نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

پیشروی حمل‌ونقل الکتریکی در مسیر جاده ابریشم و پیامدهای آن بر بازار قیر در آسیا و خاورمیانه

به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات اخیر در سامانه‌های حمل‌ونقل زمینی در آسیای مرکزی و چین، به‌ویژه در امتداد مسیرهای مرتبط با جاده ابریشم، شرایط جدیدی را برای کشورهای خاورمیانه و به‌طور مشخص برای مراکز تولید قیر ایجاد کرده است. روند گسترش ناوگان الکتریکی و کاهش اتکا به سوخت‌های فسیلی در بخش حمل‌ونقل، باعث شده است جریان سنتی مصرف مشتقات سنگین نفت که سال‌ها مبنای توسعه پروژه‌های راه‌سازی و حمل‌ونقل بین آسیای مرکزی و کشورهای غربی بوده، با محدودیت‌های جدیدی روبه‌رو شود. این دگرگونی نه‌تنها بر حجم تولید پالایشگاه‌های منطقه اثر دارد، بلکه موقعیت اقتصادی قیر را در طرح‌های زیرساختی آینده کشورهای حوزه آسیای مرکزی و شرق آسیا با تردیدهای جدی مواجه کرده است. کشورهای خاورمیانه که طی دهه‌های اخیر بخش بزرگی از نیاز منطقه را تأمین می‌کردند، اکنون با مسیر تازه‌ای روبه‌رو هستند که در آن مصرف محصولات سنگین نفتی دیگر رشد گذشته را نخواهد داشت.

در قزاقستان، از جمله در شهر نورسلطان (Nur-Sultan)، برنامه‌ریزی برای استقرار سامانه‌های حمل‌ونقل سنگین الکتریکی با هدف کاهش انتشار آلاینده‌ها و اصلاح ساختار مصرف سوخت در حال اجراست. این روند بخشی از سیاست گسترده‌تر این کشور در همکاری با چین برای ایجاد کریدورهای سبز حمل‌ونقل است. داده‌های منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که ورود کامیون‌های الکتریکی و توسعه شبکه‌های شارژ سریع در مسیرهای منتهی به چین، نیاز به گازوئیل را به‌طور قابل توجهی کاهش خواهد داد. کاهش مصرف این سوخت به معنی کاهش تولید مواد سنگین در پالایشگاه‌هاست، چون ساختار فرآیند تقطیر به‌گونه‌ای است که تغییر در تقاضای سوخت میان‌تقطیر مستقیماً بر حجم تولید مواد سنگین تاثیر می‌گذارد. بنابراین کشورهایی که پیش‌تر بر صادرات قیر به آسیای مرکزی تکیه داشتند، با وضعیتی قرار می‌گیرند که باید ظرفیت تولید خود را بازتنظیم یا به سمت فناوری‌های جدید تبدیل مواد سنگین به محصولات سبک‌تر حرکت کنند.

در ازبکستان، به‌ویژه در تاشکند (Tashkent)، برنامه ایجاد مسیرهای حمل‌ونقل جاده‌ای الکتریکی با تمرکز بر اتصال سریع‌تر به شبکه‌های مرزی چین و قزاقستان در حال گسترش است. در این مسیرها، زیرساخت‌های لازم برای شارژ ناوگان باری الکتریکی نصب شده و مطالعات برای استفاده از سطح‌راه‌های سازگار با حمل‌ونقل الکتریکی انجام می‌شود. این موضوع مستقیماً بر مصرف قیر تأثیر دارد، زیرا جاده‌هایی که میزبان کامیون‌های الکتریکی با وزن بالا و سامانه‌های شارژ القایی هستند، نیازمند مصالح با دوام بالاتر، مقاومت حرارتی گسترده‌تر و خواص مکانیکی متفاوت‌اند. این تغییرات باعث شده است برخی پروژه‌ها از قیر استاندارد فاصله بگیرند و به سمت مصالح اصلاح‌شده یا ترکیبات نوین بر پایه مواد پلیمری حرکت کنند که الزامات جدید حمل‌ونقل الکتریکی را پاسخ می‌دهد.

نهادهای مالی بین‌المللی فعال در پروژه‌های زیرساختی آسیای مرکزی، شامل بانک توسعه آسیایی و بانک زیرساخت چین، در سال‌های اخیر مقررات سخت‌گیرانه‌تری در زمینه الزامات زیست‌محیطی برای تأمین مالی پروژه‌های راه‌سازی وضع کرده‌اند. این سیاست‌ها استفاده از مصالحی با انتشار کربن کمتر را در اولویت قرار می‌دهد. در چنین ساختاری، قیر به‌عنوان یکی از مواد با بار آلایندگی بیشتر نسبت به برخی مصالح جایگزین، با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو می‌شود. حتی در پروژه‌های بزرگ چین که به‌طور سنتی از قیر به‌طور گسترده استفاده می‌کردند، طی سال‌های اخیر بخشی از مسیرهای ترافیکی سنگین به سمت مصالح جایگزین هدایت شده‌اند تا با مقررات جدید سازگار باشند.

