نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

ایران از افت ۳۵ درصدی تجارت خارجی خبر داد؛ فشار بر مسیرهای مالی و لجستیکی صادرات افزایش یافته است

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، رئیس‌جمهور ایران اعلام کرده است که صادرات و واردات کشور تحت فشار هم‌زمان تحریم‌های آمریکا و محدودیت‌های دریایی نزدیک به ۳۵ درصد کاهش یافته و این رقم تصویر گسترده‌تری از شدت فشارهای مالی و لجستیکی بر سامانه تجارت خارجی ایران ارائه می‌کند.

مسعود پزشکیان در ۲۹ اوت ۲۰۲۶ اعلام کرد صادرات و واردات ایران به دلیل تحریم‌های آمریکا و آنچه تهران محاصره دریایی بنادر ایران توصیف می‌کند، حدود ۳۵ درصد کاهش یافته است. این رقم ارزیابی دولت ایران از کاهش تجارت خارجی کشور محسوب می‌شود و نباید آن را اندازه‌گیری مستقل و تفکیک‌شده جریان تجارت هر محصول در نظر گرفت.

برای بازار قیر، این تفاوت اهمیت اساسی دارد. هیچ مدرک فعلی نشان نمی‌دهد که صادرات قیر ایران نیز ۳۵ درصد کاهش یافته باشد و نمی‌توان رقم کلی تجارت خارجی کشور را مستقیماً به محموله‌های قیر جاده‌ای تعمیم داد. آنچه این عدد نشان می‌دهد این است که محیط تجاری پیرامون صادرات ایران در بخش‌های کشتیرانی، پرداخت، روابط بانکی و دسترسی به طرف‌های تجاری بین‌المللی با دشواری بیشتری روبه‌رو شده است.

فشارها به‌طور هم‌زمان در بخش فیزیکی و مالی تجارت مشاهده می‌شوند. داده‌های اولیه کشتیرانی که در ۲۸ اوت منتشر شد نشان داد تنها هفت کشتی حامل کالا در ۲۷ اوت از تنگه هرمز عبور کردند، در حالی که این تعداد در ۲۶ اوت ۱۷ کشتی و میانگین ۱۰ روزه ۱۵ کشتی بود. این ارقام به‌طور مشخص حجم حمل قیر را اندازه‌گیری نمی‌کنند، اما نشان می‌دهند تردد عمومی تجاری همچنان فاصله قابل‌توجهی با شرایط عادی دارد.

برای صادرکنندگان قیر ایران، محدودیت فیزیکی فقط یکی از بخش‌های مسئله است. ممکن است محموله در پالایشگاه یا محل ذخیره‌سازی موجود باشد، اما اگر صادرکننده نتواند کشتی قابل قبول پیدا کند، بیمه مورد نیاز را تأمین کند، پرداخت را انجام دهد، خدمات مالی تجاری دریافت کند یا طرف معامله‌ای را پیدا کند که ریسک انطباقی را بپذیرد، فروش همان محموله دشوارتر خواهد شد.

این ریسک با گسترش فشار مالی آمریکا از بانک‌های ایرانی به سمت مؤسسات کشورهای ثالث که به تسهیل تراکنش‌های مرتبط با ایران متهم می‌شوند، افزایش یافته است.

نهاد مبارزه با جرایم مالی وزارت خزانه‌داری آمریکا در ۲۸ اوت ۲۰۲۶ پیشنهادی ارائه کرد که در صورت نهایی‌شدن، دسترسی Banque Misr UAE  به روابط بانکی کارگزاری با مؤسسات مالی آمریکا را قطع خواهد کرد. این اقدام مشخصاً فعالیت‌های Banque Misr  در امارات متحده عربی را هدف قرار می‌دهد و شامل فعالیت‌های این بانک در سایر کشورها نمی‌شود.

اهمیت این پیشنهاد در آن است که نشان می‌دهد ریسک انطباقی مرتبط با ایران می‌تواند به مؤسسات مالی فعال در مراکز مهم تجارت منطقه‌ای نیز منتقل شود. بر اساس اقدام پیشنهادی، مؤسسات مالی آمریکا اجازه ایجاد یا نگهداری حساب کارگزاری برای Banque Misr UAE  را نخواهند داشت و باید اقدامات بیشتری انجام دهند تا تراکنش‌های مرتبط با این مؤسسه به‌صورت غیرمستقیم از حساب‌های کارگزاری بانک‌های خارجی عبور نکنند.

این اقدام هنوز به مقررات نهایی تبدیل نشده است و در مرحله پیشنهاد قرار دارد. بنابراین نباید آن را تعطیلی کامل Banque Misr UAE  یا ممنوعیت تمام تراکنش‌های گروه Banque Misr توصیف کرد.

