنگه هرمز آماده می‌کنند؛ منطقه‌ای که همچنان یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت خام، فرآورده‌های نفتی و مواد سنگین پالایشی مورد استفاده در تولید آسفالت و قیر به شمار می‌رود.

در اظهاراتی که اخیراً توسط رسانه‌های بین‌المللی منتشر شد، دونالد ترامپ هشدار داد که اگر تهران به پیشنهادهای دیپلماتیک جاری پاسخ مثبت ندهد، ایالات متحده ممکن است دست به اقدام نظامی بسیار شدیدتری بزند. بر اساس گزارش آکسیوس، نشست‌هایی میان مشاوران امنیتی ارشد و مقام‌های نظامی در جریان جلسه‌ای راهبردی در ایالت ویرجینیا برگزار شده است. هرچند جزئیات عملیاتی منتشر نشد، اما ادبیات استفاده‌شده از سوی مقام‌های آمریکایی از نگاه تحلیلگران انرژی و ناظران ژئوپلیتیک، نشانه‌ای از افزایش فشار سیاسی بر تهران در مرحله‌ای حساس از مذاکرات غیرمستقیم تلقی شد.

همزمان، مقام‌های ایرانی که الجزیره به نقل از آنها گزارش داد، تأکید کردند تهران از مواضع راهبردی خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و فعالیت‌های هسته‌ای را تحت فشار خارجی متوقف نمی‌کند. مقام‌های ایرانی شرایط جدید واشنگتن را غیرقابل قبول توصیف کرده و اعلام کردند کشور هم برای ادامه دیپلماسی و هم برای مواجهه احتمالی نظامی آمادگی دارد. در همین فضا، روزنامه Times of India گزارش داد که واشنگتن چند شرط تازه شامل محدودیت‌های مرتبط با اورانیوم، محدودیت‌های مالی، تعهدات منطقه‌ای و تضمین‌های امنیتی گسترده‌تر را مطرح کرده است. اگرچه گفت‌وگوها از طریق واسطه‌ها ادامه دارد، اما فاصله سیاسی میان دو طرف همچنان رو به افزایش است.

همزمانی تهدیدهای نظامی و مذاکرات دیپلماتیک، فضای منطقه را به‌شدت ناپایدار کرده است. بازار انرژی بلافاصله به این وضعیت واکنش نشان داد. معامله‌گران نفت دوباره ارزیابی امنیت عرضه را آغاز کردند و شرکت‌های حمل‌ونقل و بیمه دریایی نیز میزان ریسک خود در مسیرهای خلیج فارس را مورد بازنگری قرار دادند. تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان محسوب می‌شود. بخش بزرگی از صادرات نفت خام جهان هر روز از این مسیر عبور می‌کند و در کنار آن میعانات گازی، محموله‌های پتروشیمی، نفت کوره و فرآورده‌های پالایشی مرتبط با بازارهای آسیایی و اروپایی نیز از همین آبراه منتقل می‌شوند.

هرگونه سناریوی درگیری نظامی میان ایران و آمریکا می‌تواند فشار سنگینی بر تردد دریایی در خلیج فارس وارد کند. حتی برخوردهای محدود دریایی، حملات موشکی، عملیات پهپادی یا اختلال در حرکت نفتکش‌های تجاری می‌تواند هزینه بیمه را به‌سرعت افزایش داده و عبور کشتی‌ها از منطقه را کاهش دهد. مؤسسات مالی و شرکت‌های کشتیرانی در بحران‌های قبلی منطقه نیز چنین واکنش‌هایی نشان داده‌اند و در صورت ادامه تنش، این روند احتمالاً شدت بیشتری خواهد گرفت. ممکن است برخی شرکت‌های نفتکش از ورود به مناطق پرریسک خودداری کنند؛ موضوعی که باعث طولانی‌تر شدن مسیرها و افزایش هزینه در کل زنجیره تأمین انرژی خواهد شد.

