نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

اولویت پالایشگاه‌ها گازوئیل است؛ چرا حاشیه سود بی‌سابقه می‌تواند عرضه قیر را محدود نگه دارد؟

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، تازه‌ترین نتایج عملیاتی اکسان‌موبیل و شورون نشان می‌دهد که گازوئیل و سایر سوخت‌های حمل‌ونقل با حاشیه سود بالا، در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ همچنان در اولویت پالایشگاه‌های بزرگ قرار خواهند داشت. هر دو شرکت در سه‌ماهه دوم، مجموعه پالایشی خود را در سطوحی کم‌سابقه به کار گرفتند، اما هم‌زمان هشدار دادند که عرضه جهانی گازوئیل و سایر فرآورده‌های پالایشی احتمالاً محدود باقی خواهد ماند. اهمیت این وضعیت برای بازار قیر روشن است: افزایش حجم پالایش نفت خام، الزاماً به معنای افزایش دسترسی به گریدهای راه‌سازی نیست.

اکسان‌موبیل از ثبت رکورد تولید گازوئیل در سه‌ماهه دوم خبر داد؛ نتیجه‌ای که با بهره‌برداری بالا از پالایشگاه‌های این شرکت در ساحل خلیج مکزیک آمریکا همراه بود. سود تعدیل‌شده بخش محصولات انرژی این شرکت به حدود ۴.۱ میلیارد دلار رسید، در حالی که این رقم در سه‌ماهه قبل نزدیک به ۲.۸ میلیارد دلار بود. شورون نیز رکورد تازه‌ای در میزان خوراک ورودی به واحدهای تقطیر نفت خام پالایشگاه‌های خود در آمریکا ثبت کرد. نرخ بهره‌برداری این پالایشگاه‌ها به ۹۷ درصد رسید و حجم فرآورش روزانه از یک میلیون بشکه فراتر رفت. این نتایج نشان می‌دهد پالایشگاه‌ها در واکنش به حاشیه سود بالای سوخت، با ظرفیتی نزدیک به بیشترین توان عملیاتی خود فعالیت می‌کنند.

با وجود این سطح بالای تولید، کمبود اصلی بازار برطرف نشده است. مدیران هر دو شرکت اعلام کرده‌اند که بازار گازوئیل، نفت گرمایشی و دیگر فرآورده‌های پالایشی ممکن است در طول سه‌ماهه سوم و حتی پس از آن محدود باقی بماند. کاهش ذخایر سوخت، افت صادرات چین، توقف یا اختلال در پالایشگاه‌های روسیه و مشکلات ایجادشده در جریان انرژی خاورمیانه، دسترسی به محموله‌های جایگزین را محدود کرده است. این عوامل موجب شده‌اند قیمت فرآورده‌ها حتی با افزایش تولید پالایشگاه‌های آمریکا و دیگر مناطق همچنان بالا باقی بماند.

شرایط کنونی صنعت پالایش به‌ویژه برای فرآورده‌های میان‌تقطیر مطلوب است. حاشیه سود گازوئیل اروپا در ماه ژوئیه به سطوحی بی‌سابقه رسید و اختلاف قیمت فرآورده‌های میان‌تقطیر و سوخت جت نسبت به نفت خام در آمریکا طی سه‌ماهه دوم، بیش از دو برابر سطح سال قبل بود. پالایشگاه‌های آمریکا در این دوره بیشترین میزان نفت خام از سه‌ماهه دوم سال ۲۰۱۹ را فرآورش کردند، در حالی که ظرفیت پالایش ملی آمریکا در سال ۲۰۱۹ بیشتر از ظرفیت فعلی بود. واکنش عملیاتی پالایشگاه‌ها گسترده بوده است، اما تقاضای بالا و کاهش عرضه بین‌المللی همچنان از حاشیه سود حمایت می‌کنند.