با این حال، پیام تجاری این اقدام از هم‌اکنون اهمیت دارد. مؤسسات مالی که تراکنش‌های دارای ارتباط احتمالی با ایران را انجام می‌دهند، با این ریسک روبه‌رو هستند که چنین فعالیت‌هایی بر دسترسی خود آن‌ها به سامانه مالی آمریکا اثر بگذارد.

مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند Banque Misr UAE بین ژانویه ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۱.۸ میلیارد دلار تراکنش برای ۱۰۳ شرکتی پردازش کرده که احتمال داده می‌شود با شبکه بانکداری غیررسمی ایران ارتباط داشته باشند. بخشی از این ادعاها به شرکت‌هایی مربوط می‌شود که مقام‌های آمریکایی آن‌ها را با شبکه‌های دولتی و نظامی ایران مرتبط می‌دانند.

این اقدام پس از آغاز کارزار گسترده‌تری در ۲۴ اوت انجام شده است که هدف آن افزایش فشار تحریم‌های ثانویه بر روابط مالی و تجاری بین‌المللی ایران اعلام شده است. در این برنامه، تجارت محصولات نفتی، کشتیرانی، صرافی‌ها، مناطق آزاد و واسطه‌های مالی خارج از ایران به‌طور مشخص در میان مسیرهایی قرار گرفته‌اند که فشار بیشتری بر آن‌ها اعمال خواهد شد.

برای بازار قیر، اهمیت اصلی در زنجیره پرداخت قرار دارد.

قیر ایران به شکل‌های مختلف از جمله فله، بشکه، جامبوبگ و سایر انواع بسته‌بندی‌شده معامله می‌شود. مسیر فیزیکی این محصولات متفاوت است، اما در نهایت هر معامله به یک روش قابل اجرا برای تسویه میان فروشنده و خریدار نیاز دارد.

هنگامی که بانک‌ها بررسی تراکنش‌های مرتبط با ایران را افزایش می‌دهند، اثر آن می‌تواند به شکل طولانی‌ترشدن زمان تسویه، درخواست مدارک بیشتر، رد برخی واسطه‌ها، تغییر ارز پرداخت، افزایش هزینه تراکنش یا نیاز به تغییر ساختار تجاری و استفاده از طرف‌های دیگر ظاهر شود.

هیچ‌کدام از این موارد به‌تنهایی به معنای توقف صادرات قیر نیستند، اما می‌توانند انجام معامله را کندتر، پرهزینه‌تر و پیچیده‌تر کنند.

همین اصل درباره لجستیک نیز صدق می‌کند. صادرکنندگان قیر فله در مقایسه با بازار بسیار بزرگ نفتکش‌های نفت خام و فرآورده‌های معمول، به تعداد محدودتری کشتی تخصصی گرم‌شونده وابسته هستند. اگر مالکان کشتی، اجاره‌کنندگان یا بیمه‌گران نسبت به فعالیت مرتبط با ایران محتاط‌تر شوند، دسترسی به کشتی می‌تواند کاهش یابد، حتی اگر قیر فیزیکی برای بارگیری همچنان موجود باشد.

قیر بسته‌بندی‌شده ساختار ریسک متفاوتی دارد. بشکه و جامبوبگ می‌توانند از طریق شبکه‌های کانتینری و حمل کالای عمومی جابه‌جا شوند و مانند قیر فله به نفتکش گرم‌شونده وابسته نیستند. با این حال، این بخش همچنان در معرض بررسی بانکی، کنترل اسناد تجاری، پذیرش محموله از سوی شرکت حمل، محدودیت‌های ترانشیپمنت و دسترسی به مسیرهای لجستیکی قابل اجرا قرار دارد.

در هر دو نوع تجارت، نتیجه می‌تواند افزایش فاصله میان قیمت اسمی محصول و هزینه واقعی تکمیل معامله باشد.

پایین‌بودن قیمت EXW یا FOB قیر ایران لزوماً به معنی پایین‌بودن قیمت تحویلی برای خریدار نیست. فریت، بیمه، هزینه‌های بانکی، مدارک، تغییر مسیر، افزایش زمان حمل و استفاده از واسطه‌های بیشتر همگی می‌توانند هزینه نهایی تحویلی را افزایش دهند.

این تفاوت در بازار ایران طی اوت ۲۰۲۶ اهمیت بیشتری پیدا کرده است. ممکن است قیمت کارخانه‌ای قیر ایران همچنان از نظر تجاری رقابتی باشد، در حالی که اجرای صادرات به دلیل فشار بر مسیرهای مالی و فیزیکی گران‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر می‌شود.

