به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، کشورهای گروه هفت با آزادسازی هماهنگ ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری نفت و فرآوردههای نفتی موافقت کردهاند تا فشار ناشی از کمبود شدید دیزل و سایر سوختهای پالایششده را کاهش دهند. اجرای این برنامه بلافاصله آغاز میشود و طی چهار ماه ادامه خواهد داشت، در حالی که قرار است بخش قابل توجهی از دیزل در ۲۰ روز نخست وارد بازار شود؛ تصمیمی که نشان میدهد کانون بحران انرژی از کمبود صرف نفت خام به سمت محدودیت عرضه فرآوردههای پالایششده حرکت کرده است.
توافق نهایی پس از بررسی پیشنهادی از سوی فرانسه شکل گرفت که بر اساس آن کشورهای اروپایی قرار بود حدود ۵۰ میلیون بشکه دیزل از ذخایر خود آزاد کنند و اعضای آژانس بینالمللی انرژی نیز ۵۰ میلیون بشکه نفت خام دیگر وارد بازار کنند. تصمیم نهایی گروه هفت رقم مجموع ۱۰۰ میلیون بشکه را حفظ کرده، اما هنوز مشخص نکرده است چه مقدار از این حجم دیزل، چه مقدار نفت خام و چه میزان سایر فرآوردههای نفتی خواهد بود.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد، زیرا پیشنهاد اولیه آزادسازی ۵۰ میلیون بشکه دیزل برای اروپا حجم بزرگی محسوب میشد. این مقدار معادل حدود ۱۷ درصد کل ذخایر اضطراری دیزل و گازوئیل اتحادیه اروپا و تقریباً ۳ درصد مصرف سالانه این منطقه بود. رقم نهایی دیزل ممکن است با این پیشنهاد متفاوت باشد، اما تصمیم برای عرضه سریع و قابل توجه دیزل در ۲۰ روز نخست نشان میدهد فرآوردههای میانتقطیر در مرکز بحران فعلی قرار دارند.
برنامه جدید تحت هماهنگی آژانس بینالمللی انرژی اجرا خواهد شد و همزمان قرار است اجرای تعهدات قبلی کشورها در طرح آزادسازی ذخایر اضطراری ماه مارس با دقت بیشتری پیگیری شود. دوره کلی اجرای برنامه چهار ماه تعیین شده، اما هدف این است که بخش قابل توجهی از دیزل در همان هفتههای ابتدایی وارد بازار شود تا فشار فوری بر قیمت و عرضه کاهش یابد.
این اقدام پس از بزرگترین آزادسازی هماهنگ ذخایر اضطراری در اوایل سال ۲۰۲۶ انجام میشود؛ برنامهای که حجم آن ۴۰۰ میلیون بشکه بود. بیش از ۸۰ درصد از آن حجم تاکنون وارد بازار شده است و در نتیجه دولتها در حالی مرحله تازهای از مداخله را آغاز میکنند که بخش قابل توجهی از ذخایر تعهدشده قبلی نیز مصرف شده است.
ویژگی مهم تصمیم جدید این است که تمرکز فقط روی نفت خام نیست. صادرات نفت خام خاورمیانه نسبت به دوره اوج اختلال بازیابی قابل توجهی داشته، اما جریان دیزل و سایر فرآوردههای پالایششده همچنان بهشدت محدود مانده است.
همین اختلاف توضیح میدهد چرا آزادسازی نفت خام بهتنهایی نمیتواند بحران فعلی را حل کند. اگر پالایشگاه آسیب دیده باشد، در تعمیرات قرار داشته باشد یا از قبل نزدیک به حداکثر توان خود فعالیت کند، اضافه کردن نفت خام به بازار الزاماً دیزل بیشتری تولید نمیکند. گلوگاه اصلی اکنون بیش از گذشته میان نفت خام و فرآورده نهایی قرار گرفته است.
بخش بزرگی از پالایشگاههای اروپا هماکنون در نزدیکی حداکثر توان عملیاتی خود فعالیت میکنند و در نتیجه امکان افزایش سریع تولید تنها با بالا بردن نرخ خوراک محدود است. علاوه بر این، ساختار پالایشی اروپا طی دو دهه گذشته کوچکتر شده و تعطیلی یا تغییر کاربری پالایشگاههای متعدد، ظرفیت مازاد منطقه را کاهش داده است.
