نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

عراق یک نفتکش دولتی حامل ۲ میلیون بشکه نفت خام را از هرمز عبور داد؛ حمل محموله‌های بزرگ همچنان ادامه دارد

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، شرکت دولتی نفتکش‌های عراق یک محموله ۲ میلیون بشکه‌ای نفت خام عراق را با یک نفتکش بسیار بزرگ از تنگه هرمز عبور داده و عملیاتی را تکمیل کرده است که این شرکت آن را نخستین اقدام از این نوع در چند دهه اخیر توصیف می‌کند. این عبور نشان می‌دهد جابه‌جایی محموله‌های بزرگ نفت خام از هرمز با وجود ریسک‌های امنیتی، اختلال در الگوی تردد و هزینه بالای کشتیرانی همچنان امکان‌پذیر است.

اهمیت اصلی عملیات فقط به حجم ۲ میلیون بشکه‌ای محموله مربوط نمی‌شود، بلکه نقش شرکت دولتی نفتکش‌های عراق در آن اهمیت بیشتری دارد. بخش عمده ساختار سنتی فروش نفت عراق بر تحویل نفت در سامانه صادراتی بصره و واگذاری حمل بعدی به خریداران یا شرکت‌های بین‌المللی کشتیرانی متکی بوده است. در عملیات جدید، شرکت عراقی مسئولیت حمل نفت تا آن سوی تنگه هرمز را بر عهده گرفته است.

این تغییر می‌تواند اختیار بیشتری در اختیار شرکت دولتی بازاریابی نفت عراق، سومو، قرار دهد تا درباره محل و شرایط فروش نفت تصمیم بگیرد. انتقال محموله به خارج از هرمز پیش از تکمیل فروش یا تحویل نهایی می‌تواند نفت عراق را در نقطه‌ای در اختیار خریدار قرار دهد که ریسک مستقیم عبور از تنگه تا حد زیادی پشت سر گذاشته شده است.

شرکت پس از مذاکره با مجموعه‌های تخصصی دریایی یک نفتکش بسیار بزرگ را در اختیار گرفت، حدود ۲ میلیون بشکه نفت خام عراق در آن بارگیری کرد و محموله را از تنگه عبور داد. این حجم با ظرفیت معمول یک نفتکش بسیار بزرگ نفت خام مطابقت دارد و نشان می‌دهد عملیات یک آزمایش کوچک نبوده و یک محموله تجاری کامل جابه‌جا شده است.

با این حال، عبارت «نخستین عملیات در چند دهه اخیر» باید دقیق تفسیر شود. منظور این است که شرکت دولتی نفتکش‌های عراق پس از چند دهه دوباره خود مسئول حمل یک محموله بزرگ نفت خام تا آن سوی هرمز شده است؛ نه اینکه نفت خام عراق طی این مدت از تنگه عبور نکرده باشد.

نفت عراق در ماه‌های گذشته نیز با نفتکش‌های بین‌المللی از هرمز عبور کرده است و حتی در دوره‌هایی که تردد تجاری به‌شدت کاهش یافته بود، چند نفتکش بسیار بزرگ حامل حدود ۲ میلیون بشکه نفت بصره توانستند از تنگه خارج شوند.

بنابراین نکته تازه، تلاش عراق برای بازسازی نقش مستقیم ناوگان ملی در حمل نفت صادراتی است. شرکت دولتی نفتکش‌ها هم‌زمان در حال پیگیری خرید و مالکیت نفتکش‌های تخصصی حمل نفت خام است تا ناوگان خود را توسعه دهد و توان رقابت با شرکت‌های منطقه‌ای را افزایش دهد.

این برنامه برای عراق اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا بخش بزرگی از صادرات نفت این کشور به مسیر دریایی خلیج فارس وابسته است. پیش از اختلالات اخیر، عراق روزانه حدود ۳.۶ میلیون بشکه نفت صادر می‌کرد که نزدیک به ۳.۴ میلیون بشکه آن از پایانه‌های جنوبی بصره خارج می‌شد.

