نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

عراق برای عبور نفت از هرمز نزدیک به ۳۰ دلار تخفیف می‌دهد؛ قیر چه سرنوشتی خواهد داشت؟

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، تصمیم عراق برای ارائه تخفیفی نزدیک به ۳۰ دلار برای هر بشکه نفت خام بصره با زمان بارگیری در ماه اوت، معیار مستقیمی از هزینه تجاری تحمیل‌شده بر برداشت محموله‌های نفتی از داخل تنگه هرمز ارائه می‌دهد. شرکت دولتی بازاریابی نفت عراق از مشتریان قراردادی خود خواسته است حجم مورد نظرشان از نفت خام متوسط بصره و نفت خام سنگین بصره را برای خرید بر مبنای فوب از پایانه نفتی بصره، گوی‌های شناور تک‌نقطه‌ای و تأسیسات مرتبط اعلام کنند. نفت خام متوسط بصره با تخفیف ۲۵ تا ۲۷ دلار برای هر بشکه نسبت به شاخص‌های مرجع مقصد عرضه شده است، در حالی که تخفیف نفت خام سنگین بصره، بسته به بازه زمانی بارگیری، بین ۲۷.۸۰ تا ۲۹.۸۰ دلار برای هر بشکه تعیین شده است.

این پیشنهاد به آن معنا نیست که ارزش ذاتی نفت خام عراق نزدیک به ۳۰ دلار برای هر بشکه کاهش یافته است. معنای اصلی آن این است که خریدار با پذیرفتن محموله در نقطه بارگیری، باید محدودیت تردد دریایی، نامشخص‌بودن تأیید کشتی‌ها، هزینه بالاتر بیمه خطر جنگ، احتمال تأخیر و خطر ناتوانی نفتکش تعیین‌شده در تکمیل عبور طبق برنامه را نیز بپذیرد. این تخفیف در عمل برای جبران شرایط امنیتی و لجستیکی در نظر گرفته شده است که فروشنده قادر نیست آن‌ها را از معامله حذف کند.

میزان این جبران هزینه قابل توجه است. در شرایط عادی بازار فیزیکی نفت، اختلاف چنددلاری می‌تواند مسیر جریان نفت خام را میان مناطق مختلف تغییر دهد. تخفیفی نزدیک به ۳۰ دلار به‌اندازه‌ای بزرگ است که اقتصاد خوراک پالایشگاه‌ها، محاسبات شرکت‌های کشتیرانی، نیازهای تأمین مالی و نحوه تقسیم خطر میان فروشنده و خریدار را تغییر دهد. این وضعیت همچنین تأیید می‌کند که فعال‌بودن یک پایانه لزوماً به معنای دسترسی عادی و مطمئن به سامانه صادراتی نیست. عراق ممکن است نفت خام آماده بارگیری در بصره (Basrah) داشته باشد، اما همچنان برای متقاعدکردن خریداران به پذیرش تمام خطرهای مسیر، به ارائه قیمت فوب بسیار پایین نیاز داشته باشد.

پیشنهاد ماه اوت ادامه سیاستی مشابه است که در مراحل قبلی بحران اجرا شده بود. در ماه مه، نفت خام متوسط بصره برای یکی از بازه‌های اولیه بارگیری با تخفیفی تا ۳۳.۴۰ دلار برای هر بشکه عرضه شد، در حالی که نفت خام سنگین بصره نیز با قیمتی ۳۰ دلار پایین‌تر از قیمت رسمی فروش به بازار ارائه شد. تخفیف محموله‌های ماه ژوئیه کاهش یافت، اما برای بارگیری‌های اوت، پس از افت دوباره تردد نفتکش‌ها و وقوع حوادث جدید برای کشتی‌ها در مسیرهای جنوبی هرمز، بار دیگر افزایش پیدا کرد. این تغییر نشان می‌دهد که میزان تخفیف بر اساس احتمال عملی بارگیری و تحویل محموله تنظیم می‌شود و فقط به کیفیت نفت خام یا حرکت شاخص‌های مرجع ارتباط ندارد.

عراق در برابر این شرایط آسیب‌پذیری زیادی دارد، زیرا سامانه صادراتی این کشور به‌طور تاریخی به پایانه‌های جنوبی وابسته بوده است. در سال ۲۰۲۴، تمام صادرات دریایی نفت خام عراق از تأسیسات واقع در خلیج فارس انجام شد. پیش از اختلال کنونی نیز حدود ۳.۴ میلیون بشکه نفت در روز از طریق سامانه بصره صادر می‌شد. میانگین صادرات نفت خام عراق در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۳۳ میلیون بشکه در روز بود و بخش عمده این محموله‌ها به بازارهای آسیایی ارسال می‌شد. بنابراین، محدودیت عبور از هرمز مسیر اصلی درآمد صادراتی عراق را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نه یک مسیر تجاری فرعی را.

