نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

ترمز نفتکش‌ها در هرمز؛ هزینه‌های بیمه و حمل انرژی صعودی شد

به گزارش دنیای نفت و قیر، فعالیت کشتیرانی جهانی مرتبط با خلیج فارس در اواسط مه ۲۰۲۶ وارد مرحله‌ای بی‌ثبات‌تر شد؛ پس از آنکه چندین شرکت بین‌المللی کشتیرانی به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی منطقه‌ای، عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را به تعویق انداختند یا محدود کردند. همزمان، اختلال در تأمین سوخت کشتی‌ها نیز فشار مضاعفی بر شبکه‌های حمل‌ونقل دریایی وارد کرد؛ شبکه‌هایی که پیش‌تر نیز تحت فشار تنش‌های منطقه‌ای و اختلالات لجستیکی قرار داشتند. پیامدهای فوری این وضعیت تنها به حمل نفت محدود نمانده است. جریان تجارت انرژی، برنامه‌ریزی پالایشگاه‌ها، هزینه بیمه نفتکش‌ها، صادرات قیر، حمل فرآورده‌های پتروشیمی و برنامه‌های خرید صنعتی همگی با سطح بالاتری از نااطمینانی روبه‌رو شده‌اند. برای خاورمیانه، این وضعیت صرفاً یک اختلال موقت دریایی نیست، بلکه نشانه ورود منطقه به فضایی عملیاتی است که در آن بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی، امنیت دریایی، تأمین سوخت و زنجیره‌های صنعتی بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر وابسته شده‌اند.

کندشدن اخیر تردد کشتی‌ها پس از آن آغاز شد که شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی و مؤسسات بیمه، ریسک عبور از تنگه هرمز را در پی افزایش تنش‌های نظامی مرتبط با ایران و نگرانی از امنیت کشتی‌های تجاری دوباره ارزیابی کردند. برخی شرکت‌های حمل‌ونقل زمان بازگشت کشتی‌های خود را به تعویق انداختند یا مسیرهای جایگزین انتخاب کردند تا وضعیت امنیتی و شرایط بیمه مشخص‌تر شود. هرچند تنگه هرمز رسماً بسته نشده، اما کاهش تمایل شرکت‌های تجاری برای عبور از این مسیر، اعتماد بازار را در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان کاهش داده است.

تنگه هرمز همچنان یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان محسوب می‌شود، زیرا بخش بزرگی از نفت خام، میعانات گازی، LNG، فرآورده‌های نفتی و صادرات پتروشیمی جهان روزانه از این مسیر عبور می‌کند. هرگونه کاهش در تردد کشتی‌ها بلافاصله بر نرخ حمل، دسترسی به نفتکش‌ها، هزینه بیمه، برنامه اجاره کشتی‌ها و برنامه‌ریزی پالایشگاه‌ها در چندین قاره اثر می‌گذارد. وضعیت فعلی با دوره‌های قبلی تنش ژئوپلیتیکی تفاوت دارد، زیرا بازار جهانی حمل‌ونقل دریایی همزمان با بحران دریای سرخ، افزایش هزینه بیمه جنگ و اختلالات باقی‌مانده از بحران‌های انرژی و لجستیک سال‌های گذشته مواجه است.

یکی از فوری‌ترین نگرانی‌ها به تأمین سوخت کشتی‌ها مربوط می‌شود. گزارش‌های مربوط به اختلال در بازار سوخت دریایی نشان می‌دهد که شرکت‌های کشتیرانی برای تأمین پایدار سوخت کشتی‌های تجاری در مسیرهای مرتبط با خلیج فارس با مشکلات بیشتری روبه‌رو شده‌اند. بازار سوخت دریایی به‌شدت به پایداری پالایشگاه‌ها، شرایط ذخیره‌سازی منطقه‌ای، ازدحام بنادر و برنامه‌ریزی حمل وابسته است. زمانی که وضعیت تردد کشتی‌ها نامطمئن می‌شود، الگوی خرید سوخت نیز بی‌ثبات می‌شود، زیرا تأمین‌کنندگان، معامله‌گران و اپراتورهای کشتی تصمیمات خود را بر اساس ریسک امنیتی تنظیم می‌کنند.

ترکیب تردید نفتکش‌ها برای عبور و اختلال در بازار سوخت کشتی‌ها، مشکلات عملیاتی گسترده‌ای فراتر از خود شرکت‌های حمل‌ونقل ایجاد کرده است. پالایشگاه‌ها، صادرکنندگان کالا، تأمین‌کنندگان مصالح ساختمانی و پیمانکاران پروژه‌های زیرساختی همگی به حمل‌ونقل دریایی قابل پیش‌بینی وابسته‌اند. تأخیر در حرکت نفتکش‌ها یا کمبود سوخت می‌تواند برنامه صادرات، زمان‌بندی بارگیری، تصمیمات پالایشی و خرید مواد اولیه را در صنایع انرژی‌بر مختل کند.

