نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

ژنو برای بار سوم، میزبان جدال سیاسی ایران و آمریکا بر سر پرونده هسته‌ای شد

به گزارش دنیای نفت و قیر، سومین دور گفت‌وگوهای هسته‌ای میان ایالات متحده و ایران که در فوریه ۲۰۲۶ در ژنو برگزار شد، نشستی بود که بازتاب آن بلافاصله در برآوردهای بازار جهانی انرژی و به‌ویژه در محاسبات مربوط به عرضه نفت خاورمیانه مشاهده شد. هرگونه پیشرفت یا توقف در این مذاکرات می‌تواند بر حجم صادرات نفت ایران، نحوه اجرای تحریم‌ها، دسترسی به بیمه و نظام بانکی بین‌المللی و در نهایت بر ظرفیت تولید و صادرات قیر در منطقه اثر مستقیم بگذارد. از آنجا که بخش مهمی از پروژه‌های زیرساختی در آسیا و آفریقا وابسته به واردات قیر از خاورمیانه است، روند این مذاکرات برای بازار جهانی راه‌سازی نیز اهمیت اساسی دارد.

گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که هیئت‌های دو کشور در ژنو با میانجیگری طرف‌های اروپایی به بررسی جزئیات فنی مربوط به سطح غنی‌سازی، سازوکارهای نظارتی و ترتیب رفع محدودیت‌های اقتصادی پرداختند. هرچند بیانیه مشترکی منتشر نشد، اما مقام‌ها از «مباحث جدی و فنی» سخن گفتند و اعلام کردند که گفت‌وگوها در سطح کارشناسی ادامه خواهد یافت. این تداوم مذاکرات، از نگاه بازار انرژی، به معنای کاهش احتمال تنش فوری و حفظ مسیر دیپلماسی تلقی شد.

بازار نفت به این خبر واکنشی محتاطانه نشان داد. قیمت‌ها در دامنه‌ای محدود نوسان کردند و تحلیلگران تأکید کردند که نتیجه نهایی مذاکرات، نه صرف برگزاری آن، تعیین‌کننده خواهد بود. ایران همچنان ظرفیت قابل توجهی برای افزایش تولید نفت در صورت کاهش محدودیت‌ها دارد. برآوردها نشان می‌دهد که در صورت دسترسی مجدد به شبکه‌های رسمی بیمه، حمل‌ونقل و تسویه‌حساب بانکی، این کشور می‌تواند ظرف چند ماه چند صد هزار بشکه در روز به صادرات رسمی خود بیفزاید. چنین افزایشی در شرایطی که ذخایر جهانی در سطحی پایین‌تر از میانگین تاریخی قرار دارند، برای بازار اهمیت دارد.

پیوند میان این مذاکرات و بازار قیر از ماهیت ساختاری تولید این محصول ناشی می‌شود. قیر از سنگین‌ترین برش‌های نفت خام و از باقیمانده برج تقطیر در پالایشگاه‌ها به دست می‌آید. هرچه حجم خوراک نفت خام در پالایشگاه افزایش یابد، امکان تولید برش‌های سنگین نیز بیشتر می‌شود. در سال‌های اخیر، محدودیت‌های صادراتی موجب شده بود که برخی پالایشگاه‌های ایرانی در تنظیم برنامه تولید خود با احتیاط عمل کنند. اگر دسترسی به بازارهای رسمی گسترش یابد، افزایش ظرفیت پالایش می‌تواند به رشد تولید قیر نیز منجر شود.

ایران در سال‌های گذشته با وجود محدودیت‌های مالی، جایگاه خود را در برخی بازارهای آسیایی و آفریقایی حفظ کرده است. صادرات به کشورهایی مانند هند، بنگلادش و کنیا ادامه داشت، هرچند سازوکارهای پرداخت و بیمه با پیچیدگی همراه بود. کاهش این پیچیدگی‌ها در نتیجه پیشرفت دیپلماتیک می‌تواند هزینه حمل و نقل را کاهش دهد و امکان انعقاد قراردادهای بلندمدت‌تری را فراهم کند. این موضوع برای خریدارانی که به ثبات عرضه نیاز دارند اهمیت دارد.

با این حال، اختلاف بر سر ترتیب رفع تحریم‌ها و اقدامات هسته‌ای همچنان باقی است. ایالات متحده بر اجرای اقدامات قابل راستی‌آزمایی پیش از کاهش محدودیت‌ها تأکید دارد و ایران خواهان همزمانی این مراحل است. این اختلاف زمانی‌بندی، مستقیماً بر زمان ورود احتمالی نفت ایران به بازار رسمی اثر می‌گذارد. اگر رفع محدودیت‌ها تدریجی باشد، افزایش عرضه نیز به صورت مرحله‌ای رخ خواهد داد و بازار فرصت تطبیق خواهد داشت.

کشورهای دیگر تولیدکننده نفت در خلیج فارس تحولات را با دقت دنبال می‌کنند. هماهنگی تولید در قالب توافق‌های چندجانبه برای حفظ تعادل بازار اهمیت دارد. در صورت بازگشت گسترده نفت ایران، ضرورت بازنگری در سهمیه‌های تولید ممکن است مطرح شود. چنین تصمیم‌هایی بر حجم خوراک پالایشگاه‌ها در منطقه و در نتیجه بر تولید فرآورده‌های سنگین از جمله قیر اثر خواهد گذاشت.