این وضعیت برای زنجیره تأمین قیر یک تعارض تجاری ایجاد می‌کند. پالایشگاه‌ها معمولاً میان تولید یک بشکه گازوئیل و یک بشکه قیر، انتخابی مستقیم و ساده انجام نمی‌دهند. گازوئیل بیشتر از بخش‌های سبک‌تر و میانی نفت خام به دست می‌آید، در حالی که قیر از سنگین‌ترین باقی‌مانده پس از تقطیر اتمسفری و خلأ تولید می‌شود. با این حال، ارزش بالای گازوئیل بر نحوه فعالیت کل پالایشگاه، نوع نفت خام خریداری‌شده و شیوه فرآورش برش‌های سنگین پس از تقطیر اثر می‌گذارد.

هنگامی که حاشیه سود گازوئیل در سطحی بسیار بالا قرار دارد، پالایشگاه‌ها انگیزه مالی بیشتری برای افزایش فرآورش نفت خام و هدایت جریان‌های میان‌مرحله‌ای مناسب به واحدهای هیدروکراکر و دیگر واحدهای تبدیلی دارند. گازوئیل خلأ می‌تواند به گازوئیل و سایر سوخت‌های حمل‌ونقل تبدیل شود، در حالی که باقی‌مانده خلأ ممکن است به واحد کک‌سازی، هیدروکراکر باقی‌مانده سنگین، اختلاط نفت کوره یا واحد اختصاصی تولید قیر منتقل شود. مسیر انتخابی به طراحی پالایشگاه، مشخصات محصولات، میزان هیدروژن موجود، ظرفیت واحدها و ارزش نسبی هر محصول نهایی بستگی دارد.

افزایش خوراک پالایشگاه در مرحله نخست می‌تواند حجم وکیوم باتوم را بالا ببرد، زیرا نفت خام بیشتری وارد سامانه تقطیر می‌شود. با این حال، این موضوع به معنای ورود تمام باقی‌مانده اضافی به بازار تجاری قیر نیست. پالایشگاهی که ظرفیت تبدیلی در اختیار دارد، ممکن است بخش بیشتری از مواد سنگین را به فرآورده‌هایی با ارزش بالاتر تبدیل کند. پالایشگاهی دیگر نیز ممکن است در صورت جذاب‌بودن قیمت سوخت دریایی یا صنعتی، باقی‌مانده را در تولید نفت کوره مصرف کند. تنها واحدهایی که تجهیزات و موقعیت تجاری مناسب برای تولید گریدهای راه‌سازی دارند، ممکن است حجم بیشتری از این ماده را به قیر اختصاص دهند.

در نتیجه، زمانی که گازوئیل و سایر سوخت‌ها بازده مالی بسیار بالایی دارند، هزینه فرصت تولید قیر افزایش پیدا می‌کند. پالایشگاه باید بازده خالص حاصل از فروش قیر مستقیم یا فرآوری‌شده را با ارزشی مقایسه کند که از طریق تبدیل بیشتر مواد سنگین، تولید نفت کوره یا سایر کاربردهای باقی‌مانده پالایشی قابل دستیابی است. اگر مسیر تولید سوخت حمل‌ونقل حاشیه سود بیشتری ایجاد کند، مدیریت پالایشگاه ممکن است فقط حجم مورد نیاز قراردادهای داخلی یا مشتریان ثابت را تولید کند و از افزایش فروش در بازار آزاد خودداری کند.

این اثر در پالایشگاه‌های یکپارچه و دارای پیچیدگی عملیاتی بالا می‌تواند اهمیت بیشتری داشته باشد. چنین واحدهایی انعطاف بالاتری برای تغییر ترکیب محصولات دارند و می‌توانند مقدار بیشتری سوخت حمل‌ونقل از هر بشکه نفت خام استخراج کنند. در مقابل، پالایشگاهی ساده‌تر که فاقد واحد کک‌سازی یا تجهیزات تبدیل باقی‌مانده سنگین است، ممکن است به دلیل محدودبودن گزینه‌های جایگزین، به تولید حجم بیشتری از وکیوم باتوم و قیر ادامه دهد. بنابراین، حاشیه سود بالای گازوئیل می‌تواند عرضه قیر را به‌شکلی نابرابر محدود کند و بیشترین اثر را بر پالایشگاه‌هایی بگذارد که امکان فرآورش عمیق‌تر مواد سنگین را دارند.

