نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

آیا هزینه حمل‌ونقل دریایی در حال کاهش است؟

به گزارش دنیای نفت و قیر، شرایط کرایه حمل دریایی از سطوح بسیار بالایی که در دوره اخیر اختلال در کشتیرانی خلیج فارس دیده شد، تا حدی آرام‌تر شده است، اما تجارت جهانی قیر هنوز بازگشت کامل به هزینه‌های عادی لجستیک را تجربه نکرده است. برای صادرکنندگان خاورمیانه، خریداران جنوب آسیا، واردکنندگان شرق آفریقا و زنجیره‌های تأمین مدیترانه‌ای، موضوع دیگر فقط این نیست که کشتی در دسترس هست یا یک آبراه مهم از نظر فنی باز مانده است. پرسش اصلی این است که آیا کرایه حمل، بیمه ریسک جنگی، احتیاط اجاره‌کنندگان کشتی و جای‌گیری شناورها به اندازه‌ای آرام شده‌اند که هزینه تحویل قیر را در معاملات واقعی پایین بیاورند یا نه. نشانه‌های فعلی بازار از بهبود نسبی حکایت دارند، نه بازگشت کامل.

هزینه‌های کشتیرانی از پرتنش‌ترین نقطه دوره اخیر پایین‌تر آمده‌اند، به‌ویژه در مسیرهای اصلی نفتکش‌های بزرگ مرتبط با خلیج فارس. شاخص‌های کرایه که در زمان بحران رشد تند داشتند، با ورود دوباره شناورهای بیشتر به الگوهای تجاری و کاهش رفتارهای اضطراری در اجاره کشتی، عقب‌نشینی کرده‌اند. با این حال، پایین‌تر بودن کرایه به‌طور خودکار به معنای مقرون‌به‌صرفه شدن حمل نیست. چند شاخص مهم نفتکش هنوز بالاتر از میانگین‌های بلندمدت قرار دارند و مالکان کشتی و بیمه‌گران همچنان ریسک منطقه‌ای را در سفرهای مرتبط با خلیج فارس، دریای عرب و خطوط گسترده‌تر حمل انرژی لحاظ می‌کنند. برای قیر، این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا حاشیه سود محموله‌های قیری اغلب از نفت خام یا سوخت‌های پالایشی محدودتر است و هر بخش اضافه از کرایه و بیمه در قیمت نهایی تحویلی بیشتر دیده می‌شود.

بازار قیر نسبت به لجستیک دریایی حساسیت ویژه‌ای دارد، زیرا به جابه‌جایی تخصصی، گرمایش کنترل‌شده، پایانه‌های مناسب و زمان‌بندی قابل اعتماد کشتی وابسته است. برخلاف برخی سوخت‌های مایع که می‌توانند از شبکه‌های ذخیره‌سازی و توزیع گسترده‌تر عبور کنند، محموله‌های قیر به مدیریت دقیق دما و زمان نیاز دارند. هر تأخیر، تصمیم برای دور زدن یک منطقه، یا کمبود ناگهانی کشتی مناسب می‌تواند هزینه دموراژ، هزینه گرمایش و ریسک مالی را بالا ببرد. وقتی بازار حمل دریایی نوسانی می‌شود، معامله‌گران و خریداران قیر همیشه نمی‌توانند هزینه اضافه را جذب کنند و ممکن است ناچار به اصلاح پیشنهادها، تعویق خرید یا انتخاب منابع جایگزین شوند.

داده‌های اخیر نفتکش‌ها نشان می‌دهد روند بهبود در کشتیرانی هنوز یکدست نیست. تردد کشتی‌ها بهتر شده، اما همچنان پایین‌تر از سطحی است که بتوان آن را نشانه عادی شدن کامل نظام صادراتی خلیج فارس دانست. کرایه برخی مسیرهای نفتکش بزرگ از اوج بحران پایین آمده، اما بازار همچنان حق ریسک را در قیمت‌گذاری حفظ کرده است. این موضوع برای قیر اهمیت دارد، زیرا بسیاری از مسیرهای صادراتی از خلیج فارس به هند، شرق آفریقا و بخش‌هایی از آسیا در فضایی قیمت‌گذاری می‌شوند که از بازار گسترده حمل نفت و فرآورده‌ها تأثیر می‌گیرد. حتی وقتی قیر با همان کلاس کشتی نفت خام حمل نمی‌شود، دسترسی کلی به کشتی، اطمینان خدمه، برخورد بیمه‌گران و ذهنیت اجاره‌کنندگان کشتی بر ساختار کلی هزینه حمل دریایی نقش دارد.

