نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

سایه چین بر بازار قیر منطقه؛ پیامدهای صنعتی، لجستیکی و تجاری برای ایران

به گزارش دنیای نفت و قیر، حضور رو‌به‌گسترش چین در بخش پالایش و زیرساخت آسیای مرکزی دیگر تنها به خطوط لوله، راه‌آهن یا شهرک‌های صنعتی محدود نیست. طی هجده ماه گذشته، روندی کم‌سروصدا اما مهم در قزاقستان و مسیرهای ترانزیتی اطراف آن سرعت گرفته است؛ روندی که شامل پیوند تدریجی تولید قیر، ذخیره‌سازی، حمل‌ونقل و پروژه‌های راه‌سازی با شبکه‌های صنعتی و مالی مورد حمایت پکن می‌شود. این روند اکنون در حال اثرگذاری بر موازنه تجارت منطقه‌ای از غرب چین تا حوزه دریای خزر است و توجه صادرکنندگان خاورمیانه، به‌ویژه ایران، را به خود جلب کرده است. موضوع دیگر صرفاً به مصالح جاده‌ای محدود نیست. قیر اکنون وارد مباحث بزرگ‌تری مانند امنیت انرژی، کنترل مسیرهای حمل‌ونقل، اقتصاد پالایشگاه‌ها و دیپلماسی زیرساختی در سراسر اوراسیا شده است.

فعالیت‌های اخیر پیرامون صنعت پالایش قزاقستان این نگرانی‌ها را تشدید کرده است. نهادهای سرمایه‌گذاری و شرکت‌های مهندسی چینی همکاری خود را با پروژه‌های نوسازی پالایشگاه‌ها که به برنامه‌های توسعه جاده‌ای متصل هستند افزایش داده‌اند. اگرچه در بیانیه‌های رسمی معمولاً بر اتصال حمل‌ونقلی، همکاری صنعتی یا تامین مالی ساخت‌وساز تاکید می‌شود، اما قیر به‌آرامی به یکی از مهم‌ترین محصولات تجاری در دل این همکاری‌ها تبدیل شده است. پروژه‌های توسعه جاده‌ای آسیای مرکزی به حجم بالایی از قیر نیاز دارند و به نظر می‌رسد پکن قصد دارد این نیاز را از طریق زنجیره‌های تولید و حمل‌ونقل وابسته به خود تامین کند.

برای ایران، این روند پیامدهای مهمی دارد. صادرکنندگان ایرانی سال‌ها آسیای مرکزی را به‌عنوان بازاری مناسب در نظر می‌گرفتند؛ بازاری که به دلیل نزدیکی جغرافیایی، مسیرهای شناخته‌شده در دریای خزر و سازگاری تولید پالایشگاه‌های ایران با نیازهای عمرانی منطقه، ظرفیت بالایی برای رشد داشت. قزاقستان، ترکمنستان، ازبکستان و حتی غرب چین از جمله مقاصد بالقوه مهم برای قیر ایران بودند. اما روند صنعتی تازه در آسیای مرکزی نشان می‌دهد دسترسی به این بازارها ممکن است در دهه آینده دشوارتر شود.

نخستین نگرانی به افزایش خودکفایی قزاقستان در تامین قیر مربوط می‌شود. این کشور در گذشته برای حفظ ثبات پروژه‌های عمرانی، به‌ویژه در فصل‌های اوج ساخت‌وساز، به واردات قیر نیاز داشت. همین مسئله برای صادرکنندگان خارجی از جمله ایران فرصت ایجاد می‌کرد. اما نوسازی ظرفیت پالایشگاهی همراه با حمایت مالی و فنی چین، به‌تدریج نیاز به خرید خارجی را کاهش می‌دهد. ظرفیت تولید داخلی در حال افزایش است و هماهنگی میان پالایشگاه‌ها و پیمانکاران جاده‌ای متمرکزتر می‌شود. در نتیجه، صادرکنندگان خارجی ممکن است مزیت‌های فصلی خود را از دست بدهند.

دومین مسئله به نفوذ چین در بخش حمل‌ونقل مربوط است. حضور زیرساختی پکن در آسیای مرکزی اکنون از جاده و ریل فراتر رفته و به مدیریت بار، انبارهای داخلی، بنادر خشک و حتی سیستم‌های گمرکی متصل شده است. صادرات قیر به زمان‌بندی دقیق وابسته است، زیرا تاخیر در حمل می‌تواند هزینه انبارداری و ریسک افت کیفیت را افزایش دهد. اگر دسترسی حمل‌ونقلی در آسیای مرکزی بیش از گذشته با منافع صنعتی چین هماهنگ شود، صادرکنندگانی که بیرون از این شبکه فعالیت می‌کنند ممکن است با محدودیت‌های لجستیکی مواجه شوند. در چنین شرایطی، صادرکنندگان ایرانی احتمال دارد در دسترسی به مسیرهای کلیدی یا نرخ حمل رقابتی با مشکل روبه‌رو شوند.

مسئله بعدی به شیوه تامین مالی پروژه‌های زیرساختی بازمی‌گردد. پروژه‌هایی که با پشتیبانی چین اجرا می‌شوند معمولاً تامین مالی، اجرای مهندسی، انتخاب پیمانکار و تامین مواد اولیه را در قالب قراردادهای وابسته به یکدیگر انجام می‌دهند. در عمل، این وضعیت فرصت فروش را برای تامین‌کنندگان مستقل محدود می‌کند. هنگامی که بودجه پروژه‌های جاده‌ای از سوی موسسات مالی چینی تامین می‌شود و اجرای آن در اختیار شرکت‌های وابسته قرار دارد، طبیعی است که خرید مواد اولیه نیز به پالایشگاه‌ها یا تولیدکنندگان نزدیک به این مجموعه‌ها متمایل شود. در نتیجه، صادرکنندگان ایرانی ممکن است با موانعی مواجه شوند که اگرچه ظاهراً قانونی یا تعرفه‌ای نیستند، اما در دل ساختار مالی و اجرایی پروژه‌ها قرار گرفته‌اند.

زمان‌بندی این روند اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا صنعت جهانی قیر هم‌اکنون وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی ساختاری شده است. سیاست‌های گذار انرژی در اروپا و برخی کشورهای آسیایی اقتصاد پالایشگاه‌ها را تغییر داده‌اند. بسیاری از پالایشگاه‌ها به سمت تولید سوخت‌های پاک‌تر و محصولات پتروشیمی حرکت می‌کنند و این موضوع ممکن است در آینده میزان مواد سنگین مورد نیاز برای تولید قیر را کاهش دهد. در چنین شرایطی، پالایشگاه‌هایی که هنوز توان تولید قیر دارند ارزش بیشتری پیدا می‌کنند. به نظر می‌رسد چین این روند را به‌خوبی درک کرده و تلاش می‌کند از هم‌اکنون امنیت تامین منطقه‌ای خود را تضمین کند.

ایران همچنان مزیت‌های مهمی در اختیار دارد. این کشور یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان قیر در منطقه است و از خوراک فراوان، زیرساخت گسترده پالایشی، شرکت‌های بازرگانی باتجربه و دسترسی به مسیرهای صادراتی خلیج فارس و دریای خزر بهره می‌برد. قیر ایران در بازارهای مختلف از شرق آفریقا تا جنوب آسیا و کشورهای مشترک‌المنافع شناخته‌شده است. رقابت قیمتی نیز همواره نقطه قوت مهمی برای ایران بوده است. با این حال، رقابت آینده احتمالاً بیش از قیمت به عواملی مانند ثبات عرضه، هماهنگی حمل‌ونقل، استانداردهای فنی و روابط سیاسی وابسته خواهد بود.

این وضعیت فشار تازه‌ای بر تولیدکنندگان ایرانی وارد می‌کند تا ساختار تجاری و استراتژی بازار خود را ارتقا دهند. بسیاری از رقبای منطقه‌ای روی گریدهای تخصصی، قیرهای پلیمری، روش‌های تولید کم‌کربن و سامانه‌های هوشمند حمل سرمایه‌گذاری کرده‌اند. خریداران پروژه‌های عمرانی نیز بیش از گذشته به استانداردهای فنی و پایداری تامین توجه دارند. اگر دولت‌های آسیای مرکزی همکاری صنعتی خود را با چین عمیق‌تر کنند، ممکن است انتظارها در حوزه استانداردها و شیوه تامین نیز پیچیده‌تر شود. در چنین فضایی، صادرکنندگانی که همچنان بر روش‌های سنتی تکیه دارند با محدودیت بیشتری روبه‌رو خواهند شد.

بعد سیاسی این موضوع نیز اهمیت بالایی دارد. آسیای مرکزی در موقعیتی حساس میان روسیه، چین، دریای خزر و خاورمیانه قرار گرفته است. از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین، کشورهای منطقه تلاش کرده‌اند مسیرهای تجاری و شرکای صنعتی خود را متنوع‌تر کنند. چین نیز از این فرصت برای گسترش نفوذ صنعتی خود استفاده کرده است. شاید قیر در مقایسه با صادرات نفت و گاز محصول کوچکی به نظر برسد، اما ساخت جاده همچنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای توسعه منطقه‌ای است و کنترل زنجیره تامین آن می‌تواند نفوذ اقتصادی بلندمدت ایجاد کند.

ایران همچنین در برخی بازارهای شمالی با رقابت روسیه روبه‌رو است. پس از تحریم‌های غرب علیه مسکو، بخشی از صادرات نفتی روسیه به سمت آسیا و کشورهای مستقل مشترک‌المنافع هدایت شد. اگر شبکه‌های صنعتی چین با مسیرهای حمل روسیه و برنامه‌های عمرانی منطقه هماهنگ‌تر شوند، فضای فعالیت برای صادرکنندگان مستقل پیچیده‌تر خواهد شد. در این شرایط، دسترسی به بازار ممکن است بیش از گذشته به روابط سیاسی و صنعتی وابسته شود.

این روند برای مسیر تجاری دریای خزر نیز پیامدهایی خواهد داشت. صادرکنندگان ایرانی همواره خزر را دروازه‌ای مهم برای دسترسی به آسیای مرکزی و روسیه می‌دانستند. افزایش نفوذ چین در پالایش و لجستیک قزاقستان می‌تواند الگوهای حمل‌ونقل و اولویت‌های ذخیره‌سازی در بنادر شرقی خزر را تغییر دهد. همین مسئله ممکن است بر تردد نفتکش‌ها، رقابت بنادر و اقتصاد حمل‌ونقل منطقه اثر بگذارد. حتی تغییرات محدود در مسیرهای حمل می‌تواند سودآوری تجارت قیر را به‌طور قابل‌توجهی تحت فشار قرار دهد.

در عین حال، این شرایط ممکن است فرصت‌هایی محدود اما مهم نیز برای شرکت‌های ایرانی ایجاد کند. پروژه‌های گسترده زیرساختی در اوراسیا همچنان به حجم بالایی از قیر نیاز خواهند داشت. در دوره‌هایی که پالایشگاه‌ها با تعمیرات، کمبود تولید یا اختلال حمل‌ونقل مواجه شوند، بازار همچنان به تامین‌کنندگان جایگزین نیاز پیدا خواهد کرد. صادرکنندگانی که بتوانند کیفیت پایدار، بارگیری سریع و انعطاف در حمل ارائه دهند، همچنان شانس حضور در بازار را خواهند داشت.

بخش خصوصی ایران نیز برای رقابت موثر به حمایت بیشتری نیاز دارد. محدودیت‌های بانکی، مشکلات بیمه، دسترسی محدود به ناوگان و ناپایداری مقررات صادراتی همچنان برای بسیاری از شرکت‌ها مشکل‌ساز است. در مقابل، شرکت‌های چینی اغلب با پشتیبانی مالی و هماهنگی سیاسی گسترده فعالیت می‌کنند. بدون بهبود زیرساخت‌های صادراتی، حفظ سهم بازار برای ایران دشوارتر خواهد شد.

موضوع مهم دیگر، اعتبار فنی و جایگاه برند است. نهادهای عمرانی در آسیا توجه بیشتری به دوام روسازی، مقاومت اقلیمی و هزینه‌های بلندمدت نشان می‌دهند. به همین دلیل، تقاضا برای گریدهای دارای تاییدیه فنی رو به افزایش است. شرکت‌های چینی سرمایه‌گذاری سنگینی روی پژوهش و تولید قیرهای اصلاح‌شده انجام داده‌اند. اگر خریدهای منطقه‌ای به سمت استانداردهای تخصصی‌تر حرکت کند، صادرکنندگانی که فاقد مدارک فنی و اعتبار تخصصی باشند، به‌تدریج موقعیت خود را از دست خواهند داد.

سرانجام، آنچه امروز در آسیای مرکزی در حال شکل‌گیری است ممکن است در سال‌های آینده به یکی از تعیین‌کننده‌ترین روندهای صنعت قیر اوراسیا تبدیل شود. در حالی که توجه جهانی بیشتر بر نفت، تحریم‌ها و امنیت انرژی متمرکز است، تغییر مهم‌تری در زنجیره تامین پروژه‌های جاده‌ای در حال وقوع است؛ روندی که آثار آن می‌تواند بسیار فراتر از ساخت جاده‌ها باشد.