در نتیجه هرمز برای عراق صرفاً یکی از چند گزینه صادراتی نیست. برای بخش عمده نفت تولیدشده در جنوب کشور، این تنگه دروازه اصلی اتصال پایانه‌های صادراتی بصره به آب‌های آزاد است و هر اختلال در آن مستقیماً بر توان صادرات عراق اثر می‌گذارد.

این وضعیت عراق را از کشورهایی مانند عربستان و امارات متمایز می‌کند. عربستان می‌تواند بخشی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق–غرب به ینبع منتقل کند و امارات نیز ظرفیت قابل توجهی برای صادرات از فجیره در خارج از هرمز دارد، اما عراق در حال حاضر مسیر جایگزینی با ظرفیت مشابه برای تولید جنوب خود در اختیار ندارد.

این وابستگی در ماه‌های نخست بحران ۲۰۲۶ کاملاً آشکار شد. کاهش شدید تردد از هرمز باعث شد عراق تولید را پایین بیاورد، نفت خود را با تخفیف‌های بزرگ‌تر عرضه کند و ساختارهای تازه‌ای برای فروش و حمل ایجاد کند، زیرا ظرفیت ذخیره‌سازی کشور اجازه نمی‌داد تولید در سطح عادی ادامه پیدا کند در حالی که امکان صادرات محدود شده بود.

صادرات جنوب عراق از آن زمان تا حدی بازیابی شده است. حجم صادرات از حدود ۲.۳۵ میلیون بشکه در روز در ماه اوت به حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز در سپتامبر افزایش یافت، اما همچنان پایین‌تر از حدود ۳.۴ میلیون بشکه در روز پیش از اختلال عمده باقی مانده است.

تصویر منطقه‌ای نیز بهتر شده است. صادرات نفت خام خاورمیانه در سپتامبر به حدود ۱۶.۳ میلیون بشکه در روز رسید که بالاترین سطح از آغاز بحران بود، اما همچنان حدود ۳.۲ میلیون بشکه در روز کمتر از سطح فوریه و پیش از جنگ باقی ماند.

عبور نفت خام از هرمز نیز در سپتامبر به حدود ۹.۷ میلیون بشکه در روز افزایش یافت. تنها در هفته پایانی ماه، ۱۹ نفتکش بسیار بزرگ که هرکدام حدود ۲ میلیون بشکه ظرفیت داشتند از تنگه عبور کردند و نشان دادند رفت‌وآمد نفتکش‌های بزرگ نسبت به شدیدترین دوره محدودیت به شکل محسوسی افزایش یافته است.

این ارقام برای تفسیر عملیات جدید عراق اهمیت زیادی دارند. عبور یک نفتکش حامل ۲ میلیون بشکه به این معنی نیست که حمل محموله‌های بزرگ تازه اکنون از سر گرفته شده است؛ این نوع عبورها پیش از عملیات اخیر نیز در حال افزایش بود. اهمیت اصلی خبر این است که شرکت دولتی عراق اکنون خود وارد این الگوی حمل شده است.

تفاوت میان «بازیابی» و «عادی‌شدن» نیز باید حفظ شود. پیش از بحران، تنگه هرمز روزانه حدود ۱۲۵ کشتی تجاری بزرگ را عبور می‌داد و نزدیک به یک‌پنجم جریان جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از این مسیر می‌گذشت. تردد فعلی همچنان به‌طور محسوسی پایین‌تر از آن شرایط است و تحت شرایط امنیتی غیرعادی انجام می‌شود.

کشتی‌های تجاری همچنان با خطر حمله، اختلال مسیر، هزینه بالای بیمه و عدم قطعیت عملیاتی روبه‌رو هستند. برخی نفتکش‌ها در ماه‌های گذشته برای کاهش احتمال شناسایی، سامانه‌های ردیابی خود را خاموش یا محدود کرده‌اند و بعضی عبورها نیز به ترتیبات امنیتی و مجوزهای خاص وابسته بوده‌اند.