بیمه ریسک جنگی دلیل مهم دیگری است که باعث می‌شود هزینه تحویلی قیر حتی در زمان کاهش ظاهری کرایه‌ها بالا بماند. حق بیمه‌ها از بالاترین سطوح اخیر عقب آمده‌اند، اما هنوز آن‌قدر بالا هستند که برای سفرهای مرتبط با آب‌های حساس، هزینه قابل توجهی ایجاد کنند. برای مالکان کشتی، کاهش حق بیمه نسبت به اوج بحران به معنای حذف نیاز به محافظت از شناور، خدمه و محموله در برابر اختلال احتمالی نیست. برای اجاره‌کنندگان، این حق بیمه به یکی از اجزای محاسبات سفر تبدیل می‌شود. برای خریداران نیز این هزینه در نهایت وارد قیمت تحویلی می‌شود، حتی اگر همیشه به‌صورت ردیفی جداگانه در فاکتور تجاری دیده نشود.

این وضعیت، فضای قیمت‌گذاری را برای واردکنندگان دشوار کرده است. یک خریدار ممکن است کاهش قیمت نفت خام یا افت نرخ‌های لحظه‌ای حمل را ببیند و انتظار قیر تحویلی ارزان‌تر داشته باشد. اما در عمل، قیمت نهایی می‌تواند همچنان محکم بماند، چون محاسبه سفر شامل سوخت کشتی، بیمه ریسک جنگی، تأخیر بندری، جای‌گیری دوباره شناور، نیازهای گرمایشی، محدودیت‌های پایانه‌ای و ریسک اعتباری است. عدد اصلی کرایه ممکن است پایین‌تر باشد، اما هزینه کامل جابه‌جایی محموله می‌تواند بالاتر از فرضیات پیش از بحران باقی بماند. فاصله میان برداشت بازار و هزینه واقعی تحویلی اکنون یکی از مهم‌ترین مسائل تجارت قیر است.

خلیج فارس همچنان در مرکز این بحث قرار دارد، زیرا جریان‌های بزرگی از فرآورده‌های سنگین نفتی و مواد قیری را به بازارهای نزدیک و دوردست تأمین می‌کند. هند یکی از مهم‌ترین مراکز تقاضاست و شرق آفریقا و جنوب آسیا نیز برای فصل‌های راه‌سازی به تأمین دریایی قابل پیش‌بینی نیاز دارند. وقتی اطمینان به حرکت کشتی‌ها کم می‌شود یا هزینه بیمه بالا می‌رود، نخستین پیامد معمولاً توقف کامل تجارت نیست، بلکه افزایش فاصله میان ارزش اسمی محصول و هزینه تحویل است. در عمل، ممکن است محموله موجود باشد، اما هزینه جابه‌جایی آن خریداران را محتاط کند.

این وضعیت بر برنامه‌ریزی خرید نهادهای راه‌سازی و پیمانکاران نیز تأثیر می‌گذارد. پروژه‌های راه‌سازی معمولاً بر اساس هزینه‌های مورد انتظار مصالح بودجه‌بندی می‌شوند، اما قیمت‌های تحویلی قیر می‌توانند سریع‌تر از چرخه‌های خرید عمومی حرکت کنند. اگر کرایه یا بیمه ناگهان بالا برود، پیمانکاران ممکن است با نیاز بیشتر به سرمایه در گردش و حاشیه سود محدودتر روبه‌رو شوند. اگر کرایه بعداً فقط بخشی از رشد قبلی را پس بدهد، خریداران ممکن است به امید کاهش بیشتر، سفارش‌ها را به تعویق بیندازند و تقاضا نامنظم شود. این الگو می‌تواند برنامه‌ریزی تأمین را برای پایانه‌ها و توزیع‌کنندگان دشوار کند، به‌ویژه در بازارهایی که در پنجره‌های فصلی ساخت‌وساز به واردات قیر وابستگی زیادی دارند.

برای صادرکنندگان، شرایط فعلی نیازمند رویکرد تجاری دقیق‌تری است. فروشندگان ممکن است ناچار شوند توضیح دهند چرا پیشنهادها همچنان محکم باقی مانده‌اند، در حالی که تیترهای مربوط به کرایه حمل از بهبود خبر می‌دهند. همچنین شاید لازم باشد قیمت محصول، فرضیات حمل و ریسک بیمه‌ای را برای خریداران شفاف‌تر جدا کنند. در بازار آرام، یک قیمت CFR یا تحویلی ممکن است کافی باشد. اما در بازار فعلی، خریداران بیش از گذشته می‌خواهند بدانند چه بخشی از قیمت به محصول مربوط است و چه بخشی به ریسک حمل دریایی. شفافیت بیشتر می‌تواند از اختلافات احتمالی جلوگیری کند، به‌خصوص وقتی شرایط کرایه یا بیمه بین زمان مذاکره و بارگیری عوض می‌شود.

