به گزارش دنیای نفت و قیر، ارسال نفت خام از ذخایر راهبردی آمریکا به فیلیپین، بازار جهانی انرژی را در موقعیتی حساستر قرار داده است، بهویژه برای آسیا و خاورمیانه؛ زیرا این اقدام نشان میدهد ذخایر اضطراری دیگر فقط ابزاری برای کنترل قیمت داخلی آمریکا نیستند و اکنون در پاسخ به اختلال در تجارت دریایی جهانی نیز به کار گرفته میشوند. این محموله شامل نفت خام بارگیریشده از سایت ذخیرهسازی برایان ماوند و تگزاس است و به سمت باتان و فیلیپین حرکت میکند. این نخستین ارسال نفت خام از ذخایر اضطراری آمریکا به آسیا از نوامبر ۲۰۲۲ است و در شرایطی انجام میشود که پالایشگاههای آسیایی به دنبال جایگزینهایی برای نفت خاورمیانه هستند؛ آن هم در دورهای که تنگه هرمز از نظر عبور نفتکشها، بیمه حملونقل و زمانبندی تحویل محمولهها در معرض ریسک جدی قرار دارد.
پیام فوری این اقدام برای بازار روشن است. واشنگتن آماده است از ذخایر راهبردی نه فقط برای کاهش فشار سوخت در داخل، بلکه برای حمایت از اقتصادهای شریک و متحد خود که به واردات نفت وابستهاند استفاده کند. برای آسیا، این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا بخش بزرگی از نفت وارداتی این منطقه از مسیرهای خلیج فارس عبور میکند و ظرفیت تحمل اختلال طولانیمدت محدود است. برای خاورمیانه نیز این محموله یک هشدار است؛ اگر جریان نفت از خلیج فارس برای مدت طولانی مختل شود، خریداران آسیایی با سرعت بیشتری به سمت تنوعبخشی به منابع خود میروند، حتی اگر محمولههای جایگزین گرانتر، دورتر یا از نظر فنی برای پالایشگاهها دشوارتر باشند.
نفت در حال حرکت به سمت فیلیپین نشان میدهد ذخایر اضطراری میتوانند همزمان پیام تجاری و دیپلماتیک داشته باشند. فیلیپین معمولاً مقصد بزرگ نفت خام آمریکا نیست و پالایشگاههای این کشور بیشتر به عرضه خاورمیانه وابسته بودهاند. بنابراین، محمولهای از ذخایر اضطراری آمریکا فقط یک معامله معمولی نیست. این اقدام به دولتهای آسیایی نشان میدهد که واشنگتن میتواند در زمان افزایش تنش، نفت را وارد شبکه عرضه منطقهای کند. همچنین به صادرکنندگان خلیج فارس یادآوری میکند که جایگاه قدیمی آنها در خرید آسیایی دیگر فقط با نزدیکی جغرافیایی حفظ نمیشود.
کاهش ذخایر راهبردی آمریکا چشمانداز پیچیدهتری برای فروشندگان آمریکایی ایجاد میکند. تولیدکنندگان تگزاس، سواحل خلیج مکزیک و میدانهای فراساحلی ممکن است از رشد تقاضای صادراتی سود ببرند، زیرا خریداران خارجی به دنبال نفت جایگزین هستند. نفت آمریکا زمانی مهمتر میشود که مسیرهای حملونقل خاورمیانه بیثبات باشد، بهخصوص برای پالایشگاههایی که به قراردادهای مطمئن و برنامه بارگیری قابل پیشبینی نیاز دارند. پایانههای صادراتی، مالکان نفتکش، شرکتهای تجاری و مجموعههای لجستیکی نیز میتوانند از افزایش جریان محمولهها به اروپا، مدیترانه و آسیا سود بیشتری ببرند. با این حال، این منفعت بدون ریسک نیست. ذخایر اضطراری کمتر یعنی حاشیه امنیت دولت آمریکا در برابر بحران بعدی، مانند طوفان، توقف پالایشگاهی، اختلال خط لوله یا شوک ژئوپلیتیک جدید، کاهش مییابد.
برای خریداران آمریکایی، بهویژه پالایشگاهها و توزیعکنندگان سوخت، برداشت از ذخایر نگرانی متفاوتی ایجاد میکند. اگر نفت بیشتری از ذخایر اضطراری خارج شود و وارد مسیر صادراتی شود، عرضه داخلی ممکن است در کوتاهمدت مناسب به نظر برسد، اما حاشیه اطمینان کمتر خواهد شد. پالایشگاهها ممکن است با رقابت قیمتی شدیدتری روبهرو شوند، زیرا خریداران خارجی حاضرند برای نفت آمریکا بهای بالاتری بپردازند. توزیعکنندگان سوخت نیز باید قیمت عمدهفروشی بنزین، گازوئیل و سوخت جت را با دقت بیشتری دنبال کنند، چون برداشت از ذخایر میتواند برای مدتی قیمتها را آرام کند، اما جایگزین دائمی عرضه عادی نیست. مصرفکنندگان صنعتی و بخشهای مرتبط با ساختوساز نباید تصور کنند که ذخایر راهبردی میتواند هزینه انرژی را در کل فصل اوج تقاضای تابستان ثابت نگه دارد.
