به گزارش دنیای نفت و قیر، تداوم محدودیت در تردد دریایی از تنگه هرمز پیامدهایی دارد که از سطح منطقه فراتر میرود و بر دسترسی، قیمت نهایی، هزینه حملونقل و رفتار خریداران در بازار قیر اثر مستقیم میگذارد. بخش قابل توجهی از صادرات قیر ایران از مسیر بنادر جنوبی انجام میشود و وابستگی این مسیرها به تردد امن در هرمز باعث میشود هر محدودیت عملیاتی، عرضه موجود را کاهش دهد و هزینه نهایی را بالاتر ببرد. همزمان، افزایش هزینه بیمه و ریسکهای در ارتباط با مسیرهای مورد استفاده بر قیمت تمامشده تأثیر میگذارد و این افزایش معمولاً سریعتر از رشد نرخ پایه فروش اتفاق میافتد. در بازارهایی که برای اجرای پروژههای عمرانی خود وابسته به واردات قیر هستند، پیامد نخست، کاهش سریع محمولههای آماده تحویل و سپس افزایش فاصله قیمتی میان مناطق مختلف خواهد بود. در صورتی که اروپا نیز در همین دوره با کندی فعالیتهای عمرانی مواجه شود، بخشی از تقاضای خارجی کاهش پیدا میکند، اما این کاهش الزاماً منجر به افت محسوس قیمت در مسیرهای وابسته به ریسک بیمهای یا حمل دریایی نمیشود.
ساختار فعلی بازار قیر بهگونهای است که بررسی ساده قیمت کفایت نمیکند و وضعیت دسترسی و امنیت مسیر اهمیت بیشتری دارد. در شرایط عادی، تصمیمگیری خرید معمولاً تحت تأثیر تولید پالایشگاهها، فصل اجرای پروژههای راهسازی و ظرفیت حمل قرار میگیرد. اما در شرایطی که محدودیت تنگه هرمز مطرح باشد، مهمترین متغیر، امکان انتقال بدون اختلال مکرر است. در صورت تداوم محدودیت، بازار به سمت ساختار دوگانه حرکت میکند: محمولههای آماده بارگیری در مبدأ ایران و منطقه خلیج فارس محدودتر میشوند و عرضهکنندگانی که به مسیرهای مطمئنتر دسترسی دارند، قدرت بیشتری در قیمتگذاری پیدا میکنند. خریدارانی که نیاز فوری دارند، با انقباض زمان تصمیمگیری مواجه میشوند و ناچار خواهند بود زودتر از معمول خرید انجام دهند.
در چنین وضعیتی بهترین زمان خرید، مرحلهای است که هزینه بیمه و حمل تازه شروع به افزایش میکند و هنوز اثر کامل آن در قیمت نهایی منعکس نشده است. زمانی که تعداد کشتیهای قابل استفاده کاهش مییابد و شرکتهای بیمه هزینههای اضافی وضع میکنند، قیمت عملیاتی برای خریدار سریعتر از قیمت فروش بالا میرود. بنابراین ایجاد موجودی مناسب در مراحل اولیه ریسک منطقی است، بهویژه برای آن دسته از مصرفکنندگان که در پروژههای نزدیک به اجرا فعالیت دارند.
اگر تنگه هرمز باز شود اما هزینه بیمه همچنان بالا بماند، بازار به حالت عادی بازنمیگردد. در این حالت جریان انتقال فیزیکی محموله افزایش مییابد اما هزینههایی مانند حمل، بیمه، توقف در بندر و هزینههای احتیاطی در سطح بالا باقی میمانند. شرکتهای حمل همچنان عدم قطعیت مسیر را در قیمت لحاظ میکنند و بیمهگران نرخهای بالاتر را حفظ خواهند کرد. در صورتی که جریان انتقال بهتر شود اما هزینه بیمه کاهش نیابد، شرایطی ایجاد میشود که برای خریداران دارای ظرفیت ذخیرهسازی، مزیت نسبی به همراه دارد. بهترین زمان خرید در این حالت، مرحلهای است که جریان حملونقل در حال بهبود است اما هنوز قیمت نهایی تحت تأثیر کامل هزینه بیمه قرار نگرفته است. در این دوره، نگهداری موجودی توجیه اقتصادی دارد اما نباید بیش از اندازه طولانی شود. زمانی که روند کاهش هزینه بیمه آغاز شود، هزینه نگهداری کالا از سود ناشی از نگهداری آن بیشتر میشود و لازم است موجودی به تدریج کاهش یابد.
