نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

رشد بهای نفت در پی نگرانی از درگیری نظامی آمریکا با ایران

به گزارش دنیای نفت و قیر، در روز های اخیر، تمرکز بخش قابل‌توجهی از فضای سیاسی و رسانه‌ای جهان بار دیگر بر روابط ایران و ایالات متحده قرار گرفت. مجموعه‌ای از مواضع رسمی، تحلیل‌های امنیتی و واکنش‌های دیپلماتیک باعث شد احتمال رویارویی نظامی، هرچند در سطح گمانه‌زنی، دوباره به‌عنوان یک عامل مؤثر در محاسبات منطقه‌ای و جهانی مطرح شود. در حالی که پوشش اولیه اخبار عمدتاً حول نفت خام، امنیت انرژی و ملاحظات نظامی شکل گرفت، اثرات این وضعیت بر صنعت قیر و آسفالت کمتر دیده شد؛ صنعتی که به‌طور مستقیم با زیرساخت، توسعه شهری و سیاست‌های عمرانی دولت‌ها گره خورده است. برای خاورمیانه و مناطق پیرامونی، که بخش بزرگی از پروژه‌های راه‌سازی و حمل‌ونقل به ثبات سیاسی و تداوم عرضه مواد اولیه وابسته است، این فضای جدید پیامدهایی عمیق و ماندگار به همراه دارد.

خاورمیانه یکی از کانون‌های اصلی تولید و صادرات قیر در جهان به‌شمار می‌رود و ایران به‌دلیل ظرفیت پالایشی، موقعیت جغرافیایی و سابقه طولانی در تجارت منطقه‌ای، جایگاهی کلیدی در این ساختار دارد. هرگونه تشدید تنش میان ایران و آمریکا، حتی بدون درگیری مستقیم، به‌سرعت بر ارزیابی ریسک مسیرهای حمل‌ونقل، هزینه‌های بیمه، انعقاد قراردادها و برنامه‌ریزی لجستیکی اثر می‌گذارد. در چنین شرایطی، تصمیم‌گیران دولتی و مجریان پروژه‌های عمرانی ناچارند برنامه‌های میان‌مدت خود را بازنگری کنند. آنچه رخ داد، بازتابی روشن از همین روند بود؛ روندی که به‌تدریج فضای عملیاتی صنعت قیر را در چندین منطقه دستخوش دگرگونی کرد.

گزارش‌هایی که اخیرا منتشر شدند، از افزایش نگرانی نهادهای سیاسی و مالی نسبت به احتمال اقدام نظامی ایالات متحده علیه اهدافی در ایران حکایت داشتند. هرچند هیچ اقدام رسمی یا درگیری مستقیمی به وقوع نپیوست، اما تغییر لحن و فضای سیاسی به‌خوبی احساس می‌شد. اهمیت این موضوع برای بازار قیر از آن جهت است که این محصول در نقطه تلاقی صنعت انرژی و پروژه‌های عمومی قرار دارد و به‌شدت نسبت به تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی و اولویت‌های بودجه‌ای دولت‌ها حساس است. برخلاف نفت خام که بازاری نقدشونده و جهانی دارد، تجارت قیر بیشتر متکی بر قراردادهای مشخص، روابط پایدار و مسیرهای محدود حمل‌ونقل است و همین ویژگی، آن را در برابر نااطمینانی سیاسی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

صادرات قیر ایران در سال‌های گذشته توانسته بود با تکیه بر تنوع مسیرها، استفاده از بسته‌بندی‌های مختلف و بهره‌گیری از واسطه‌های منطقه‌ای، خود را با فشارهای خارجی تطبیق دهد. با این حال، بازگشت گفتمان جنگ میان ایران و آمریکا محدودیت‌های تازه‌ای ایجاد کرد. شرکت‌های کشتیرانی محتاط‌تر شدند، نرخ‌های اجاره شناورها افزایش یافت و بنادر مرتبط با محموله‌های دارای منشأ ایرانی با حساسیت بیشتری مواجه شدند. برای خریداران در جنوب آسیا، شرق آفریقا و جنوب شرق آسیا، این شرایط به معنای افزایش زمان تحویل و تمایل بیشتر به بررسی گزینه‌های جایگزین بود، حتی اگر قیر ایرانی همچنان از نظر کیفی و فنی رقابتی باقی می‌ماند.

