به گزارش دنیای نفت و قیر، در ماههای اخیر افزایش تنشهای نظامی در بخشهایی از خاورمیانه و مسیرهای حیاتی حملونقل دریایی، زنجیره تأمین بسیاری از فرآوردههای نفتی را با اختلال روبهرو کرده است. این وضعیت تنها به کشورهای درگیر محدود نمانده و دامنه آن به بازارهای عمرانی در آسیا، آفریقا و حتی اروپا نیز رسیده است. افزایش حق بیمه حمل دریایی، محدودیتهای ناگهانی در برخی بنادر، تغییر برنامه تولید در پالایشگاهها و تصمیمات دولتی برای حفظ ذخایر داخلی، شرایطی را ایجاد کرده که واردکنندگان قیر با فضای تجاری بسیار ناپایداری مواجه شدهاند. در چنین فضایی بسیاری از پروژههای راهسازی، توسعه شهری و نگهداری زیرساختهای حملونقل به طور مستقیم به تداوم عرضه این ماده وابسته هستند. با این حال بررسی قراردادهای اخیر و روند خرید در بازار نشان میدهد که بخش قابل توجهی از خریداران همچنان بر اساس الگوهای قدیمی تصمیمگیری میکنند؛ الگوهایی که در شرایط عادی قابل اتکا بودهاند اما در دورههای تنش نظامی میتوانند هزینههای سنگینی ایجاد کنند.
یکی از نخستین اشتباهات جدی که در زمان بحران مشاهده میشود، تکیه بیش از حد بر روندهای تاریخی قیمت است. در دورههای ثبات، بسیاری از واحدهای تدارکات بر اساس میانگین قیمتهای ماههای گذشته یا پیشبینی تولید پالایشگاهها برنامهریزی میکنند. اما در زمان درگیریهای نظامی، بسیاری از این شاخصها اعتبار خود را از دست میدهند. مسیرهای انتقال نفت خام ممکن است به سرعت محدود شوند، هزینه بیمه کشتیها در عرض چند ساعت افزایش یابد و برخی پالایشگاهها به دلیل کمبود خوراک یا مسائل امنیتی برنامه تولید خود را تغییر دهند. خریدارانی که بر اساس دادههای گذشته قراردادهای خرید را نهایی میکنند، اغلب با شرایطی مواجه میشوند که عرضه کاهش یافته و قیمتها در مدت کوتاهی افزایش قابل توجهی پیدا کرده است. در چنین شرایطی فروشنده ممکن است درخواست بازنگری در قرارداد را مطرح کند یا محمولهها را به مقصدهایی ارسال کند که پرداخت بالاتری دارند. نتیجه چنین وضعیتی برای خریدار، خرید اضطراری با قیمت بسیار بالاتر و فشار مالی بر پروژههای عمرانی است.
راهکار عملی برای جلوگیری از این مشکل، طراحی سازوکارهای تعدیل قیمت در قراردادها است. به جای تثبیت کامل قیمت، میتوان از شاخصهای معتبر بینالمللی برای بازبینی دورهای نرخ استفاده کرد و بازههای زمانی مشخصی برای بررسی مجدد تعیین نمود. این روش باعث میشود که تغییرات شدید بازار بدون ایجاد اختلاف حقوقی مدیریت شود و هر دو طرف قرارداد امکان تطبیق با شرایط جدید را داشته باشند.
دومین خطای پرهزینه، وابستگی کامل به یک منبع تأمین است. بسیاری از خریداران ترجیح میدهند با یک پالایشگاه یا یک کشور صادرکننده همکاری طولانیمدت داشته باشند. در شرایط عادی این کار باعث سادهتر شدن برنامهریزی لجستیکی و ثبات کیفیت محصول میشود. اما در شرایط جنگی چنین تمرکزی میتواند خطرناک باشد. یک حادثه امنیتی در بندر، محدودیت صادراتی از سوی دولت، یا توقف موقت تولید در یک پالایشگاه میتواند جریان عرضه را به طور کامل متوقف کند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که برخی کشورها در دورههای بحران ترجیح میدهند صادرات فرآوردههای نفتی را محدود کنند تا نیاز داخلی خود را تأمین کنند.
کارشناسان تدارکات در سالهای اخیر به طور فزایندهای توصیه میکنند که خریداران منابع تأمین خود را متنوع کنند. برای نمونه برخی واردکنندگان در جنوب آسیا علاوه بر خرید از پالایشگاههای حوزه خلیج فارس، قراردادهایی نیز با تولیدکنندگان جنوب شرق آسیا منعقد کردهاند. چنین رویکردی موجب میشود که اگر عرضه از یک منطقه متوقف شد، منابع جایگزین بتوانند بخشی از نیاز پروژه را پوشش دهند و از توقف کامل فعالیتهای عمرانی جلوگیری شود.
سومین اشتباه رایج مربوط به ارزیابی ناکافی ریسکهای حملونقل دریایی است. بیشتر محمولههای قیر از طریق کشتیهای فلهبر یا تانکرهای مخصوص حمل میشوند که باید از مسیرهای دریایی حساس عبور کنند. در زمان افزایش تنش نظامی، این مسیرها ممکن است با محدودیتهای امنیتی، بازرسیهای طولانی یا تغییر مسیر اجباری مواجه شوند. در چنین شرایطی شرکتهای حملونقل اغلب هزینههای اضافی تحت عنوان ریسک جنگ، تغییر مسیر یا خدمات حفاظتی دریافت میکنند. خریدارانی که این عوامل را در برآورد هزینه لحاظ نمیکنند، در زمان تحویل با هزینههایی مواجه میشوند که چندین برابر پیشبینی اولیه است.