چشم‌انداز نیمه دوم سال همچنین شامل آغاز دوباره تعمیرات برنامه‌ریزی‌شده پالایشگاه‌هاست. نرخ‌های عملیاتی ثبت‌شده در سه‌ماهه دوم را نمی‌توان برای مدت نامحدود حفظ کرد، زیرا واحدهای پالایشی به بازرسی، تعویض کاتالیست و تعمیرات مکانیکی نیاز دارند. شورون انتظار دارد توقف‌های سه‌ماهه سوم، سود بخش پایین‌دستی این شرکت را حدود ۱۷۵ تا ۲۲۵ میلیون دلار کاهش دهد. اکسان‌موبیل اعلام کرده است که تعمیرات برنامه‌ریزی‌شده این شرکت در سه‌ماهه سوم کمتر از سه ماه قبل خواهد بود، اما مدیران آن نیز هشدار داده‌اند که نرخ بهره‌برداری بسیار بالای پالایشگاه‌ها برای همیشه قابل ادامه نیست.

تعمیرات می‌تواند اثری شدیدتر از آنچه آمار کلی فرآورش نفت خام نشان می‌دهد بر قیر داشته باشد. انجام عملیات تعمیراتی در واحد نفت خام، تقطیر خلأ، سامانه هیدروژن، هیدروکراکر یا تأسیسات ذخیره‌سازی می‌تواند میزان و کیفیت باقی‌مانده قابل استفاده برای تولید گریدهای راه‌سازی را تغییر دهد. ممکن است پالایشگاه در بخشی دیگر از مجموعه به فرآورش نفت خام ادامه دهد، اما به دلیل خارج‌بودن یک مخزن، گرم‌کن، خط اختلاط یا سامانه بارگیری از مدار، تولید قیر را متوقف کند. چنین کاهشی الزاماً در آمار عمومی نرخ بهره‌برداری پالایشگاه‌های یک کشور دیده نمی‌شود.

تعمیرات سه‌ماهه سوم در دوره‌ای انجام می‌شود که سطح ذخایر نیز محدود است. ذخایر فرآورده‌های میان‌تقطیر آمریکا در ماه ژوئیه پایین‌تر از میانگین پنج‌ساله اخیر باقی ماند، در حالی که برای تأمین مشتریان اروپا و آمریکای لاتین به صادرات نیاز بود. محدودیت صادرات گازوئیل روسیه و ادامه آسیب‌دیدگی پالایشگاه‌های این کشور، یکی دیگر از منابع عمده عرضه جهانی را کاهش داد. صادرات محدود فرآورده‌های نفتی چین نیز تعداد محموله‌های موجود برای جبران کمبود مناطق مختلف را کمتر کرد.

در چنین شرایطی، پالایشگاه‌ها دلیل تجاری چندانی ندارند که داوطلبانه تولید گازوئیل را کاهش دهند تا قیر بیشتری عرضه کنند. مواد مورد استفاده در راه‌سازی اهمیت زیادی دارند، اما گازوئیل در حمل بار، کشاورزی، صنعت، ساخت‌وساز، گرمایش و تولید اضطراری برق مصرف می‌شود. گازوئیل همچنین در بازاری بین‌المللی با نقدشوندگی بیشتر معامله می‌شود و پالایشگاه‌ها می‌توانند محموله‌های آن را با سرعت بیشتری به مناطقی هدایت کنند که بازده بالاتری ارائه می‌دهند.

