به گزارش دنیای نفت و قیر، تحریمهایی که اتحادیه اروپا پس از تشدید جنگ اوکراین علیه محصولات نفتی روسیه اعمال کرد، با هدف کاهش درآمدهای صادراتی مسکو و محدود کردن ورود مواد هیدروکربنی راهبردی به بازار اروپا طراحی شده بود. با این حال، تحقیقات منتشرشده در ماه مه ۲۰۲۶ نشان میدهد که قیر روسیه و برخی محمولههای نفتی وابسته، همچنان از طریق ساختارهای واسطهای مستقر در گرجستان، بهویژه در منطقه آزاد صنعتی تفلیس، وارد زنجیره تأمین مرتبط با اروپا شدهاند. این افشاگری اکنون توجه گستردهای را در تجارت قیر جلب کرده، زیرا نشان میدهد ضعف در اجرای تحریمها، سازوکارهای مناطق آزاد و شبکههای حملونقل منطقهای همچنان امکان انتقال مواد روسی را فراهم میکنند.
ماجرا تنها به یک محموله یا معامله محدود نیست. بر اساس گزارشهایی که توسط رسانههای تحقیقاتی و نهادهای رصد تحریمها منتشر شده، چند شرکت مرتبط با سنپترزبورگ از شرکتهای واسطه ثبتشده در گرجستان استفاده کردهاند تا قیر روسیه را به سمت مقاصد مرتبط با بازار اروپا منتقل کنند. این معاملات ظاهراً شامل بازتنظیم اسناد تجاری، تغییر طبقهبندی گمرکی و استفاده از انبارهای واسطهای بوده تا منشأ مستقیم روسی محمولهها در مراحل بعدی صادرات کمتر قابل ردیابی باشد.
مسیر جغرافیایی مطرحشده در این تحقیقات، از ناحیه شمالغرب روسیه آغاز میشود و به سمت جنوب و منطقه قفقاز امتداد پیدا میکند. محمولهها ابتدا از شبکههای صنعتی و صادراتی مرتبط با سنپترزبورگ حرکت کرده و سپس از طریق خطوط ریلی و نفتکشها وارد جنوب روسیه شدهاند. بخشی از محمولهها احتمالاً از مسیرهای دریایی در دریای سیاه عبور کرده و سپس وارد زیرساختهای گمرکی گرجستان شدهاند.
مرکز اصلی عملیات در گزارشها، منطقه آزاد صنعتی تفلیس معرفی شده است. این منطقه در نزدیکی پایتخت گرجستان و در بخش شرقی کشور قرار دارد. از نظر جغرافیایی، این محدوده در جنوب مرز روسیه و شرق سواحل دریای سیاه واقع شده و میان کریدورهای مرتبط با اروپا و مسیرهای زمینی متصلکننده قفقاز به ترکیه و مدیترانه قرار گرفته است. همین موقعیت باعث شده منطقه مذکور برای فعالیتهای لجستیکی و انتقال کالا اهمیت بالایی پیدا کند.
بر اساس ادعاهای مطرحشده، شرکتهای واسطهای که در این منطقه آزاد فعالیت میکردند، نقش حائل تجاری میان تأمینکنندگان روسی و خریداران نهایی را بر عهده داشتهاند. بهصورت عملی، قیر روسی ابتدا توسط یک شرکت ثبتشده در گرجستان خریداری میشد، مدتی در انبارها یا ساختارهای گمرکی نگهداری میشد و سپس با اسناد تجاری جدید دوباره صادر میگردید. در برخی موارد، تغییرات مربوط به طبقهبندی کالا یا عملیات اختلاط نیز روند شناسایی منشأ را پیچیدهتر کرده است.
اهمیت این پرونده به نقش قیر در زیرساختهای عمرانی بازمیگردد. برخلاف نفت خام یا سوختهای حملونقل، قیر معمولاً کمتر در مرکز توجه بحثهای تحریمی قرار داشته، اما این ماده برای ساخت جاده، فرودگاه، سیستمهای عایق صنعتی و پروژههای عمرانی گسترده اهمیت حیاتی دارد. اروپا همچنان مصرف بالایی در حوزه قیر راهسازی دارد، حتی با وجود سیاستهای کاهش وابستگی انرژی.