از سال ۲۰۰۹ تاکنون دهها پالایشگاه اروپایی تعطیل یا به واحدهای دیگری تبدیل شدهاند و ظرفیت پالایشی منطقه به میزان محسوسی کاهش یافته است. همین مسئله باعث شده اروپا در زمان بروز اختلال جهانی وابستگی بیشتری به واردات دیزل و سایر فرآوردههای میانتقطیر داشته باشد.
این وابستگی پس از کاهش واردات فرآوردههای روسیه آشکارتر شد. اروپا برای تأمین دیزل به عرضهکنندگان دیگری از جمله آمریکا و خاورمیانه متکی شد و زمانی که صادرات فرآوردههای خاورمیانه کاهش یافت و ظرفیت پالایشی روسیه نیز تحت فشار بیشتری قرار گرفت، گزینههای جایگزین محدودتر شدند.
آمریکا در نتیجه به یکی از مهمترین منابع خارجی دیزل اروپا تبدیل شده است. در ماه سپتامبر حدود ۴۱ درصد واردات دیزل اروپا از آمریکا تأمین شد و همین وابستگی، هرگونه محدودیت احتمالی بر صادرات آمریکا را به یک ریسک جدی برای بازار اروپا تبدیل کرد.
این موضوع در مذاکرات اخیر نقش اصلی داشت. دولت آمریکا در شرایطی که قیمت دیزل داخلی به سطح بسیار بالایی رسیده بود، احتمال محدود کردن صادرات را بررسی میکرد و همزمان از کشورهای اروپایی میخواست بخشی از ذخایر اضطراری خود را وارد بازار کنند. محدود شدن صادرات آمریکا میتوانست بازار اروپا را دقیقاً در زمانی که با کمبود عرضه روبهروست، تحت فشار بیشتری قرار دهد.
توافق گروه هفت به همین دلیل شامل تعهد کشورها برای خودداری از اعمال محدودیت صادرات انرژی میان اعضای گروه نیز شده است. این بخش از توافق از نظر تجاری اهمیت زیادی دارد، زیرا آزادسازی ذخایر در شرایطی که کشورها همزمان جریان صادرات را محدود کنند، اثر بسیار کمتری بر بازار جهانی خواهد داشت.
اقدامات جدید فقط به ذخایر اضطراری محدود نمیشوند. کشورهای گروه هفت قصد دارند برنامه تعمیرات پالایشگاهها را هماهنگ کنند تا چند واحد بزرگ بهطور همزمان از مدار خارج نشوند و در مواردی که از نظر فنی امکان دارد، نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها را موقتاً افزایش دهند. همچنین از کشورهای دارای ظرفیت پالایشی بالا خواسته شده تولید فرآوردههای نهایی، بهخصوص دیزل، را افزایش دهند.
این سیاست نشان میدهد مفهوم امنیت انرژی در شرایط فعلی در حال تغییر است. ذخیره نفت خام بهتنهایی کافی نیست و سطح ذخایر فرآورده، ظرفیت پالایش و میزان بهرهبرداری از پالایشگاه نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کردهاند.
بازار دیزل پیش از اعلام توافق نیز تحت فشار شدیدی قرار داشت. قیمت دیزل اروپا افزایش زیادی یافته بود و موجودی تجاری در منطقه آمستردام–روتردام–آنتورپ پایینتر از میانگین پنجساله قرار داشت. عرضه فیزیکی هنوز وجود داشت، اما هزینه دسترسی به آن بسیار بالا رفته بود.
اعلام آزادسازی ذخایر واکنش فوری بازار را به دنبال داشت. معاملات آتی دیزل اروپا حدود ۸۳ دلار در هر تن، معادل تقریباً ۵.۷۵ درصد، کاهش یافت و معاملات دیزل آمریکا نیز بیش از ۳ درصد افت کرد. این واکنش نشان داد بازار احتمال ورود واقعی حجم اضطراری را جدی گرفته است.
