به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، دستکم چهار پالایشگاه آسیایی برای تحویل در ماههای پایانی سال، نفت خام آمریکا خریدهاند؛ زیرا جریان عادی عرضه خاورمیانه از تنگه هرمز همچنان مختل باقی مانده است. این معاملات نشان میدهند که امنیت خوراک دیگر تنها یک دغدغه عملیاتی محسوب نمیشود. پالایشگاههای آسیایی اکنون پریمیومهای سنگینی میپردازند تا نفت خامی را تأمین کنند که بدون وابستگی به آسیبپذیرترین مسیر کشتیرانی خلیج فارس به تأسیسات آنها برسد.
GS Caltex کره جنوبی بهطور گزارششده دو میلیون بشکه نفت خام Mars را برای تحویل در نوامبر خریداری کرده و برای آن حدود ۱۳ تا ۱۴ دلار در هر بشکه بیشتر از شاخص اکتبر دبی پرداخته است. شرکت Cosmo Energy ژاپن نیز نفت خام Mars خریده است، درحالیکه Eneos دو میلیون بشکه نفت خام وست تگزاس اینترمدیت را برای تحویل در نوامبر با پریمیومی بیش از ۱۰ دلار در هر بشکه نسبت به قیمت اکتبر WTI خریداری کرده است. شرکت CPC تایوان نیز دو میلیون بشکه WTI و مقداری نفت خام غرب آفریقا خریده است.
صادرات نفت خام آمریکا به آسیا در ژوئیه به رکورد ۲.۳۵ میلیون بشکه در روز رسید. پالایشگاههای آسیایی پیش از اختلالات کنونی بیش از نیمی از نفت خام موردنیاز خود را از خاورمیانه تأمین میکردند. بنابراین رکوردشکنی جریان نفت آمریکا تنها یک معامله موقت را نشان نمیدهد، بلکه از تلاش سریع پالایشگاهها برای بازطراحی مسیرهای تأمین خوراک در اطراف گلوگاهی خبر میدهد که دیگر نمیتوان آن را از نظر تجاری کاملاً قابلاعتماد دانست.
نباید پریمیومهای گزارششده را بهعنوان یک اختلاف قیمت کاملاً مشابه با یکدیگر مقایسه کرد. معامله Mars نسبت به شاخص دبی سنجیده شده است، درحالیکه قیمت خرید Eneos نسبت به WTI اعلام شده است. تاریخهای قیمتگذاری، کیفیت نفت خام، هزینه حمل و ساختار شاخصها با یکدیگر تفاوت دارند. بااینحال، هر دو معامله نشان میدهند که پالایشگاهها برای تأمین خوراک جایگزین، هزینه اضافی سنگینی را پذیرفتهاند.
مسئله اصلی برای بازار قیر فقط افزایش انتقال نفت خام آمریکا به آسیا نیست. پرسش مهمتر این است که این بشکهها چه تغییری در سبد خوراک و بازده محصولات هر پالایشگاه ایجاد میکنند. تولید قیر از سنگینترین بخشهایی آغاز میشود که پس از تقطیر نفت خام باقی میمانند، اما حجم و کیفیت این مواد در انواع مختلف نفت خام تفاوت زیادی دارد.
WTI معمولاً بهعنوان نفت خام سبک و کمگوگرد طبقهبندی میشود. نفتهای سبک سهم بیشتری از اجزای مناسب برای تولید بنزین، سوخت جت و فرآوردههای میانتقطیر را در خود دارند و معمولاً در فرایند تقطیر ساده، مقدار کمتری ماده سنگین باقی میگذارند. بنابراین پالایشگاهی که نفت خام متوسط یا سنگین خاورمیانه را با WTI جایگزین میکند، ممکن است همان تعداد بشکه را پالایش کند، اما به همان مقدار یا کیفیت باقیمانده خلأ مناسب برای تولید قیر دست پیدا نکند.
نفت خام Mars شرایط متفاوتی دارد. این نفت، نوعی خوراک متوسط و پرگوگرد آمریکایی محسوب میشود و نسبت به WTI ساختار سنگینتری دارد. Mars میتواند در مقایسه با یک نفت سبک و کمگوگرد معمولی، بخشهای سنگین بیشتری تولید کند؛ هرچند بازده واقعی باقیمانده و مناسببودن آن برای تولید قیر راهسازی به آنالیز نفت خام، راهبرد اختلاط، نوع تجهیزات پالایشگاه و مشخصات محصول نهایی بستگی دارد. بنابراین نمیتوان ادعا کرد که هر محموله نفت خام آمریکا بهطور خودکار تولید قیر را کاهش میدهد.