همین نیاز عمرانی، پس از محدود شدن واردات مستقیم روسیه، فرصت مناسبی برای شبکههای واسطهای ایجاد کرد. تحلیلگران حوزه انرژی معتقدند ترکیب نیاز بالای زیرساختی، کاهش ظرفیت برخی پالایشگاههای اروپایی و نوسانات قیمت باعث شد برخی خریداران بهجای حذف کامل قیر روسیه، به دنبال مسیرهای غیرمستقیم تأمین باشند.
عملکرد این شبکه تا حد زیادی به سازوکار مناطق آزاد وابسته بوده است. مناطق آزاد صنعتی معمولاً تشریفات سادهتر گمرکی، امکان انبارداری منعطف و شرایط آسانتر برای صادرات مجدد فراهم میکنند. هدف اصلی این مناطق جذب سرمایه و گسترش تجارت است، اما منتقدان میگویند همین ویژگیها میتواند باعث کاهش شفافیت در تجارت کالاهای حساس شود؛ بهویژه زمانی که چندین شرکت واسطه و اسناد چندلایه درگیر باشند.
طبق گزارشها، شرکتهای مرتبط با سنپترزبورگ از شرکتهای مستقر در گرجستان استفاده کردهاند تا محمولههای روسی را دریافت و سپس به بازارهای مرتبط با اروپا منتقل کنند. بخشی از این محمولهها احتمالاً از بنادر دریای سیاه مانند پوتی (Poti) و باتومی (Batumi) به سمت رومانی، بلغارستان، یونان یا دیگر شبکههای مدیترانهای ارسال شدهاند. بخشی دیگر نیز ممکن است از طریق زمینی وارد ترکیه شده و پس از عملیات اختلاط یا تغییر اسناد، به بازارهای ثانویه منتقل شده باشند.
جهت جغرافیایی این مسیر اهمیت زیادی دارد. محمولهها از شمالغرب روسیه به سمت جنوب قفقاز حرکت کردهاند. پس از ورود به گرجستان، یا به سمت غرب و بنادر دریای سیاه رفتهاند یا از مسیر جنوبغربی وارد خاک ترکیه شدهاند. ترکیه در این میان نقش بسیار مهمی دارد، زیرا هم یک مرکز صنعتی و هم یک گره لجستیکی میان اروپا و آسیا محسوب میشود.
امکان استفاده از این مسیر به چند عامل بستگی دارد. نخست اینکه قیر نسبت به نفت خام یا گازوئیل کمتر تحت نظارت شدید قرار داشته است، زیرا یک کالای تخصصی صنعتی محسوب میشود. دوم اینکه تعیین منشأ فرآوردههای نفتی پس از اختلاط یا پردازش مجدد دشوارتر میشود. سوم نیز وجود کشورهایی با ساختارهای تجاری باز و فعال در حوزه ترانزیت است که تا زمانی که تخلف مستقیم اثبات نشود، میتوانند فعالیت صادرات مجدد را ادامه دهند.
این پرونده توجهها را به شیوه تنظیم اسناد در تجارت نفتی نیز جلب کرده است. تجارت جهانی کالاها به گواهی مبدأ، اسناد گمرکی، اطلاعات پالایشگاهی و بارنامهها وابسته است. اما کارشناسان تحریمها میگویند حضور چندین واسطه در زنجیره تجارت، امکان ردیابی دقیق منشأ کالا را دشوار میکند.
برای اتحادیه اروپا، این موضوع هم سیاسی است و هم صنعتی. دولتهای اروپایی بهصورت علنی از محدودسازی درآمدهای انرژی روسیه حمایت کردهاند، اما همزمان پروژههای جادهای، فرودگاهی و عمرانی اروپا همچنان به قیر نیاز دارند. در سالهای اخیر برخی پالایشگاههای اروپایی ظرفیت خود را کاهش دادهاند یا ساختار تولیدشان را تغییر دادهاند و همین موضوع در فصلهای اوج ساختوساز باعث محدود شدن عرضه قیر شده است.
