نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

آرامکو: بازسازی ذخایر جهانی نفت ممکن است تا دو سال طول بکشد؛ محدودیت ظرفیت پالایش ادامه دارد

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، بازسازی ذخایر جهانی نفت که در جریان بحران عرضه سال ۲۰۲۶ کاهش یافته‌اند ممکن است حتی پس از بهبود جریان عبور از تنگه هرمز تا دو سال زمان ببرد؛ در حالی که کمبود ظرفیت پالایشی همچنان عرضه فرآورده‌های نهایی را محدود می‌کند. اهمیت این ارزیابی در آن است که نگرانی بازار از کمبود فوری نفت به مسئله طولانی‌تر بازسازی ذخایر هم‌زمان با تأمین مصرف عادی منتقل شده است.

امین ناصر، مدیرعامل سعودی آرامکو، اعلام کرده جهان پیش از آغاز بحران نزدیک به ۱۰ میلیارد بشکه ذخایر نفتی در اختیار داشت و از آن زمان تاکنون نزدیک به ۳ میلیارد بشکه از عرضه ناخالص مورد انتظار نفت از دست رفته است. برای جبران بخشی از این اختلال نیز بیش از یک میلیارد بشکه از ذخایر برداشت شده که بخش بزرگی از آن از موجودی تجاری زمینی تأمین شده است.

او برآورد کرده کمتر از ۶ میلیارد بشکه موجودی تجاری باقی مانده و بخش عمده این حجم نیز عملاً به‌راحتی قابل عرضه به بازار نیست، زیرا مقدار قابل توجهی از نفت موجود در خطوط لوله، مخازن و سامانه‌های عملیاتی برای حفظ فعالیت عادی زیرساخت‌ها مورد نیاز است.

این ارقام باید به‌عنوان ارزیابی آرامکو از وضعیت عرضه و ذخایر جهانی در نظر گرفته شوند و نباید مستقیماً با سایر آمارهای بین‌المللی ذخایر مقایسه یا جمع شوند. تعریف موجودی تجاری، ذخایر اضطراری، ذخایر مشاهده‌شده و موجودی عملیاتی در مجموعه‌های آماری مختلف یکسان نیست.

همچنین رقم نزدیک به ۳ میلیارد بشکه «عرضه از دست‌رفته» به معنی کاهش مستقیم و دقیق ۳ میلیارد بشکه‌ای ذخایر جهانی نیست. کاهش عرضه می‌تواند از طریق افت مصرف، افزایش تولید از منابع دیگر، تغییر مسیر تجارت و برداشت از ذخایر جبران شود.

پیام مهم‌تر این است که ذخایر برای پر کردن فاصله میان عرضه مختل‌شده و تقاضای ادامه‌دار به میزان گسترده‌ای مصرف شده‌اند. پس از تثبیت شرایط، اگر دولت‌ها و شرکت‌ها بخواهند حاشیه اطمینان پیش از بحران را بازسازی کنند، این بشکه‌ها باید دوباره وارد مخازن شوند.

برآورد مطرح‌شده نشان می‌دهد بازسازی کامل موجودی‌ها می‌تواند برای حدود ۱۸ ماه، روزانه نزدیک به ۲ میلیون بشکه تقاضای اضافی برای نفت ایجاد کند. در چنین شرایطی، بازار باید علاوه بر مصرف عادی، نفت مورد نیاز برای پر کردن دوباره مخازن را نیز تأمین کند.

به همین دلیل دوره احتمالی دو ساله اهمیت زیادی دارد. حتی بازگشایی کامل هرمز تنها یک بخش از مشکل را حل خواهد کرد و ممکن است جریان فیزیکی نفت پیش از آنکه ذخایر تجاری و اضطراری به سطح قبلی بازگردند عادی شود.

در آن صورت منبع فشار بازار تغییر خواهد کرد. در دوره بحران، خریداران برای تأمین مصرف جاری رقابت می‌کنند و پس از بحران، دولت‌ها و شرکت‌ها ممکن است هم برای مصرف روزانه و هم برای بازسازی ذخایر به نفت بیشتری نیاز داشته باشند.

البته این فرایند الزاماً بلافاصله انجام نخواهد شد. شرکت‌ها معمولاً زمانی که قیمت‌ها بسیار بالا هستند همه مخازن خود را فوراً پر نمی‌کنند و سرعت بازسازی ذخایر به قیمت نفت، هزینه تأمین مالی، میزان فعالیت پالایشگاه‌ها، سیاست دولت‌ها و اطمینان از پایداری مسیرهای عرضه بستگی خواهد داشت.