نفت خام نیز تحت تأثیر قرار گرفت، اما واکنش دیزل شدیدتر بود. برنت در جریان معاملات با انتشار اخبار مربوط به آزادسازی ذخایر برای مدتی به زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید، اما بعداً بخشی از افت را جبران کرد و در پایان معاملات بالاتر از ۱۰۲ دلار بسته شد.
واکنش شدیدتر بازار دیزل نسبت به نفت خام بار دیگر نشان میدهد که فشار اصلی در بخش فرآوردهها قرار دارد. ورود مستقیم دیزل از ذخایر میتواند بسیار سریعتر از نفت خام روی عرضه فیزیکی اثر بگذارد، زیرا نفت خام ابتدا باید حمل و سپس در پالایشگاه فرآورش شود.
زمانبندی این اقدام نیز مهم است، زیرا نیمکره شمالی به دورهای وارد میشود که تقاضا برای فرآوردههای میانتقطیر معمولاً افزایش پیدا میکند. دیزل در حملونقل، صنعت و کشاورزی مصرف گسترده دارد و همزمان تقاضا برای سوختهای گرمایشی مرتبط با این بخش از بازار در ماههای سرد بیشتر میشود.
فشار جهانی همزمان از آسیا نیز تشدید شده است. پالایشگاههای چین در آغاز اکتبر بدون مجوز عادی برای صادرات بنزین، گازوئیل و سوخت جت به بیشتر بازارهای خارجی وارد ماه جدید شدهاند و در نتیجه یکی دیگر از منابع انعطافپذیر فرآورده از بازار جهانی کاهش یافته است.
کاهش صادرات چین، محدودیت جریان فرآوردههای خاورمیانه و آسیب به بخشی از ظرفیت پالایشی روسیه هر کدام در منطقهای متفاوت رخ دادهاند، اما در مجموع یک مشکل مشترک ایجاد کردهاند: نفت خام در دسترستر شده، ولی ظرفیت تبدیل آن به سوخت مورد نیاز بازار همچنان محدود است.
این شرایط نشان میدهد داشتن ذخایر بالای نفت خام الزاماً از افزایش قیمت دیزل جلوگیری نمیکند. نفت خام و دیزل به یکدیگر مرتبطاند، اما قابل جایگزینی نیستند. هر بشکه نفت ذخیرهشده باید ابتدا از پالایشگاهی با ظرفیت کافی و آرایش مناسب عبور کند تا به دیزل تبدیل شود.
برای پالایشگاهها، بحران فعلی انگیزه بسیار بالایی برای افزایش تولید فرآوردههای میانتقطیر ایجاد کرده است. زمانی که حاشیه سود دیزل و سوخت جت در مقایسه با نفت خام بهشدت افزایش پیدا میکند، پالایشگاههای پیچیده تا جایی که طراحی و خوراک آنها اجازه دهد تلاش میکنند تولید این محصولات را افزایش دهند.
این انگیزه میتواند اقتصاد سایر جریانهای پالایشگاهی را نیز تغییر دهد. باقیماندههای سنگین که میتوانند برای نفت کوره، خوراک تولید قیر یا فرآوردههای دیگر استفاده شوند، در شرایطی که پالایشگاه در حال بیشینهسازی تولید محصولات باارزشتر است با محاسبات اقتصادی متفاوتی روبهرو میشوند.
همین نقطه ارتباط خبر با بازار قیر است، اما نباید بیش از حد تعمیم داده شود. آزادسازی ذخایر دیزل به خودی خود قیر بیشتری تولید نمیکند و در حال حاضر هیچ دادهای وجود ندارد که نشان دهد این تصمیم مستقیماً عرضه قیر جادهای را افزایش خواهد داد.
اثر محتملتر از مسیر اقتصاد پالایشگاه منتقل میشود. اگر ورود دیزل اضطراری باعث کاهش قیمتهای بسیار بالای فرآوردههای میانتقطیر و افت حاشیه سود آنها شود، انگیزه پالایشگاه برای حداکثرسازی تولید دیزل ممکن است تا حدی کاهش پیدا کند. چنین تغییری میتواند ارزش نسبی سایر محصولات، از جمله جریانهای سنگین پالایشگاهی، را تغییر دهد.