عراق پیش‌تر برای عبور نفتکش‌های خود از هرمز مجوز لازم را دریافت کرده بود. بنابراین عملیات جدید نشان می‌دهد امکان ایجاد دسترسی برای محموله‌های مشخص عراقی وجود دارد، اما از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که همه کشتی‌ها اکنون بدون محدودیت از تنگه عبور می‌کنند.

این موضوع از نظر تجاری اهمیت زیادی دارد، زیرا قابلیت اطمینان مسیر به اندازه امکان فیزیکی عبور مهم است. ممکن است یک نفتکش بتواند با موفقیت از هرمز عبور کند، اما اگر مالک کشتی مطمئن نباشد که سفر بعدی نیز با شرایط مشابه انجام می‌شود، همچنان نرخ حمل و حق‌بیمه بالایی مطالبه خواهد کرد.

برای سومو، انتقال محموله به خارج از هرمز می‌تواند بخشی از این عدم قطعیت را از خریدار دور کند. خریداری که نفت را پس از عبور از تنگه دریافت می‌کند دیگر مستقیماً مسئول ترتیب دادن دشوارترین بخش مسیر نیست.

همین موضوع می‌تواند بر قیمت فروش نیز اثر بگذارد. نفت عراق در بخش‌هایی از بحران با تخفیف‌های بسیار بالا معامله شده است، زیرا خریداران باید ریسک امنیتی، محدودیت کشتی و عدم اطمینان درباره عبور از هرمز را در قیمت لحاظ می‌کردند. انتقال نفت به نقطه‌ای خارج از تنگه می‌تواند بخشی از ارزشی را که در غیر این صورت نصیب معامله‌گران یا خریداران پذیرنده ریسک می‌شود در اختیار فروشنده عراقی نگه دارد.

این راهبرد همچنین اهمیت ناوگان ملی نفتکش عراق را افزایش می‌دهد. اگر شرکت دولتی مالک یا کنترل‌کننده تعداد بیشتری نفتکش بزرگ شود، بغداد می‌تواند بر اساس شرایط بازار تصمیم بگیرد نفت را در پایانه صادراتی بفروشد یا پیش از فروش، آن را تا نقطه‌ای دورتر حمل کند.

مالکیت نفتکش هزینه حمل، بیمه یا ریسک امنیتی را از بین نمی‌برد، اما کنترل تصمیم حمل را تغییر می‌دهد. عراق می‌تواند اختیار بیشتری برای تعیین مقصد، جایگاه محموله و واکنش به تغییرات هزینه حمل یا بازار داشته باشد و وابستگی کامل خود به ظرفیت کشتی‌های خارجی را کاهش دهد.

این توانایی در شرایط فعلی بازار نفتکش اهمیت بیشتری دارد. خلیج فارس در ماه‌های گذشته دوره‌هایی از کمبود شدید کشتی را تجربه کرده، زیرا عربستان، عراق و سایر تولیدکنندگان عبور نفت از هرمز و عملیات انتقال کشتی‌به‌کشتی در خلیج عمان را افزایش داده‌اند.

افزایش تقاضا برای نفتکش‌های بسیار بزرگ، طولانی‌تر شدن چرخه سفر و زمان انتظار بیشتر باعث شده هزینه حمل به‌طور قابل توجهی افزایش پیدا کند. در چنین بازاری، کنترل ظرفیت حمل می‌تواند برای یک صادرکننده نفت مزیت تجاری ایجاد کند.

عملیات جدید عراق همچنین با سیاست گسترده‌تر بغداد برای افزایش انعطاف صادراتی هم‌خوانی دارد. بحران ۲۰۲۶ نشان داد وابستگی تولید کشور به یک گلوگاه دریایی تا چه اندازه بالاست و عراق در نتیجه بررسی خطوط لوله جدید و مسیرهای صادراتی جایگزین را با جدیت بیشتری دنبال می‌کند.