پیامدهای این وضعیت برای بازار قیر بسیار مهم است، زیرا منطقه خلیج فارس نقش کلیدی در تأمین خوراک پالایشگاهی و صادرات محموله‌های قیر به آسیا، شرق آفریقا و بخش‌هایی از اروپا دارد. ایران با وجود سال‌ها تحریم همچنان یکی از صادرکنندگان مهم مواد سنگین پالایشی و محصولات قیری به شمار می‌رود. هرگونه اختلال در فعالیت پالایشگاه‌ها، پایانه‌های صادراتی، بنادر یا حمل‌ونقل دریایی می‌تواند بلافاصله عرضه منطقه‌ای را محدود کند.

چند منطقه اکنون از نگاه تحلیلگران امنیت دریایی و ناظران انرژی، نقاط بسیار حساس در صورت گسترش درگیری محسوب می‌شوند. تنگه هرمز بدون تردید در مرکز هرگونه تنش قرار خواهد داشت، زیرا اهمیت راهبردی آن بسیار بالاست. تأسیسات دریایی ایران در نزدیکی بندرعباس، جزیره قشم و مناطق ساحلی اطراف ممکن است در صورت افزایش تنش‌ها تحت فشار امنیتی یا نظارت شدیدتری قرار گیرند. در سوی دیگر خلیج فارس نیز زیرساخت‌های مرتبط با پایانه‌های صادراتی امارات و عربستان به دلیل اهمیت آنها در صادرات نفت، در معرض نگرانی‌های امنیتی بیشتری قرار گرفته‌اند.

تحلیلگران انرژی همچنین به‌طور ویژه جزیره خارک را زیر نظر دارند که همچنان یکی از مهم‌ترین پایانه‌های صادرات نفت ایران محسوب می‌شود. اگرچه حمله مستقیم به چنین زیرساخت‌هایی هزینه اقتصادی بسیار سنگینی برای همه طرف‌ها خواهد داشت، اما حتی اختلال محدود در فعالیت آنها نیز می‌تواند برنامه‌ریزی نفتکش‌ها و دسترسی به خوراک پالایشگاهی را با مشکل روبه‌رو کند. تأسیسات ذخیره‌سازی، ترکیب مواد و بارگیری دریایی به‌دلیل وابستگی کامل به جریان مداوم صادرات، آسیب‌پذیری بالایی دارند.

نگرانی مهم دیگر مربوط به مجتمع‌های پالایشی است که مواد سنگین مورد استفاده در تولید قیر را تولید می‌کنند. اگر درگیری نظامی باعث کاهش ظرفیت پالایش در ایران یا کشورهای همسایه شود، عرضه مواد اولیه آسفالت می‌تواند به‌سرعت محدود شود. چنین وضعیتی احتمالاً باعث رشد قیمت قیر در منطقه، کاهش حجم محموله‌های صادراتی و تأخیر در پروژه‌های عمرانی کشورهای واردکننده خواهد شد. خریداران آسیایی، به‌ویژه در جنوب و جنوب شرق آسیا، در صورت طولانی شدن بی‌ثباتی در صادرات خلیج فارس ممکن است با کمبود عرضه روبه‌رو شوند.

بخش حمل‌ونقل دریایی نیز همچنان در معرض خطر قرار دارد. متخصصان امنیت دریایی بارها هشدار داده‌اند که مسیر نفتکش‌ها در خلیج فارس در دوره‌های تنش، در برابر پهپادها، شناورهای تندرو، سامانه‌های موشکی یا عملیات توقیف دریایی بسیار آسیب‌پذیر می‌شود. حتی بدون وقوع حمله مستقیم نیز صرفِ افزایش ریسک می‌تواند تجارت دریایی را مختل کند. شرکت‌های بیمه معمولاً در واکنش به بحران‌های ژئوپلیتیکی، هزینه پوشش جنگی را بالا می‌برند و برخی مالکان کشتی نیز در صورت تضعیف تضمین‌های امنیتی، از ورود به مسیرهای خاص خودداری می‌کنند.