ساختار فوب پیشنهاد اخیر نیز اهمیت زیادی دارد. در چنین معاملاتی، خریدار معمولاً کشتی را تأمین می‌کند و پس از بارگیری، مسئولیت‌های اصلی حمل‌ونقل را بر عهده می‌گیرد. در شرایط کنونی، این مسئولیت‌ها شامل یافتن نفتکشی است که مالک آن خطر ورود به خلیج فارس را بپذیرد، فراهم‌کردن پوشش بیمه‌ای با شرایط قابل قبول، تنظیم برنامه سفر بر اساس بازه‌های نامطمئن عبور و مدیریت هزینه دموراژ در صورت تأخیر کشتی. تخفیف عمیق ارزش بیشتری در نقطه بارگیری در اختیار خریدار قرار می‌دهد، اما هم‌زمان بخش بزرگ‌تری از ابهام عملیاتی را نیز به او منتقل می‌کند.

در مورد بازار قیر، نخست باید یک نکته با دقت مشخص شود: عراق تخفیف مشابه ۳۰ دلاری برای قیر اعلام نکرده است. نفت خام و قیر با واحدهای اندازه‌گیری، قراردادها، کشتی‌ها، سامانه‌های بارگیری و شبکه‌های مشتری متفاوت معامله می‌شوند. نمی‌توان تخفیف نفت خام را به‌صورت مستقیم به کاهش ثابتی در قیمت هر تن قیر تبدیل کرد. اهمیت این پیشنهاد در اطلاعاتی است که درباره هزینه فعلی ورود به خلیج فارس و خروج از آن ارائه می‌دهد.

محموله‌های فله‌ای قیر با همان خطر جغرافیایی روبه‌رو هستند، اما به ناوگان تخصصی بسیار کوچک‌تری وابسته‌اند. قیر باید در مخازن عایق‌بندی‌شده حمل شود و با استفاده از کویل‌های حرارتی و سامانه‌های مطمئن کشتی در محدوده دمایی مناسب باقی بماند. نفتکش معمولی حمل نفت خام یا فرآورده سبک نمی‌تواند به‌صورت خودکار جای کشتی قیری را بگیرد که سفر به خلیج فارس را نپذیرفته است. هنگامی که مالکان کشتی‌های تخصصی را از این مسیر خارج می‌کنند، بازار کرایه حمل می‌تواند سریع‌تر از بازار بسیار بزرگ‌تر نفتکش‌های نفت خام محدود شود.

این شرایط ساختار قیمت‌گذاری دشواری برای قیر عراق ایجاد می‌کند. عرضه‌کننده ممکن است برای حفظ تقاضا قیمت فوب را کاهش دهد، اما خریدار هم‌زمان ناچار باشد هزینه بیشتری برای کرایه حمل، بیمه، زمان انتظار، رعایت الزامات امنیتی و دموراژ احتمالی بپردازد. به همین دلیل، حتی با کاهش قیمت در پایانه، قیمت تحویل‌شده می‌تواند در سطح بالایی باقی بماند. تخفیف در مبدأ الزاماً به تخفیفی مشابه در مقصد تبدیل نمی‌شود؛ به‌ویژه برای خریداران هند، شرق آفریقا، جنوب شرق آسیا و سایر بازارهایی که به سفرهای طولانی و تجهیزات تخصصی وابسته‌اند.

پیشنهاد نفت خام همچنین مرجعی برای مذاکرات قیر ایجاد می‌کند. خریدار می‌تواند استدلال کند که اگر عراق برای جبران خطر هرمز، مهم‌ترین کالای صادراتی خود را با تخفیف عرضه می‌کند، محصول راه‌سازی که از همان مسیر حمل می‌شود نیز باید فشار تجاری مشابهی را منعکس کند. عرضه‌کننده نیز می‌تواند پاسخ دهد که کمبود نفتکش قیر، هزینه مخازن گرم، اندازه کوچک‌تر محموله‌ها و نیازهای اختصاصی بارگیری، امکان کاهش مشابه قیمت را از بین می‌برد. این اختلاف ممکن است فاصله میان پیشنهاد خرید و فروش را افزایش دهد و معاملات را تا روشن‌ترشدن نرخ‌های حمل به تعویق بیندازد.