مسیرهای شمالی و غربی در صورت تکمیل می‌توانند بخشی از وابستگی را کاهش دهند، اما در حال حاضر جایگزین فوری برای صادرات جنوب عراق نیستند. در آینده قابل پیش‌بینی، تنگه هرمز همچنان یکی از حیاتی‌ترین اجزای درآمد نفتی عراق باقی خواهد ماند.

این موضوع از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که نفت بخش اصلی درآمد عمومی عراق را تأمین می‌کند. اختلال طولانی در صادرات جنوب کشور تنها یک مشکل برای شرکت‌های نفتی نیست و می‌تواند مستقیماً بر درآمد دولت، سطح تولید و کل اقتصاد اثر بگذارد.

عملیات ۲ میلیون بشکه‌ای را بنابراین باید هم یک رویداد کشتیرانی و هم بخشی از تلاش عراق برای افزایش کنترل بر زنجیره صادرات خود دانست. انتقال محموله با نفتکش تحت هدایت شرکت دولتی به آن سوی هرمز گزینه تجاری تازه‌ای در اختیار سومو قرار می‌دهد؛ آن هم در شرایطی که محل تحویل، دسترسی به کشتی و وضعیت امنیتی می‌توانند اختلاف بزرگی در قیمت واقعی فروش ایجاد کنند.

برای بازار نفتکش نیز این عملیات نشانه دیگری است که دولت‌ها و شرکت‌های ملی نفت آمادگی بیشتری برای استفاده از نفتکش‌های بزرگ در هرمز پیدا کرده‌اند، حتی در حالی که ریسک امنیتی همچنان بالا باقی مانده است. چنین تصمیم‌هایی می‌توانند ظرفیت واقعی صادرات نفت را افزایش دهند، حتی اگر برخی مالکان خصوصی همچنان محتاط باشند.

اما این روند الزاماً باعث کاهش هزینه حمل نمی‌شود. افزایش تعداد عبورها می‌تواند اعتماد به مسیر را بیشتر کند، ولی هم‌زمان حجم محموله‌هایی را که برای تعداد محدودی نفتکش قابل قبول رقابت می‌کنند افزایش می‌دهد. مسیر نرخ حمل در نهایت به این بستگی دارد که ظرفیت کشتی با چه سرعتی نسبت به تقاضای حمل افزایش پیدا کند و آیا هزینه بیمه و امنیت کاهش می‌یابد یا خیر.

همین احتیاط درباره عادی‌شدن هرمز نیز لازم است. صادرات سپتامبر بازیابی قابل توجهی داشت، اما جریان منطقه همچنان کمتر از سطح پیش از بحران بود و شرایط تنگه همچنان به تحولات سیاسی و نظامی وابسته است که می‌توانند ظرف مدت کوتاهی شرایط کشتیرانی را تغییر دهند.

برای بازار قیر، اثر مستقیم این عملیات محدود است. نفتکش بسیار بزرگی که ۲ میلیون بشکه نفت خام حمل می‌کند از نظر ساختار و مأموریت کاملاً با کشتی‌های تخصصی گرم‌شونده‌ای که برای حمل قیر فله استفاده می‌شوند متفاوت است و عبور موفق یک نفتکش نفت خام به معنی افزایش صادرات قیر عراق نیست.

همچنین در خبر جدید هیچ داده‌ای وجود ندارد که نشان دهد پالایشگاه‌های عراق تولید قیر را افزایش داده‌اند یا محموله‌های تازه قیر از مسیر هرمز در حال حرکت هستند. بنابراین باید لجستیک صادرات نفت خام و عرضه قیر از یکدیگر جدا نگه داشته شوند.

ارتباط اصلی با قیر به شرایط عمومی کشتیرانی خلیج فارس بازمی‌گردد. اگر هرمز به شکل پایدارتر قابل استفاده شود و اعتماد مالکان کشتی افزایش پیدا کند، فشار بر برخی خدمات دریایی، بیمه و ظرفیت ناوگان منطقه می‌تواند به‌تدریج کاهش پیدا کند.

