نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

پالایشگاه کولوی گرجستان توسعه ۶۵۰ میلیون یورویی را برنامه‌ریزی کرد؛ تولید قیر جاده‌ای در برنامه ۲۰۲۷ قرار گرفت

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، شرکت بلک سی پترولیوم در حال آماده‌سازی یک طرح توسعه بزرگ برای پالایشگاه کولوی در ساحل دریای سیاه گرجستان است و قصد دارد تا سال ۲۰۲۹ حدود ۶۵۰ میلیون یورو دیگر در این مجموعه سرمایه‌گذاری کند. هدف شرکت افزایش ظرفیت کل پالایش از حدود ۱.۲ تا ۱.۵ میلیون تن در سال به حدود ۴.۵ تا ۵ میلیون تن در سال تا ۲۰۲۸ است و قیر جاده‌ای نیز به‌صراحت در فهرست محصولات آینده پالایشگاه قرار گرفته است. این شرکت پیش‌تر اعلام کرده بود تولید قیر جاده‌ای برای بازار داخلی و صادرات را از سه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ آغاز خواهد کرد.

این پروژه برای بازار قیر منطقه اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا در صورت اجرا می‌تواند یک منبع تازه تولید قیر جاده‌ای در محدوده دریای سیاه و قفقاز ایجاد کند. گرجستان بخش قابل توجهی از نیاز خود به فرآورده‌های نفتی و مواد مورد استفاده در زیرساخت را از واردات تأمین می‌کند و ایجاد یک تولیدکننده داخلی قیر در ساحل دریای سیاه می‌تواند هم بازار داخل و هم برخی بازارهای همسایه را هدف قرار دهد.

بلک سی پترولیوم اعلام کرده تاکنون حدود ۲۰۰ میلیون یورو در پروژه پالایشگاه سرمایه‌گذاری کرده است. مرحله بعدی بسیار بزرگ‌تر خواهد بود و شرکت قصد دارد حدود ۶۵۰ میلیون یورو سرمایه تازه تا سال ۲۰۲۹ برای افزایش ظرفیت پالایش، توسعه مخازن و گسترش سبد محصولات هزینه کند.

ظرفیت فعلی پالایشگاه حدود ۱.۲ تا ۱.۵ میلیون تن در سال اعلام شده و هدف برنامه توسعه، افزایش آن به ۴.۵ تا ۵ میلیون تن در سال تا ۲۰۲۸ است. در صورت تحقق این برنامه، کولوی از نظر مقیاس به پالایشگاهی بسیار بزرگ‌تر از وضعیت فعلی تبدیل خواهد شد.

با این حال، رقم ۴.۵ تا ۵ میلیون تن نباید با ظرفیت تولید قیر اشتباه گرفته شود. این عدد به کل ظرفیت فرآورش پالایشگاه مربوط است و شرکت هنوز ظرفیت طراحی‌شده واحد قیر جاده‌ای، سهم باقی‌مانده پالایشی اختصاص‌یافته به تولید قیر یا حجم سالانه فروش قیر را اعلام نکرده است.

این تفاوت برای ارزیابی اثر واقعی پروژه بر بازار منطقه اهمیت زیادی دارد. بزرگ بودن ظرفیت یک پالایشگاه الزاماً به معنی تولید حجم بالای قیر نیست. میزان تولید قیر به نوع نفت خام، طراحی پالایشگاه، نحوه مدیریت مواد سنگین و جذابیت اقتصادی سایر فرآورده‌ها وابسته است.

سبد محصول برنامه‌ریزی‌شده پالایشگاه شامل بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما، گاز مایع، سوخت دریایی و قیر است. بنابراین ماده اولیه سنگین پالایشگاه میان چند مسیر مختلف تولید تقسیم خواهد شد و قیر تنها یکی از محصولات آینده این مجموعه خواهد بود.

شرکت پیش‌تر اعلام کرده بود تولید قیر جاده‌ای از سه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ آغاز خواهد شد. هدف اعلام‌شده تأمین بازار داخلی گرجستان و همچنین صادرات است و همین موضوع قیر را به یکی از محصولاتی تبدیل می‌کند که از ابتدا نقش منطقه‌ای برای آن در نظر گرفته شده است.