بنابراین رقم افت ۳۵ درصدی تجارت خارجی برای صنعت قیر بیش از آنکه یک آمار مستقیم درباره حجم قیر باشد، یک هشدار درباره فشار گسترده بر کل سامانه تجارت محسوب می‌شود.

این رقم نشان می‌دهد دشواری تجارت ایران به یک کشتی، یک بندر یا یک مؤسسه مالی محدود نیست. صادرکنندگان و واردکنندگان در محیطی فعالیت می‌کنند که تحریم‌ها، محدودیت‌های دریایی، دسترسی به شبکه بانکی بین‌المللی و پذیرش طرف‌های معامله بخش گسترده‌تری از فعالیت تجاری را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

این محیط می‌تواند رفتار خریداران را نیز تغییر دهد. خریدار قیر ایران تنها قیمت محصول را مقایسه نمی‌کند و ممکن است احتمال تکمیل پرداخت، قابلیت اعتماد برنامه حمل، احتمال بررسی‌های بیشتر انطباقی و هزینه جایگزینی کشتی یا واسطه را نیز در تصمیم خود وارد کند.

با افزایش این عدم قطعیت‌ها، خریداران ممکن است برای جبران ریسک اجرای معامله تخفیف بیشتری مطالبه کنند و صادرکنندگان نیز برای ادامه حرکت محموله‌ها به واسطه‌های بیشتر یا مسیرهای لجستیکی پرهزینه‌تر نیاز پیدا کنند.

نتیجه می‌تواند شرایطی متناقض ایجاد کند: قیر ایران در مبدأ همچنان قیمت رقابتی داشته باشد، اما پس از اضافه‌شدن ریسک پرداخت، بیمه و حمل، بخشی از مزیت رقابتی خود را در مقصد از دست بدهد.

با این حال، نمی‌توان نتیجه گرفت سامانه صادرات قیر ایران متوقف شده است. قیر همچنان در بازار عرضه می‌شود و شواهد نشان می‌دهد حداقل بخشی از حمل فله قیر در خلیج فارس طی اوت ۲۰۲۶ ادامه یافته است. روش‌های پرداخت جایگزین، شرکت‌های تجاری، مسیرهای منطقه‌ای و ساختارهای متفاوت لجستیکی همچنان می‌توانند امکان ادامه تجارت را فراهم کنند.

اما ادامه تجارت به معنای عادی‌شدن شرایط نیست.

هرچه مسیرهای پرداخت و لجستیک محدودتر شوند، اهمیت توان اجرای معامله در مقایسه با خود محصول افزایش پیدا می‌کند. دسترسی به بانک، کشتی قابل قبول، بندر قابل استفاده، بیمه‌گر و طرف تجاری آماده برای تکمیل تسویه می‌تواند به اندازه قیمت قیر در پالایشگاه اهمیت پیدا کند.

بنابراین اعلام کاهش تجارت خارجی ایران در ۲۹ اوت زمینه جدید و مهمی برای تحلیل بازار قیر کشور فراهم می‌کند. این عدد کاهش ۳۵ درصدی صادرات قیر را اثبات نمی‌کند و مدرکی برای افت مشابه در تولید قیر نیز ارائه نمی‌دهد.

آنچه این رقم نشان می‌دهد این است که سامانه گسترده‌تر تجاری که صادرات و واردات ایران به آن متکی است، تحت فشار بیشتری فعالیت می‌کند.

ترکیب این شرایط با افزایش بررسی‌های مالی درباره تراکنش‌های مرتبط با ایران و ادامه محدودیت‌های دریایی در خلیج فارس می‌تواند هزینه و پیچیدگی صادرات قیر ایران را افزایش دهد، حتی اگر خود محصول همچنان از نظر فیزیکی برای فروش موجود باشد.

برای بازار قیر، زنجیره اثر اکنون روشن‌تر شده است: تحریم و محدودیت دریایی بر بانکداری و لجستیک اثر می‌گذارند؛ بانکداری و لجستیک بر اجرای پرداخت، پذیرش کشتی و ساختار معامله اثر می‌گذارند؛ و این عوامل در نهایت فریت، هزینه ریسک و هزینه تحویلی را تغییر می‌دهند.

در نتیجه چالش فعلی قیر ایران الزاماً کمبود محصول در درب پالایشگاه نیست. چالش بزرگ‌تر می‌تواند دشوارترشدن تبدیل یک تن قیر موجود به محموله صادراتی باشد که بارگیری شود، هزینه آن پرداخت شود و در نهایت به مقصد برسد.