تنش‌های اخیر برخی خریداران کالا را به سمت تنوع‌بخشی در منابع تأمین سوق داده است. شرکت‌های فعال در پروژه‌های راه‌سازی و زیرساختی اکنون تأمین‌کنندگان جایگزین در جنوب شرق آسیا، آسیای مرکزی و بخش‌هایی از آفریقا را زیر نظر گرفته‌اند تا در صورت اختلال در صادرات خلیج فارس، بتوانند بخشی از نیاز خود را جبران کنند. با این حال، جایگزینی حجم صادرات منطقه کار ساده‌ای نیست. خلیج فارس همچنان از ظرفیت پالایشی بالا، زیرساخت‌های صادراتی گسترده و مزیت‌های لجستیکی مهمی برخوردار است که در کوتاه‌مدت به‌سختی قابل جایگزینی خواهد بود.

ابعاد سیاسی بحران نیز فراتر از تنش دوجانبه تهران و واشنگتن است. دولت‌های منطقه نگران آن هستند که گسترش درگیری، مسیرهای تجارت دریایی را بی‌ثبات کند، فشار تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی را بالا ببرد و اعتماد سرمایه‌گذاران را در خاورمیانه کاهش دهد. اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس همچنان به صادرات پایدار وابسته است و مراکز صنعتی آسیا نیز برای حفظ تولید خود به واردات مطمئن انرژی از منطقه نیاز دارند. به همین دلیل، هرگونه اختلال طولانی‌مدت می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از محاسبات نظامی ایجاد کند.

موضوع دیگری که توجه تحلیلگران انرژی را جلب کرده، احتمال حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی است. پالایشگاه‌های مدرن، پایانه‌های صادراتی و سامانه‌های حمل‌ونقل دریایی وابستگی زیادی به شبکه‌های دیجیتال دارند. تجربه حملات سایبری قبلی علیه زیرساخت‌های انرژی نشان داده این سامانه‌ها در دوره بحران‌های ژئوپلیتیکی بسیار آسیب‌پذیر می‌شوند. برخی تحلیلگران معتقدند اختلال سایبری در سامانه‌های کنترل پالایشگاه، برنامه‌ریزی صادرات یا هماهنگی حمل‌ونقل دریایی می‌تواند همزمان با تنش نظامی به تهدیدی جدی تبدیل شود.

برای صنعت قیر، این وضعیت صرفاً یک بحران سیاسی موقت نیست. این صنعت به تولید پایدار پالایشگاهی، برنامه منظم حمل‌ونقل دریایی و شرایط باثبات بیمه‌ای وابسته است. حتی بی‌ثباتی محدود در خلیج فارس می‌تواند به‌سرعت بر پروژه‌های راه‌سازی، فرودگاهی، عایق‌کاری و کاربردهای صنعتی در چندین قاره اثر بگذارد. بسیاری از کشورهای واردکننده پروژه‌های عمرانی خود را با زمان‌بندی فشرده اجرا می‌کنند و هرگونه اختلال طولانی در عرضه می‌تواند هزینه پروژه‌ها را افزایش داده و زمان اجرای آنها را عقب بیندازد.

با وجود افزایش تنش‌ها، مسیرهای دیپلماتیک همچنان باز هستند. گزارش‌ها نشان می‌دهد تماس‌های غیرمستقیم از طریق واسطه‌ها ادامه دارد و چند کشور تلاش می‌کنند از وقوع درگیری مستقیم جلوگیری کنند. با این حال، شرایط کنونی نشان می‌دهد که بحران ژئوپلیتیکی در خلیج فارس چگونه می‌تواند به‌سرعت به بازارهای جهانی انرژی و صنایع وابسته منتقل شود. معامله‌گران اکنون فقط قیمت نفت را دنبال نمی‌کنند، بلکه وضعیت حمل‌ونقل دریایی، فعالیت پالایشگاه‌ها، جریان صادرات قیر، ریسک بیمه و برنامه‌ریزی ذخایر راهبردی نیز به بخش مهمی از محاسبات بازار تبدیل شده است.

برای بازار انرژی، بحران کنونی آزمونی درباره توان تاب‌آوری شبکه حمل‌ونقل و تأمین جهانی محسوب می‌شود. برای صنعت قیر نیز این وضعیت بار دیگر نشان می‌دهد که بی‌ثباتی سیاسی در اطراف خلیج فارس می‌تواند از تولید پالایشگاهی و حمل‌ونقل دریایی گرفته تا پروژه‌های عمرانی در هزاران کیلومتر دورتر را تحت تأثیر قرار دهد.