اعلام توسعه جدید این برنامه را جدی‌تر می‌کند، زیرا قیر را در دل یک راهبرد بزرگ‌تر توسعه پالایشگاه قرار می‌دهد. این موضوع نشان می‌دهد که شرکت، قیر جاده‌ای را نه صرفاً یک محصول جانبی محدود، بلکه بخشی از سبد تجاری آینده کولوی در نظر گرفته است.

موقعیت جغرافیایی گرجستان نیز به پروژه اهمیت بیشتری می‌دهد. این کشور میان دریای سیاه، قفقاز جنوبی و مسیرهای زمینی متصل‌کننده آسیای مرکزی، ترکیه و بازارهای اطراف قرار گرفته و چندین مسیر بالقوه برای توزیع فرآورده‌های نفتی دارد.

خود کولوی از این نظر موقعیت ویژه‌ای دارد، زیرا مستقیماً در ساحل دریای سیاه قرار گرفته و به زیرساخت بندری دسترسی دارد. این موقعیت از نظر نظری امکان ورود نفت خام از مسیر دریا و صادرات فرآورده نهایی بدون نیاز به حمل زمینی طولانی تا یک بندر دیگر را فراهم می‌کند.

برای قیر، دسترسی ساحلی می‌تواند مزیت تجاری مهمی ایجاد کند. قیر فله برای ذخیره‌سازی و حمل به مخازن گرم‌شونده و تجهیزات تخصصی نیاز دارد، در حالی که قیر بسته‌بندی‌شده می‌تواند از شبکه‌های معمول باربری نیز استفاده کند. پالایشگاهی که در کنار پایانه دریایی قرار دارد در صورت تجهیز به مخازن و سامانه بارگیری مناسب می‌تواند مزیت لجستیکی قابل توجهی داشته باشد.

با این حال، جزئیات کامل زیرساخت اختصاصی قیر هنوز منتشر نشده است. در حال حاضر اطلاعات عمومی مشخصی درباره ظرفیت مخازن گرم‌شونده قیر، سرعت بارگیری دریایی، خطوط بسته‌بندی یا حجم برنامه‌ریزی‌شده صادرات قیر کولوی وجود ندارد.

توسعه فعلی زیرساخت نشان می‌دهد ذخیره‌سازی بخش مهمی از پروژه است. یک مجموعه مخزن جدید با ظرفیت ۴۰ هزار مترمکعب تکمیل شده و ۴۰ هزار مترمکعب ظرفیت دیگر نیز در مراحل پایانی ساخت قرار دارد.

این مخازن را نباید بدون اطلاعات فنی به‌عنوان مخزن قیر معرفی کرد. در یک پالایشگاه چندمحصولی، مخازن می‌توانند برای نفت خام، مواد میانی، بنزین، گازوئیل و سایر فرآورده‌ها طراحی شده باشند.

قیر برای ذخیره‌سازی به شرایط ویژه نیاز دارد، زیرا باید در دمای بالا نگهداری شود تا قابلیت پمپاژ خود را حفظ کند. اگر کولوی قصد صادرات منظم قیر فله داشته باشد، مخازن گرم‌شونده اختصاصی و خطوط انتقال عایق‌شده از اجزای ضروری زنجیره لجستیک خواهند بود.

نوع نفت خام نیز برای آینده تولید قیر اهمیت زیادی دارد. بلک سی پترولیوم اعلام کرده پالایشگاه در حال حاضر فقط نفت خام با منشأ غیرروسی را فرآورش می‌کند و در میان خوراک‌های اخیر، نفت خام الشَراره لیبی نیز قرار داشته است.

پالایشگاه اخیراً دومین محموله نفت الشَراره را دریافت کرده و مجموع دو محموله اخیر حدود ۹۰ هزار تن بوده است. این موضوع نشان می‌دهد شرکت در حال ایجاد یا آزمایش زنجیره‌های تازه تأمین نفت خام از مسیر دریای سیاه است.

