نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

جنگ یا دیپلماسی؟ چگونه ابهام در تنگه هرمز صنعت انرژی را مختل کرد؟

به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات رخ‌داده در خلیج فارس و تنگه هرمز در هفته‌های پایانی ماه مه ۲۰۲۶ به یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه شرکت‌های انرژی، اپراتورهای حمل‌ونقل دریایی، پالایشگاه‌ها، پیمانکاران پروژه‌های عمرانی و صادرکنندگان قیر تبدیل شده است. در حالی که تماس‌های دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن امیدها را نسبت به جلوگیری از یک رویارویی نظامی گسترده افزایش داده، ابهام موجود درباره امنیت مسیرهای دریایی همچنان بر تصمیم‌گیری‌های تجاری در بخش انرژی تأثیر می‌گذارد. پیامدهای این وضعیت تنها به بازار نفت خام محدود نیست و بر برنامه‌ریزی نفتکش‌ها، فعالیت پالایشگاه‌ها، زنجیره تأمین محصولات پتروشیمی، هزینه‌های بیمه، پروژه‌های زیرساختی و حمل محموله‌های قیر به بازارهای آسیا، آفریقا و اروپا نیز اثر گذاشته است.

گفت‌وگوهای اخیر درباره احتمال تمدید آتش‌بس موجود تا حدودی از نگرانی بازارهای جهانی کاسته است. با این حال، شرکت‌های کشتیرانی همچنان در حال ارزیابی ریسک‌های عملیاتی مرتبط با یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان هستند. تنگه هرمز همچنان مسیر اصلی صادرات بخش بزرگی از تولید نفت خاورمیانه به شمار می‌رود و در عین حال راه حیاتی انتقال فرآورده‌های نفتی، محصولات پتروشیمی و محموله‌های قیر محسوب می‌شود. هرگونه اختلال، حتی اگر کوتاه‌مدت باشد، بلافاصله توجه دولت‌ها، بازرگانان، شرکت‌های لجستیکی و صنایع وابسته به عرضه پایدار انرژی را به خود جلب می‌کند.

کارشناسان حوزه انرژی معتقدند رویدادهای ماه‌های اخیر نشان داده‌اند که نگرانی‌های امنیتی در منطقه خلیج فارس تا چه اندازه می‌تواند جریان تجارت فیزیکی کالاها را تحت تأثیر قرار دهد. مالکان نفتکش‌ها ناچار شده‌اند برنامه‌های حرکت کشتی‌ها را بازنگری کنند، راهبردهای حمل‌ونقل خود را تغییر دهند و سطح ریسک فعالیت‌هایشان را مجدداً ارزیابی کنند. حق بیمه کشتی‌هایی که وارد آب‌های حساس منطقه می‌شوند نیز متناسب با شرایط امنیتی دچار نوسان شده است. اگرچه حمل‌ونقل دریایی متوقف نشده، اما بسیاری از شرکت‌ها تا زمانی که تصویر روشن‌تری از وضعیت منطقه به دست نیاورند، نسبت به تعهدات بلندمدت احتیاط خواهند کرد.

در پس‌زمینه این تحولات، گزارش‌ها و ارزیابی‌های منتشرشده در هفته‌های اخیر از افزایش تنش‌های نظامی مستقیم و غیرمستقیم میان ایالات متحده و ایران، از جمله ادعاهایی درباره حملات محدود به برخی اهداف و زیرساخت‌های مرتبط با جنوب ایران و همچنین اقدامات متقابل از سوی ایران، حکایت داشته‌اند. اگرچه جزئیات عملیاتی، دامنه خسارات و ابعاد دقیق پاسخ‌ها در بسیاری موارد همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و از سوی منابع مختلف به‌صورت متفاوت روایت شده است، همین سطح از تنش برای افزایش ریسک ادراک‌شده در خلیج فارس و تنگه هرمز کافی بوده و بر محاسبات شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران، معامله‌گران انرژی و صادرکنندگان منطقه اثر گذاشته است.