نفت خام سنگین بصره در این تحلیل اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا این گرید سنگین‌تر بیشترین تخفیف را دریافت کرده است. این تفاوت ثابت نمی‌کند که ارزش وکیوم باتوم یا قیر نیز به همان میزان کاهش خواهد یافت. بااین‌حال، ارزش تجاری یک بشکه خوراک سنگین را در نقطه صادرات پایین می‌آورد و ممکن است بر مقایسه پالایشگاه‌ها میان نفت عراق و گریدهای جایگزین اثر بگذارد. اقتصاد نفت خام سنگین برای زنجیره فرآورده‌های باقی‌مانده اهمیت دارد، زیرا طراحی پالایشگاه و کیفیت نفت ورودی، مقدار و ارزش وکیوم باتوم قابل استفاده در تولید نفت کوره، فرآورش بیشتر یا تولید قیر را تعیین می‌کنند.

احتمال یک اثر معکوس نیز وجود دارد. اگر نفت خام سنگین بصره با قیمت پایین‌تر به پالایشگاه‌های آسیایی برسد، می‌تواند حاشیه سود واحدهایی را که توان فرآورش نفت سنگین و پرگوگرد دارند بهبود دهد. افزایش فعالیت این پالایشگاه‌ها ممکن است باقی‌مانده اتمسفری و خلأ بیشتری تولید کند. بااین‌حال، باقی‌مانده بیشتر الزاماً به قیر راه‌سازی تبدیل نمی‌شود. پالایشگاه‌ها ممکن است آن را به واحد کک‌سازی، واحدهای تبدیل مواد سنگین، اختلاط نفت کوره یا کاربردهایی با بازده بالاتر منتقل کنند. نتیجه نهایی به طراحی پالایشگاه، حاشیه سود فرآورده‌ها، برنامه تعمیرات و تقاضای منطقه‌ای راه‌سازی بستگی خواهد داشت.

برای واردکنندگان، مهم‌ترین محاسبه رابطه میان کاهش قیمت فوب و افزایش هزینه تحویل است. محموله‌ای که در پایانه با تخفیف فروخته می‌شود، در صورتی که مبلغ اضافی کشتی، هزینه بیمه و خطر تأخیر از صرفه‌جویی اولیه بیشتر باشد، همچنان می‌تواند از نظر تجاری نامناسب باشد. این فشار برای محموله‌های کوچک‌تر قیر شدیدتر است، زیرا هزینه‌های ثابت امنیتی، بازرسی و اداری میان تناژ کمتری تقسیم می‌شوند.

محموله‌های بشکه‌ای و کانتینری ممکن است بخشی از محدودیت‌های مربوط به کشتی‌های تخصصی فله‌ای را کاهش دهند، اما ساختار هزینه‌ای جداگانه‌ای دارند. بسته‌بندی، دسترسی به کانتینر، عملیات بندری، حمل زمینی، انبارداری و ازدحام احتمالی می‌توانند بخشی از تخفیف مبدأ را جذب کنند. خریداران باید کل هزینه تحویل را مقایسه کنند و نباید فرض کنند که کاهش قیمت فوب عراق مستقیماً به محصول ارزان‌تر در کارخانه آسفالت منجر خواهد شد.

فشار کنونی ممکن است تلاش عراق برای توسعه مسیرهایی را که وابستگی به هرمز را کاهش می‌دهند سریع‌تر کند. از ماه آوریل، نفت کوره عراق با کامیون از سوریه عبور کرده و از بندر مدیترانه‌ای بانیاس (Baniyas) دوباره صادر شده است. برنامه‌هایی برای انتقال نفت خام و نفتا از همین مسیر نیز تهیه شده‌اند. این مسیر ارزش راهبردی دارد، اما ظرفیت آن در مقایسه با سامانه صادراتی جنوب عراق محدود است و همچنان با مشکلات جاده‌ای، ایمنی، ذخیره‌سازی و تخلیه روبه‌روست.

برای قیر، مسیر مدیترانه‌ای تنها زمانی می‌تواند از صادرات بسته‌بندی‌شده یا محموله‌های فله‌ای تخصصی پشتیبانی کند که زیرساخت مناسب در اختیار باشد. مخازن گرم و تفکیک‌شده، پمپ‌های سازگار، سامانه‌های کنترل کیفیت، خطوط انتقال اختصاصی و ظرفیت بارگیری دریایی همگی ضروری هستند. عبور موفق نفت کوره از یک پایانه به‌تنهایی تأیید نمی‌کند که قیر راه‌سازی بدون آلودگی، تغییر کیفیت یا افت بیش از حد دما قابل جابه‌جایی است.