نفت الشَراره نسبتاً سبک و کم‌گوگرد است. از دید تولید قیر، نوع نفت خام اهمیت دارد، زیرا نفت‌های سبک معمولاً در شرایط یکسان مقدار کمتری باقی‌مانده سنگین برای تولید قیر ایجاد می‌کنند.

این موضوع به معنی نامناسب بودن نفت الشَراره برای پالایشگاهی که قیر نیز تولید می‌کند نیست، اما ترکیب خوراک بر مقدار و ویژگی باقی‌مانده قابل استفاده برای قیر اثر خواهد گذاشت. پالایشگاهی که قصد تولید پایدار قیر دارد ممکن است بر اساس طراحی خود به ترکیب یا تنوع بیشتری در خوراک نیاز داشته باشد.

به همین دلیل هدف ظرفیت ۴.۵ تا ۵ میلیون تن به‌تنهایی اطلاعات چندانی درباره حجم قیر آینده ارائه نمی‌دهد. دو پالایشگاه با ظرفیت فرآورش یکسان می‌توانند بسته به نوع نفت خام و طراحی واحدهای تقطیر در خلأ و تبدیل مواد سنگین، حجم‌های کاملاً متفاوتی قیر تولید کنند.

وجود واحدهای تبدیل سنگین نیز اهمیت دارد. اگر باقی‌مانده تقطیر در خلأ به واحدهای شکست یا کُکر فرستاده شود تا به فرآورده‌های سبک‌تر تبدیل شود، مقدار کمتری از آن برای تولید قیر باقی خواهد ماند.

در مقابل، پالایشگاهی که برای حفظ بخشی از باقی‌مانده مناسب جهت تولید قیر طراحی شده باشد می‌تواند آن را به گریدهای مختلف قیر جاده‌ای اختصاص دهد، به شرط آنکه مشخصات فنی لازم به‌طور پایدار تأمین شود.

بلک سی پترولیوم هنوز جزئیات فنی کافی برای تعیین سهم هر یک از این مسیرها منتشر نکرده است. بنابراین دقیق‌ترین برداشت این است که شرکت قصد قطعی خود برای اضافه کردن قیر جاده‌ای به سبد محصولات را اعلام کرده، اما اندازه این بخش از کسب‌وکار هنوز مشخص نیست.

حتی تولید متوسط داخلی قیر نیز می‌تواند برای گرجستان اهمیت تجاری داشته باشد. پروژه‌های راه‌سازی و بازسازی جاده به عرضه منظم ماده چسباننده نیاز دارند و وابستگی به واردات خریداران را در معرض هزینه حمل، مرز، نوسان ارز و اختلال عرضه کشورهای همسایه قرار می‌دهد.

تولید داخلی می‌تواند بخشی از این ریسک‌ها را کاهش دهد، به‌خصوص برای پروژه‌هایی که در داخل گرجستان اجرا می‌شوند. کوتاه‌تر شدن زنجیره تأمین می‌تواند وابستگی به حمل زمینی مرزی یا مسیرهای طولانی دریایی را کاهش دهد.

با این حال، تولید داخلی الزاماً به معنی قیر ارزان‌تر نیست. قیمت نهایی همچنان به هزینه نفت خام، اقتصاد پالایشگاه، مالیات، ذخیره‌سازی، گرم‌کردن، حمل و رقابت با محصول وارداتی بستگی خواهد داشت.

این پروژه می‌تواند ساختار واردات گرجستان را نیز تغییر دهد. اگر پالایشگاه بتواند سهم قابل توجهی از نیاز داخلی به قیر جاده‌ای را تأمین کند، بخشی از واردات موجود ممکن است جایگزین شود.

اما هنوز نمی‌توان اندازه این تغییر را محاسبه کرد، زیرا حجم سالانه برنامه‌ریزی‌شده تولید قیر کولوی اعلام نشده و تقاضای آینده پروژه‌های راه‌سازی گرجستان در دوره ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۹ نیز با این برنامه به‌طور رسمی تطبیق داده نشده است.

