نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

بازی دوگانه ترامپ در خلیج فارس؛ از وعده توافق سازنده تا هشدار درگیری بی‌سابقه در تنگه هرمز!

به گزارش دنیای نفت و قیر، تازه‌ترین تحولات سیاسی و نظامی پیرامون تنگه هرمز، سطح جدیدی از نااطمینانی را وارد بازار جهانی نفت، قیر و حمل‌ونقل دریایی کرده است. اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره مذاکرات با ایران، آماده‌سازی بریتانیا برای عملیات مین‌روبی دریایی در نزدیکی هرمز، گفت‌وگوهای مرتبط با توافق‌های منطقه‌ای و افزایش نگرانی محافل امنیتی غربی و اسرائیلی، همگی باعث شده‌اند معامله‌گران انرژی، پالایشگاه‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل و صادرکنندگان قیر با موج تازه‌ای از نگرانی روبه‌رو شوند. در سراسر خاورمیانه و آسیا، بازارها اکنون فقط به عرضه نفت خام واکنش نشان نمی‌دهند، بلکه امنیت مسیرهای دریایی که ستون اصلی جابه‌جایی انرژی جهان محسوب می‌شوند نیز به عامل تعیین‌کننده‌ای تبدیل شده است.

تازه‌ترین پیام‌های سیاسی نشان می‌دهد مذاکرات نسبت به آنچه بسیاری از تحلیلگران در ماه‌های قبل تصور می‌کردند، پیشرفت بیشتری داشته است. ترامپ اعلام کرده گفت‌وگوها با ایران در «مسیر سازنده‌ای» قرار دارد، اما هم‌زمان هشدار داده که شکست مذاکرات می‌تواند به درگیری‌ای «بزرگ‌تر و شدیدتر» از بحران‌های قبلی منطقه منجر شود. هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره آماده‌سازی تجهیزات مین‌روبی بریتانیا در نزدیکی تنگه هرمز منتشر شده است. گفته می‌شود این تجهیزات شامل کشتی‌هایی مجهز به فناوری موقعیت‌یاب صوتی و پهپادهای دریایی هستند. همین مسئله این تصور را تقویت کرده که دولت‌های غربی وضعیت فعلی را یک مسئله واقعی امنیت عملیاتی می‌دانند، نه صرفاً یک پرونده دیپلماتیک.

واکنش بازار تقریباً فوری بوده است. معامله‌گران نفت در تلاش‌اند تشخیص دهند آیا مذاکرات فعلی واقعاً می‌تواند تنش‌های منطقه‌ای را کاهش دهد یا فقط یک وقفه موقت پیش از بازگشت بحران‌های نظامی است. هر نشانه‌ای از آرام‌تر شدن شرایط هرمز معمولاً باعث کاهش قیمت نفت می‌شود، زیرا بازار انتظار صادرات روان‌تر از خلیج فارس را پیدا می‌کند. با این حال، فضای انرژی همچنان محتاط باقی مانده، زیرا مسائل حل‌نشده مرتبط با تحریم‌ها، امنیت دریایی، حضور نظامی و ترتیبات منطقه‌ای همچنان پابرجاست.

برای بازار قیر، شرایط حتی حساس‌تر از نفت خام است. برخلاف بسیاری از فرآورده‌های نفتی، اقتصاد تجارت قیر به‌شدت وابسته به وضعیت حمل‌ونقل، نرخ کرایه حمل، دسترسی به نفتکش‌ها و هزینه بیمه است. حتی افزایش محدود در هزینه‌های حمل می‌تواند سود صادرکنندگان و معامله‌گران را به‌سرعت کاهش دهد. از آنجا که حاشیه سود محموله‌های قیری معمولاً محدودتر است، بی‌ثباتی دریایی می‌تواند این بازار را شدیدتر از بازار سوخت‌های عادی تحت تأثیر قرار دهد.

