به گزارش دنیای نفت و قیر، تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهمترین محورهای تجارت دریایی جهان تبدیل شده است؛ زیرا ایران طرح پیشنهادی مورد حمایت سازمان ملل و عمان برای مدیریت تردد کشتیها را نپذیرفت و بُعد سیاسی تازهای به شرایطی افزود که از پیش نیز بر حملونقل دریایی، صادرات انرژی و برنامهریزی زنجیره تأمین در منطقه سایه انداخته بود. اهمیت این موضوع تنها به نفت خام محدود نمیشود. این آبراه مسیر اصلی خروج بخش بزرگی از صادرات نفت، فرآوردههای نفتی، محصولات پتروشیمی و محمولههای قیر از خلیج فارس است. برای صنعت قیر، موضوع اصلی نوسان قیمت نفت نیست؛ بلکه دسترسی به کشتی، زمانبندی بارگیری، هزینههای بیمه، اطمینان از تحویل محموله و پایداری مسیرهای صادراتی به بازارهای راهسازی در آسیا، آفریقا و سایر مناطق جهان است.
مهمترین تحول، مخالفت ایران با طرحی بود که با حمایت سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) وابسته به سازمان ملل و همراهی عمان تهیه شده بود. هدف این طرح، ایجاد ترتیبات موقت برای عبور ایمن کشتیهای تجاری پس از ماهها تنش و وقوع حوادث امنیتی در اطراف تنگه هرمز بود. ایران اعلام کرد هرگونه سازوکار برای عبور کشتیها باید با هماهنگی نهادهای مسئول این کشور و مطابق با الزامات امنیتی آن انجام شود. این موضع، موافقت تهران را به مهمترین شرط اجرای هر راهکار عملی برای مدیریت تردد دریایی تبدیل کرد و نشان داد که طرحهای مورد حمایت نهادهای بینالمللی بدون پذیرش ایران قابلیت اجرا نخواهند داشت.
این پیشنهاد در شرایطی مطرح شد که نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی پس از حمله به یک کشتی تجاری در نزدیکی سواحل عمان افزایش یافته بود. در پی این حادثه، سازمان بینالمللی دریانوردی تلاش کرد با ایجاد سازوکاری موقت، امکان خروج ایمن برخی کشتیها و دریانوردان از منطقه را فراهم کند، اما پس از وقوع این حمله، اجرای این برنامه متوقف شد. اگرچه کشتی هدف قرارگرفته بخشی از برنامه رسمی خروج نبود، اما همین حادثه کافی بود تا ارزیابیهای امنیتی دوباره مورد بازبینی قرار گیرد. در نتیجه، شرکتهای کشتیرانی با دو نگرانی همزمان روبهرو شدند؛ از یک سو مشخص نبود که حتی کشتیهای هماهنگشده نیز با امنیت کامل عبور خواهند کرد و از سوی دیگر، کشتیهایی که خارج از این ترتیبات حرکت میکنند، با سطح بالاتری از ریسک عملیاتی مواجه هستند.
شرایط تنگه هرمز از نظر برنامهریزی حملونقل دریایی با سایر مسیرهای تجاری تفاوت دارد. این گذرگاه باریک از نظر راهبردی اهمیت بسیار بالایی دارد و هر هشدار امنیتی میتواند در مدت کوتاهی بر نرخ بیمه، کرایه حمل، تصمیم مالکان کشتی، برنامه حرکت ناوگان، هماهنگیهای دریایی و زمانبندی فعالیت پایانههای صادراتی اثر بگذارد. حتی یک حادثه محدود ممکن است باعث شود مالکان کشتی حرکت خود را به تعویق بیندازند، بیمهگران حق بیمه بیشتری مطالبه کنند یا شرکتهای حملونقل پیش از ورود به منطقه خواهان تضمینهای امنیتی بیشتری شوند. این وضعیت برای محمولههایی که مستقیماً به پروژههای زیرساختی وابسته هستند، از جمله قیر مورد استفاده در راهسازی، فرودگاهها، بنادر و مناطق صنعتی، اهمیت دوچندان دارد.