برای صنعت قیر، این تحولات اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا کشورهای حوزه خلیج فارس همچنان از تأمین‌کنندگان اصلی مواد قیری برای بازارهای آسیایی، شرق آفریقا و بخش‌هایی از اروپا هستند. صادرات قیر وابستگی بالایی به فعالیت پایدار نفتکش‌ها، زمان‌بندی پایانه‌های صادراتی و عملکرد بدون وقفه پالایشگاه‌های منطقه دارد. اگر شرکت‌های کشتیرانی همچنان حضور خود را در مسیرهای خلیج فارس کاهش دهند، برنامه‌ریزی صادرات قیر دشوارتر شده و هزینه حمل‌ونقل افزایش خواهد یافت.

اختلالات دریایی معمولاً تنها بازار نفت خام را تحت فشار قرار نمی‌دهند. فرآورده‌های سنگین نفتی مانند نفت کوره، مواد اولیه صنعتی و محصولات قیری نیز در صورت کاهش ظرفیت حمل دریایی با مشکلات ثانویه روبه‌رو می‌شوند. محموله‌های کوچک‌تر مرتبط با مصالح ساختمانی ممکن است در مقایسه با صادرات نفت خام، اولویت کمتری پیدا کنند. این مسئله نااطمینانی بیشتری برای پیمانکاران جاده‌سازی و نهادهای خرید دولتی ایجاد می‌کند.

شرایط بیمه نیز به یکی از مهم‌ترین مسائل تبدیل شده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد هزینه بیمه جنگ برای کشتی‌های مرتبط با خلیج فارس افزایش یافته، زیرا مؤسسات بیمه در حال بازبینی سطح ریسک منطقه هستند. در برخی موارد، شرکت‌های بیمه پوشش‌های محدودتری ارائه می‌دهند یا برای صدور بیمه عبور کشتی‌ها از مناطق حساس، شرایط امنیتی بیشتری تعیین می‌کنند. این افزایش هزینه‌ها در نهایت وارد هزینه حمل‌ونقل شده و بر قیمت فرآورده‌های پالایشی در صنایع مختلف اثر می‌گذارد.

وضعیت بازار سوخت دریایی نیز اقتصاد حمل‌ونقل دریایی را پیچیده‌تر کرده است، زیرا قیمت سوخت کشتی‌ها مستقیماً بر سودآوری سفرها و نرخ اجاره کشتی اثر می‌گذارد. اگر بازار سوخت همچنان بی‌ثبات بماند، شرکت‌های کشتیرانی همزمان با افزایش هزینه بیمه و نوسانات سوخت مواجه خواهند شد. همین مسئله می‌تواند حتی بدون وقوع حمله مستقیم، عبور کشتی‌ها را کاهش دهد.

برخی شرکت‌های حمل‌ونقل از هم‌اکنون به‌دنبال تنوع‌بخشی به مسیرها هستند. بخشی از محموله‌هایی که پیش‌تر از مسیر خلیج فارس عبور می‌کردند، اکنون از مسیرهای طولانی‌تر در آفریقا یا شبکه‌های ذخیره‌سازی مدیترانه استفاده می‌کنند. با این حال، این مسیرهای جایگزین، زمان حمل، مصرف سوخت و پیچیدگی لجستیکی را افزایش می‌دهند.

واکنش گسترده بازار انرژی نیز نشان می‌دهد که نگرانی اصلی اکنون بیش از آنکه کمبود واقعی عرضه باشد، قابلیت اطمینان حمل‌ونقل است. تولید نفت در کشورهای اصلی صادرکننده خلیج فارس متوقف نشده، اما نگرانی درباره استمرار حمل محموله‌ها در حال افزایش است. معامله‌گران به‌دقت دنبال می‌کنند که آیا این کاهش تردد موقتی خواهد بود یا به روندی طولانی‌تر تبدیل می‌شود. برای پالایشگاه‌هایی که به واردات نفت خام وابسته‌اند، بی‌ثباتی دریایی شرایط برنامه‌ریزی را دشوارتر کرده است. پالایشگاه‌ها بر اساس زمان‌بندی دقیق ورود نفت، مدیریت ذخیره‌سازی و ظرفیت فرآوری فعالیت می‌کنند. حرکت نامنظم نفتکش‌ها می‌تواند حتی بدون کاهش واقعی عرضه نفت، بازده عملیاتی را مختل کند.

پیامدهای این وضعیت برای بازار قیر در صورت ادامه تنش‌ها بیشتر نمایان خواهد شد. پروژه‌های زیرساختی به خرید منظم و قیمت‌های قابل پیش‌بینی نیاز دارند. افزایش هزینه بیمه و تأخیر حمل ممکن است قیمت واردات قیر را برای کشورهایی که وابستگی زیادی به صادرات پالایشگاه‌های خلیج فارس دارند، افزایش دهد. پیمانکاران پروژه‌های جاده‌ای، فرودگاهی و لجستیکی ممکن است با محدودیت عرضه یا تأخیر در تحویل روبه‌رو شوند. چندین اقتصاد آسیایی و آفریقایی به‌ویژه در برابر این وضعیت آسیب‌پذیر هستند، زیرا بخش قابل‌توجهی از قیر و فرآورده‌های سنگین نفتی خود را از خلیج فارس تأمین می‌کنند. هرگونه اختلال طولانی در صادرات منطقه می‌تواند بر بودجه پروژه‌های راه‌سازی و برنامه‌های عمرانی این کشورها اثر بگذارد.

