به گزارش دنیای نفت و قیر، در ابتدای سال ۲۰۲۶، الگوهای تأمین و خرید قیر در سطح بینالمللی نشانههای روشنی از تغییر در شیوه تعامل میان خریداران و تولیدکنندگان نشان میدهد؛ روندی که پیامدهای آن از خاورمیانه تا آفریقا و جنوب آسیا قابل مشاهده است و بر زنجیره تأمین پروژههای زیرساختی در سطح جهان اثر گذاشته است. دادههای ارائهشده در گزارشهای تحلیلی بازار و بررسیهای منتشرشده توسط مؤسسات پژوهشی در هفتههای اخیر حاکی از آن است که خریداران نهایی، از جمله سازمانهای راهسازی دولتی، پیمانکاران بزرگ و مجموعههای سرمایهگذاری زیرساختی، بیش از گذشته وارد مذاکره مستقیم با پالایشگاهها و تولیدکنندگان اصلی قیر شدهاند. این روند برای کشورهای صادرکننده در منطقه خلیج فارس و همچنین اقتصادهایی که برای توسعه راهها به واردات قیر وابستهاند، اهمیت ویژهای دارد.
گزارشهای بازار جهانی، تصویری از بازاری ارائه میدهند که رشد تقاضای آن در بلندمدت همچنان پایدار ارزیابی میشود. این رشد بهطور مستقیم با توسعه شهرنشینی، گسترش شبکههای بزرگراهی، ساخت و بهسازی فرودگاهها و برنامههای نگهداری زیرساخت در اقتصادهای نوظهور ارتباط دارد. در دل این چشمانداز مثبت، یک نکته تجاری برجسته شده است: واحدهای خرید بهدنبال هماهنگی دقیقتر میان مشخصات فنی، برنامه تولید و تعهدات تحویل هستند. قیر بهعنوان محصولی پالایشی با ویژگیهای عملکردی حساس به گرید و شرایط تولید، نیازمند ارتباط نزدیک میان انتظارات خریدار و توان فنی تولیدکننده است و افزایش گفتوگوی مستقیم پاسخی به همین نیاز عملیاتی محسوب میشود.
در خاورمیانه، پالایشگاههایی در امارات متحده عربی، بحرین و جنوب ایران گزارش دادهاند که در ماههای آغازین ۲۰۲۶ تماسها و درخواستهای بیشتری از سوی خریداران خارجی برای برگزاری جلسات فنی پیش از ورود رسمی به مناقصهها دریافت کردهاند. پیمانکاران پروژههای زیرساختی در شرق آفریقا و جنوب آسیا دیگر صرفاً به پیشنهادهای ارائهشده از طریق واسطههای تجاری بسنده نمیکنند، بلکه بهطور مستقیم با واحدهای صادراتی پالایشگاهها گفتوگو میکنند تا درباره گریدهای نفوذی، نقطه نرمی، گزینههای اصلاح پلیمری و نظامهای کنترل کیفیت اطمینان حاصل کنند. این روند به معنای حذف کامل واسطهها نیست، بلکه نشان میدهد خریداران در کنار مسیرهای سنتی، به شفافیت فنی بیشتری تمایل پیدا کردهاند.
تحلیلهای بازار منتشرشده در فوریه ۲۰۲۶ پیشبینی میکنند که با تداوم برنامههای سرمایهگذاری دولتی در حوزه زیرساخت، قراردادهای بلندمدت مرتبط با پروژههای راهسازی اهمیت بیشتری پیدا کنند. در چنین فضایی، مدیران خرید بهطور فزایندهای بر ثبات عرضه و یکنواختی کیفیت تمرکز دارند. مذاکره مستقیم به خریداران امکان میدهد برنامههای تولید، دورههای تعمیرات پالایشگاه و ظرفیت ذخیرهسازی را مستقیماً بررسی کنند و ریسکهای ناشی از تأمین ثانویه را کاهش دهند.
در هند، که توسعه بزرگراهها همچنان یکی از اولویتهای ملی به شمار میرود، کمیتههای خرید وابسته به شرکتهای مهندسی بزرگ تماسهای مستقیم خود را با تولیدکنندگان منطقه خلیج فارس برای تأمین گریدهای اصلاحشده افزایش دادهاند. این تعاملها اغلب شامل کارگاههای فنی مجازی، تبادل اسناد و بررسی دادههای عملکردی پیش از ورود به بحثهای قیمتی است. هدف از این رویکرد، همراستاسازی مشخصات قرارداد با توان تولیدی پالایشگاهها از همان مراحل اولیه است. بنگلادش و سریلانکا نیز در برخی مناقصات عمومی، بهویژه در پروژههایی که الزامات دوام اقلیمی دارند، الگوهای مشابهی را دنبال کردهاند.
