نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

اختلاف بر سر هرمز؛ از تهدید عوارض کشتی‌ها تا آینده صادرات نفت ایران

به گزارش دنیای نفت و قیر، تنگه هرمز اخیراً بار دیگر به یکی از مهم‌ترین موضوعات دیپلماتیک خاورمیانه تبدیل شده است. تازه‌ترین اختلاف‌ها درباره عبور کشتی‌ها از این آبراه، موضوعات امنیت منطقه‌ای، صادرات نفت، بیمه دریایی و کالاهای وابسته به پالایشگاه‌ها از جمله قیر را در یک پرونده مشترک قرار داده است. برای صادرکنندگان خلیج فارس و کشورهایی که برای توسعه زیرساخت‌های خود به واردات وابسته هستند، مسئله دیگر تنها به جریان نفت خام محدود نمی‌شود. هرگونه ابهام درباره تردد کشتی‌ها از هرمز اکنون زنجیره‌ای از پیامدها را برای خوراک پالایشگاه‌ها، فرآورده‌های نفتی، باقی‌مانده‌های سنگین پالایشی، حمل‌ونقل دریایی، زنجیره تأمین آسفالت و برنامه‌های راه‌سازی به همراه دارد. آنچه در روزهای اخیر اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده این است که موضوع دسترسی به هرمز دیگر صرفاً یک مسئله امنیت دریایی نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با لبنان، معافیت‌های فروش نفت ایران، مذاکرات ایران و آمریکا و حتی احتمال وضع عوارض برای کشتی‌های تجاری تبدیل شده است.

موضوع جدیدی که توجه زیادی را به خود جلب کرده، پیوند مستقیم میان چند پرونده سیاسی است. بر اساس گزارش منتشرشده، یک منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده ایران اعلام کرده است که بازگشایی کامل تنگه هرمز به رعایت آتش‌بس در لبنان و همچنین صدور معافیت‌هایی برای فروش نفت ایران گره خورده است. اهمیت این موضع در آن است که سه موضوعی را که معمولاً جداگانه بررسی می‌شدند، در کنار یکدیگر قرار می‌دهد: وضعیت لبنان، جایگاه نفت ایران در بازار جهانی و آزادی کشتیرانی در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان. برای شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران، پالایشگاه‌ها و خریداران قیر، این مسئله به معنای اضافه شدن یک شرط سیاسی جدید به ریسکی است که پیش از این نیز محاسبه آن دشوار بود.

گزارش‌ها از مذاکرات اخیر نشان می‌دهد که این اختلاف در بستری گسترده‌تر از یک مناقشه دریایی در حال بررسی است. مقام‌های ارشد ایران و آمریکا در سوئیس درباره جزئیات یک توافق موقت گفت‌وگو کرده‌اند؛ توافقی که هدف آن جلوگیری از گسترش جنگ و کاهش تنش‌های منطقه‌ای عنوان شده است. در حالی که تهران اعلام کرده محدودیت‌های اعمال‌شده بر هرمز با حملات اسرائیل در لبنان مرتبط است، مقام‌های آمریکایی تأکید دارند که عبور کشتی‌های تجاری همچنان ادامه دارد. همین اختلاف برداشت، یکی از مهم‌ترین نکات برای فعالان بازار انرژی و حمل‌ونقل محسوب می‌شود. از دید ایران، دسترسی به هرمز به برخی شرایط سیاسی وابسته شده است، در حالی که از نگاه آمریکا، مسیر دریایی همچنان فعال است و کشتی‌ها به تردد خود ادامه می‌دهند.