همین کمبود نسبی باعث شد قیر روسیه، که از نظر قیمت رقابتی باقی مانده بود، همچنان برای برخی واسطهها و خریداران مهم باشد. روسیه به دلیل زیرساخت گسترده پالایشی و نزدیکی جغرافیایی به شرق اروپا، همچنان یکی از منابع مهم قیر منطقه محسوب میشود.
گرجستان در این میان موقعیت حساسی دارد. این کشور هم اقتصاد ترانزیتی دارد و هم پلی میان روسیه، قفقاز، ترکیه و دریای سیاه است. تفلیس تلاش کرده میان ملاحظات سیاسی منطقه و منافع تجاری تعادل ایجاد کند. مناطق آزاد صنعتی گرجستان نیز ابتدا برای جذب سرمایهگذاری و تقویت تجارت ایجاد شدند، اما افشاگریهای اخیر احتمالاً فشارهای بیشتری بر نحوه نظارت بر این مناطق وارد خواهد کرد.
این گزارشها ممکن است اتحادیه اروپا را به سمت همکاری گمرکی سختگیرانهتر با کشورهای قفقاز سوق دهد. کارشناسان حوزه تحریم معتقدند اجرای تحریمها دیگر تنها به کنترل مرزها محدود نیست و اکنون ردیابی شبکههای واسطهای و تجاری اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
موضوع مهم دیگر، عملیات اختلاط و پردازش مجدد فرآوردههای نفتی است. برخی مشتقات نفتی میتوانند پس از تغییرات محدود در کشور ثالث، دوباره وارد بازار جهانی شوند و طبقهبندی متفاوتی دریافت کنند. در بازار قیر، اختلاط گریدها یا افزودن مواد اصلاحکننده میتواند شناسایی منشأ را حتی دشوارتر کند.
این پرونده همچنین نشان میدهد اقتصاد زیرساختی اروپا همچنان به عرضه پایدار مواد نفتی وابسته است. پروژههای راهسازی، توسعه فرودگاهها و نگهداری شبکههای حملونقل همچنان مصرف بالایی دارند و همین موضوع حذف کامل زنجیرههای وابسته به روسیه را دشوار کرده است.
کشورهای خاورمیانه نیز این وضعیت را با دقت دنبال میکنند. شرکتهای فعال در تجارت انرژی و صادرات قیر در منطقه میدانند که تغییر جریانهای تجاری ناشی از تحریمها میتواند بر قیمتها، حملونقل دریایی و صادرات پالایشگاهی اثر مستقیم بگذارد.
اگر این پرونده ابعاد گستردهتری پیدا کند، احتمال دارد اروپا مقررات سختگیرانهتری برای واردات قیر اعمال کند، نظارت بر مناطق آزاد را افزایش دهد و حتی محدودیتهایی علیه شرکتهای واسطهای اعمال کند که متهم به دور زدن تحریمها هستند. شرکتهای بیمه، کشتیرانی و بازرگانان حوزه انرژی نیز احتمالاً کنترلهای بیشتری بر محمولههای نفتی عبوری از منطقه قفقاز اعمال خواهند کرد.
با این حال، اجرای کامل این محدودیتها بسیار پیچیده است. بازار جهانی کالاها متشکل از شبکهای گسترده از واسطهها، شرکتهای حملونقل، انبارها و ساختارهای تجاری چندملیتی است و اثبات تخلف نیازمند بررسی دقیق اسناد مالی، قراردادها و مالکیت شرکتها خواهد بود.
این پرونده نشان میدهد که زنجیرههای نفتی حتی تحت شدیدترین محدودیتهای ژئوپلیتیکی نیز توان سازگاری بالایی دارند. قیر، با وجود آنکه نسبت به نفت خام کمتر در مرکز توجه رسانهها قرار گرفته، همچنان بخش مهمی از اقتصاد زیرساختی جهان محسوب میشود و پرونده گرجستان نشان میدهد شبکههای منطقهای حملونقل همچنان میتوانند انتقال این کالا را حفظ کنند.