در بازار قیر، رقابت میان صادرکنندگان منطقه‌ای ممکن است شدت گیرد. در دوره‌هایی که صادرات ایران محدود بود، برخی کشورها سهم بیشتری از بازار جنوب آسیا و شرق آفریقا به دست آوردند. اگر صادرات ایران به‌طور رسمی و با هزینه کمتر از سر گرفته شود، خریداران ممکن است به تنوع‌بخشی منابع تأمین روی آورند. این امر می‌تواند به انعقاد قراردادهای جدید و تنظیم مجدد شرایط تجاری منجر شود.

تقاضای جهانی برای قیر همچنان با اجرای پروژه‌های گسترده راه‌سازی و توسعه شهری پشتیبانی می‌شود. هند برنامه‌های توسعه بزرگراهی خود را ادامه می‌دهد، اندونزی سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حمل‌ونقل را گسترش داده و برخی کشورهای آفریقایی نیز پروژه‌های اتصال منطقه‌ای را در دستور کار دارند. ثبات در عرضه قیر برای اجرای این طرح‌ها حیاتی است. هرگونه ابهام در دسترسی به خوراک نفتی یا حمل‌ونقل دریایی می‌تواند برنامه‌ریزی این پروژه‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

در صورت شکست مذاکرات، احتمال افزایش ریسک ژئوپلیتیکی و رشد قیمت نفت وجود دارد. افزایش قیمت خوراک پالایشگاه‌ها می‌تواند به رشد قیمت قیر منجر شود و فشار مالی بر پروژه‌های عمرانی را افزایش دهد. در مقابل، اگر مذاکرات به توافقی پایدار بینجامد، ثبات نسبی در بازار نفت می‌تواند به پیش‌بینی‌پذیری بیشتر در قیمت قیر کمک کند.

حمل‌ونقل دریایی یکی دیگر از حوزه‌های حساس است. در سال‌های اخیر، برخی کشتی‌ها برای حمل محموله‌های مرتبط با ایران با بررسی‌های اضافی مواجه بودند. کاهش محدودیت‌ها می‌تواند روند صدور بیمه‌نامه و پذیرش کشتی در بنادر را تسهیل کند. برای محموله‌های قیر که اغلب در مخازن گرم نگهداری می‌شوند، جلوگیری از تأخیر در تخلیه اهمیت فنی دارد، زیرا کاهش دما می‌تواند کیفیت محصول را تحت تأثیر قرار دهد.

تأمین مالی تجارت نیز به نتیجه مذاکرات وابسته است. گشایش اعتبار اسنادی و انتقال وجوه در صورت شفاف‌تر شدن مقررات آسان‌تر خواهد شد. این موضوع می‌تواند هزینه مالی صادرات را کاهش دهد و رقابت‌پذیری تولیدکنندگان را افزایش دهد. در غیر این صورت، استفاده از روش‌های غیرمتعارف پرداخت همچنان ادامه خواهد یافت و ریسک عملیاتی باقی می‌ماند.

نشست سوم ژنو اگرچه به توافق نهایی منجر نشد، اما پیام مهمی برای بازار انرژی داشت: کانال دیپلماتیک همچنان فعال است. همین استمرار گفت‌وگو احتمال تنش فوری را کاهش داده و فضای پیش‌بینی‌پذیرتری برای برنامه‌ریزی سال ۲۰۲۶ ایجاد کرده است. با این حال، فاصله میان مواضع دو طرف نشان می‌دهد که مسیر دستیابی به توافق جامع همچنان پیچیده است.

برای صنعت قیر در خاورمیانه، این مذاکرات صرفاً موضوعی سیاسی نیست، بلکه عاملی تعیین‌کننده در محاسبه ظرفیت تولید، انتخاب بازار هدف و تنظیم قراردادهای صادراتی است. پالایشگاه‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل و نهادهای مالی همگی روند مذاکرات را دنبال می‌کنند تا بتوانند بر اساس آن تصمیم‌گیری کنند. آینده بازار قیر در سال ۲۰۲۶ تا حد زیادی به نتیجه همین گفت‌وگوها وابسته خواهد بود، زیرا دسترسی به خوراک نفتی، ثبات در حمل‌ونقل و امکان تسویه مالی مستقیم از نتایج بالقوه آن به شمار می‌رود.

در مجموع، سومین دور مذاکرات ژنو نقطه‌ای مهم در تقاطع سیاست و انرژی به شمار می‌آید. هرچند نتیجه قطعی حاصل نشده، اما استمرار گفت‌وگوها نشان می‌دهد که احتمال بازگشت تدریجی نفت ایران به بازار رسمی همچنان وجود دارد. چنین تحولی می‌تواند توازن عرضه در منطقه را دستخوش تغییر کند و بر تولید و صادرات قیر در خاورمیانه اثر بگذارد. تا روشن شدن نتیجه نهایی، بازار نفت و صنایع وابسته به آن با دقت تحولات دیپلماتیک را دنبال خواهند کرد و تصمیم‌های خود را بر اساس سناریوهای مختلف تنظیم خواهند نمود.