تأثیر این شرایط بر صنعت نفت قابل توجه بوده است. شبکه‌های پالایشی در مناطق مختلف جهان تحت فشار ناشی از نااطمینانی‌های ژئوپلیتیکی قرار گرفته‌اند. فعالان بازار به دقت تحولات مرتبط با صادرات نفت خام، حاشیه سود پالایش و دسترسی به فرآورده‌های نفتی را دنبال می‌کنند. حتی در شرایطی که تولید فیزیکی نفت به طور کامل مختل نشده باشد، خودِ نااطمینانی می‌تواند بر تصمیمات سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی عملیاتی تأثیر بگذارد. شرکت‌هایی که زیرساخت‌های بزرگ انرژی را مدیریت می‌کنند، همواره به دنبال پیش‌بینی‌پذیری هستند و رخدادهای اخیر این قابلیت را تا حدی کاهش داده است.

برای صنعت انرژی ایران، حفظ تداوم صادرات به یک اولویت راهبردی تبدیل شده است. مقام‌های مسئول بارها بر پایداری تأسیسات تولید و پایانه‌های صادراتی با وجود تنش‌های منطقه‌ای تأکید کرده‌اند. بخش‌های کلیدی صنعت انرژی همچنان در حال فعالیت هستند، هرچند ناظران صنعت معتقدند الزامات امنیتی بیشتر، پیچیدگی عملیات را افزایش داده است. در چنین شرایطی، برنامه‌ریزی صادرات نیازمند هماهنگی نزدیک‌تر میان شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی، اپراتورهای پایانه‌ها، شرکت‌های بیمه و خریداران شده است.

صادرکنندگان منطقه خلیج فارس نیز به همین دلیل شرایط دریایی را با دقت دنبال می‌کنند. محموله‌های قیر معمولاً از همان مسیرهایی عبور می‌کنند که برای انتقال فرآورده‌های نفتی و نفت خام مورد استفاده قرار می‌گیرد. در نتیجه، نگرانی‌ها درباره ایمنی دریانوردی، هزینه‌های بیمه و دسترسی به کشتی‌ها مستقیماً بر برنامه‌ریزی تجاری صنعت قیر اثر می‌گذارد. گزارش‌ها نشان می‌دهد خریداران بیش از گذشته به قابلیت اطمینان تحویل کالا و شرایط حمل‌ونقل هنگام مذاکره قراردادها توجه می‌کنند.

صنعت حمل‌ونقل دریایی در مجموع توانسته است با وجود شرایط پیچیده به فعالیت خود ادامه دهد. شرکت‌های بزرگ همچنان کالاهای خود را از طریق آب‌های خلیج فارس جابه‌جا می‌کنند که این موضوع نشان‌دهنده اعتماد نسبی به تدابیر مدیریت ریسک موجود است. با این حال، ادامه فعالیت به معنای نبود خطر نیست. مدیران شرکت‌های کشتیرانی همچنان تحرکات نظامی، مذاکرات سیاسی و هشدارهای امنیت دریایی را به دقت زیر نظر دارند. این صنعت به فعالیت در شرایط پرتنش عادت کرده است، اما تداوم نااطمینانی در نهایت بر هزینه‌ها و برنامه‌های سرمایه‌گذاری اثر می‌گذارد.

در حال حاضر چند سناریوی احتمالی از سوی اقتصاددانان انرژی و متخصصان حمل‌ونقل دریایی مورد بررسی قرار گرفته است. سناریوی نخست بر کاهش تدریجی تنش‌ها استوار است. در این وضعیت، مذاکرات سیاسی ادامه پیدا می‌کند، امنیت دریایی بهبود می‌یابد، هزینه‌های بیمه کاهش پیدا می‌کند و اعتماد تجاری تقویت می‌شود. صادرات نفت با اختلال کمتری ادامه خواهد یافت، نرخ بهره‌برداری پالایشگاه‌ها افزایش پیدا می‌کند و تجارت قیر نیز از ثبات بیشتر در بخش حمل‌ونقل بهره‌مند خواهد شد. پیمانکاران پروژه‌های عمرانی نیز از چنین شرایطی استقبال خواهند کرد، زیرا امکان برنامه‌ریزی بلندمدت برای تأمین مواد مورد نیاز را فراهم می‌کند.