پالایشگاهها و فروشندگان نفت آمریکا باید با انضباط عمل کنند، نه با رفتارهای تهاجمی و سفتهبازانه. مشتریان بلندمدت در آسیا و اروپا بیش از هر چیز به قابلیت اتکا، مشخصات شفاف کیفیت و اطمینان از تحویل اهمیت میدهند. فروشندگان باید ظرفیت حمل را زودتر تثبیت کنند، شرایط بیمه را پیش از معرفی محموله روشن کنند و از تعهد بیش از حد بر پایه برنامههای نامطمئن برداشت دولتی پرهیز کنند. پالایشگاهها باید انعطاف سبد خوراک خود را بررسی کنند، گزارشدهی موجودی را تقویت کنند و برای اختلاف قیمت بیشتر میان نفت سبک، نفت سنگین، نفت شیرین و نفت ترش آماده باشند. آنها نباید راهبرد قیمتگذاری خود را بر این فرض بنا کنند که ذخایر راهبردی میتواند بارها بدون مقاومت سیاسی یا محدودیت عملیاتی برداشت شود.
برای خریداران آسیایی، این محموله هم خبر آرامشبخش است و هم هشدار. از یک سو ثابت میکند نفت جایگزین در دسترس است. از سوی دیگر نشان میدهد خرید اضطراری در حال تبدیل شدن به بخشی از برنامهریزی عادی است. پالایشگاههای فیلیپین، هند، کره جنوبی، ژاپن و جنوب شرق آسیا ممکن است پرسوجو برای نفت آمریکا، نفت غرب آفریقا و عرضه آمریکای لاتین را افزایش دهند. اما جابهجایی منبع عرضه ساده نیست. پالایشگاهها بر اساس کیفیت مشخص نفت، سطح گوگرد، بازده فرآوردهها و میزان مواد باقیمانده طراحی شدهاند. حرکت ناگهانی از نفت ترش خاورمیانه به ترکیبی از نفت آمریکا میتواند حاشیه سود پالایش، تولید سوخت، دسترسی به وکیوم باتوم و اقتصاد تولید قیر را تحت تأثیر قرار دهد.
اینجاست که بازار قیر مستقیماً وارد موضوع میشود. عرضه قیر به ساختار پالایشگاه، جریان مواد باقیمانده و انتخاب نوع نفت خام وابسته است. اگر پالایشگاههای آسیایی برای کاهش وابستگی به مسیر هرمز، خوراک خود را عوض کنند، حجم و کیفیت مواد باقیمانده در دسترس برای تولید قیر نیز عوض میشود. پیمانکاران راهسازی، واردکنندگان و توزیعکنندگان ممکن است با عرضه محدودتر، گریدهای متفاوت، هزینه حمل بالاتر و اعتبار زمانی کوتاهتر برای قیمتها روبهرو شوند. در کشورهایی با پروژههای بزرگ زیرساختی مانند هند، اندونزی، ویتنام و فیلیپین، حتی اختلال محدود در تأمین قیر میتواند برنامه آسفالتریزی، قیمت مناقصهها و سود پیمانکاران را تحت فشار قرار دهد.
خریداران آسیایی نباید محمولههای اضطراری نفت را راهحل کامل بدانند. آنها باید منابع نفت خام را متنوع کنند، اما پیش از خرید گسترده باید سازگاری فنی نفت با پالایشگاه را آزمایش کنند. قراردادهای قیر باید زودتر بسته شود، پنجرههای تحویل انعطافپذیرتر باشد و برای گریدهای مهم ذخیرهسازی بیشتری در نظر گرفته شود. واردکنندگان باید بیمه حمل، ازدحام بندری، شرایط اعتبار اسنادی و ریسک ارزی را دقیقتر بررسی کنند. آنها نباید به محمولههای لحظه آخری در بازار نقدی تکیه کنند، خرید را در فصل ساختوساز عقب بیندازند یا فرض کنند عرضه خاورمیانه پس از عبور یک یا دو نفتکش از هرمز سریعاً عادی میشود.