برای واردکنندگان، اولویت دیگر فقط پیدا کردن پایین‌ترین قیمت محصول نیست. پرسش مهم‌تر این است که آیا تأمین‌کننده می‌تواند حمل قابل اتکا، اسناد منظم، شرایط گرمایشی مناسب و تحویل در زمان مورد نیاز پروژه را تضمین کند یا نه. یک پیشنهاد ارزان‌تر ممکن است در صورت تأخیر کشتی، عوض شدن شرایط بیمه ریسک جنگی یا از دست رفتن زمان اجرای پروژه، گران تمام شود. از این منظر، ثبات حمل به یک مزیت تجاری تبدیل شده است. تأمین‌کنندگانی که دسترسی لجستیکی قوی‌تری دارند، ممکن است از کسانی که فقط قیمت پایه پایین‌تری ارائه می‌دهند رقابتی‌تر عمل کنند.

بازار بیمه در مرحله بعدی همچنان عامل مهمی خواهد بود. اگر تنش‌های منطقه‌ای بیشتر آرام شود و کشتی‌ها آزادانه‌تر حرکت کنند، حق بیمه‌ها ممکن است باز هم پایین‌تر بیایند و به کاهش هزینه‌های تحویلی کمک کنند. اما اگر حادثه تازه‌ای رخ دهد، بیمه‌گران می‌توانند ریسک را خیلی سریع دوباره قیمت‌گذاری کنند و اجاره‌کنندگان کشتی نیز برای ورود به مناطق حساس، بازده بالاتری طلب کنند. بنابراین خریداران قیر نباید کاهش کرایه‌های حمل را تضمین قطعی برای کاهش قیمت تحویلی بدانند. ساختار هزینه دریایی هنوز در برابر تحولات سیاسی و امنیتی آسیب‌پذیر است.

نکته راهبردی گسترده‌تری نیز برای صنعت قیر وجود دارد. دوره اخیر نشان داده که کرایه حمل می‌تواند به اندازه عرضه پالایشگاهی در تعیین دسترسی به بازار اهمیت پیدا کند. یک پالایشگاه ممکن است محصول آماده داشته باشد و خریدار هم تقاضا داشته باشد، اما معامله به این بستگی دارد که آیا محموله با هزینه قابل قبول قابل جابه‌جایی است یا نه. در مناطقی که ساخت‌وساز راه‌ها به قیر وارداتی وابسته است، کشتیرانی و بیمه دیگر جزئیات فرعی لجستیکی نیستند؛ بلکه بخشی از گفت‌وگوی اصلی بازار محسوب می‌شوند.

برای تأمین‌کنندگان خاورمیانه، این وضعیت هم ریسک دارد و هم فرصت. کرایه و بیمه بالاتر می‌تواند توان رقابتی در بازارهای دورتر را کاهش دهد، به‌ویژه جایی که تأمین‌کنندگان جایگزین به خریدار نزدیک‌تر هستند. در عین حال، صادرکنندگان تثبیت‌شده خلیج فارس که دسترسی مطمئن به پایانه، روابط کشتیرانی و استانداردهای مستندسازی دقیق دارند، ممکن است اعتماد بیشتری به دست آورند؛ زیرا خریداران اطمینان در تحویل را در اولویت قرار می‌دهند. بازار احتمالاً به تأمین‌کنندگانی امتیاز خواهد داد که نه فقط محصول در دسترس دارند، بلکه توان اجرای معتبر لجستیکی هم ارائه می‌کنند.

برای خریداران در هند، شرق آفریقا و جنوب شرق آسیا، مسئله اصلی زمان‌بندی است. اگر کرایه و بیمه به روند آرام‌تر خود ادامه دهند، خرید راحت‌تر خواهد شد. اما اگر نرخ‌ها بالاتر از سطح عادی باقی بمانند، کارفرمایان پروژه ممکن است ناچار شوند بودجه‌ها را اصلاح کنند، زمان‌بندی خرید را دوباره تنظیم کنند یا هزینه‌های تحویلی بالاتر را بپذیرند. بنابراین کاهش فعلی کرایه دریایی مفید است، اما هنوز آن‌قدر قوی نیست که کاهش گسترده هزینه لجستیک قیر را تأیید کند.

نتیجه برای بازار قیر روشن است: کرایه حمل دریایی بهتر شده، اما کاهش هزینه تحویلی هنوز کامل نیست. نرخ‌های پایین‌تر نفتکش فقط یک بخش از محاسبه‌اند. بیمه، دسترسی به کشتی، ریسک منطقه‌ای، هزینه سوخت و تأخیرهای پایانه‌ای همچنان هزینه واقعی جابه‌جایی قیر را شکل می‌دهند. تا زمانی که این عوامل با هم به شرایط عادی برنگردند، بازار باید با احتیاط به تیترهای مربوط به ارزان‌تر شدن کرایه حمل نگاه کند.