این تفاوت برای GS Caltex اهمیت ویژهای دارد. این شرکت حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز ظرفیت پالایش نفت خام دارد و آسفالت را در میان محصولات پالایشی خود قرار داده است. این پالایشگاه همچنین حدود ۲۷۵ هزار بشکه در روز ظرفیت تبدیل نفت سنگین دارد. در نتیجه، پالایشگاه میتواند جریانهای سنگین را به تولید آسفالت یا نفت کوره اختصاص دهد یا آنها را به واحدهای تبدیلی بفرستد تا مواد سنگین کمارزشتر را به سوختهای سبک حملونقل تبدیل کند.
همین انعطافپذیری رقابت تجاری اصلی را ایجاد میکند. افزایش میزان فعالیت پالایشگاه لزوماً قیر قابلعرضه بیشتری تولید نمیکند. اگر حاشیه سود بنزین، گازوئیل و سوخت جت بالاتر باشد، یک پالایشگاه پیچیده میتواند مواد سنگین بیشتری را وارد واحدهای ککسازی، هیدروکراکینگ یا دیگر واحدهای تبدیلی کند. اگر قیر بازده مالی بهتری ایجاد کند و تقاضای راهسازی نیز قوی باشد، پالایشگاه ممکن است باقیمانده مناسب بیشتری را برای تولید آسفالت حفظ کند.
پرداخت ۱۰ تا ۱۴ دلار هزینه اضافی برای هر بشکه نفت خام مطمئنتر به این معنی نیست که تمام پریمیوم مستقیماً به خریداران قیر منتقل خواهد شد. پالایشگاهها هزینه خوراک را از کل سبد محصولات یک بشکه بازیابی میکنند. بنزین، گازوئیل، سوخت جت، محصولات پتروشیمی، نفت کوره، کک نفتی و قیر هرکدام ممکن است بخشی از این هزینه را بر اساس بازده تولید، قیمت بازار، مالیاتها و قراردادهای تجاری جذب کنند.
بااینحال، خریداران قیر ممکن است همچنان با افزایش غیرمستقیم هزینهها روبهرو شوند. پالایشگاه بازده فروش باقیمانده سنگین بهصورت قیر را با ارزشی مقایسه میکند که از تبدیل همان جریان به سوختهای گرانتر به دست میآورد. هنگامی که هزینه خرید نفت خام افزایش مییابد، حداقل بازده قابلقبول برای هر بخش از یک بشکه نیز ممکن است بیشتر شود. در نتیجه، حتی بدون ایجاد کمبود فیزیکی، افزایش هزینه جایگزینی خوراک و ارزش اقتصادی باقیمانده سنگین میتواند قیمت قیر را تقویت کند.
ممکن است فشار بازار ابتدا در دسترسی به محمولههای صادراتی دیده شود و بلافاصله در قیمتهای اعلامی ظاهر نشود. پالایشگاههای آسیایی میتوانند عرضه موردنیاز پروژههای داخلی را حفظ کنند و در مقابل، تعداد محمولههای صادراتی نقدی را کاهش دهند. همچنین ممکن است حجم صادرات را ثابت نگه دارند، اما مدت اعتبار پیشنهادهای فروش را کوتاه کنند، اختلاف قیمتها را تغییر دهند یا تمایل کمتری برای تعهد عرضه در چند ماه آینده نشان دهند. این تغییرات برای خریداران وابسته به واردات در جنوب شرق آسیا، استرالیا و دیگر بازارهای منطقهای اهمیت دارند.
اثر کرایه حمل نیز باید بهدرستی تفکیک شود. انتقال حجم بیشتری از نفت خام آمریکا به آسیا، تقاضا برای نفتکشهای مسیرهای طولانی را افزایش میدهد و هزینه تحویل خوراک به پالایشگاه را بالا میبرد. این اتفاق لزوماً کرایه کشتیهای تخصصی حمل قیر گرم را به همان میزان افزایش نمیدهد. نفتکشهای نفت خام و کشتیهای حمل قیر در بخشهای متفاوتی فعالیت میکنند. ارتباط این دو بازار از طریق هزینه پالایشگاه، فشار گستردهتر بر کشتیرانی و تغییر جریان تجارت منطقهای شکل میگیرد و از یک نرخ کرایه یکسان پیروی نمیکند.