در داخل ایران نیز اولویت‌های عمرانی تحت تأثیر این فضا قرار گرفت. تمرکز دولت به‌سمت مدیریت تاب‌آوری و حفظ پروژه‌های ضروری سوق پیدا کرد و طرح‌های بزرگ و پرمصرف از نظر قیر با احتیاط بیشتری دنبال شدند. اگرچه نگهداری راه‌ها و پروژه‌های جاری ادامه یافت، اما اجرای طرح‌های گسترده جدید با سرعت کمتری پیش رفت. این موضوع به‌طور غیرمستقیم بر حجم قیر قابل عرضه برای صادرات اثر گذاشت، به‌ویژه در پالایشگاه‌های کوچک‌تر که بقای آن‌ها به درآمدهای صادراتی وابسته است.

از منظر ایالات متحده، فضای تنش‌آلود ایران و آمریکا نحوه هم‌راستایی سیاست‌های خرید و تأمین در کشورهای همسو را نیز تحت تأثیر قرار داد. نفوذ آمریکا در نظام‌های مالی و بیمه‌ای باعث شد بسیاری از فعالان بازار، حتی بدون الزام حقوقی مستقیم، رفتارهای محافظه‌کارانه‌تری در پیش بگیرند. در نتیجه، برخی پیمانکاران و نهادهای اجرایی در اسناد مناقصه خود به‌صورت غیرمستقیم به‌دنبال منابعی رفتند که از نظر ریسک سیاسی کم‌حاشیه‌تر تلقی می‌شدند. این تغییر رویکرد، بیشتر جنبه عملیاتی داشت تا سیاسی، اما اثر آن بر جایگاه قیر ایران در بازارهای هدف قابل‌توجه بود.

در چنین فضایی، توجه بازار به سمت سایر تولیدکنندگان منطقه‌ای جلب شد. کشورهایی مانند عراق و بحرین و همچنین برخی تولیدکنندگان آسیای جنوب شرقی، به‌عنوان گزینه‌های جایگزین مورد بررسی قرار گرفتند. با این حال، این منابع با محدودیت‌هایی در ظرفیت تولید و یکنواختی کیفیت مواجه بودند، به‌ویژه در مورد گریدهایی که برای پروژه‌های بزرگ راه‌سازی استفاده می‌شوند. نتیجه، بازاری شد که در آن عرضه وجود داشت، اما ثبات و قابلیت پیش‌بینی کاهش یافت.

چین و هند، به‌عنوان دو مصرف‌کننده بزرگ قیر در جهان، واکنش‌های متفاوتی به این فضا نشان دادند. ساختار متمرکز و دولتی تأمین در چین امکان پذیرش ریسک‌های سیاسی بیشتری را فراهم می‌کند، به‌خصوص زمانی که مواد اولیه برای پروژه‌های راهبردی مورد نیاز باشد. در مقابل، واردکنندگان هندی رویکرد محتاطانه‌تری اتخاذ کردند و با در نظر گرفتن هزینه‌های بیمه، حمل‌ونقل و ملاحظات دیپلماتیک، به سمت تولید داخلی و منابع آسیای جنوب شرقی گرایش بیشتری نشان دادند، حتی اگر این انتخاب به افزایش هزینه‌های پایه منجر می‌شد.

در قاره آفریقا، جایی که قیر ایران طی یک دهه گذشته نقش مهمی در پروژه‌های راه‌سازی ایفا کرده بود، آثار این تنش‌ها ملموس‌تر شد. بسیاری از پروژه‌های عمرانی در این کشورها با بودجه‌های محدود اجرا می‌شوند و به تداوم و قابلیت اطمینان عرضه وابسته‌اند. فضای ناشی از تنش ایران و آمریکا باعث شد نهادهای تأمین مالی و بانک‌های توسعه‌ای نسبت به پذیرش ریسک‌های جدید مردد شوند. در نتیجه، برخی پروژه‌ها نه به‌دلیل کمبود منابع مالی، بلکه به‌علت بلاتکلیفی در تأمین مصالح با تأخیر مواجه شدند.

بازارهای اروپایی، اگرچه از نظر حجم وابستگی کمتری به قیر ایران دارند، اما از مسیرهای نظارتی و مقرراتی تحت تأثیر قرار گرفتند. پالایشگران و بازرگانان در جنوب و شرق اروپا مدیریت ذخایر و برنامه‌های اختلاط خود را با احتیاط بیشتری تنظیم کردند، زیرا احتمال اختلال در مسیرهای دریایی مدیترانه‌ای مطرح شده بود. حتی در نبود کمبود فوری، این رفتارهای پیشگیرانه هزینه‌های نگهداری را افزایش داد و فعالیت بازارهای نقدی را محدودتر کرد.