اگر مذاکرات ادامه پیدا کند و وضعیت امنیتی هرمز آرام‌تر شود، نوسان حمل‌ونقل دریایی ممکن است در ماه‌های آینده کاهش یابد. برنامه‌ریزی نفتکش‌ها قابل پیش‌بینی‌تر خواهد شد، محاسبات بیمه‌ای نرم‌تر می‌شود و صادرکنندگان منطقه خلیج فارس احتمالاً به ثبات بیشتری در عملیات صادراتی دست پیدا می‌کنند. در چنین شرایطی، حجم محموله‌های قیری افزایش پیدا می‌کند و خریداران نیز به‌دلیل شفاف‌تر شدن وضعیت عرضه و کاهش نگرانی‌های حمل، قدرت چانه‌زنی بیشتری خواهند داشت.

اما سناریوی معکوس همچنان کاملاً محتمل است. اگر مذاکرات فروبپاشد یا تنش نظامی دوباره افزایش یابد، صنعت حمل‌ونقل دریایی می‌تواند خیلی سریع وارد دوره تازه‌ای از قیمت‌گذاری پرریسک شود. شرکت‌های بیمه احتمالاً نرخ پوشش جنگ را افزایش خواهند داد، مالکان نفتکش‌ها کرایه حمل بالاتری مطالبه می‌کنند و بعضی شرکت‌های حمل‌ونقل ممکن است حضور خود در مسیرهای خلیج فارس را محدود کنند. در چنین فضایی، قیمت قیر می‌تواند مستقل از نوسانات نفت خام رشد کند، زیرا هزینه حمل به عامل اصلی اقتصاد محموله‌ها تبدیل خواهد شد.

یکی از مهم‌ترین ابعاد وضعیت فعلی این است که نااطمینانی لجستیکی تقریباً به اندازه خود عرضه نفت اهمیت پیدا کرده است. در سال‌های گذشته تمرکز بازار بیشتر روی حجم تولید نفت و تحریم‌ها بود. اما امروز امنیت دریایی، دسترسی به بیمه، قابلیت اطمینان حمل‌ونقل و ثبات مسیرهای صادراتی به همان اندازه مهم شده‌اند. بحران‌های اخیر دریای سرخ نیز نشان داده‌اند حتی بدون کمبود واقعی عرضه، بی‌ثباتی دریایی می‌تواند جریان تجارت جهانی را به‌سرعت برهم بزند.

تحولات اخیر همچنین برنامه‌ریزی پالایشگاه‌ها را تحت تأثیر قرار داده است. پالایشگاه‌هایی که بر صادرات تمرکز دارند، اکنون باید علاوه بر هزینه خرید نفت خام، وضعیت دسترسی کشتی‌ها، انعطاف‌پذیری ذخیره‌سازی و زمان‌بندی تحویل را نیز ارزیابی کنند. اگر شرایط دریایی بهتر شود، پالایشگاه‌ها اعتماد بیشتری به زمان‌بندی صادرات و مدیریت موجودی پیدا خواهند کرد. اما در صورت بازگشت تنش‌ها، احتمال تأخیر، رشد هزینه حمل و افزایش نااطمینانی در اجرای محموله‌ها بالا خواهد رفت.

شرکت‌های حمل‌ونقل نیز با احتیاط واکنش نشان داده‌اند. گزارش‌های مربوط به آماده‌سازی عملیات مین‌روبی توسط بریتانیا نشان می‌دهد مقام‌های دریایی غربی هنوز سطحی از تهدید عملیاتی را برای منطقه در نظر می‌گیرند. حتی اگر در نهایت توافق سیاسی گسترده‌تری شکل بگیرد، شرکت‌های حمل‌ونقل تجاری احتمالاً بلافاصله محاسبات امنیتی خود را کاهش نخواهند داد. بازار حمل معمولاً حتی پس از انتشار اخبار مثبت سیاسی نیز نوسانی باقی می‌ماند، زیرا شرکت‌های بیمه و مالکان کشتی ریسک را براساس واقعیت عملیاتی محاسبه می‌کنند، نه صرفاً اظهارات سیاسی.