هند نیز لایه دیگری به رقابت میان سوخت و قیر اضافه کرده است. این کشور از ۱۵ آگوست مالیات صادرات بنزین را از ۳.۵ روپیه در هر لیتر به صفر کاهش داد. مالیات صادرات گازوئیل نیز از ۲۵.۵ به ۲۴ روپیه در هر لیتر کاهش یافت و مالیات سوخت توربین هواپیما از ۲۲ به ۱۹.۵ روپیه در هر لیتر رسید.
این تغییرات، صرفه اقتصادی صادرات سوختهای حملونقل را اندکی افزایش میدهند. حذف مالیات بنزین روشنترین مشوق را ایجاد میکند و کاهش محدودتر مالیات گازوئیل و سوخت هواپیما نیز بازده پالایشگاه را بهبود میبخشد. این تصمیم پالایشگاههای هند را ملزم نمیکند که تولید قیر را کاهش دهند، اما زمانی که حاشیه سود بینالمللی از صادرات سوخت حمایت کند، جذابیت نسبی این صادرات را افزایش میدهد.
زمان اجرای این تصمیم اهمیت زیادی دارد، زیرا مصرف قیر هند در ژوئیه نسبت به سال قبل ۸.۵ درصد افزایش یافت، هرچند بهدلیل محدودشدن عملیات آسفالتریزی در فصل بارندگی، ۱۶.۹ درصد کمتر از ژوئن باقی ماند. تقاضا معمولاً پس از پایان بارندگیها افزایش مییابد و پروژههای بزرگراهی، شهری و تعمیر و نگهداری بهتعویقافتاده دوباره وارد مرحله اجرا میشوند. بنابراین ممکن است پالایشگاهها همزمان با جذابترشدن صادرات سوخت، با افزایش تقاضای داخلی قیر نیز روبهرو شوند.
ریسک خریداران قیر هند لزوماً به شکل کمبود فوری در سراسر کشور ظاهر نمیشود. فشار محتملتر میتواند از طریق محدودشدن تخصیص پالایشگاهها، کاهش عرضه نقدی یا افزایش ارزش جایگزینی در دوره بازگشت تقاضا پس از بارندگی ایجاد شود. اگر عرضه داخلی کافی نباشد، واردات میتواند به متعادلکردن بازار کمک کند، اما محمولههای خلیج فارس همچنان با اختلالات هرمز، هزینه بیمه، پذیرش کشتی و افزایش قیمت تحویلشده روبهرو میشوند.
بنابراین پرسش تجاری فقط این نیست که خریدار سوخت یا خریدار قیر هزینه پریمیوم نفت خام را پرداخت خواهد کرد. ممکن است پالایشگاه بخشی از هزینه را از حاشیه سود خود جذب کند. امکان دارد بخشی از آن به خریداران بنزین، گازوئیل یا سوخت جت منتقل شود. بخشی نیز ممکن است به شکل افزایش قیمت قیر، کاهش عرضه صادراتی یا تقویت اختلاف قیمتهای منطقهای ظاهر شود. تغییرات مالیاتی دولت نیز میتوانند نحوه توزیع این هزینه را تغییر دهند.
در حال حاضر هیچ مدرک تأییدشدهای وجود ندارد که نشان دهد خریدهای اخیر نفت خام آمریکا باعث شدهاند یک پالایشگاه آسیایی تولید قیر خود را کاهش دهد، محموله قیر را لغو کند یا قیمت مشخصی را افزایش دهد. تحول فوری در سطح امنیت خوراک رخ داده است. اثر آن بر قیر به کیفیت نفتهای جایگزین، نوع تجهیزات پالایشگاه، حاشیه سود سوخت، تقاضای راهسازی و نحوه تخصیص جریانهای سنگین باقیمانده بستگی خواهد داشت.
تریدرها و خریداران باید از این پس شاخصهایی فراتر از قیمت نفت خام را دنبال کنند. نرخ فعالیت پالایشگاههای آسیایی، تغییر کیفیت متوسط سبد خوراک، حاشیه سود صادرات سوخت، نحوه تخصیص باقیمانده خلأ، دسترسی به محمولههای قیر و فاصله میان قیمتهای داخلی و صادراتی در میان مهمترین شاخصها قرار دارند. یک پالایشگاه میتواند نفت خام بیشتری پالایش کند و در همان زمان قیر کمتری تولید کند؛ همین خطر در پشت رکوردشکنی خرید نفت آمریکا از سوی آسیا پنهان شده است.