اما کاهش حاشیه سود دیزل الزاماً به افزایش تولید قیر منجر نمیشود. تولید قیر به طراحی هر پالایشگاه، نوع نفت خام، میزان باقیمانده تقطیر در خلأ، وجود واحدهای تبدیل سنگین، برنامه تعمیرات و شرایط بازار محلی قیر بستگی دارد.
پالایشگاهی که به واحد کُکر یا سایر واحدهای تبدیل عمیق مجهز است ممکن است حتی با کاهش کوتاهمدت حاشیه سود دیزل، همچنان بخش زیادی از مواد سنگین را به محصولات سبکتر تبدیل کند. پالایشگاه دیگری ممکن است در صورت جذابتر شدن بازار قیر یا نفت کوره، مقدار بیشتری از باقیمانده را برای این محصولات حفظ کند.
تلاش گروه هفت برای افزایش نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها نیز لایه دیگری به این موضوع اضافه میکند. افزایش خوراک در صورت وجود ظرفیت مازاد میتواند حجم مطلق تولید چندین فرآورده، از جمله جریانهای سنگین، را بالا ببرد؛ اما این موضوع تنها زمانی امکانپذیر است که پالایشگاه ظرفیت آزاد و نفت خام مناسب داشته باشد.
مقامات اروپایی اعلام کردهاند که بسیاری از پالایشگاهها از قبل نزدیک به حداکثر توان فعالیت میکنند و همین موضوع امکان افزایش سریع تولید را محدود کرده است. این یکی از دلایلی است که دولتها ناچار شدهاند از ذخایر خود فرآورده نهایی را مستقیماً وارد بازار کنند.
برای خریداران قیر، اثر کوتاهمدت این تصمیم بیشتر غیرمستقیم خواهد بود. اگر آزادسازی دیزل بتواند فشار بر قیمت انرژی، هزینه حمل و بخشی از حاشیههای پالایشی را کاهش دهد، محیط هزینهای تولید و جابهجایی قیر نیز میتواند تا حدی آرامتر شود.
قیمت دیزل خارج از پالایشگاه نیز برای صنعت راه اهمیت زیادی دارد. کارخانه آسفالت، حمل سنگدانه، کامیونهای حمل، ماشینآلات راهسازی و زنجیره لجستیک پروژه همگی انرژی مصرف میکنند و افزایش شدید قیمت دیزل میتواند هزینه اجرای پروژه آسفالتی را حتی در صورت ثابت ماندن قیمت خود قیر بالا ببرد.
در نتیجه کاهش پایدار قیمت دیزل میتواند بخشی از فشار هزینهای پیمانکاران و تولیدکنندگان آسفالت را کم کند. میزان واقعی این اثر به سرعت ورود ذخایر به بازار و ماندگاری کاهش قیمت بستگی خواهد داشت.
کشتیرانی نیز ممکن است بهصورت غیرمستقیم تحت تأثیر قرار گیرد. بازار فرآوردههای میانتقطیر با قیمت نفتگاز دریایی و سایر سوختهای مورد استفاده کشتیها ارتباط دارد و کاهش فشار بر این بازار میتواند بخشی از هزینه عملیاتی ناوگان را کاهش دهد. با این حال قیمت سوخت کشتی ساختار عرضه مستقل خود را دارد و نباید انتظار داشت دقیقاً به همان نسبت دیزل کاهش پیدا کند.
برای بازار قیر، توافق گروه هفت در مرحله نخست باید یک مداخله بزرگ در بحران فرآوردههای پالایششده تلقی شود، نه یک تحول مستقیم در عرضه قیر. این سیاست میتواند انگیزه پالایشگاهها، هزینه حمل و محیط کلی قیمت انرژی را تغییر دهد، اما هنوز افزایش قابل اندازهگیری در عرضه قیر مشاهده نشده است.
اثر واقعی تصمیم تا حد زیادی به ترکیب نهایی ۱۰۰ میلیون بشکه بستگی دارد. اگر سهم دیزل بالا باشد، تأثیر روی بازار فرآوردههای میانتقطیر سریعتر خواهد بود؛ اگر بخش بزرگی از حجم نفت خام باشد، اثر آن به توان پالایشگاهها برای تبدیل آن به محصول نهایی وابسته میماند.