محدودیت ظرفیت پالایش نیز مشکل جداگانه‌ای ایجاد کرده است. مدیرعامل شرکت نفت کویت برآورد کرده بازار جهانی فرآورده‌های پالایش‌شده اکنون با کسری حدود ۶ میلیون بشکه در روز روبه‌روست و ظرفیت موجود پالایشگاهی قادر نیست تمام فرآورده‌هایی را که از خاورمیانه از دست رفته‌اند به‌طور کامل جایگزین کند.

رقم ۶ میلیون بشکه در روز باید به‌عنوان برآورد یک مدیر ارشد صنعت در نظر گرفته شود و نه یک تراز مستقل و قطعی از کل بازار جهانی فرآورده‌ها. با این حال، کمبود واقعی فرآورده‌های پالایش‌شده در قیمت بالای گازوئیل، آزادسازی ذخایر اضطراری و بازیابی بسیار کندتر فرآورده‌ها در مقایسه با نفت خام نیز قابل مشاهده است.

تفاوت میان نفت خام و فرآورده‌های نهایی اکنون به یکی از ویژگی‌های اصلی بحران تبدیل شده است. صادرات نفت خام خاورمیانه در روزهای اخیر به سطح قبل از جنگ بازگشته و در برخی روزها از آن نیز عبور کرده، اما جریان فرآورده‌های پالایش‌شده به همان سرعت بازیابی نشده است.

به همین دلیل ممکن است عرضه فیزیکی نفت خام بهتر شود، ولی مصرف‌کننده همچنان با قیمت بالا یا محدودیت عرضه گازوئیل، سوخت جت و سایر فرآورده‌ها روبه‌رو باشد.

نفت خام تنها مرحله نخست زنجیره تأمین است و باید به پالایشگاه منتقل و در واحدهای مناسب به محصول مورد نیاز بازار تبدیل شود. بنابراین افزایش نفت خام زمانی که پالایشگاه آسیب دیده، در تعمیرات است یا نزدیک به حداکثر ظرفیت کار می‌کند الزاماً گازوئیل بیشتری ایجاد نمی‌کند.

این محدودیت هم‌زمان در چند منطقه مشاهده می‌شود. صادرات فرآورده‌های خاورمیانه هنوز پایین‌تر از سطح عادی است، بخشی از ظرفیت پالایشی روسیه تحت فشار قرار گرفته و چین نیز برای محافظت از ذخایر پایین داخلی، صادرات بنزین، گازوئیل و سوخت جت را محدود کرده است.

واکنش دولت‌ها نیز به همین دلیل بیش از گذشته بر خود فرآورده‌های نهایی متمرکز شده است. بخش قابل توجهی از ذخایر اضطراری نفت و فرآورده برای کاهش فشار فعلی وارد بازار شده است.

تا ابتدای اکتبر حدود ۳۲۵ میلیون بشکه از برنامه هماهنگ ۴۰۰ میلیون بشکه‌ای ذخایر اضطراری که پیش‌تر تصویب شده بود وارد بازار شده است. این حجم بخشی از کمبود را جبران کرده، اما مصرف ذخایر در عین حال نیاز آینده به بازسازی آنها را بیشتر کرده است.

به این ترتیب یک چرخه غیرمعمول ایجاد می‌شود. ذخایر اضطراری با اضافه کردن عرضه در زمان حال، کمبود فوری را کاهش می‌دهند؛ اما همان بشکه‌هایی که امروز از مخزن خارج می‌شوند در آینده باید دوباره جایگزین شوند.

اگر بازسازی ذخایر پیش از بازیابی کامل پالایشگاه‌ها و شبکه حمل آغاز شود، این تقاضای اضافی می‌تواند فشار بیشتری بر بازار وارد کند.

پالایشگاه‌ها در چنین شرایطی ممکن است هم‌زمان با تقاضای بالاتر برای نفت خام و حاشیه سود بسیار بالای برخی فرآورده‌ها روبه‌رو شوند. هر پالایشگاهی که ظرفیت آزاد و خوراک کافی داشته باشد انگیزه زیادی برای افزایش بهره‌برداری خواهد داشت.