برای صادرکنندگان قیر در کشورهای حاشیه خلیج فارس، ابهام در وضعیت تنگه هرمز گاهی از نوسانات بازار نیز مهمتر است. محمولههای قیر معمولاً بر اساس برنامههای زمانبندیشده و قراردادهایی ارسال میشوند که مستقیماً با فصل اجرای پروژههای عمرانی ارتباط دارند. خریداران در جنوب آسیا، شرق آفریقا، جنوب شرق آسیا و دیگر بازارها به ورود بهموقع این محمولهها نیاز دارند تا کارخانههای تولید آسفالت و پروژههای راهسازی بدون وقفه ادامه پیدا کنند. هرگونه اختلال در حرکت کشتیها میتواند باعث ازدحام در مخازن ذخیره، تأخیر در برنامه بارگیری، افزایش هزینههای دموراژ و پیچیدهتر شدن هماهنگی میان صادرکنندگان و مالکان کشتی شود. در مقابل، واردکنندگان نیز ممکن است برای کاهش ریسک، ذخایر خود را افزایش دهند، منابع تأمین را متنوعتر کنند یا شرایط تحویل منعطفتری درخواست کنند.
مخالفت ایران با طرح مورد حمایت سازمان ملل همچنین این پرسش را مطرح کرده است که چه نهادی میتواند تضمین قابل اتکایی برای امنیت عبور کشتیها در تنگه هرمز ارائه دهد. نهادهای بینالمللی میتوانند پیشنهادهایی برای افزایش ایمنی ارائه کنند و عمان نیز نقش میانجی را بر عهده بگیرد، اما واقعیت این است که کشتیها در آبراهی تردد میکنند که مسائل امنیتی و حاکمیتی در آن نقش تعیینکننده دارند. ایران تأکید دارد که امنیت این منطقه باید با رعایت حاکمیت و ملاحظات امنیتی این کشور مدیریت شود، در حالی که بسیاری از دولتها و فعالان صنعت حملونقل دریایی معتقدند عبور کشتیهای تجاری باید بدون وقفه و با قابلیت پیشبینی ادامه پیدا کند. همین اختلاف دیدگاه، محور اصلی تنشهای دیپلماتیک کنونی را تشکیل میدهد.
با وجود این اختلافها، رفتوآمد کشتیها بهطور کامل متوقف نشده است. دادههای کشتیرانی نشان میدهد تردد نفتکشها نسبت به دوره اوج تنشها افزایش یافته و بخشی از جریان صادرات در حال بازگشت است. این موضوع نشان میدهد بازار هنوز تنگه هرمز را مسیر بسته تلقی نمیکند، اما فعالیت تجاری در شرایطی انجام میشود که هر سفر دریایی نیازمند ارزیابی دقیق ریسک، تأیید بیمه، برنامهریزی امنیتی و بررسی آخرین تحولات سیاسی است. چنین شرایطی امکان ادامه تجارت را فراهم میکند، اما هزینه و پیچیدگی عملیات را نسبت به وضعیت عادی افزایش میدهد.
حمله به کشتی در نزدیکی عمان نیز درست در زمانی رخ داد که امیدها برای بازگشت اعتماد به مسیر دریایی در حال افزایش بود. برای مالکان کشتی، پرسش اصلی تنها باز بودن مسیر نیست، بلکه این است که آیا کشتی میتواند بدون آسیب، توقیف، تغییر مسیر یا برخورد امنیتی از منطقه عبور کند یا خیر. برای صاحبان کالا نیز مسئله گستردهتر است؛ زیرا حتی اگر محموله هدف حمله قرار نگیرد، هرگونه تأخیر در حرکت کشتی میتواند اجرای تعهدات تجاری را مختل کند. در تجارت قیر که بسیاری از محمولهها مستقیماً به پروژههای عمرانی وابسته هستند، قابلیت اطمینان در تحویل بخشی از ارزش تجاری محصول محسوب میشود.
