نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

پارادوکسِ هرمز؛ چرا «بازگشایی سیاسی» نمی‌تواند «گشایش تجاری» برای صادرات قیر ایجاد کند؟

به گزارش دنیای نفت و قیر، رویارویی تازه پیرامون تنگه هرمز پیامدهای فوری برای خاورمیانه، آسیا و اقتصاد جهانی دارد، زیرا تشدید نظامی اکنون با ادعاهای رقیب درباره اینکه چه نهادی می‌تواند عبور کشتی‌های تجاری را مجاز اعلام کند، آنها را اسکورت کند یا برای عبورشان هزینه دریافت کند، همراه شده است. این وضعیت برای تجارت منطقه‌ای قیر بسیار جدی‌تر از یک تأخیر موقت است. صادرکنندگان مستقر در داخل خلیج فارس به‌طور هم‌زمان با ابهام درباره ورود کشتی، خروج از تنگه، پذیرش پوشش بیمه‌ای، تأیید راه دریایی و شرایط پرداخت روبه‌رو هستند. واردکنندگان در هند، شرق آفریقا و جنوب شرق آسیا نیز ممکن است تعهدهای قطعی کمتری برای تحویل از تأمین‌کنندگان خلیج فارس دریافت کنند، در حالی که پایانه‌های واقع در بیرون از تنگه ارزش راهبردی بیشتری پیدا می‌کنند. مسئله اصلی اکنون تفاوت میان در اختیار داشتن قیر در پالایشگاه و توانایی تحویل آن بر اساس یک قرارداد حمل‌ونقل دریایی قابل قبول برای بانک‌ها و شرکت‌های بیمه است.

چند تحول اخیر این وضعیت را کم‌سابقه کرده است. تردد نفتکش‌ها به پایین‌ترین سطح دو ماه اخیر رسیده، تنها شمار محدودی از کشتی‌های قابل مشاهده موفق به عبور شده‌اند و تعداد زیادی از شناورها سیگنال‌های عمومی رهگیری خود را خاموش کرده‌اند. هیچ نفتکش قابل مشاهده حامل گاز طبیعی مایع در طول آخر هفته وارد تنگه نشده و برخی کشتی‌ها نیز محموله خود را در خارج از هرمز و نزدیک ساحل عمان منتقل کرده‌اند. واشنگتن و تهران هر دو درباره اعمال اختیار بر این آبراه سخن گفته‌اند. ایران اعلام کرده است عبور تا زمان بازگشت آرامش متوقف می‌ماند و مجوزها از طریق سامانه مورد نظر تهران صادر خواهد شد. ایالات متحده می‌گوید آبراه باز است، از یک خط عبور جنوبی در نزدیکی عمان حمایت می‌کند و اعلام کرده ممکن است حفاظت از تنگه را بر عهده بگیرد و در برابر آن هزینه دریافت کند. در نتیجه، تضمین‌های امنیتی متفاوت، دستورهای جداگانه برای عبور و ایده‌های رقیب درباره دریافت هزینه، هم‌زمان پیرامون یک آبراه مطرح شده‌اند.

برای ایجاد محدودیت شدید در تجارت، لازم نیست تنگه از نظر فیزیکی به‌طور کامل بسته شود. در تازه‌ترین روز کامل مورد بررسی داده‌های کپلر، تنها شش کشتی در حال عبور ثبت شدند و شمار نفتکش‌های قابل مشاهده حامل نفت و گاز به پایین‌ترین سطح خود از اواخر ماه مه رسید. گزارش‌ها همچنین نشان می‌دهد چندین کشتی فرستنده‌های سامانه شناسایی خودکار خود را خاموش کرده‌اند. ممکن است داده‌های عمومی میزان واقعی تردد را کمتر از مقدار موجود نشان دهند، اما همین رفتار نشان می‌دهد شرکت‌های کشتیرانی، آشکار بودن موقعیت کشتی را یک خطر امنیتی می‌دانند. یک آبراه ممکن است از نظر فنی قابل عبور باشد، اما مالکان کشتی، بیمه‌گران، اجاره‌کنندگان و صاحبان محموله می‌توانند نتیجه بگیرند که ریسک تجاری آن قابل پذیرش نیست.