فرصت صادراتی از نظر راهبردی حتی می‌تواند مهم‌تر باشد. گرجستان در نزدیکی بازارهای قفقاز و دریای سیاه قرار دارد و کشورهای همسایه نیز به قیر جاده‌ای نیاز دارند، در حالی که تولید داخلی در برخی از این بازارها محدود یا فصلی است.

بازارهایی مانند ارمنستان می‌توانند در آینده جزو مقاصد بالقوه باشند، اما جریان واقعی تجارت به هزینه حمل، مقررات مرزی، مشخصات فنی محصول و رقابت با تأمین‌کنندگان ترکیه، روسیه، آذربایجان، خاورمیانه و مدیترانه بستگی خواهد داشت.

اگر کولوی زیرساخت بارگیری قیر فله را توسعه دهد، صادرات دریایی نیز می‌تواند بازارهای بیشتری در دسترس قرار دهد. دریای سیاه گرجستان را به ترکیه، رومانی، بلغارستان و مسیرهای تجاری دیگر متصل می‌کند، هرچند وجود کشتی‌های تخصصی گرم‌شونده همچنان شرط اصلی حمل قیر فله خواهد بود.

قیر بسته‌بندی‌شده می‌تواند دامنه لجستیکی گسترده‌تری داشته باشد، زیرا بشکه یا کیسه را می‌توان با کامیون، کانتینر یا کشتی بار عمومی حمل کرد و نیازی به نفتکش گرم‌شونده نیست. شرکت هنوز مشخص نکرده کدام روش بسته‌بندی یا شیوه حمل را در اولویت قرار خواهد داد.

هدف‌گذاری سال ۲۰۲۷ از جهت دیگری نیز مهم است، زیرا شروع تولید قیر پیش از موعد تکمیل توسعه کامل پالایشگاه تعیین شده است. شرکت قصد دارد ظرفیت کل پالایش را تا ۲۰۲۸ افزایش دهد، در حالی که تولید قیر جاده‌ای برای سه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده است.

اگر این برنامه حفظ شود، قیر می‌تواند پیش از تکمیل ظرفیت ۴.۵ تا ۵ میلیون تنی وارد سبد محصول پالایشگاه شود.

این ترتیب زمانی نشان می‌دهد شرکت ممکن است برای ورود به بازار قیر نیازمند تکمیل کل پروژه توسعه نباشد. با این حال، جزئیات تأسیسات لازم برای شروع سال ۲۰۲۷ هنوز به اندازه‌ای منتشر نشده که ظرفیت اولیه تولید مشخص شود.

همچنین باید میان راه‌اندازی و تولید تجاری پایدار تفاوت قائل شد. شروع تولید در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ الزاماً به معنی رسیدن فوری واحد به ظرفیت نهایی سالانه نیست.

واحدهای جدید معمولاً پیش از رسیدن به تولید پایدار به دوره راه‌اندازی، آزمون محصول، تأیید مشخصات فنی و پذیرش بازار نیاز دارند. سازمان‌های راه و تولیدکنندگان آسفالت نیز ممکن است پیش از استفاده گسترده از منبع جدید مدارک فنی و نتایج آزمایش را مطالبه کنند.

به همین دلیل مشخصات محصول یکی از مهم‌ترین موضوعاتی خواهد بود که باید دنبال شود. گرجستان و بازارهای احتمالی صادراتی برای قیر جاده‌ای استانداردهای مشخصی دارند و پالایشگاه باید بتواند ویژگی‌هایی مانند نفوذپذیری، نقطه نرمی، گرانروی و رفتار پس از پیرشدگی را به‌طور پایدار تأمین کند.

شرکت هنوز گریدهای دقیق قیر جاده‌ای را که قصد تولید آنها را دارد اعلام نکرده است. بدون این اطلاعات نمی‌توان مشخص کرد کولوی دقیقاً کدام بخش بازار روسازی منطقه را هدف قرار خواهد داد.

