به گزارش دنیای نفت و قیر، در روزهای اخیر، تحولات رخداده در تنگه هرمز و منطقه خلیج فارس موجب بروز بیثباتی قابل توجهی در الگوی حملونقل دریایی شده است؛ وضعیتی که بهطور مستقیم بر جریان مواد وابسته به انرژی و صنایع پاییندستی تأثیر گذاشته است. با وجود اعلام آتشبس و کاهش نسبی تنشها، سطح عبور کشتیها از یکی از حیاتیترین گذرگاههای دریایی جهان همچنان بهشدت محدود باقی مانده است. حرکت کشتیها به سطح عادی بازنگشته و تردید مداوم مالکان کشتی، شرکتهای بیمه و طرفهای اجارهکننده باعث شکلگیری محیطی پرریسک در حوزه لجستیک شده است. این شرایط تنها به نفت خام محدود نمیشود، بلکه بهطور مستقیم بر بازار قیر نیز اثر گذاشته است؛ بازاری که وابستگی بالایی به در دسترس بودن نفتکشها و نظم در فرآیند صادرات دارد. پیامد این وضعیت، تأثیرگذاری بر پروژههای زیرساختی و برنامهریزیهای عمرانی در آسیا، آفریقا و بخشهایی از اروپا است.
اطلاعات ثبتشده در تاریخهای ۹ و ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ نشان میدهد که حجم عبور کشتیها از تنگه هرمز بهطور قابل توجهی کمتر از میانگینهای گذشته است. در حالی که پیش از بروز تنشها روزانه بیش از صد کشتی از این مسیر عبور میکردند، اکنون این رقم به شکل چشمگیری کاهش یافته است. حتی در شرایط اعلام آتشبس، وضعیت عملیاتی با انتظارات سیاسی همراستا نشده است. فرآیندهای صدور مجوز عبور همچنان محدودکننده است و در برخی موارد، عبور کشتیها نیازمند تأیید مستقیم بوده که این موضوع باعث ایجاد تأخیر و بینظمی در برنامهریزی سفرهای دریایی شده است. برای اپراتورهای نفتکش، از جمله آنهایی که حمل قیر را بر عهده دارند، این شرایط به معنای افزایش پیچیدگیهای عملیاتی و مالی است.
یکی از عوامل کلیدی در وضعیت فعلی، درک ریسک از سوی فعالان حوزه کشتیرانی است. مالکان کشتی تمایل چندانی برای ورود به منطقه خلیج فارس نشان نمیدهند. این موضوع صرفاً ناشی از احتیاط نیست، بلکه به محدودیتهای بیمهای نیز بازمیگردد. هزینه بیمه جنگی بهطور قابل توجهی افزایش یافته و در برخی موارد، پوشش بیمهای در دسترس نیست. در نبود بیمه مناسب، ورود به مناطق پرریسک توجیه اقتصادی ندارد، بهویژه زمانی که نرخ کرایه حمل قادر به جبران این ریسکها نیست. در نتیجه، محمولههایی که آماده ارسال هستند، بهدلیل نبود کشتی مناسب در بنادر باقی ماندهاند.
در این میان، صنعت قیر با محدودیتهای شدیدتری مواجه است. برخلاف نفت خام که از مسیرها و روشهای متنوعتری برای انتقال بهره میبرد، توزیع قیر بهشدت به زیرساختهای خاص حملونقل وابسته است. این ماده معمولاً از طریق نفتکشهای ویژه یا نیمهویژه حمل میشود و برای حفظ حالت سیال نیاز به کنترل دما دارد. کاهش دسترسی به این نوع کشتیها، همراه با محدودیتهای عبور دریایی، عملاً صادرات از مراکز اصلی تولید در خاورمیانه را متوقف کرده است. کشورهایی مانند هند، برخی کشورهای شرق آفریقا و بازارهای جنوب شرق آسیا که به این منابع وابسته هستند، با کمبود عرضه و تأخیر در پروژههای عمرانی مواجه شدهاند.
رفتار کشتیهایی که هماکنون در منطقه حضور دارند نیز به پیچیدگی شرایط افزوده است. تعدادی از نفتکشها در نقاط لنگرگاهی منتظر ماندهاند؛ برخی بهدلیل عدم دریافت مجوز خروج و برخی دیگر بهدلیل انتظار برای بهبود شرایط. این وضعیت موجب ایجاد تراکم در بنادر و افزایش فشار بر زنجیره تأمین شده است. برای صادرکنندگان قیر، این موضوع به معنای محدود شدن ظرفیت ذخیرهسازی است. با ادامه تولید و عدم امکان بارگیری، مخازن پر میشوند، برنامههای بارگیری به تعویق میافتد و تعهدات قراردادی با چالش مواجه میشوند.