توافق فعلی هنوز این تفکیک را اعلام نکرده و سهم دقیق هر کشور نیز مشخص نشده است. جزئیات اجرا در مرحله بعد با هماهنگی آژانس بینالمللی انرژی تعیین خواهد شد.
۲۰ روز نخست از این نظر اهمیت زیادی خواهند داشت. دولتها وعده دادهاند بخش قابل توجهی از دیزل را در همین دوره وارد بازار کنند و حجم واقعی جابهجایی از ذخایر مشخص خواهد کرد چه مقدار از توافق به عرضه فیزیکی تبدیل شده است.
رفتار قیمت نیز شاخص مهمی خواهد بود. اگر معاملات دیزل اروپا در سطحی پایینتر از قبل از اعلام تصمیم باقی بمانند و موجودی تجاری بهتدریج تثبیت شود، میتوان نتیجه گرفت که مداخله بخشی از فشار فوری را کاهش داده است.
اگر قیمتها با وجود آزادسازی ذخایر دوباره بهسرعت افزایش پیدا کنند، این موضوع نشان میدهد محدودیت ساختاری عرضه قویتر از حجم ذخایر آزادشده است. در آن صورت امکان آزادسازی بیشتر دیزل که در توافق گروه هفت نیز باز گذاشته شده، دوباره مطرح خواهد شد.
نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها نیز باید دنبال شود. هماهنگ کردن تعمیرات و افزایش تولید میتواند ذخایر اضطراری را تکمیل کند، اما ظرفیت فیزیکی پالایشگاه محدود است و نمیتوان تعمیرات ضروری را برای مدت طولانی بدون ایجاد ریسک فنی به تعویق انداخت.
درس اصلی بحران فعلی این است که امنیت انرژی فقط به تعداد بشکههای نفت خام ذخیرهشده وابسته نیست. یک کشور یا منطقه میتواند ذخیره نفت قابل توجهی داشته باشد، اما در صورت کمبود ظرفیت پالایش، موجودی پایین فرآوردهها یا اختلال در تجارت بینالمللی همچنان با جهش قیمت سوخت مواجه شود.
این موضوع برای بازار قیر نیز اهمیت مستقیم مفهومی دارد، زیرا قیر خود یک محصول پالایشگاهی است و عرضه آن بیشتر به طراحی پالایشگاه و اقتصاد جریانهای سنگین وابسته است تا صرفاً مقدار نفت خام موجود. بحران فعلی نشان میدهد تغییر شرایط سایر محصولات پالایشگاهی چگونه میتواند بدون تغییر مستقیم تقاضای قیر، محیط تجاری این محصول را دگرگون کند.
آزادسازی ذخایر ممکن است حاشیه سود بسیار بالای دیزل را تعدیل کرده و بخشی از فشار برای بیشینهسازی تولید فرآوردههای میانتقطیر را کاهش دهد، اما هرگونه اثر واقعی بر تولید قیر باید در دادههای پالایشگاهی و عرضه فیزیکی مشاهده شود و نباید صرفاً از اعلام سیاست نتیجهگیری شود.
پیام فوری بازار روشن است: دولتها بحران فرآوردههای نفتی را به اندازهای جدی میدانند که ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری را وارد بازار کنند، برنامه تعمیرات پالایشگاهها را هماهنگ سازند و بهطور صریح از اعمال محدودیتهای صادراتی جلوگیری کنند. پرسش اصلی این است که آیا این اقدامات برای جبران کاهش ظرفیت پالایشی و چندین اختلال همزمان عرضه کافی خواهند بود یا خیر.
برای بازار قیر، شاخصهای مهم بعدی شامل حاشیه سود پالایش دیزل، نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها، اقتصاد باقیمانده تقطیر در خلأ، تولید فرآوردههای سنگین و هرگونه تغییر واقعی در عرضه منطقهای قیر خواهد بود. تا زمانی که این شاخصها تغییر مشخصی نشان ندهند، آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه باید در درجه نخست یک مداخله بزرگ در بازار فرآوردههای نفتی با پیامدهای ثانویه احتمالی برای قیر تلقی شود، نه اینکه مستقیماً به افزایش عرضه قیر منجر شود.