یکی دیگر از نکات تازه، ماهیت خود مذاکرات است. گفت‌وگوهای سوئیس صرفاً ارتباطات معمول دیپلماتیک یا پیام‌رسانی غیررسمی نبوده‌اند، بلکه مقام‌های ارشد دو طرف در آن حضور داشته‌اند و درباره نحوه اجرای توافق‌های احتمالی رایزنی کرده‌اند. همچنین گزارش‌ها از نقش کشورهایی مانند قطر و پاکستان در فضای مذاکرات حکایت دارد. این موضوع برای بازارهای کالایی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بحث دیگر تنها احتمال وقوع یک حادثه نظامی در دریا نیست، بلکه امکان دارد شرایط دسترسی به آبراه، صادرات نفت و تجارت کالاهای مرتبط با پالایشگاه‌ها بخشی از یک توافق سیاسی گسترده‌تر شود.

موضوع تازه دیگری که به این پرونده اضافه شده، بحث عوارض عبور از هرمز است. طبق گزارش‌های منتشرشده، در برخی پیشنهادهای مطرح‌شده، دوره‌ای از عبور بدون عوارض برای کشتی‌ها در نظر گرفته شده است. در مقابل، دونالد ترامپ هشدار داده که اگر توافق نهایی با ایران در بازه زمانی موردنظر حاصل نشود، آمریکا ممکن است دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری را بررسی کند. همچنین برخی گزارش‌ها از مطرح شدن طرحی با عنوان «فرشته نگهبان» برای دریافت هزینه از کشتی‌های عبوری خبر داده‌اند. این مسئله از نظر تجاری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تاکنون هرمز عمدتاً از منظر امنیتی، نظامی و بیمه‌ای مورد توجه قرار می‌گرفت و ورود بحث عوارض می‌تواند نوع جدیدی از هزینه را به اقتصاد حمل‌ونقل دریایی اضافه کند.

برای صنعت قیر، این تحولات صرفاً اخبار سیاسی نیستند. قیر به پالایش نفت، فرآوری نفت خام سنگین، مدیریت ته‌مانده‌های پالایشی، حمل‌ونقل دریایی و تقاضای زیرساختی وابستگی مستقیم دارد. هر زمان که جابه‌جایی محموله‌ها در خلیج فارس با ابهام روبه‌رو شود، پیامدهای آن می‌تواند در بخش‌های مختلف زنجیره تأمین دیده شود. کشتی‌ها ممکن است با زمان انتظار بیشتر مواجه شوند، هزینه‌های بیمه جنگی افزایش یابد، شرایط اجاره کشتی تغییر کند یا مدارک بیشتری برای حمل محموله‌ها درخواست شود. کشورهایی در جنوب آسیا، شرق آفریقا، جنوب شرق آسیا و اقیانوسیه که بخشی از نیاز خود را از عرضه‌کنندگان خلیج فارس تأمین می‌کنند، ناچار خواهند بود درباره پایداری برنامه‌های تأمین خود بازنگری کنند.

نگرانی اصلی برای بازار قیر الزاماً کمبود مطلق کالا نیست. نگرانی واقعی می‌تواند نابرابری در دسترسی باشد. ممکن است بخشی از محموله‌ها بدون مشکل حرکت کنند، در حالی که محموله‌های دیگر با تأخیر روبه‌رو شوند. برخی فروشندگان شاید بتوانند فضای حمل دریایی مورد نیاز خود را تأمین کنند، اما دیگران با محدودیت مواجه شوند. در چنین شرایطی، برخی خریداران کالا را طبق برنامه دریافت خواهند کرد و برخی دیگر ناچار به خرید فوری از بازار یا جست‌وجوی منابع جایگزین می‌شوند. به همین دلیل یک رویداد سیاسی واحد می‌تواند نتایج متفاوتی برای کشورهای مختلف و شرکت‌های مختلف به همراه داشته باشد.