از سوی دیگر، شرایط اداری و مقرراتی عبور دریایی نیز دستخوش تغییر شده است. در برخی موارد، عبور از تنگه نیازمند مجوزهای خاص و نظارت مستقیم بوده که این امر الگوی سنتی ناوبری تجاری را دگرگون کرده است. این وضعیت باعث شده برنامهریزی سفرها با عدم قطعیت همراه باشد. برای محمولههایی مانند قیر که اغلب به پروژههای زمانبندیشده وابسته هستند، این بیثباتی میتواند منجر به جریمههای قراردادی یا بازنگری در توافقات شود.
مجموع این عوامل باعث محدود شدن جریان تأمین جهانی قیر شده است. مناطق وابسته به واردات در حال بررسی گزینههای جایگزین هستند، از جمله تأمین از بازارهای ثانویه یا افزایش تولید داخلی در صورت امکان. با این حال، این گزینهها در کوتاهمدت بهسادگی قابل اجرا نیستند. تفاوت در مشخصات فنی، زیرساختهای حملونقل و شرایط تجاری، فرآیند جایگزینی را پیچیده کرده است. در نتیجه، بسیاری از خریداران ناچار به پذیرش تأخیر یا استفاده از مواد با کیفیت متفاوت شدهاند.
از منظر راهبردی، وضعیت فعلی نشاندهنده آسیبپذیری بالای تجارت قیر در برابر تحولات سیاسی و اختلالات دریایی است. تمرکز منابع تأمین و مسیرهای صادراتی باعث شده هرگونه اختلال، اثر گستردهای بر بازار داشته باشد. رخدادهای ۹ و ۱۰ آوریل نمونهای از این واقعیت هستند که چگونه شرایط ناپایدار میتواند در مدت کوتاهی زنجیره تأمین را مختل کند.
در مواجهه با این شرایط، شرکتهای فعال در این حوزه باید رویکردهای عملیاتی خود را بازنگری کنند. نخستین گام، کاهش وابستگی به یک منطقه جغرافیایی خاص است. ایجاد ارتباط با تأمینکنندگان متعدد در مناطق مختلف میتواند ریسک اختلال را کاهش دهد، حتی اگر هزینه اولیه افزایش یابد. هدف اصلی، حفظ تداوم تأمین در شرایط متغیر است.
انعطافپذیری در حوزه لجستیک نیز اهمیت بالایی دارد. بررسی گزینههای جایگزین حملونقل، از جمله مسیرهای زمینی در مقیاس منطقهای، میتواند به کاهش فشار کمک کند. همچنین، سرمایهگذاری در زیرساختهای ذخیرهسازی در مبدا و مقصد، امکان مدیریت بهتر موجودی و کاهش وابستگی به زمانبندی دقیق حمل را فراهم میکند.
ساختارهای قراردادی نیز نیازمند بازنگری هستند. قراردادهایی که بر پایه ثبات شرایط حملونقل تنظیم شدهاند، در وضعیت فعلی کارایی لازم را ندارند. افزودن بندهای قویتر برای شرایط اضطراری و در نظر گرفتن زمانبندیهای منعطف میتواند از بروز اختلافات حقوقی جلوگیری کند. همکاری نزدیکتر با شرکتهای کشتیرانی و بیمه نیز برای درک بهتر ریسکها ضروری است.
استفاده از ابزارهای دیجیتال و دادههای لحظهای میتواند به تصمیمگیری دقیقتر کمک کند. پایش مداوم وضعیت کشتیها، بنادر و مقررات، به شرکتها این امکان را میدهد که واکنش سریعتری به تغییرات داشته باشند. در محیطی که تأخیرها و محدودیتها بهسرعت تغییر میکنند، دسترسی به اطلاعات بهروز یک مزیت مهم محسوب میشود.
در نهایت، تعامل با نهادهای سیاستگذار و انجمنهای صنعتی میتواند در بهبود شرایط نقش داشته باشد. هرچند شرکتها کنترل مستقیمی بر تحولات سیاسی ندارند، اما مشارکت در تلاشهای جمعی میتواند به ایجاد ثبات بیشتر در عملیات دریایی کمک کند.
در مجموع، شرایط کشتیرانی اخیر نشاندهنده اختلالی جدی در حملونقل دریایی است که پیامدهای مستقیم آن در بازار قیر قابل مشاهده است. محدودیت در عبور کشتیها، افزایش ریسک و گرههای لجستیکی، محیطی پیچیده برای تجارت ایجاد کرده است. شرکتهایی که با نگاه راهبردی و انعطاف عملیاتی به این شرایط پاسخ دهند، توانایی بیشتری برای حفظ جریان تأمین خود خواهند داشت.