این تفاوت برای قیر اهمیت اساسی دارد. حمل فله‌ای قیر به ناوگانی تخصصی با سامانه‌های گرمایشی، مخازن عایق، پمپ‌های مناسب و پایانه‌هایی نیاز دارد که بتوانند ماده را در محدوده دمایی کنترل‌شده دریافت کنند. محموله‌های بشکه‌ای و کانتینری انعطاف بیشتری ایجاد می‌کنند، اما آنها نیز به فضای کشتی، فعالیت منظم بندر و برنامه زمانی قابل پیش‌بینی وابسته هستند. هنگامی که وضعیت امنیتی پنجره‌های ورود و خروج را مختل می‌کند، فروشنده نمی‌تواند هر کشتی موجودی را جایگزین شناور تخصصی کند. از دست رفتن یک نوبت بارگیری می‌تواند ذخیره‌سازی پالایشگاه، بسته‌بندی، اسناد حمل و برنامه پروژه‌های راه‌سازی در مقصد را مختل کند.

اختلاف بر سر هزینه عبور، سطح دیگری از ریسک قراردادی را ایجاد کرده است. ایران پیش‌تر به‌دنبال سامانه‌ای برای صدور مجوز و دریافت پرداخت بود و ایالات متحده اکنون از جبران هزینه‌های حفاظت و کنترل تنگه سخن می‌گوید. اتحادیه اروپا دریافت عوارض و هزینه را رد کرده و خواستار رعایت آزادی کشتیرانی شده است. پرسش حل‌نشده تنها این نیست که آیا هزینه‌ای دریافت خواهد شد یا خیر؛ بلکه مشخص نیست چه نهادی اختیار دریافت آن را دارد، آیا شرکت‌های بیمه چنین ترتیبی را به رسمیت می‌شناسند و آیا بانک‌ها تراکنش مربوط به آن را پردازش خواهند کرد. ممکن است مالک کشتی از دستور یک طرف پیروی کند، اما از سوی طرف دیگر فاقد مجوز شناخته شود.

حملات اخیر این نگرانی را تقویت کرده‌اند. کشتی‌های تجاری هدف قرار گرفته‌اند، نیروهای آمریکایی حملات بیشتری علیه زیرساخت‌های نظامی ایران انجام داده‌اند و ایران نیز مکان‌هایی در کشورهای خلیج فارس را که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، هدف قرار داده است. عمان که با تنگه مرز مشترک دارد و به‌طور سنتی نقش میانجی دیپلماتیک را ایفا کرده، مستقیماً وارد مناقشه شده است. خط جنوبی مورد حمایت آمریکا در نزدیکی ساحل عمان برای کاهش کنترل ایران بر عبور کشتی‌ها پیشنهاد شد، اما تردد در همان محدوده نیز به سطحی بسیار پایین رسیده است. ریسک محموله‌های قیر اکنون تنها به خود تنگه محدود نیست و لنگرگاه‌ها، راه‌های دسترسی، اسکورت‌های نظامی، توقف در بنادر و وضعیت سیاسی محدوده انتخاب‌شده را نیز دربرمی‌گیرد.

نخستین واکنش تجاری احتمالاً کوتاه‌تر شدن اعتبار پیشنهادهای کرایه حمل و سخت‌گیرانه‌تر شدن بندهای قراردادهای فروش خواهد بود. قراردادهای اجاره کشتی ممکن است مفاد گسترده‌تری درباره ریسک جنگ، حق لغو، امکان تخلیه در مقصد جایگزین و پرداخت اضافه برای مدت انتظار داشته باشند. فروشندگان ممکن است انتقال مالکیت یا ریسک را در مرحله‌ای زودتر مطالبه کنند، در حالی که خریداران احتمالاً شرایط تحویلی را ترجیح خواهند داد که خطر دریایی را بر عهده تأمین‌کننده بگذارد. در صورت تغییر نام کشتی، دوره بارگیری یا راه دریایی، اعتبار اسنادی نیز ممکن است نیازمند اصلاح باشد. این جزئیات در بازاری اهمیت دارند که باید تولید پالایشگاه، بشکه، کانتینر، نفتکش فله‌بر و برنامه ساخت‌وساز در چند کشور را با یکدیگر هماهنگ کند.

دومین واکنش، جغرافیایی خواهد بود. فجیره و دیگر تأسیسات بیرون از هرمز ممکن است توجه بیشتری جلب کنند، زیرا محموله‌هایی که در آنجا بارگیری می‌شوند نیازی به عبور از این نقطه حساس ندارند. بنادر و زیرساخت‌های ذخیره‌سازی عمان نیز ممکن است با درخواست‌های بیشتری روبه‌رو شوند، هرچند مناطق نزدیک به بحران کاملاً از حملات منطقه‌ای مصون نیستند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی می‌توانند بخشی از نفت خام خود را از طریق خطوط لوله‌ای که به خارج از خلیج فارس متصل هستند منتقل کنند، اما این سامانه‌ها به‌طور خودکار مشکل لجستیک قیر نهایی را حل نمی‌کنند. ایجاد جایگزینی پایدار به ظرفیت بیشتر برای ذخیره‌سازی، اختلاط، بسته‌بندی و بارگیری اختصاصی نیاز دارد.