چنین بهبودی ممکن است به‌طور غیرمستقیم به حمل فرآورده‌هایی مانند قیر نیز کمک کند، اما تنها زمانی می‌توان آن را یک واقعیت بازار دانست که در نرخ‌های واقعی حمل و دسترسی به کشتی مشاهده شود.

قیر عراق همچنین از مسیرهای صادراتی متنوعی استفاده می‌کند که دقیقاً با نفت خام بصره یکسان نیستند. بسته به محل تولید و مقصد، محموله‌ها می‌توانند از مسیر زمینی، کشورهای همسایه یا بنادر مختلف منطقه حرکت کنند و بنابراین تأثیر هرمز برای همه زنجیره‌های قیر عراق یکسان نیست.

در نتیجه این خبر در درجه نخست یک تحول در حمل نفت خام و بازسازی نقش ناوگان ملی عراق است و تنها پیامد ثانویه‌ای برای لجستیک گسترده‌تر فرآورده‌های نفتی دارد. هنوز مبنایی برای نتیجه‌گیری درباره افزایش عرضه قیر عراق وجود ندارد.

مرحله بعدی مهم این است که آیا شرکت دولتی نفتکش‌ها این عملیات را تکرار خواهد کرد یا خیر. یک سفر موفق نشان می‌دهد مدل عملیاتی قابل اجراست، اما تکرار منظم عبور نفتکش‌های بزرگ نشان خواهد داد عراق در حال ایجاد ساختار تجاری جدیدی است و با یک عملیات منفرد روبه‌رو نیستیم.

خرید نفتکش‌های تخصصی بیشتر نیز این برداشت را تقویت خواهد کرد. گسترش ناوگان عراقی می‌تواند به سومو اجازه دهد محموله‌های بیشتری را پس از عبور از هرمز تحویل دهد و بخشی از وابستگی به شرکت‌های بین‌المللی کشتیرانی را کاهش دهد.

سطح تردد در خود تنگه نیز باید دنبال شود. ادامه عبور نفتکش‌های بزرگ نفت خام، کشتی‌های گاز طبیعی مایع و نفتکش‌های حامل فرآورده نشان خواهد داد که مسیر در حال قابل‌اعتمادتر شدن است؛ در حالی که حمله جدید یا کاهش شدید تعداد عبورها می‌تواند شکنندگی بازیابی فعلی را دوباره آشکار کند.

عملیات جدید عراق در نتیجه دو پیام متفاوت دارد. نخست اینکه یک نفتکش بسیار بزرگ با محموله کامل ۲ میلیون بشکه‌ای نفت عراق در شرایط فعلی توانسته از هرمز عبور کند؛ و دوم اینکه عراق در حال تلاش برای بازگرداندن نقش مستقیم ناوگان ملی خود در حمل نفت خام به خارج از بصره است.

در مقابل، این عملیات ثابت نمی‌کند که تنگه هرمز به وضعیت عادی بازگشته، خطر کشتیرانی از بین رفته یا صادرات قیر عراق افزایش پیدا کرده است.

برای بازار نفت و قیر، شاخص‌های مهم بعدی شامل تکرار سفرهای نفتکش‌های دولتی عراق، میزان دسترسی به نفتکش‌های بسیار بزرگ، نرخ حمل، هزینه بیمه، حجم کل تردد هرمز و هرگونه تغییر قابل اندازه‌گیری در لجستیک فرآورده‌های نفتی خواهد بود. تا زمانی که این شاخص‌ها یک تغییر گسترده‌تر را تأیید نکنند، عملیات ۲ میلیون بشکه‌ای باید نشانه مهمی از ادامه امکان حمل محموله‌های بزرگ تلقی شود و نه اینکه عادی‌شدن کامل تنگه را ثابت کند.