وضعیت کویت نیز تفاوت میان ظرفیت تولید و توان صادرات را نشان می‌دهد. این کشور با وجود کاهش تولید توانسته صادرات خود را در حدود یک میلیون بشکه در روز حفظ کند و برای ادامه جریان نفت و فرآورده تا حد زیادی از ظرفیت ناوگان تحت کنترل خود استفاده کرده است.

این موضوع یکی از مهم‌ترین درس‌های بحران ۲۰۲۶ را نشان می‌دهد: ظرفیت تولید یا پالایش زمانی ارزش عملی دارد که شبکه حمل نیز بتواند محصول را به بازار برساند.

همین منطق درباره ذخایر نیز صدق می‌کند. وجود یک بشکه در آمار موجودی به معنی آن نیست که آن بشکه در هر لحظه قابل برداشت است. بخشی از نفت موجود برای حفظ حداقل حجم عملیاتی خطوط لوله، مخازن و واحدهای پالایش ضروری است.

در نتیجه آمار کل موجودی می‌تواند میزان عرضه انعطاف‌پذیر واقعی در زمان بحران را بیشتر از واقعیت نشان دهد.

کمبود فرآورده‌های پالایش‌شده بر نحوه انتخاب سبد محصول پالایشگاه‌ها نیز اثر می‌گذارد. وقتی حاشیه سود گازوئیل، سوخت جت و سایر فرآورده‌های میان‌تقطیر بسیار بالا می‌رود، پالایشگاه تا جایی که طراحی آن اجازه دهد انگیزه بیشتری برای افزایش تولید آنها پیدا می‌کند.

پالایشگاه‌های پیچیده می‌توانند با تغییر نوع نفت خام، شرایط عملیاتی واحدها و ترکیب فرآورده‌ها سهم برخی محصولات باارزش‌تر را افزایش دهند، هرچند میزان این انعطاف در هر پالایشگاه متفاوت است.

برای بازار قیر، مهم‌ترین ارتباط خبر در همین نقطه قرار دارد. تولید قیر به‌طور غیرمستقیم با سایر مسیرهای مصرف مواد سنگین پالایشگاهی، به‌ویژه باقی‌مانده تقطیر در خلأ، رقابت می‌کند.

پالایشگاهی که به واحد کُکر یا دیگر واحدهای تبدیل عمیق مجهز باشد می‌تواند باقی‌مانده سنگین را به فرآورده‌های سبک‌تر تبدیل کند و در نتیجه مقدار کمتری ماده برای تولید قیر باقی بگذارد.

وقتی حاشیه سود گازوئیل و سایر سوخت‌های حمل‌ونقل بسیار بالا باشد، انگیزه اقتصادی برای تبدیل مواد سنگین به فرآورده‌های سبک‌تر می‌تواند افزایش پیدا کند.

اما این موضوع به معنی کاهش تولید قیر در همه پالایشگاه‌ها نیست. برخی پالایشگاه‌ها ظرفیت تبدیل سنگین محدودی دارند، برخی قیر را به‌عنوان یک محصول تجاری مهم تولید می‌کنند و برخی نیز نفت خامی فرآورش می‌کنند که مقدار زیادی باقی‌مانده مناسب تولید قیر ایجاد می‌کند.

اثر واقعی بنابراین به مشخصات هر پالایشگاه بستگی دارد. نوع نفت خام، طراحی واحد تقطیر در خلأ، ظرفیت کُکر، تعمیرات، قیمت محلی قیر و میزان تقاضای راه‌سازی همگی در تصمیم نهایی اثر دارند.

به همین دلیل نمی‌توان برآورد کسری ۶ میلیون بشکه‌ای فرآورده‌ها را مستقیماً به پیش‌بینی کمبود قیر تبدیل کرد. هیچ رابطه ثابتی وجود ندارد که نشان دهد کمبود مقدار مشخصی گازوئیل الزاماً چه میزان از تولید قیر را کاهش می‌دهد.

ارتباط اصلی از مسیر اقتصاد نسبی فرآورده‌ها شکل می‌گیرد. حاشیه سود بالای فرآورده‌های میان‌تقطیر می‌تواند ارزش داخلی جریان‌های پالایشگاهی را تغییر دهد و هزینه فرصت نگه داشتن باقی‌مانده برای تولید قیر را افزایش دهد.

اگر آزادسازی ذخایر گازوئیل و بازگشت عرضه بتواند این حاشیه سودهای استثنایی را کاهش دهد، بخشی از این فشار ممکن است کمتر شود. با این حال کاهش سود گازوئیل نیز به‌طور خودکار به افزایش تولید قیر منجر نخواهد شد.