بنابراین، بازار قیر ممکن است حتی بدون جهش تازه در قیمت نفت خام نیز با محدودیت عرضه روبه‌رو شود. نفت خام همچنان یکی از اجزای اصلی هزینه تولید است، اما تنها عامل تعیین‌کننده دسترسی به محصول محسوب نمی‌شود. حاشیه سود پالایشگاه، برنامه تعمیرات، ارزش مواد سنگین، ظرفیت ذخیره‌سازی، تعهدات صادراتی و شرایط کشتیرانی می‌توانند هم‌زمان عرضه را محدود کنند؛ حتی زمانی که شاخص نفت خام ثابت باقی مانده یا کاهش یافته باشد.

این تفاوت برای خریدارانی که تلاش می‌کنند قیمت‌ها را پیش‌بینی کنند اهمیت دارد. کاهش قیمت نفت برنت یا شاخص دبی الزاماً به کاهش فوری قیمت قیر منجر نمی‌شود. اگر حاشیه سود گازوئیل بالا باقی بماند، پالایشگاه ممکن است همچنان برای وکیوم باتوم ارزش بالایی مطالبه کند، زیرا این ماده در سامانه تولید سوخت، کاربرد جایگزین و سودآوری دارد. عرضه‌کنندگان نیز ممکن است به‌جای کاهش قیمت متناسب با نفت خام، پیشنهادهای فروش نقدی خود را محدود کنند تا حاشیه سودشان حفظ شود.

این اثر احتمالاً در بازارهای آسیایی بیشتر دیده خواهد شد. هند، چین، جنوب شرق آسیا و بخش‌هایی از خاورمیانه به حجم بالایی از سوخت حمل‌ونقل نیاز دارند و هم‌زمان پروژه‌های بزرگ راه‌سازی را اجرا می‌کنند. پالایشگاه‌های فعال در این بازارها باید نفت خام و ظرفیت عملیاتی خود را میان تأمین سوخت داخلی، صادرات سودآور و تعهدات فروش قیر تقسیم کنند. زمانی که ذخایر گازوئیل محدود است، فشار دولتی یا تجاری برای حفظ عرضه سوخت می‌تواند بر فروش بیشتر گریدهای راه‌سازی اولویت پیدا کند.

هند ممکن است پس از پایان دوره بارندگی موسمی با خطری متمرکز روبه‌رو شود. با بهبود شرایط آب‌وهوایی، ساخت و نگهداری راه‌ها معمولاً افزایش می‌یابد و تقاضا برای تکمیل ذخایر گریدهای VG بالا می‌رود. اگر پالایشگاه‌های منطقه همچنان گازوئیل را در اولویت قرار دهند و واردات از خلیج فارس نیز تحت تأثیر محدودیت‌های کشتیرانی و بیمه باقی بماند، خریداران داخلی ممکن است فصل جدید راه‌سازی را با گزینه‌های محدودتری آغاز کنند. این وضعیت می‌تواند اختلاف قیمت میان عرضه داخلی، محموله‌های فله‌ای وارداتی و محصول بسته‌بندی‌شده را افزایش دهد.

خریداران جنوب شرق آسیا نیز ممکن است برای دسترسی به محموله‌های منطقه‌ای با رقابت بیشتری روبه‌رو شوند. هنگامی که دسترسی به عرضه خلیج فارس محدود می‌شود، تأمین‌کنندگان کره جنوبی و سنگاپور اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند، اما پالایشگاه‌های این کشورها نیز از حاشیه سود بالای گازوئیل، سوخت جت و بنزین بهره می‌برند. افزایش نرخ تولید تضمین نمی‌کند که باقی‌مانده کافی برای عرضه به‌عنوان قیر وجود داشته باشد، به‌ویژه زمانی که ظرفیت ذخیره‌سازی و تعداد نفتکش‌های تخصصی محدود است.

برای تولیدکنندگان آسفالت، خطر اصلی فقط افزایش قیمت خرید نیست. کاهش انعطاف در بارگیری می‌تواند به تأخیر، سهمیه‌های قطعی کوچک‌تر و کوتاه‌شدن مدت اعتبار پیشنهادهای قیمتی منجر شود. واردکنندگان ممکن است ناچار شوند مناقصه‌های خود را میان چند مبدأ تقسیم کنند، ذخایر احتیاطی بیشتری نگه دارند یا زودتر از زمان معمول خرید کنند. پیمانکارانی که با قراردادهای ثابت راه‌سازی فعالیت می‌کنند نیز ممکن است با فاصله میان هزینه رو به افزایش مواد و بودجه‌ای که پیش‌تر توافق شده است روبه‌رو شوند.