از سوی دیگر، در صورتی که اروپا با کاهش فعالیتهای عمرانی روبهرو شود، اثر آن بر بازار قیر وابسته به شدت و گستردگی رکود عمرانی است. کاهش مصرف در اروپا باعث کاهش بخشی از تقاضای جهانی میشود اما اگر همزمان مسیرهای اصلی انتقال از منطقه خلیج فارس با ریسک روبهرو باشند، کاهش تقاضای اروپا الزاماً باعث افت قیمت در سایر مقاصد نمیشود. در این حالت امکان دارد صادرکنندگان منطقه خلیج فارس مقاصد جدیدی را جایگزین کنند و حجم بیشتری از صادرات به بازارهای دارای تقاضای پایدارتر، از جمله جنوب آسیا و برخی کشورهای آفریقایی منتقل شود. به همین دلیل، رکود عمرانی اروپا بیش از آنکه قیمت جهانی قیر را دچار افت شدید کند، باعث کنترل سرعت رشد قیمت میشود. این کاهش تقاضا زمانی اثرگذار است که همزمان مسیرهای حمل نیز آرامتر شده و هزینه بیمه کاهش یابد.
کاهش احتمالی تقاضای اروپا در حوزه عمرانی باید در کنار سایر متغیرهای بازار بررسی شود. اگر کاهش تقاضا همراه با کاهش هزینه بیمه و حمل باشد، تأثیر آن بر قیمت محسوس خواهد بود. اما اگر هزینه حمل بالا بماند و مسیرها در معرض ریسک باشند، کاهش تقاضا تنها مانع افزایش بیشتر قیمت میشود. بنابراین راهبرد مناسب برای خریداران این است که نقطه تصمیم را از سطح قیمت به زمان تصمیمگیری منتقل کنند.
زمانی که عرضه کاهش یافته و بیمه افزایش مییابد، خرید زودتر حتی با قیمت بالاتر منطقی است. زمانی که موجودی کافی وجود دارد و روند تثبیت هزینههای حمل آغاز میشود، تعلیق خرید مناسبتر است. اگر بازار ترکیبی از کاهش مسیرهای پرریسک و کاهش تقاضا را نشان دهد، بهترین زمان خروج از بازار نزدیک میشود.
از نظر تصمیمگیری تجاری، بهترین زمان خرید زمانی است که ریسک در حال افزایش است اما هنوز در تمامی اجزای هزینه نهایی وارد نشده است. این زمان پیش از جهش کامل بیمه و پیش از کاهش تعداد کشتیهای آماده حمل است. بهترین دوره نگهداری موجودی زمانی است که دید نسبت به عرضه پایین است اما پروژهها در حال اجرا هستند و نیاز عملیاتی پایدار وجود دارد. در چنین شرایطی ارزش موجودی بالاتر از هزینه نگهداری آن است. خروج از بازار زمانی مناسب است که یا روند کاهش هزینه حمل و بیمه آغاز شود و یا تقاضا در مقصد کاهش یابد. اگر هر دو مورد همزمان اتفاق بیفتد، کاهش موجودی باید سریع انجام گیرد تا سرمایه در گردش گرفتار افت قیمت نشود.
در سطح منطقه، اهمیت قیر ایران به دلیل حجم بالا، قیمت رقابتی و دسترسی مناسب به بنادر جنوبی قابل توجه است. در شرایط پایدار، صادرات ایران با هزینه مناسب و زمان تحویل مشخص به مقاصد مختلف ارسال میشود. در شرایطی که مسیرهای حمل با ریسک مواجه هستند، جریان صادرات بهطور کامل قطع نمیشود بلکه مسیرهای جانبی مانند انتقال از طریق عمان یا استفاده از مدلهای ترکیبی حمل فعال میشوند. این مسیرها امکان ادامه تجارت را فراهم میکنند اما هزینه و زمان تحویل را افزایش میدهند. برای خریداران، نکته مهم نه فقط حجم موجود در مبدأ، بلکه زمان واقعی تحویل و شرایط ارائه است. در چنین شرایطی قابلیت اطمینان در حملونقل به یکی از فاکتورهای تعیینکننده ارزش تبدیل میشود.
به طور کلی، در شرایط محدودیت تنگه هرمز، خرید در مراحل اولیه تشدید ریسک و نگهداری محدود اما حسابشده موجودی بهترین نتیجه را ایجاد میکند. در شرایط بازگشایی مسیر با ریسک بیمه بالا، خرید در مرحله آغاز بهبود حمل و نگهداری هدفمند مطلوب است. در شرایط رکود عمرانی اروپا، تمرکز باید بر این باشد که آیا این رکود با بهبود مسیرهای حمل همزمان است یا خیر. در تمامی سناریوها، تصمیمگیری صحیح زمانی اتخاذ میشود که خریدار قیمت نهایی را بههمراه زمان تحویل بسنجد، نه فقط نرخ اعلامشده فروش را.