هزینه بیمه احتمالاً به یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده بازار قیر در مرحله بعدی مذاکرات تبدیل خواهد شد. پوشش‌های مرتبط با ریسک جنگ برای نفتکش‌هایی که از مسیرهای حساس عبور می‌کنند، می‌تواند در دوره‌های تنش خیلی سریع افزایش پیدا کند. از آنجا که حاشیه سود محموله‌های قیری محدود است، اضافه‌شدن هزینه بیمه می‌تواند کل اقتصاد تجارت را جابه‌جا کند. محموله‌های کوچک‌تر آسیب‌پذیری بیشتری دارند، زیرا سهم بیمه و حمل در ارزش نهایی آنها بیشتر است.

به همین دلیل خریداران نیز محتاط‌تر شده‌اند. واردکنندگانی که به قیر خلیج فارس وابسته‌اند، احتمالاً تلاش می‌کنند منابع خرید خود را متنوع‌تر کنند تا وابستگی به اختلالات ناگهانی دریایی کاهش یابد. بسیاری از معامله‌گران همچنین مدت اعتبار قراردادها را کوتاه‌تر کرده‌اند، بندهای بیمه را دقیق‌تر بررسی می‌کنند و کرایه حمل را زودتر از گذشته رزرو می‌کنند. این اقدامات نشان می‌دهد تیترهای سیاسی دیگر به‌تنهایی برای برنامه‌ریزی بلندمدت محموله‌ها کافی نیستند.

برای صادرکنندگان نیز چالش متفاوتی شکل گرفته است. در بازاری که تحت تأثیر ناامنی دریایی قرار دارد، فقط قیمت پایین کافی نیست. خریداران بیش از گذشته به ثبات حمل، انعطاف‌پذیری بارگیری، اعتبار اسناد و قابلیت اجرای منظم صادرات اهمیت می‌دهند. در فضای حساس به هرمز، ارزان‌ترین محموله الزاماً مطمئن‌ترین گزینه تجاری محسوب نمی‌شود. صادرکنندگانی که بتوانند در شرایط پرنوسان عملکرد لجستیکی پایدارتری ارائه دهند، احتمالاً روابط تجاری بلندمدت قوی‌تری به‌دست خواهند آورد.

بازار انرژی اکنون میان دو انتظار متفاوت گرفتار شده است. یک دیدگاه معتقد است مذاکرات می‌تواند تنش‌های منطقه‌ای را کاهش دهد، اعتماد به حمل‌ونقل را تقویت کند و صادرات خلیج فارس را روان‌تر سازد. دیدگاه دیگر بر این باور است که اختلافات سیاسی حل‌نشده ممکن است دوباره به درگیری نظامی و اختلال در تجارت دریایی منجر شود. هر دو سناریو هم‌اکنون در مدل‌های قیمت‌گذاری بازار حضور دارند.

برای نفت، خوش‌بینی نسبت به مذاکرات می‌تواند باعث کاهش قیمت شود، زیرا معامله‌گران انتظار صادرات پایدارتر را خواهند داشت. اما برای قیر، رابطه پیچیده‌تر است. هزینه حمل، شرایط بیمه و دسترسی به نفتکش‌ها حتی در صورت افت نفت خام نیز می‌تواند قیمت محموله‌ها را بالا نگه دارد. به همین دلیل، قیمت قیر لزوماً هم‌جهت با نفت حرکت نخواهد کرد.

تحولات اخیر نشان می‌دهد آینده تجارت نفت و قیر بیش از گذشته به امنیت دریایی وابسته شده است. معامله‌گران، پالایشگاه‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل و خریداران اکنون هرمز را فقط یک گلوگاه جغرافیایی نمی‌بینند، بلکه آن را یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده اقتصاد حمل، ساختار بیمه و ثبات صادرات انرژی جهان می‌دانند.