برای کاهش این خطر، واحدهای تدارکات باید پیش از نهایی کردن قرارداد، وضعیت امنیت دریایی مسیرهای احتمالی حمل را بررسی کنند. مشورت با شرکتهای بیمه، بررسی هشدارهای دریانوردی و پیشبینی مسیرهای جایگزین از جمله اقداماتی است که میتواند از افزایش ناگهانی هزینهها جلوگیری کند. برخی شرکتهای عمرانی حتی برنامه حمل را به گونهای تنظیم میکنند که در صورت بسته شدن یک مسیر، امکان استفاده از بندر یا مسیر دیگر وجود داشته باشد.
چهارمین خطای پرهزینه مربوط به بررسی ناکافی پایداری تولید در پالایشگاههای عرضهکننده است. در شرایط جنگی، پالایشگاههایی که در نزدیکی مناطق حساس قرار دارند ممکن است با محدودیتهای عملیاتی روبهرو شوند. کمبود خوراک، محدودیتهای امنیتی یا تصمیمات دولتی میتواند باعث کاهش تولید شود. علاوه بر این، در دورههایی که عرضه نفت خام محدود میشود، برخی پالایشگاهها ترجیح میدهند ظرفیت خود را به تولید فرآوردههایی اختصاص دهند که سود بیشتری دارند. خریدارانی که بدون بررسی دقیق وضعیت تولید قرارداد امضا میکنند، ممکن است با تأخیر در تحویل یا کاهش حجم محموله مواجه شوند.
راهکار پیشنهادی در این زمینه انجام بررسی فنی دقیق پیش از امضای قرارداد است. خریدار باید از برنامه تعمیرات پالایشگاه، منابع تأمین نفت خام و ظرفیت واقعی تولید آن اطلاع داشته باشد. همچنین بهتر است در قرارداد ذکر شود که در صورت توقف تولید در محل اصلی، فروشنده موظف است از واحد تولیدی دیگری محموله جایگزین تأمین کند.
پنجمین اشتباه مهم به ضعف در بندهای قراردادی مربوط میشود. بسیاری از قراردادهای خرید سالها پیش برای شرایط بازار باثبات طراحی شدهاند و تنها اشاره محدودی به شرایط اضطراری دارند. در زمان جنگ، چنین قراردادهایی میتوانند مشکلات زیادی ایجاد کنند. توقف ناگهانی حمل، افزایش شدید هزینه بیمه یا محدودیتهای صادراتی ممکن است به اختلاف میان خریدار و فروشنده منجر شود، در حالی که متن قرارداد راهکار مشخصی برای چنین وضعیتهایی ارائه نمیدهد.
به همین دلیل متخصصان حقوقی در حوزه تجارت انرژی توصیه میکنند که قراردادهای خرید قیر شامل بندهای مشخصی درباره تأخیر در حمل، افزایش هزینههای بیمه، محدودیتهای دولتی و شیوه حل اختلاف باشد. وجود این بندها باعث میشود که در زمان بروز بحران، هر دو طرف بدانند چگونه باید با شرایط جدید مواجه شوند و احتمال توقف پروژه کاهش یابد.
علاوه بر این پنج خطای اصلی، تجربه بازار نشان میدهد که موفقیت در خرید قیر در دورههای بحران به میزان آمادگی سازمانها برای مدیریت ریسک نیز بستگی دارد. برخی نهادهای عمرانی در سالهای اخیر واحدهای ویژهای برای پایش تحولات سیاسی و اقتصادی ایجاد کردهاند. این واحدها گزارشهای امنیت دریایی، وضعیت تولید پالایشگاهها و تصمیمات دولتی در حوزه صادرات انرژی را به طور مداوم بررسی میکنند و اطلاعات لازم را در اختیار مدیران تدارکات قرار میدهند.
از سوی دیگر، برنامهریزی مالی نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است. بسیاری از سازمانهای مسئول پروژههای راهسازی اکنون بودجهای ذخیره برای هزینههای غیرمنتظره حملونقل در نظر میگیرند. وجود چنین منابعی به خریداران اجازه میدهد که در صورت افزایش ناگهانی هزینههای حمل یا بیمه، بدون توقف پروژه تصمیمگیری کنند.
فناوریهای دیجیتال نیز به ابزار مهمی در مدیریت خرید تبدیل شدهاند. سامانههای ردیابی کشتیها، پایگاههای اطلاعاتی حملونقل دریایی و تحلیل دادههای بازار میتوانند اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت محمولهها و شرایط عرضه ارائه دهند. استفاده از این ابزارها به خریداران کمک میکند تا پیش از بروز بحران، نشانههای کمبود عرضه یا تأخیر در حمل را شناسایی کنند.
در نهایت تجربه بازارهای اخیر نشان میدهد که بسیاری از خسارتهای مالی ناشی از یک تصمیم اشتباه نیست، بلکه حاصل مجموعهای از فرضیات نادرست است که از دورههای ثبات به زمان بحران منتقل شدهاند. خریدارانی که همچنان بر همان روشهای قدیمی تکیه دارند، بیش از دیگران در معرض توقف عرضه و افزایش هزینهها قرار میگیرند. در مقابل، سازمانهایی که منابع تأمین متنوع، قراردادهای دقیق و سامانههای پایش بازار را در اختیار دارند، توانستهاند حتی در دورههای پرتنش نیز جریان عرضه مورد نیاز پروژههای زیرساختی را حفظ کنند.