بیمه احتمالاً نخستین بخشی خواهد بود که پیامدهای این شرایط را به صادرکنندگان و خریداران منتقل میکند. افزایش حق بیمه جنگ و سایر هزینههای مرتبط با ریسک دریایی ممکن است حتی پیش از ایجاد اختلال واقعی در عرضه رخ دهد. در چنین وضعیتی، مالکان کشتی کرایه بیشتری مطالبه میکنند، شرکتهای بیمه شرایط سختگیرانهتری اعمال میکنند و خریداران با افزایش هزینه نهایی واردات روبهرو میشوند. برای قیر که حمل، نگهداری و بارگیری آن به برنامهریزی دقیق نیاز دارد، افزایش ریسک دریایی انعطافپذیری کل زنجیره تأمین را کاهش میدهد.
از نگاه منطقهای نیز موضوع اهمیت زیادی دارد. صادرکنندگان خلیج فارس به این وابستهاند که زیرساختهای دریایی منطقه همچنان قابل اعتماد باقی بمانند. هرگونه ابهام در تنگه هرمز میتواند کشورها و شرکتها را به سمت استفاده بیشتر از انبارهای ذخیره، مسیرهای زمینی، منابع جایگزین یا افزایش موجودی کالا سوق دهد. با این حال، هیچیک از این گزینهها ساده یا کمهزینه نیستند. بسیاری از خریداران قیر همچنان خلیج فارس را به دلیل ظرفیت تولید، روابط تجاری تثبیتشده و دسترسی مناسب، یکی از مهمترین مراکز تأمین خود میدانند. بنابراین، ادامه نااطمینانی احتمالاً صادرات منطقه را متوقف نخواهد کرد، اما شیوه خرید و مدیریت ریسک را تغییر خواهد داد.
برای دولتها و سازمانهای راهسازی نیز این وضعیت پیامدهای عملی دارد. اجرای پروژههای عمرانی به دسترسی پایدار به مصالح وابسته است. اگر ارسال محمولههای قیر با تأخیر مواجه شود، تولید آسفالت کاهش مییابد، برنامه زمانی پروژهها جابهجا میشود و هزینه اجرای طرحها افزایش پیدا میکند. کشورهایی که واردکننده قیر هستند، حتی اگر مستقیماً در تحولات سیاسی خلیج فارس نقشی نداشته باشند، ممکن است از طریق افزایش هزینه حمل، بیمه و تأخیر در تحویل کالا با پیامدهای آن روبهرو شوند.
آنچه اکنون در تنگه هرمز مشاهده میشود، نشان میدهد امنیت این آبراه دیگر تنها یک موضوع ژئوپلیتیکی نیست، بلکه به مسئلهای اساسی در مدیریت زنجیره تأمین و حملونقل دریایی تبدیل شده است. مخالفت ایران با طرح مورد حمایت سازمان ملل، توجهها را بیش از گذشته به موضوع حاکمیت، هماهنگی و کنترل عبور کشتیها معطوف کرده است. توقف برنامه سازمان بینالمللی دریانوردی پس از حمله به کشتی در نزدیکی عمان نیز نشان داد حتی ابتکارهای بینالمللی زمانی موفق خواهند بود که از پشتوانه امنیتی قابل اتکا برخوردار باشند. با وجود ادامه تردد کشتیها، فضای فعالیت تجاری همچنان با احتیاط و ارزیابی مداوم ریسک همراه است.
برای صنعت قیر، مهمترین پیام این تحولات روشن است؛ قابلیت اطمینان در حملونقل دریایی اکنون به یکی از عناصر اصلی رقابتپذیری صادرات تبدیل شده است. کیفیت محصول، قیمت و ظرفیت تولید همچنان اهمیت دارند، اما خریداران بیش از گذشته به این توجه میکنند که آیا محموله میتواند بدون وقفه، با پوشش بیمه مناسب و در زمان مقرر به مقصد برسد یا خیر. تا زمانی که وضعیت تنگه هرمز به ثبات کامل نرسد، صادرکنندگان قیر در خلیج فارس و مشتریان آنها ناچار خواهند بود علاوه بر شرایط بازار، ریسکهای امنیتی مرتبط با حملونقل دریایی را نیز در تصمیمهای تجاری خود لحاظ کنند.