این مسئله در اروپا اهمیت بیشتری دارد، زیرا ظرفیت پالایشی منطقه طی دو دهه گذشته به‌طور ساختاری کاهش یافته است. تعداد کمتر پالایشگاه به معنی انعطاف کمتر برای افزایش سریع تولید هنگام کمبود یک فرآورده مشخص است.

در چنین ساختاری، تعمیرات، نقص فنی یا اختلال در خوراک یک پالایشگاه می‌تواند اثر بزرگ‌تری بر تراز عرضه منطقه داشته باشد.

برای خریدار قیر، این یعنی حتی زمانی که نفت خام کافی در بازار جهانی وجود دارد، عرضه ماده چسباننده جاده‌ای می‌تواند محدود باشد؛ زیرا مسئله اصلی این است که پالایشگاه مناسب با نفت خام مناسب فعالیت کند و باقی‌مانده لازم را به جای تبدیل به سایر فرآورده‌ها برای تولید قیر نگه دارد.

همین شرایط می‌تواند روی قیمت قیر نیز اثر بگذارد. اگر باقی‌مانده سنگین در داخل پالایشگاه ارزش بیشتری برای تبدیل به فرآورده‌های پرحاشیه پیدا کند، پالایشگاه ممکن است تنها با قیمت بالاتر حاضر به عرضه آن به شکل قیر باشد.

بنابراین بازار می‌تواند حتی بدون تعطیلی واحد قیر با افزایش هزینه تولید یا کاهش جذابیت تولید قیر روبه‌رو شود.

در مقابل، اگر حاشیه سود گازوئیل و سوخت جت به شکل محسوسی کاهش پیدا کند و تقاضای راه‌سازی همچنان بالا باشد، تولید قیر در برخی پالایشگاه‌ها می‌تواند از نظر اقتصادی جذاب‌تر شود.

به همین دلیل رابطه میان فرآورده‌ها باید در سطح هر پالایشگاه بررسی شود و نمی‌توان تنها از حرکت قیمت نفت خام نتیجه گرفت.

فرایند بازسازی ذخایر می‌تواند این شرایط غیرعادی را تا سال ۲۰۲۷ یا حتی پس از آن ادامه دهد. اگر دولت‌ها و شرکت‌ها در حالی شروع به پر کردن دوباره مخازن کنند که مصرف عادی همچنان بالاست، انعطاف سیستم برای مقابله با اختلال بعدی کمتر خواهد بود.

هر حمله، توقف پالایشگاه یا اختلال کشتیرانی تازه در آن شرایط با حاشیه اطمینان ذخیره‌ای پایین‌تری نسبت به قبل از بحران مواجه خواهد شد.

همین کاهش حاشیه اطمینان یکی از دلایلی است که بازیابی فعلی صادرات نباید با عادی شدن بازار یکسان تلقی شود. صادرات نفت خام خاورمیانه افزایش چشمگیری داشته، اما شبکه لجستیک و ذخایری که از این جریان حمایت می‌کنند همچنان تحت فشار هستند.

کرایه بالای کشتی، بیمه ریسک جنگ و عملیات پیچیده انتقال نیز هزینه تحویل نفت و فرآورده‌ها را افزایش می‌دهند. بنابراین بازسازی ذخایر فقط مسئله تولید بشکه بیشتر نیست و این بشکه‌ها باید از یک شبکه حمل همچنان پرهزینه عبور کنند.

برای قیر، محدودیت کشتیرانی می‌تواند فشار پالایشگاهی را تشدید کند. حتی اگر قیر در پالایشگاه موجود باشد، در صورت کمبود کشتی تخصصی گرم‌شونده یا بالا بودن هزینه بیمه، انتقال آن به بازار واردکننده دشوار خواهد بود.

این موضوع برای بازارهای بزرگی در آسیا و آفریقا که به قیر خاورمیانه وابسته هستند اهمیت ویژه‌ای دارد.

در نتیجه بحران فعلی از چند مسیر جداگانه بر بازار قیر اثر بالقوه دارد: اقتصاد سبد محصولات پالایشگاهی، نحوه تخصیص باقی‌مانده تقطیر در خلأ، دسترسی به کشتی تخصصی، هزینه انرژی و سطح عمومی ذخایر نفت و فرآورده‌ها.

هیچ‌کدام از این عوامل به‌تنهایی وجود کمبود فیزیکی قیر را ثابت نمی‌کنند. اهمیت آنها در این است که چند محدودیت می‌توانند هم‌زمان بر عرضه و قیمت تحویلی قیر اثر بگذارند.