سیاست استفاده از نفت خام غیرروسی نیز بُعد دیگری به پروژه می‌دهد. شرکت تلاش می‌کند زنجیره تأمین پالایشگاه را به منابعی خارج از نفت روسیه متصل کند.

ورود محموله‌های لیبی نشان می‌دهد بلک سی پترولیوم در حال ایجاد مسیرهای تأمین دریایی از مدیترانه و سایر مناطق تولیدکننده است. این تنوع می‌تواند ریسک تأمین را کاهش دهد، اما هم‌زمان پالایشگاه را در معرض هزینه حمل بیشتر و تغییر اختلاف قیمت نفت خام مدیترانه قرار دهد.

برای تولید قیر، تنوع خوراک هم فرصت و هم چالش ایجاد می‌کند. امنیت تأمین بهتر می‌شود، اما حفظ کیفیت یکنواخت قیر در شرایطی که خصوصیات نفت خام تغییر می‌کند نیازمند کنترل دقیق خوراک و فرایند است.

پالایشگاه‌های تولیدکننده قیر جاده‌ای باید بتوانند حتی با تغییر مبدأ نفت خام، محصولی با مشخصات پایدار تولید کنند.

این توسعه همچنین با تلاش گرجستان برای تقویت نقش خود به‌عنوان کریدور انرژی و لجستیک هم‌زمان شده است. یک پالایشگاه بزرگ‌تر در ساحل می‌تواند وابستگی به واردات فرآورده نهایی را کاهش دهد و هم‌زمان جریان صادراتی تازه‌ای از طریق زیرساخت دریای سیاه ایجاد کند.

قرار گرفتن کولوی در کنار زیرساخت‌های موجود بندری می‌تواند به این راهبرد کمک کند. ارزش تجاری نهایی پروژه فقط به ظرفیت پالایش وابسته نیست و نحوه اتصال پالایشگاه به مخزن، اسکله، راه‌آهن، جاده و شبکه توزیع محصول نیز اهمیت زیادی خواهد داشت.

برای بازار قیر منطقه همین موضوع پروژه را از یک افزایش ساده ظرفیت پالایش مهم‌تر می‌کند. قیر جاده‌ای به‌صراحت به‌عنوان محصول آینده معرفی شده و هدف شروع تولید در ۲۰۲۷، یک منبع بالقوه نسبتاً نزدیک برای بازار قفقاز و دریای سیاه ایجاد می‌کند.

در عین حال نبود ظرفیت اعلام‌شده واحد قیر اجازه نمی‌دهد اثر پروژه بر عرضه منطقه با عدد مشخصی محاسبه شود. استخراج حجم قیر از هدف ۴.۵ تا ۵ میلیون تن ظرفیت کل پالایشگاه از نظر فنی درست نیست.

همین احتیاط درباره صادرات نیز لازم است. شرکت اعلام کرده قیر برای بازار داخلی و صادرات تولید خواهد شد، اما هنوز حجم صادرات، ترکیب مقصدها یا قرارداد فروش بلندمدت مشخصی اعلام نشده است.

اولین شاخص مهم در نتیجه راه‌اندازی تأسیسات تولید قیر جاده‌ای در سال ۲۰۲۷ خواهد بود. اعلام طراحی واحد، ظرفیت تولید و گریدهای مورد نظر امکان ارزیابی دقیق‌تر اثر پروژه بر واردات قیر گرجستان را فراهم خواهد کرد.

مشخصات مخازن نیز شاخص مهم دیگری خواهد بود. ساخت مخازن گرم‌شونده اختصاصی قیر نشانه قوی‌تری خواهد بود که پروژه برای توزیع منظم قیر فله آماده می‌شود.

زیرساخت بارگیری دریایی برای صادرات حتی مهم‌تر است. اگر کولوی سامانه گرم‌شونده اختصاصی برای بارگیری کشتی‌های تخصصی حمل قیر ایجاد کند، پالایشگاه می‌تواند در بخش وسیع‌تری از بازار دریای سیاه رقابت کند.