واردکنندگان نیز احتمالاً سیاست خرید خود را اصلاح خواهند کرد. پیمانکاران بزرگ و سازمان‌های دولتی ممکن است منابع تأمین را متنوع کنند، مناقصه‌ها را میان چند مبدأ تقسیم کنند یا فاصله زمانی بیشتری برای تحویل در نظر بگیرند. خریداران هندی می‌توانند خرید از خلیج فارس را با تولید پالایشگاه‌های داخلی یا عرضه‌کنندگان دیگر ترکیب کنند. واردکنندگان شرق آفریقا ممکن است با وجود طولانی‌تر بودن سفر، منابع مدیترانه‌ای یا آسیایی را بررسی کنند و خریداران جنوب شرق آسیا نیز احتمالاً محموله‌های بارگیری‌شده در بیرون از خلیج فارس را ترجیح خواهند داد. قیر منطقه همچنان بخشی از تجارت بین‌المللی باقی می‌ماند، اما قابلیت اطمینان در تحویل ممکن است اهمیت بیشتری از پایین‌ترین پیشنهاد اسمی پیدا کند.

توافق دیپلماتیک همچنان امکان‌پذیر است، زیرا همه طرف‌ها دلایل جدی برای جلوگیری از اختلال طولانی‌مدت دارند. عملی‌ترین نتیجه کوتاه‌مدت می‌تواند شامل یک سامانه بی‌طرف برای اعلام تردد با هماهنگی عمان، خطوط عبور مورد پذیرش طرف‌ها، توقف موقت دریافت هزینه‌های اجباری و روشی مشخص برای بررسی حملات به کشتی‌های تجاری باشد. چنین توافقی اختلاف گسترده‌تر درباره حاکمیت یا حضور نظامی را حل نخواهد کرد، اما می‌تواند اعتماد کافی برای بازگشت تردد منظم را ایجاد کند. صرف اعلام سیاسی مبنی بر باز بودن تنگه کافی نیست، مگر آنکه مالکان کشتی دستورهای یکسان دریافت کنند و شرکت‌های بیمه نیز ترتیبات امنیتی را بپذیرند. این ارزیابی از فاصله موجود میان بیانیه‌های رسمی و رفتار واقعی کشتی‌ها پشتیبانی می‌گیرد.

اگر مذاکرات شکست بخورد، مرحله بعدی ممکن است به‌جای بسته شدن کامل، شکل یک گذرگاه کنترل‌شده با حجم پایین را پیدا کند. برخی کشتی‌های منتخب می‌توانند با هماهنگی نظامی، سطح محدودتری از رهگیری عمومی و برنامه زمانی کنترل‌شده عبور کنند، در حالی که شناورهای پرریسک‌تر در لنگرگاه باقی بمانند. چنین وضعیتی به سود شرکت‌های بزرگ انرژی با پوشش بیمه‌ای قوی و محموله‌های مرتبط با دولت‌ها خواهد بود و بازرگانان کوچک‌تر را در موقعیت ضعیف‌تری قرار می‌دهد. قیر ممکن است بیش از برخی کالاهای دیگر آسیب ببیند، زیرا بسیاری از محموله‌های آن کوچک‌تر، زمان‌حساس و در اختیار شرکت‌های تخصصی هستند که توان کمتری برای تحمل انتظار طولانی، اصلاح چندباره برنامه عبور یا پرداخت هزینه‌های مورد اختلاف دارند.

عبور تجاری اکنون از طریق مجوزها، حفاظت دریایی، خطوط جایگزین، هزینه‌های پیشنهادی و ادعاهای متضاد درباره اختیار کنترل، مورد مناقشه قرار گرفته است. مهم‌ترین نگرانی تأمین‌کنندگان قیر خلیج فارس این است که آیا یک محموله می‌تواند بر اساس شرایطی حرکت کند که هم‌زمان برای مالکان کشتی، بیمه‌گران، بانک‌ها، مقام‌های بندری و نیروهای امنیتی قابل قبول باشد یا خیر. در هفته‌های آینده، بازار احتمالاً سامانه‌های صادراتی دارای ذخیره‌سازی بیرون از تنگه، بسته‌بندی انعطاف‌پذیر، دسترسی متنوع به کشتی‌ها و تقسیم روشن ریسک جنگ در قراردادها را ترجیح خواهد داد. وابستگی به یک محل بارگیری و یک تصور ثابت درباره امکان عبور، حتی زمانی که آبراه رسماً باز اعلام شود، می‌تواند به اختلال‌های مکرر منجر شود.