بازارهای آفریقایی نیز شواهد روشنی از این تحول ارائه میدهند. واردکنندگان در کشورهایی مانند کنیا، تانزانیا و غنا در دورههای گذشته با ناپایداری تحویل مواجه بودهاند، بهخصوص زمانی که صرفاً به شبکههای چندلایه خرید متکی بودهاند. با شتاب گرفتن برنامههای توسعه راه، نهادهای مرتبط با دولت در این کشورها خواستار اسناد قابل رهگیری درباره منشأ تولید و اطلاعات مربوط به دستهبندیهای تولیدی شدهاند. ارتباط مستقیم با تولیدکننده، امکان بررسی گواهیهای تولید و انطباق فنی با استانداردهای ملی را فراهم میکند. در این میان، شرکتهای حملونقل و تأمین مالی همچنان در معاملات نقش دارند، اما نقطه شروع گفتوگوهای تجاری بیشتر به سمت ارتباط مستقیم میان خریدار نهایی و پالایشگاه سوق پیدا کرده است.
ارزیابیهای رتبهبندی تأمینکنندگان که در اوایل ۲۰۲۶ منتشر شدهاند، نشان میدهند پالایشگاههای باسابقه به دلیل مقیاس تولید، دسترسی به ذخیرهسازی یکپارچه و تأمین پایدار خوراک، موقعیت رقابتی مناسبی دارند. این گزارشها تأکید میکنند که چشمانداز رشد بلندمدت بازار قیر مثبت باقی میماند و منطقه آسیا-اقیانوسیه همچنان بزرگترین مصرفکننده خواهد بود. در این مسیر رشد، تولیدکنندگانی که بتوانند کانالهای ارتباطی شفاف و نظامهای تضمین کیفیت مستند ارائه دهند، شانس بیشتری برای جذب قراردادهای تکرارشونده خواهند داشت و مذاکره مستقیم بستری برای نمایش این قابلیتها فراهم میکند.
از منظر حاکمیت تجاری، این گرایش به گفتوگوی مستقیم با انتظارات جدید نهادهای تأمین مالی زیرساخت نیز همسو است. مؤسسات مالی بینالمللی که پروژههای عمومی را تأمین اعتبار میکنند، بهطور فزایندهای خواستار زنجیره تأمین مستند هستند. زمانی که واحدهای خرید مستقیماً با تولیدکنندگان وارد مذاکره میشوند، مسیر اسناد شفافتر شده و فرآیندهای حسابرسی سادهتر میشود. این موضوع در پروژههای بزرگ بهسازی جادهها و باندهای فرودگاهی که منابع مالی آنها نیازمند پاسخگویی دقیق است، اهمیت بیشتری دارد.
ملاحظات مالی نیز در شکلگیری این روند نقش دارند. نوسانهای بازار انرژی در سالهای اخیر باعث شده خریداران بهدنبال سازوکارهای قیمتگذاری شفافتر باشند که به اقتصاد تولید پالایشگاه گره خورده باشد. ارتباط مستقیم با تولیدکننده امکان بحث درباره فرمولهای قیمتگذاری مبتنی بر شاخصهای مشخص را فراهم میکند، نه صرفاً اتکا به قیمتهای پیشنهادی واسطهها. در برخی موارد، الگوهای ترکیبی شکل گرفته است که در آن شرکتهای تجاری همچنان مدیریت حمل و تأمین مالی را بر عهده دارند، اما مبنای قیمت و مشخصات فنی در تعامل مستقیم میان پالایشگاه و خریدار تعیین میشود.
در جنوب شرق آسیا، بهویژه در ویتنام و فیلیپین، گزارشها حاکی از آن است که نهادهای مسئول راهسازی در حال بازنگری فهرست تأمینکنندگان خود با تمرکز بیشتر بر سابقه عملکرد هستند. راهنماهای تأمین منتشرشده بر اهمیت یکنواختی ویسکوزیته، مقاومت در برابر پیرشدگی و پایداری در ذخیرهسازی تأکید دارند. جلسات مستقیم میان واحدهای فنی خریدار و آزمایشگاههای پالایشگاهی امکان مقایسه دقیق دادهها را فراهم میکند تا مشخص شود محصول پیشنهادی با شرایط اقلیمی و بار ترافیکی پروژه سازگار است یا خیر.
با وجود این تحولات، نقش شرکتهای بازرگانی همچنان اساسی باقی مانده است. این شرکتها به تجمیع تقاضا، برنامهریزی حمل و ارائه راهکارهای سرمایه در گردش ادامه میدهند. آنچه تغییر کرده، میزان شفافیت در ساختار تجاری است. خریداران کمتر مایلاند بدون آگاهی از منشأ تولید و توان عملیاتی پالایشگاه، قرارداد نهایی را امضا کنند. این الگوی چندلایه اما شفاف، نشانه بلوغ بازار است و نه کاهش اهمیت واسطهها.