هند یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این وضعیت است. برنامه‌های گسترده راه‌سازی این کشور به دسترسی مستمر به قیر وابسته است و هرگونه اختلال در عرضه خاورمیانه می‌تواند به سرعت به مسئله‌ای عمرانی تبدیل شود. اگر ریسک حمل‌ونقل افزایش یابد، پیمانکاران و نهادهای مسئول راه‌سازی ممکن است ناچار شوند موجودی انبارها را افزایش دهند، برنامه‌های خرید را تغییر دهند یا به دنبال تأمین‌کنندگان جدید باشند. در چنین شرایطی مسئله تنها قیمت نیست؛ زمان تحویل، قابلیت اطمینان قراردادها و امکان ادامه عملیات اجرایی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

برای صادرکنندگان خلیج فارس نیز این وضعیت پرسش‌های جدیدی ایجاد کرده است. اگر دسترسی به هرمز به موضوعاتی مانند معافیت‌های نفتی یا توافق‌های سیاسی گره بخورد، فروشندگان محصولات پالایشی باید اطمینان بیشتری به خریداران خود ارائه دهند. این موضوع می‌تواند شامل بازنگری در بندهای شرایط حمل، هزینه‌های دموراژ، حوادث خارج از کنترل و شفافیت بیشتر در رهگیری کشتی‌ها باشد. فروشندگانی که بتوانند وضعیت محموله، بندر و حمل‌ونقل را با دقت بیشتری مستند کنند، در بازاری که خریداران به دنبال کاهش ریسک هستند، موقعیت بهتری خواهند داشت.

بعد دیگر ماجرا به بیمه و کرایه حمل مربوط می‌شود. حتی اگر کشتی‌ها همچنان از هرمز عبور کنند، وجود ادعاهای متناقض درباره وضعیت آبراه می‌تواند ارزیابی ریسک را تغییر دهد. شرکت‌های بیمه و مالکان کشتی تنها به این موضوع نگاه نمی‌کنند که یک کشتی در یک روز مشخص از آبراه عبور کرده یا نه؛ آنها همچنین بیانیه‌های سیاسی، هشدارهای نظامی، اطلاعیه‌های دریانوردی و احتمال تشدید ناگهانی تنش‌ها را نیز در نظر می‌گیرند. در نتیجه، افزایش هزینه‌های بیمه می‌تواند بهای نهایی حمل محصولات سنگینی مانند قیر را با نوسان بیشتری همراه کند.

مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که تردد کشتی‌ها در هرمز ادامه دارد و جریان انتقال نفت و فرآورده‌های نفتی همچنان فعال است. این آمارها تا حدی در مقابل ادعای بسته بودن هرمز قرار می‌گیرند و نشان می‌دهند حرکت فیزیکی محموله‌ها به طور کامل متوقف نشده است. با این حال، برای برنامه‌ریزی خرید و تأمین کالا، خودِ اختلاف سیاسی نیز اهمیت دارد. یک آبراه فعال که درباره وضعیت آن اختلاف نظر وجود دارد، با یک محیط حمل‌ونقل کاملاً باثبات یکسان نیست.

اهمیت تحولات اخیر در این نیست که هرمز ناگهان مهم شده باشد؛ این آبراه همواره یکی از نقاط کلیدی تجارت جهانی انرژی بوده است. اهمیت موضوع در این است که اکنون دسترسی به هرمز، فروش نفت ایران، تعهدات امنیتی مرتبط با لبنان و احتمال وضع عوارض برای کشتی‌ها همگی در یک فضای دیپلماتیک مشترک مورد بحث قرار گرفته‌اند. برای نفت خام، این موضوع بر انتظارات صادراتی اثر می‌گذارد و برای بازار قیر به معنای تغییر در سطح اطمینان نسبت به عرضه، برنامه‌ریزی حمل، شرایط قراردادها و انتخاب منابع تأمین است.

خریداران قیر باید این تحولات را هشداری برای تقویت مفاد قراردادهای خود تلقی کنند. قراردادهایی که تنها به گرید، حجم و ماه حمل اشاره دارند، ممکن است در دوره‌های حساس سیاسی کافی نباشند. بندهای مربوط به تأخیر بندری، جایگزینی کشتی، هزینه‌های بیمه اضافی، زمان‌بندی پرداخت، بازرسی محموله و تعهدات تحویل احتمالاً اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد.