به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات جاری در بازارهای زیرساختی جهان نشان میدهد که وضعیت تقاضا برای قیر بیش از آنکه صرفاً به عرضه وابسته باشد، به سطح فعالیتهای عمرانی، جهتگیری سیاستهای مالی دولتها و رفتار خرید وابسته شده است. تا اوایل مه ۲۰۲۶، تفاوتهای منطقهای در اجرای پروژهها، تخصیص بودجه و نحوه تأمین مواد اولیه باعث شده است که در برخی مناطق تقاضا پایدار باقی بماند، در برخی دیگر با تأخیر مواجه شود و در مواردی نیز روندی افزایشی داشته باشد. این شرایط بهویژه در خاورمیانه، آسیا، آفریقا و بخشهایی از اروپا بهوضوح دیده میشود، جایی که چرخههای توسعه زیرساختی دیگر همزمان و هماهنگ نیستند.
در خاورمیانه، وضعیت تقاضا از نظر ساختاری همچنان حمایت میشود، اما در اجرا با نوسان همراه است. برنامههای گسترده توسعهای که در سطح ملی تعریف شدهاند، همچنان نیاز پایه به قیر را حفظ کردهاند. کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی پروژههای بزرگ راهسازی و توسعه شهری را ادامه میدهند و همین موضوع مصرف را در سطح مشخصی نگه میدارد. با این حال، روند خرید در برخی موارد با احتیاط همراه شده است. پیمانکاران و نهادهای اجرایی در برخی پروژهها زمانبندی خرید را طولانیتر کردهاند و از خریدهای فوری فاصله گرفتهاند. این رفتار تا حدی ناشی از نااطمینانیهای سیاسی و همچنین ریسکهای مربوط به حملونقل در خلیج فارس است. در این منطقه، نگهداری ذخایر بهصورت محدود انجام میشود و تمایل به انباشت گسترده مشاهده نمیشود.
در جنوب آسیا، نشانههای تقاضا ترکیبی از فعالیت و محدودیت را نشان میدهد. هند همچنان یکی از مهمترین مصرفکنندگان قیر در جهان است و برنامههای گسترده توسعه راهها، این کشور را در مرکز توجه قرار داده است. در اوایل مه ۲۰۲۶، فعالیتهای عمرانی در برخی مناطق پس از وقفههای اداری و انتخاباتی از سر گرفته شده و این موضوع باعث بازگشت تدریجی تقاضا شده است. با این حال، خریدها همچنان با دقت انجام میشود و بیشتر بر اساس نیاز پروژهها صورت میگیرد. در کشورهای همسایه مانند بنگلادش و پاکستان، فشارهای مالی و نوسانات ارزی باعث شده است که ظرفیت خرید محدودتر باشد و پروژهها با سرعت کمتری پیش بروند.
در جنوب شرق آسیا، وضعیت متفاوتی میان کشورها دیده میشود. اندونزی و ویتنام همچنان از سطح بالای فعالیتهای زیرساختی برخوردارند و پروژههای توسعه شهری و حملونقل در این کشورها ادامه دارد. مصرف قیر در این بازارها پایدار است و خریدها بیشتر از طریق قراردادهای میانمدت انجام میشود تا وابستگی به بازار لحظهای کاهش یابد. در مقابل، کشورهایی مانند تایلند و فیلیپین با روندی کندتر مواجه هستند و برخی پروژهها با تأخیرهای اداری یا محدودیتهای بودجهای روبهرو شدهاند. در این منطقه نیز نشانهای از انباشت گسترده ذخایر دیده نمیشود و مدیریت موجودیها با احتیاط انجام میشود.
در چین، هزینهها در بخش زیرساخت همچنان نقش مهمی در حفظ تقاضا دارند. سرمایهگذاریهای دولتی در شبکههای حملونقل و پروژههای منطقهای باعث شده است که مصرف قیر در سطح قابل قبولی باقی بماند. با این حال، سرعت تصویب پروژههای جدید نسبت به دورههای گذشته کاهش یافته و این موضوع نشاندهنده رویکرد محتاطانهتر در سیاستگذاری اقتصادی است. خرید مواد اولیه در این کشور بهصورت برنامهریزیشده و مطابق با زمانبندی پروژهها انجام میشود و انباشت غیرضروری مشاهده نمیشود.
در آفریقا، وضعیت ترکیبی از فرصت و محدودیت را نشان میدهد. کشورهایی مانند نیجریه و کنیا پروژههای راهسازی و بازسازی زیرساختها را دنبال میکنند و این موضوع تقاضای پایه را حفظ کرده است. با این حال، محدودیتهای مالی و نوسانات ارزی بر توان خرید تأثیر گذاشته است. در برخی موارد، پروژهها به دلیل کمبود منابع مالی با تأخیر اجرا میشوند و همین موضوع باعث شده است که تقاضا بهصورت مقطعی و نه پیوسته شکل بگیرد. نگهداری ذخایر در این منطقه محدود است، زیرا منابع مالی اجازه انباشت گسترده را نمیدهد.
در اروپا، شرایط تقاضا تحت تأثیر عوامل اقتصادی و مقرراتی قرار دارد. کشورهای اروپای غربی برنامههای نگهداری و بازسازی زیرساختها را ادامه میدهند و همین موضوع مصرف را در سطحی پایدار نگه داشته است، اما رشد قابل توجهی مشاهده نمیشود. سیاستهای محیطزیستی و توجه به استفاده از مواد بازیافتی نیز بر تصمیمگیریها اثر گذاشته است. در اروپای شرقی، توسعه زیرساختها در برخی کشورها ادامه دارد، اما شرایط سیاسی و محدودیت منابع مالی باعث شده است که تقاضا در این منطقه با نوسان همراه باشد. در مجموع، خریدها با احتیاط انجام میشود و تمایل به معاملات پرریسک دیده نمیشود.
در ایالات متحده، وضعیت تقاضا نسبتاً باثبات است. برنامههای سرمایهگذاری در زیرساختها که در سطح فدرال و ایالتی اجرا میشود، مصرف را در سطح مشخصی نگه داشته است. با این حال، زمانبندی اجرای پروژهها در مناطق مختلف متفاوت است. پیمانکاران خرید خود را بر اساس نیاز واقعی پروژهها تنظیم میکنند و نشانهای از انباشت گسترده دیده نمیشود. همچنین، شرایط فصلی در این کشور نقش مهمی دارد و با بهبود وضعیت آبوهوا، فعالیتهای عمرانی در برخی مناطق افزایش یافته است.
در آمریکای لاتین، تقاضا با محدودیتهای بیشتری مواجه است. فشارهای اقتصادی و محدودیتهای مالی در بسیاری از کشورها باعث کاهش سرعت اجرای پروژههای زیرساختی شده است. در کشورهایی مانند برزیل و مکزیک پروژههایی در حال اجرا هستند، اما رشد کلی تقاضا محدود است. در برخی موارد، تأخیر در پرداختها نیز بر روند خرید تأثیر گذاشته است. در این منطقه نیز نگهداری ذخایر در سطح پایین انجام میشود و اولویت با مدیریت نقدینگی است.
در سطح جهانی، یک الگوی مشترک قابل مشاهده است: تقاضا بیشتر بر اساس مصرف واقعی و پیشرفت پروژهها شکل میگیرد و کمتر تحت تأثیر رفتارهای سفتهبازانه قرار دارد. خریداران تلاش میکنند خرید خود را با نیازهای واقعی هماهنگ کنند و از قرار گرفتن در معرض نوسانات قیمت و مشکلات حملونقل جلوگیری کنند. این رویکرد نشاندهنده افزایش اهمیت مدیریت ریسک در شرایطی است که نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی همچنان وجود دارد.
نکته مهم دیگر، نبود انباشت گسترده در سطح جهانی است. برخلاف برخی دورههای گذشته که خریداران برای مقابله با نوسانات بازار اقدام به ذخیرهسازی میکردند، در شرایط فعلی ترجیح بر انعطافپذیری و حفظ نقدینگی است. این موضوع نشان میدهد که بازار بیشتر بر پایه نیاز واقعی حرکت میکند.
ارتباط میان تقاضا و حملونقل نیز اهمیت بالایی دارد. در مناطقی که به واردات وابسته هستند، هرگونه اختلال در حملونقل میتواند بهسرعت بر پروژهها اثر بگذارد. در مقابل، کشورهایی که تولید داخلی دارند، کمتر تحت تأثیر اختلالات خارجی قرار میگیرند، اما همچنان از شرایط کلی بازار تأثیر میپذیرند.
با نگاه به آینده، انتظار میرود که تقاضا همچنان بهصورت منطقهای متفاوت باقی بماند. کشورهایی که برنامههای زیرساختی قوی دارند، سطح مصرف خود را حفظ خواهند کرد، در حالی که اقتصادهای ضعیفتر با رشد محدودتری مواجه خواهند شد. نبود ذخایر بزرگ به این معناست که هرگونه افزایش ناگهانی در تقاضا میتواند فشار بیشتری بر زنجیره تأمین وارد کند.
در مجموع، وضعیت تقاضا در سال ۲۰۲۶ نشاندهنده بازاری است که بر پایه مصرف واقعی و پیشرفت پروژهها حرکت میکند. تفاوتهای منطقهای، شرایط اقتصادی و سیاستهای دولتی باعث شده است که تصویر کلی بازار یکدست نباشد. برای فعالان این حوزه، درک این تفاوتها و پیگیری دقیق روندهای محلی، اهمیت زیادی در تصمیمگیریهای تجاری دارد.