یکی از پیامدهای کمتر مورد توجه تحولات ، تغییر در شیوه تنظیم قراردادهای قیر بود. بدون اشاره مستقیم به قیمت‌ها، می‌توان مشاهده کرد که دوره اعتبار قراردادها کوتاه‌تر شد و بندهای مرتبط با شرایط اضطراری و عدم انجام تعهدات با دقت بیشتری تنظیم گردید. خریداران شفافیت بیشتری درباره منشأ کالا طلب کردند و فروشندگان نیز به‌دنبال انعطاف‌پذیری بیشتر در زمان‌بندی تحویل بودند. این تغییرات نشان می‌داد بازار خود را برای بی‌ثباتی آماده می‌کند، نه اینکه صرفاً به یک اختلال مقطعی واکنش نشان دهد.

راهبردهای بازاریابی در صنعت قیر نیز متناسب با این شرایط تغییر کرد. تولیدکنندگان به‌جای تأکید صرف بر مزیت رقابتی، بر قابلیت اطمینان، کنترل لجستیکی و تداوم عرضه تمرکز کردند. در فضایی که گفتمان جنگ میان ایران و آمریکا حضور پررنگی دارد، توانایی اثبات ثبات زنجیره تأمین به یک امتیاز اساسی تبدیل شد، به‌ویژه در پروژه‌هایی که با منابع دولتی اجرا می‌شوند.

سیگنال‌های سیاسی ردوبدل‌شده همچنین بر برنامه‌ریزی بلندمدت زیرساختی کشورها اثر گذاشت. دولت‌ها در خاورمیانه و بخش‌هایی از آسیا، زمان‌بندی اجرای پروژه‌های راه و بندر را بازبینی کردند و اولویت را به طرح‌هایی دادند که از نظر امنیتی یا راهبردی اهمیت بیشتری داشتند. تقاضای قیر از بین نرفت، اما توزیع زمانی و مکانی آن دستخوش تغییر شد و این موضوع برنامه‌ریزی تولید پالایشگاه‌ها را پیچیده‌تر کرد.

نکته مهم آن است که نبود درگیری نظامی مستقیم، این اثرات را خنثی نکرد. در بازار قیر، برداشت‌ها و انتظارات گاه به‌اندازه واقعیت‌های میدانی اهمیت دارند. حتی احتمال رویارویی می‌تواند رفتار بیمه‌گران، شرکت‌های حمل‌ونقل و پیمانکاران را تغییر دهد. تا پایان فوریه ۲۰۲۶، بسیاری از این ملاحظات در اسناد برنامه‌ریزی و تصمیمات اجرایی منعکس شده بود.

جایگاه ایران در این شرایط همچنان پیچیده باقی ماند. این کشور از نظر فنی و ظرفیت تولید قیر توانمندی قابل‌توجهی دارد، اما تبدیل این ظرفیت به جریان پایدار صادراتی بیش از پیش به فضای سیاسی وابسته شد. تلاش‌ها برای تقویت سازوکارهای تجاری منطقه‌ای و استفاده از روش‌های پرداخت جایگزین ادامه یافت، اما میزان کارایی آن‌ها در شرایطی که گفتمان جنگ دوباره برجسته شده، با عدم قطعیت همراه بود.

در نهایت، رویدادها و تحلیل‌های اخیر یادآور این واقعیت است که تحولات سیاسی متمرکز بر نفت و امنیت، پیامدهایی زنجیره‌ای برای صنایع پایین‌دستی دارند. راه‌ها، بنادر و فرودگاه‌ها با آسفالت ساخته می‌شوند و آسفالت به شبکه‌ای وابسته است که از پالایشگاه‌های حساس سیاسی آغاز می‌شود. هنگامی که این شبکه تحت فشار قرار می‌گیرد، اثر آن نه‌تنها در آمارهای تجاری، بلکه در تأخیر پروژه‌ها، بازنگری قراردادها و تغییر مسیر توسعه نمایان می‌شود. این تحولات نشان می‌دهد صنعت قیر ناگزیر است خود را با واقعیتی تطبیق دهد که در آن سیگنال‌های سیاسی، بیش از گذشته، جهت حرکت بازار را تعیین می‌کنند.