در نبود چنین زیرساختی، صادرات اولیه احتمالاً بیشتر به حمل جاده‌ای یا قیر بسته‌بندی‌شده متکی خواهد بود و شعاع اقتصادی بازار محدودتر خواهد ماند.

برنامه سرمایه‌گذاری شرکت نیز باید به‌دقت دنبال شود. توسعه‌ای به ارزش ۶۵۰ میلیون یورو تا ۲۰۲۹ یک تعهد سرمایه‌ای بزرگ است، اما پروژه‌های پالایشگاهی می‌توانند تحت تأثیر تأخیر ساخت، شرایط تأمین مالی، تهیه تجهیزات و مجوزها قرار گیرند.

بنابراین، هدف‌گذاری برای دستیابی به ظرفیت ۴.۵ تا ۵ میلیون تن در سال تا سال ۲۰۲۸ باید به‌عنوان یک هدف توسعه‌ای در نظر گرفته شود، نه ظرفیتی که در حال حاضر وجود دارد.

همین موضوع درباره آغاز تولید قیر در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ نیز صدق می‌کند. زمان‌بندی از نظر تجاری مهم است، اما شروع واقعی و رسیدن به تولید پایدار باید پس از راه‌اندازی تأسیسات مربوطه تأیید شود.

برای کارخانه‌های آسفالت و پیمانکاران راه در گرجستان، یک منبع داخلی می‌تواند در صورت اجرای به‌موقع پروژه، گزینه خرید تازه‌ای در آینده نزدیک ایجاد کند. این موضوع حتی پیش از رسیدن کولوی به ظرفیت کامل نیز می‌تواند رقابت میان تأمین‌کنندگان را افزایش دهد.

برای بازارهای همسایه، اثر پروژه به این بستگی خواهد داشت که کولوی بتواند قیر مطابق استاندارد مورد نیاز آنها تولید کند و آن را با هزینه نهایی رقابتی تحویل دهد.

موقعیت پالایشگاه چند مزیت نظری ایجاد می‌کند، اما رقابت‌پذیری واقعی به هزینه خوراک، بازده تولید، روش حمل، بسته‌بندی و قیمت عرضه تأمین‌کنندگان موجود بستگی خواهد داشت.

بنابراین، در شرایط فعلی باید این پروژه را یک منبع جدید عرضه در حال شکل‌گیری دانست و از ارزیابی آن به‌عنوان تغییری بزرگ و قطعی در عرضه منطقه خودداری کرد.

آنچه اکنون روشن است این است که بلک سی پترولیوم قیر را از یک احتمال عمومی به بخشی رسمی از راهبرد محصول خود تبدیل کرده و برای آغاز تولید قیر جاده‌ای هدف زمانی مشخص سه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ را تعیین کرده است.

آنچه هنوز مشخص نیست به همان اندازه اهمیت دارد: ظرفیت اختصاصی قیر، حجم سالانه تولید، گریدهای محصول، سهم صادرات، نوع مخزن و زیرساخت بارگیری و کشورهایی که نخستین محموله‌ها به آنها ارسال خواهند شد.

برای بازار قیر دریای سیاه و قفقاز، همین جزئیات تعیین خواهند کرد که کولوی بیشتر به یک تأمین‌کننده داخلی گرجستان تبدیل شود یا بتواند نقش یک مرکز صادراتی منطقه‌ای را نیز ایفا کند.

اگر تولید در ۲۰۲۷ آغاز شود و توسعه بعدی طبق برنامه پیش برود، گرجستان می‌تواند به یک منبع تازه قیر جاده‌ای در منطقه تبدیل شود؛ آن هم در شرایطی که سرمایه‌گذاری در زیرساخت جاده‌ای در قفقاز و بازارهای اطراف همچنان تقاضا برای ماده چسباننده روسازی را حمایت می‌کند. با این حال، تا زمانی که بلک سی پترولیوم ظرفیت و مشخصات فنی بخش قیر خود را منتشر نکند، نمی‌توان اندازه اثر این پروژه بر عرضه منطقه را با دقت کمی‌سازی کرد.