افزون بر این، ساختار آب‌وهوایی آسیای مرکزی شامل زمستان‌های بسیار سرد و تابستان‌های بسیار گرم است. این شرایط باعث شده قیر استاندارد برای پروژه‌های آینده کمتر مورد توجه باشد، زیرا دوام آن تحت تغییرات دمایی شدید محدود است. روند توسعه جاده‌های الکتریکی، هماهنگ با مسیرهای جدید چین، نیازمند مصالحی است که توان تحمل نوسانات دمایی و بارهای تکراری ناوگان الکتریکی را داشته باشند. این موضوع بر بازار قیر خاورمیانه فشار وارد می‌کند، زیرا بخش قابل توجهی از صادرات آن به منطقه‌ای اختصاص داشت که اکنون نیاز به مصالحی متفاوت دارد.

چین در پروژه‌های مرتبط با ابتکار «کمربند و جاده» طی سال‌های اخیر رویکرد تازه‌ای در طراحی مسیرهای حمل‌ونقل اتخاذ کرده است. تمرکز بر حمل‌ونقل پاک، استفاده از کامیون‌های الکتریکی، و اتصال مسیرهای زمینی چین به آسیای مرکزی با شبکه‌های انرژی هوشمند، باعث شده ساختار تقاضا برای مصالح راه‌سازی تغییر کند. گرچه همچنان برای بخش‌هایی از مسیرها قیر مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما نوع و درجه آن در حال تغییر است و احتمال می‌رود در مسیرهای پر حجم تردد به مصالحی با دوام بسیار بالا و سازگار با فناوری‌های الکتریکی نیاز باشد.

برای کشورهای خاورمیانه، این روند به این معنی است که بخشی از بازار سنتی صادرات قیر در حال کاهش است. اگر روند توسعه حمل‌ونقل الکتریکی در چین و آسیای مرکزی در مقیاس فعلی ادامه یابد، تقاضا برای قیرهایی که پیش‌تر در پروژه‌های بزرگ منطقه به‌کار می‌رفت، به‌تدریج محدود می‌شود. پالایشگاه‌هایی که بخش مهمی از درآمد خود را از فروش این ماده به‌دست می‌آوردند، اکنون مجبور خواهند شد به سمت فناوری‌های تبدیل مواد سنگین به محصولات سبک‌تر مانند نفتا، سوخت هواپیما یا خوراک صنایع پتروشیمی حرکت کنند. این اقدام هزینه‌های سرمایه‌گذاری بسیار بالایی دارد و ممکن است برای پالایشگاه‌های کوچک‌تر مقرون‌به‌صرفه نباشد.

افزایش ظرفیت باتری‌ها در کامیون‌های الکتریکی، توسعه فناوری شارژ پرتوان و گسترش زیرساخت‌های برق در جمهوری قرقیزستان و تاجیکستان، شرایط جدیدی برای زنجیره تأمین منطقه ایجاد کرده است. این کشورها که پیش‌تر نیازمند واردات گسترده سوخت‌های فسیلی بودند، اکنون در حال حرکت به سمت تولید داخلی انرژی برق با منابع تجدیدپذیرند. چنین تغییری وابستگی آن‌ها را به مشتقات نفتی کاهش می‌دهد. این موضوع به‌طور غیرمستقیم تقاضای قیر در پروژه‌های راه‌سازی را نیز کاهش می‌دهد، زیرا رشد شبکه حمل‌ونقل الکتریکی در این کشورها با بازبینی طرح‌های احداث جاده‌های جدید و توجه بیشتر به مسیرهای ریلی الکتریکی همراه بوده است.

با توجه به این روندها، تداوم کاهش تقاضا برای قیر در منطقه محتمل است. مسیرهای جدید چین که به سمت آسیای مرکزی کشیده شده‌اند، در حال تبدیل شدن به نماد پروژه‌های آینده‌نگر مبتنی بر الکتریسیته هستند. این مسیرها نیازمند مصالحی متفاوت با آنچه در دهه‌های گذشته استفاده می‌شدند هستند. کاهش مصرف سوخت‌های میان‌تقطیر در این شبکه‌ها، مستقیماً باعث کاهش تولید مواد سنگین در پالایشگاه‌ها می‌شود و شرایطی ایجاد می‌کند که ممکن است عرضه قیر در بازار جهانی محدودتر و پرنوسان‌تر شود. در چنین شرایطی، برخی کشورها ممکن است به سمت جایگزین‌هایی بروند که نیازهای جدید جاده‌های الکتریکی را برآورده کند.

در افق سال‌های آینده، همگام با رشد پروژه‌های حمل‌ونقل الکتریکی و مسیرهای توسعه‌یافته چین، احتمال می‌رود بازار قیر شکل دیگری به خود بگیرد. این بازار که پیش‌تر تحت تأثیر رشد ساخت‌وساز جاده‌ای در آسیای مرکزی رونق داشت، اکنون به‌دلیل سیاست‌های زیست‌محیطی، محدودیت‌های مالی و فناوری‌های جدید در حال کاهش گستره مصرف است. امکان دارد بخشی از تقاضا به سمت مصالحی هدایت شود که دوام و سازگاری بیشتری با سامانه‌های نوین حمل‌ونقل داشته باشند. این تغییرات بر ساختار تولید صنایع وابسته نیز اثر می‌گذارد و ممکن است جهت‌گیری پروژه‌های آینده را در منطقه تغییر دهد.