خریداران آسیایی ممکن است واکنش‌های متفاوتی به تخفیف نفت خام ماه اوت نشان دهند. برخی پالایشگاه‌ها ممکن است به‌دلیل جذابیت بالای اقتصاد خوراک، خطر سفر را بپذیرند. برخی دیگر منتظر خواهند ماند تا مشخص شود آیا تعداد بیشتری از نفتکش‌ها می‌توانند به‌طور منظم وارد خلیج فارس شوند، در بصره بارگیری کنند و با ایمنی از منطقه خارج شوند. واردکنندگان قیر نیز ممکن است تعداد استعلام‌ها را افزایش دهند، اما تا زمانی که پیشنهادهای کرایه برای مدت طولانی‌تری معتبر نمانند و مالکان کشتی شرایط روشن‌تری ارائه نکنند، از ثبت سفارش قطعی خودداری کنند.

بازارهایی که ذخایر محدودی دارند، انعطاف کمتری خواهند داشت. خریداران دارای پروژه‌های فعال راه‌سازی ممکن است حتی با کاهش قیمت فوب عراق، ناچار به پذیرش قیمت تحویل‌شده بالاتر شوند. واردکنندگانی که موجودی بیشتری دارند، احتمالاً خرید را به تأخیر می‌اندازند تا تخفیف نفت خام به‌تدریج وارد قیمت قیر شود. این تفاوت می‌تواند دامنه قیمت منطقه‌ای را گسترده‌تر کند و فاصله بیشتری میان محموله‌های فوری و تحویل‌های بعدی ایجاد کند.

اگر صادرات نفت خام عراق بهبود یابد، پالایشگاه‌های آسیایی ممکن است به خوراک سنگین ارزان‌تری دسترسی پیدا کنند. اگر صادرات قیر عراق همچنان تحت تأثیر کمبود کشتی تخصصی محدود بماند، خریداران احتمالاً به تأمین‌کنندگان کره جنوبی، سنگاپور، مالزی، ترکیه و مدیترانه مراجعه خواهند کرد. در چنین بازاری، نفت خام ارزان‌تر عراق می‌تواند اقتصاد پالایشگاه را بهبود دهد، در حالی که دسترسی به قیر عراقی همچنان محدود باقی می‌ماند.

این تخفیف برای سایر عرضه‌کنندگان خلیج فارس نیز هشدار محسوب می‌شود. خطر دریایی بر اساس مسیر و میزان آسیب‌پذیری کشتی قیمت‌گذاری می‌شود، نه فقط مالکیت یا ملیت محموله. کشتی بارگیری‌شده در کویت، بحرین، قطر یا هر پایانه دیگری در داخل هرمز با بسیاری از نگرانی‌های مشابه روبه‌روست. اگر عراق برای جذب خریداران نفت خام به تخفیفی نزدیک به ۳۰ دلار نیاز داشته باشد، بعید است شرایط کرایه و بیمه سایر فرآورده‌های سنگین تنها به‌دلیل کاهش قیمت شاخص‌های نفتی عادی شود.

پیام اصلی بازار این نیست که قیمت قیر عراق باید به‌اندازه مشخصی کاهش یابد. پیام اصلی آن است که هزینه تجاری خطر هرمز اکنون در قیمت فروش یکی از مهم‌ترین کالاهای منطقه آشکار شده است. در بازار قیر، این هزینه احتمالاً میان کاهش قیمت فوب، افزایش کرایه، بیمه گران‌تر، مدت انتظار طولانی‌تر و تعداد کمتر کشتی‌های قابل قبول تقسیم خواهد شد. میزان دقیق هر بخش به نوع قرارداد، مقصد، روش بسته‌بندی و محل بارگیری بستگی دارد.

پیشنهاد اخیر عراق ممکن است انتقال نفت خام بیشتری را امکان‌پذیر کند، اما محدودیت مشوق‌های قیمتی را نیز نشان می‌دهد. تخفیف می‌تواند بخشی از خطر را جبران کند، اما نمی‌تواند کشتی ایجاد کند، عبور ایمن را تضمین کند یا تأخیرها را از بین ببرد. تا زمانی که تردد هرمز قابل پیش‌بینی نشود، عرضه تجاری قیر عراق می‌تواند محدود باقی بماند، حتی اگر نفت خام این کشور با اختلاف قیمت فوب بسیار پایین عرضه شود.

بنابراین، خریداران ممکن است در مبدأ با قیمت‌های جذابی روبه‌رو شوند، بدون آنکه صرفه‌جویی مشابهی در مقصد دریافت کنند. نتیجه به این بستگی خواهد داشت که تخفیف‌های ماه اوت چرخه منظم صادرات را بازمی‌گردانند یا تنها از تعداد محدودی سفر پرخطر پشتیبانی می‌کنند. برای بازارهای قیر و آسفالت، قابلیت اطمینان تحویل همچنان از رقم اعلام‌شده تخفیف نفت خام مهم‌تر است.