اهمیت راهبردی شرایط فعلی همچنین در این نکته نهفته است که رفتار شرکت‌های کشتیرانی حتی بدون وقوع جنگ مستقیم نیز می‌تواند به‌سرعت تغییر کند. بازارهای مدرن انرژی به اعتماد در امنیت مسیرهای دریایی وابسته‌اند. اگر مالکان کشتی، شرکت‌های بیمه و مؤسسات حمل‌ونقل یک منطقه را ناامن تلقی کنند، ظرفیت حمل سریع‌تر از پیش‌بینی دولت‌ها کاهش خواهد یافت. این فضای روانی اکنون بخش مهمی از تجارت کالاهای انرژی را شکل می‌دهد. بازارها نه‌تنها شرایط فیزیکی زیرساخت‌ها، بلکه قابلیت پیش‌بینی عملیات، دسترسی به بیمه و توان مدیریت بحران را نیز ارزیابی می‌کنند. دولت‌های منطقه خلیج فارس احتمالاً همکاری خود را با نیروهای دریایی و نهادهای نظارتی افزایش خواهند داد تا اعتماد بازار حمل‌ونقل را حفظ کنند. مقامات منطقه می‌دانند که کاهش بلندمدت اعتماد به مسیرهای دریایی خلیج فارس می‌تواند بر صادرات، درآمدهای انرژی و برنامه‌های صنعتی اثر بگذارد.

شرایط فعلی ممکن است سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین صادراتی را نیز سرعت دهد. خطوط لوله دورزننده هرمز، مراکز ذخیره‌سازی منطقه‌ای و پایانه‌های صادراتی جایگزین احتمالاً اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد. برای شرکت‌های فعال در حوزه پالایش و قیر، وضعیت کنونی اهمیت انعطاف‌پذیری لجستیکی را بیش از گذشته نشان می‌دهد. صادرکنندگانی که تنها به حمل کوتاه‌مدت متکی هستند، در صورت تشدید بحران با ریسک بیشتری مواجه خواهند شد. خریداران نیز احتمالاً به‌سمت تأمین‌کنندگانی حرکت می‌کنند که توان تحویل پایدارتر و دسترسی ذخیره‌سازی گسترده‌تری دارند. مدیریت موجودی نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. پیمانکاران و خریداران صنعتی که به واردات قیر وابسته‌اند، ممکن است برای جلوگیری از اختلال، ذخایر راهبردی خود را افزایش دهند. همین رفتار می‌تواند بازار نقدی را محدودتر و نوسانات قیمت را بیشتر کند.

موضوع مهم دیگر، ارتباط مستقیم اختلالات دریایی با تورم صنعتی است. افزایش هزینه حمل‌ونقل به‌مرور بر قیمت پروژه‌های عمرانی، بودجه زیرساختی و هزینه‌های پالایش اثر خواهد گذاشت. دولت‌هایی که هنوز با فشار مالی ناشی از بحران‌های انرژی قبلی روبه‌رو هستند، ممکن است با مشکلات بیشتری مواجه شوند. اگر تنش‌های منطقه‌ای ادامه پیدا کند و مؤسسات بیمه همچنان سطح ریسک را بالا نگه دارند، بازگشت کامل اعتماد به حمل‌ونقل دریایی ممکن است زمان‌بر باشد. حتی پس از کاهش تنش‌ها نیز معمولاً شرکت‌های حمل‌ونقل و مؤسسات مالی با احتیاط بیشتری فعالیت خواهند کرد.

با این حال، شرایط فعلی به معنای فروپاشی تجارت انرژی خلیج فارس نیست. این منطقه همچنان برای بازار جهانی انرژی بیش از حد مهم است که تجارت آن متوقف شود. اما فضای عملیاتی فعلی نسبت به گذشته پرهزینه‌تر، محتاطانه‌تر و وابسته‌تر به امنیت دریایی شده است. برای بازار قیر، ماه‌های آینده احتمالاً بیش از گذشته به وضعیت حمل دریایی، ثبات پالایشگاه‌ها، برنامه صادرات و شرایط بیمه وابسته خواهد بود. خریداران قیر با منشأ خلیج فارس احتمالاً با دقت بیشتری وضعیت حمل‌ونقل را زیر نظر خواهند گرفت.

تحولات مه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که امنیت دریایی اکنون به بخشی جدایی‌ناپذیر از اقتصاد انرژی، برنامه‌ریزی زیرساختی و ثبات صنعتی تبدیل شده است. دیگر تنها میزان تولید نفت تعیین‌کننده اعتماد بازار نیست، بلکه امنیت مسیرهای دریایی، دسترسی به بیمه و پایداری حمل‌ونقل نیز نقشی اساسی در تجارت جهانی نفت و قیر پیدا کرده‌اند.