سناریوی دوم بر تداوم نااطمینانی بدون وقوع تشدید قابل توجه تنش‌ها استوار است. در این حالت، حمل‌ونقل دریایی ادامه پیدا می‌کند اما تحت تدابیر امنیتی گسترده‌تر. حق بیمه در سطح بالاتری باقی می‌ماند، هزینه‌های حمل‌ونقل دچار نوسان می‌شود و شرکت‌ها برنامه‌های جایگزین خود را حفظ می‌کنند. صادرات انرژی ادامه خواهد یافت اما بهره‌وری عملیاتی به سطح مطلوب نخواهد رسید. بسیاری از تحلیلگران این سناریو را محتمل‌ترین گزینه می‌دانند زیرا با الگوی مشاهده‌شده در بسیاری از دوره‌های گذشته منطقه همخوانی دارد.

سناریوی سوم شامل اختلال دوباره در تردد دریایی از طریق تنگه هرمز است. هرچند در حال حاضر بسیاری از کارشناسان آن را سناریوی اصلی نمی‌دانند، اما نمی‌توان احتمال وقوع آن را نادیده گرفت. هرگونه اختلال قابل توجه در حرکت کشتی‌ها می‌تواند فوراً صادرات نفت خام، فرآورده‌های نفتی، تجارت محصولات پتروشیمی و حمل محموله‌های قیر را تحت تأثیر قرار دهد. کشورهای واردکننده احتمالاً به دنبال منابع جایگزین خواهند رفت و بازار حمل‌ونقل دریایی با نوسانات شدید روبه‌رو خواهد شد.

پیامدهای این تحولات تنها به خاورمیانه محدود نمی‌شود. واردکنندگان اروپایی به دلیل وابستگی به جریان پایدار انرژی و مواد مورد نیاز پروژه‌های عمرانی، تحولات منطقه را با دقت دنبال می‌کنند. اقتصادهای آسیایی نیز به دلیل نیاز گسترده به انرژی و اجرای پروژه‌های بزرگ زیرساختی در معرض تأثیرات بیشتری قرار دارند. بسیاری از کشورهای آفریقایی که برای پروژه‌های راه‌سازی به واردات قیر متکی هستند نیز ممکن است از طریق افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و تأخیر در تحویل محموله‌ها تحت تأثیر قرار گیرند.

از دیدگاه راهبردی، رویدادهای اخیر بار دیگر اهمیت تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین را برجسته کرده است. شرکت‌ها بیش از گذشته بر تنوع‌بخشی منابع، مدیریت موجودی و انعطاف‌پذیری در بخش لجستیک تمرکز می‌کنند. امنیت انرژی دیگر صرفاً به میزان تولید نفت خام محدود نمی‌شود، بلکه به قابلیت اطمینان حمل‌ونقل دریایی، ظرفیت پالایشی، یکپارچگی صنایع پایین‌دستی و جریان مستمر محصولاتی وابسته است که توسعه اقتصادی به آنها نیاز دارد.

در روزهای پایانی مه ۲۰۲۶، چشم‌انداز کلی همچنان ترکیبی از امید و احتیاط است. پیشرفت‌های دیپلماتیک از نگرانی‌ها درباره یک رویارویی گسترده کاسته، اما نااطمینانی همچنان بر رفتار تجاری در بخش انرژی و حمل‌ونقل دریایی سایه انداخته است. تولیدکنندگان نفت، پالایشگاه‌ها، شرکت‌های کشتیرانی، توسعه‌دهندگان زیرساخت و صادرکنندگان قیر همگی در محیطی فعالیت می‌کنند که تحولات سیاسی و امنیتی به طور مستقیم بر تصمیمات اقتصادی آنها اثر می‌گذارد. هفته‌های آینده مشخص خواهد کرد که مذاکرات جاری می‌تواند زمینه ثبات بیشتر را فراهم کند یا شرایط پرریسک کنونی برای مدت طولانی‌تری ادامه خواهد یافت.