مدیران صادرات پالایشگاههای منطقه خلیج فارس تأیید میکنند که حجم پرسوجوهای مستقیم از سوی سازمانهای مصرفکننده نهایی با شروع سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است. این پرسوجوها اغلب چند هفته پیش از انتشار رسمی مناقصه انجام میشود و به دو طرف اجازه میدهد درباره مشخصات فنی به تفاهم برسند. برای گریدهای اصلاحشده و قیرهای مورد استفاده در اقلیمهای گرم، این گفتوگوی زودهنگام از بروز اختلافهای پس از عقد قرارداد جلوگیری میکند و ریسک دعاوی تجاری را کاهش میدهد.
برآوردهای ارائهشده در گزارشهای اخیر نشان میدهد نرخ رشد تقاضای جهانی قیر تا سال ۲۰۳۰ و پس از آن همچنان مثبت خواهد بود. توسعه شهری، عقبماندگی پروژههای نگهداری و الزامات جدید دوام زیرساخت از عوامل اصلی این رشد هستند. در چنین فضایی، بهینهسازی فرآیند خرید برای کنترل هزینهها اهمیت بیشتری پیدا میکند. مذاکره مستقیم میتواند هماهنگی مشخصات را تسهیل کرده، سوءتفاهمها را کاهش دهد و نیاز به اصلاحات قراردادی در مراحل بعدی را محدود کند.
پیشرفت ابزارهای ارتباط دیجیتال نیز به این روند شتاب داده است. امکان برگزاری نشستهای مجازی و بهاشتراکگذاری دادهها باعث شده مشاورههای فنی برونمرزی سادهتر شود. آزمایشگاههای پالایشگاهی میتوانند نتایج آزمونها و اطلاعات تولید را بهصورت برخط در اختیار خریداران خارجی قرار دهند. این سرعت انتقال اطلاعات، تصمیمگیری آگاهانه را تسهیل کرده و زمان ارزیابی پیش از قرارداد را کوتاه میکند.
اطلاعات بازار در فوریه ۲۰۲۶ همچنین به نشانههایی از تمرکز بیشتر در میان توزیعکنندگان منطقهای اشاره دارند. در برخی بازارها، کاهش حاشیه سود برای واسطههای کوچک موجب همگرایی بیشتر میان تولیدکنندگان و خریداران بزرگ شده است. این تعدیل ساختاری، انگیزه برای تعامل مستقیم در مرحله تعیین مشخصات را افزایش داده، حتی اگر تسویه نهایی همچنان از مسیر شبکه توزیع انجام شود.
البته این الگو در همه مناطق به یک شکل اجرا نمیشود. معاملات کوتاهمدت همچنان در اقتصادهای کوچکتر که تقاضای زیرساختی نوسان دارد، رایج است. با این حال، در پروژههای دولتی و برنامههای چندساله، ارتباط مستقیم در مراحل اولیه خرید برجستهتر شده است. تمایز اصلی میان خرید مقطعی و تأمین برنامهمحور در همین نقطه شکل میگیرد.
برای صادرکنندگان خاورمیانه، افزایش تماسهای مستقیم مستلزم هماهنگی بیشتر میان واحدهای تجاری و فنی است. تیمهای صادراتی باید آمادگی ارائه بستههای اطلاعاتی کامل شامل روش تولید، ترکیب افزودنیها در صورت وجود و دستورالعملهای نگهداری را داشته باشند. این گسترش وظایف اداری بیش از آنکه یک اقدام تبلیغاتی کوتاهمدت باشد، سرمایهگذاری بر روابط پایدار تلقی میشود.
در مجموع، شواهد موجود در گزارشهای تحلیلی و بررسیهای بازار در ابتدای ۲۰۲۶ نشان میدهد که ارتباط مستقیم میان خریداران نهایی و تولیدکنندگان قیر در حال تبدیل شدن به بخشی مهم از روندهای خرید در پروژههای بزرگ است. این رویکرد به افزایش شفافیت، کاهش ریسکهای فنی و بهبود ثبات قراردادها کمک میکند. تجارت جهانی قیر همچنان از مسیرهای تثبیتشده انجام میشود، اما نقطه آغاز گفتوگوهای تجاری در بسیاری از موارد به سطح تولید نزدیکتر شده است؛ مسیری که برای کشورهای صادرکننده منطقه خلیج فارس و اقتصادهای وابسته به توسعه زیرساخت، اهمیت راهبردی دارد.