نرخ بهره‌برداری بالا همچنین می‌تواند نیاز به تعمیرات پیش‌بینی‌نشده را افزایش دهد. فعالیت طولانی‌مدت پالایشگاه در نزدیکی حداکثر ظرفیت، فشار بیشتری بر کوره‌ها، کمپرسورها، پمپ‌ها، کاتالیست‌ها و سامانه‌های تبادل حرارت وارد می‌کند. پالایشگاه‌ها برنامه‌های سخت‌گیرانه‌ای برای حفظ قابلیت اطمینان تجهیزات دارند، اما همچنان ممکن است خرابی‌های غیرمنتظره بخشی از عرضه محصولات را بدون هشدار قبلی از بازار خارج کند. در بازاری که هم‌اکنون با کمبود گازوئیل و انعطاف محدود در تولید قیر روبه‌روست، توقف یک پالایشگاه بزرگ می‌تواند اثری منطقه‌ای بسیار بیشتر از شرایط عادی ایجاد کند.

آخرین نتایج عملکرد این شرکت‌ها دو پیام متفاوت ارائه می‌دهد. پیام نخست این است که پالایشگاه‌های بزرگ حجم بسیار بالایی تولید می‌کنند و از حاشیه سود قوی بهره می‌برند. پیام دوم این است که حتی این سطح از تولید نیز نتوانسته ذخایر سوخت را به وضعیت مطلوب بازگرداند یا انتظار بازار برای ادامه قیمت‌های بالا را از بین ببرد. اگر پالایشگاه‌ها هنگام فعالیت در نزدیکی بیشترین ظرفیت خود نتوانند مازاد مشخصی از گازوئیل ایجاد کنند، بعید است تنها برای افزایش عرضه قیر از تولید سودآور سوخت صرف‌نظر کنند.

بررسی بازار قیر در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ باید بر اقتصاد پالایشگاه متمرکز باشد و تنها به قیمت نفت خام محدود نشود. اختلاف قیمت گازوئیل و نفت خام، ارزش وکیوم باتوم، حاشیه سود نفت کوره، تعمیرات برنامه‌ریزی‌شده و حجم واقعی بارگیری قیر، تصویر کامل‌تری از وضعیت عرضه ارائه می‌دهند. واردکنندگان همچنین باید بررسی کنند که آیا پالایشگاه‌ها پس از پایان تعمیرات، پیشنهادهای فروش نقدی خود را از سر می‌گیرند و آیا افزایش اسمی تولید واقعاً به محموله‌های قابل عرضه برای صادرات تبدیل می‌شود یا خیر.

نتیجه اصلی این است که ثبت رکورد در فرآورش نفت خام پالایشگاه‌ها به معنای فراوانی قیر نیست. حاشیه سود بالای گازوئیل می‌تواند از افزایش فعالیت پالایشگاه‌ها حمایت کند، اما هم‌زمان انگیزه تجاری برای اختصاص باقی‌مانده‌های سنگین به مواد راه‌سازی را کاهش دهد. تعمیرات برنامه‌ریزی‌شده نیز بخشی از ظرفیتی را که در سه‌ماهه دوم با نرخ بسیار بالا فعالیت می‌کرد از مدار خارج خواهد کرد و کمبود بین‌المللی سوخت همچنان تولید گازوئیل را سودآور نگه می‌دارد. ازاین‌رو، عرضه قیر حتی در صورت توقف رشد قیمت نفت خام نیز ممکن است محدود باقی بماند و اولویت تولید محصولات پالایشگاهی به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های بازار در ادامه سال ۲۰۲۶ تبدیل شود.