دوره احتمالی دو ساله برای بازسازی ذخایر همچنین نشان می‌دهد آزادسازی ذخایر اضطراری را نمی‌توان عرضه اضافی بدون هزینه برای آینده دانست. بشکه‌هایی که امروز برای کنترل بحران مصرف می‌شوند در نهایت باید دوباره جایگزین شوند.

اثر این بازسازی بر قیمت نفت به سرعت پر کردن ذخایر و میزان افزایش تولید از سوی تولیدکنندگان بستگی خواهد داشت.

عربستان همچنان انعطاف قابل توجهی در ظرفیت تولید خود دارد و اعلام کرده می‌تواند ظرفیت پایدار حداکثری خود را در مدت کوتاهی در دسترس قرار دهد. سایر تولیدکنندگان نیز ممکن است با عادی‌تر شدن مسیرهای صادرات، عرضه خود را افزایش دهند.

در مقابل، بازسازی ذخایر با آهنگ حدود ۲ میلیون بشکه در روز برای ۱۸ ماه در صورت تحقق، تقاضای اضافی قابل توجهی ایجاد خواهد کرد.

تعادل میان این دو عامل تعیین خواهد کرد که بازسازی موجودی‌ها به یک فشار پایدار بر قیمت تبدیل شود یا افزایش عرضه بتواند آن را جذب کند.

برای بخش پالایش، مشکل فوری‌تر همچنان کمبود فرآورده نهایی است. ذخایر نفت خام را می‌توان در نهایت با تولید بیشتر بازسازی کرد، اما تولید گازوئیل اضافی به پالایشگاه فعال با آرایش فنی مناسب نیاز دارد.

به همین دلیل کمبود فرآورده ممکن است حتی پس از بهبود تراز نفت خام نیز ادامه پیدا کند.

این تفاوت برای صنعت قیر اهمیت اساسی دارد. بازاری که از نظر نفت خام کمبود ندارد، در صورت محدودیت پالایش می‌تواند همچنان با عرضه فشرده قیر روبه‌رو شود؛ به‌خصوص اگر پالایشگاه‌های مرتبط تولید فرآورده‌های دیگر را در اولویت قرار دهند یا نفت خام سنگین مناسب در دسترس نباشد.

شاخص‌های مهم بعدی برای بازار قیر شامل نرخ بهره‌برداری پالایشگاه‌های جهان، حاشیه سود گازوئیل و سوخت جت، دسترسی به نفت خام سنگین، اقتصاد باقی‌مانده تقطیر در خلأ، سرعت بازسازی موجودی تجاری و تولید واقعی قیر در پالایشگاه‌های اصلی خواهد بود.

هزینه حمل کشتی‌های تخصصی نیز باید در کنار این شاخص‌ها دنبال شود، زیرا در بازار بین‌المللی قیر، تولید و لجستیک ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند.

اگر حاشیه سود فرآورده‌ها عادی شود، ظرفیت پالایش بازیابی شود و موجودی‌ها بدون اختلال تازه شروع به افزایش کنند، فشار بر کل سامانه نفتی می‌تواند به‌تدریج کاهش پیدا کند.

اما اگر کمبود فرآورده ادامه یابد و دولت‌ها و شرکت‌ها هم‌زمان بازسازی ذخایر کاهش‌یافته را آغاز کنند، رقابت بر سر نفت خام، ظرفیت پالایش و شبکه حمل می‌تواند برای مدت طولانی‌تری در سطح بالا باقی بماند.

برای بازار قیر، نتیجه درست این نیست که دوره دو ساله بازسازی ذخایر الزاماً به کمبود قیر منجر خواهد شد. این ارزیابی نشان می‌دهد کل سامانه نفت و فرآورده ممکن است بسیار طولانی‌تر از اختلال فوری جنگ تحت فشار باقی بماند و این فشار می‌تواند همچنان اقتصاد مواد سنگین پالایشگاهی و تولید قیر را تحت تأثیر قرار دهد.

نشانه قطعی باید در داده‌های تولید خود پالایشگاه‌ها دیده شود. تا زمانی که آمار واقعی، کاهش تولید قیر را تأیید نکند، باید اثر این شرایط را یک ریسک مهم بازار دانست و از تلقی آن به‌عنوان کاهش اثبات‌شده عرضه قیر خودداری کرد.