فروشندگان و پالایشگاههای آسیایی نیز باید تصمیمهای محتاطانه بگیرند. قیمتهای بالاتر منطقهای میتواند سود را افزایش دهد، اما عرضه نامطمئن نفت خام اعتماد عملیاتی را کاهش میدهد. فروشندگان فرآوردههای نفتی و قیر باید با تعهدات واقعبینانه رابطه خود با مشتریان را حفظ کنند، نه اینکه از ابهام بازار برای دریافت قیمتهای غیرقابل دوام استفاده کنند. آنها باید درباره تاریخ بارگیری، تغییر احتمالی مشخصات و تأخیرهای احتمالی شفاف باشند. پنهان کردن تغییرات کیفی ناشی از تغییر خوراک از خریداران اشتباه است، چون پروژههای راهسازی و مصرفکنندگان صنعتی به عملکرد قابل پیشبینی نیاز دارند. در تجارت قیر، از دست رفتن اعتماد میتواند از یک تخفیف کوتاهمدت پرهزینهتر باشد.
این وضعیت بازار حملونقل و بیمه را نیز درگیر میکند. وقتی نفت اضطراری از محل ذخیرهسازی آمریکا به مقصدهای آسیایی میرود، دسترسی به نفتکش، مدت سفر و حق بیمه اهمیت بیشتری پیدا میکند. مسیر طولانیتر از ساحل خلیج مکزیک آمریکا به آسیا، هزینه حمل بالاتری نسبت به مسیر سنتی خلیج فارس به آسیا دارد. اگر ریسک هرمز بالا بماند، خریداران ممکن است این هزینه را برای حفظ امنیت عرضه بپذیرند، اما قیمت نهایی نفت و فرآوردهها افزایش خواهد یافت. این هزینه میتواند وارد قیمت آسفالت، مواد عایقکاری، سوخت صنعتی، سوخت دریایی و سوخت هوایی شود. دولتها ممکن است بعداً زیر فشار قرار بگیرند تا یارانه سوخت بدهند، مالیاتها را تنظیم کنند یا بودجه پروژههای عمومی را عقب بیندازند.
برای سیاستگذاران، کاهش ذخایر اضطراری یک دوراهی مهم ایجاد میکند. آزادسازی نفت میتواند بازار را آرام کند و از متحدان حمایت کند، اما برداشت بیش از حد، بیمه ملی در برابر شوکهای آینده را کاهش میدهد. آمریکا باید میان اعتبار بینالمللی و امنیت انرژی داخلی تعادل برقرار کند. دولتهای آسیایی نیز باید تصمیم بگیرند که آیا ذخایر تجاری بزرگتر بسازند، ذخایر دولتی را افزایش دهند یا با ابزارهای مالی از واردکنندگان حمایت کنند. کشورهای واردکننده سوخت باید شفافیت ذخایر را بهبود دهند، با پالایشگاهها هماهنگ باشند و از مداخلههای ناگهانی که انگیزه ذخیرهسازی بخش خصوصی را کاهش میدهد دوری کنند. کنترل قیمتی ناگهانی بدون توجه به انگیزه عرضه میتواند کمبود را شدیدتر کند.
بازار گستردهتر باید در صورت ادامه برداشت از ذخایر، نوسان بیشتری را انتظار داشته باشد. شاخصهای نفت خام فقط به درگیریها و حرکت نفتکشها واکنش نشان نخواهند داد، بلکه به دادههای هفتگی موجودی، اعلام برنامه برداشت از ذخایر، قراردادهای حمل و نرخ فعالیت پالایشگاهها نیز حساستر میشوند. معاملهگران میان نفت موجود و نفت قابل اتکا تفاوت خواهند گذاشت. این تفاوت اکنون بسیار مهم است. ممکن است نفتی در مخزن وجود داشته باشد، اما اگر برای رسیدن به مقصد نیازمند مسیر طولانی، تأمین مالی پیچیده، بیمه گران و تنظیمات پالایشگاهی باشد، با محمولهای نزدیک در مسیر امن ارزش عملیاتی یکسان ندارد.
ارسال نفت به فیلیپین به این معنا نیست که آسیا مشکل عرضه خود را حل کرده است. این یعنی لجستیک اضطراری فعال شده، چون جریان عادی تجارت تحت فشار قرار دارد. برای بازار نفت، این نشانهای است که امنیت عرضه دوباره در هر تصمیم تجاری قیمتگذاری میشود. برای بخش قیر، یعنی انتخاب خوراک، توازن مواد باقیمانده، هزینه حمل و ریسک پرداخت بیش از تقاضای فصلی معمول بر قیمتها اثر خواهد گذاشت. مرحله بعد زمانی روشنتر خواهد شد که عبور از هرمز ثبات و قابلیت پیشبینی بیشتری پیدا کند، برداشتهای آمریکا مسیر مشخصی داشته باشد و پالایشگاههای آسیایی بتوانند نفت موردنیاز را بدون فشار تازه بر بازار فرآوردههای پاییندستی تأمین کنند.
