نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

چین استفاده از هوش مصنوعی را در سامانه‌های زیرساخت عمومی گسترش می‌دهد

به گزارش دنیای نفت و قیر، گسترش استفاده نهادی از هوش مصنوعی در نظام‌های برنامه‌ریزی اقتصادی و نظارتی، به‌تدریج پیامدهایی ایجاد کرده و اثرات آن در پروژه‌های عمرانی نیز قابل مشاهده است. با حرکت دولت‌ها به‌سوی حکمرانی داده‌محور، تصمیم‌گیری درباره تدارکات عمومی، کنترل زنجیره تأمین و نظارت صنعتی، بیش از گذشته از مسیر سامانه‌های دیجیتال انجام می‌شود.

در این بستر، رویکردهای اخیر نهاد مرکزی برنامه‌ریزی اقتصادی چین نشان‌دهنده گرایش جدی به ادغام هوش مصنوعی در ساختارهای نظارت بر مناقصات، تدارکات عمومی و هماهنگی صنعتی است. اگرچه این سیاست‌ها با ادبیات افزایش بهره‌وری و شفافیت معرفی می‌شوند، اما اثرات عملی آن‌ها به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند راه‌سازی، حمل‌ونقل شهری، توسعه بنادر و لجستیک انرژی آشکار است؛ حوزه‌هایی که قیر همچنان یکی از عناصر اصلی آن‌ها محسوب می‌شود.

هوش مصنوعی در این رویکرد جدید، نه به‌عنوان یک ابزار جانبی، بلکه به‌مثابه یک سازوکار مدیریتی برای بازتنظیم فرایندهای تصمیم‌گیری به کار گرفته می‌شود. در عمل، این به معنای آن است که انتخاب تأمین‌کنندگان قیر، ارزیابی صلاحیت پیمانکاران، زمان‌بندی تحویل محموله‌ها و کنترل انطباق با مقررات، همگی از مسیر سامانه‌هایی انجام می‌شود که حجم عظیمی از داده‌های فنی، سابقه‌ای و اجرایی را پردازش می‌کنند. نتیجه چنین فرایندی، کاهش نقش سلیقه انسانی، کوتاه‌تر شدن چرخه‌های اداری و شناسایی سریع‌تر انحراف‌ها از معیارهای از پیش تعریف‌شده است.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این تحول، استفاده از مدل‌های ارزیابی مبتنی بر هوش مصنوعی در مناقصات عمومی است. این مدل‌ها صرفاً به قیمت پیشنهادی یا مشخصات فنی اکتفا نمی‌کنند، بلکه سابقه عملکرد، میزان پایداری تأمین، رعایت الزامات زیست‌محیطی، پیشینه حقوقی و حتی الگوهای رفتاری در قراردادهای پیشین را نیز لحاظ می‌کنند. برای شرکت‌های فعال در حوزه قیر، این تغییر به‌معنای شکل‌گیری نوعی پروفایل دیجیتال است که دسترسی آن‌ها به پروژه‌های عمرانی را تعیین می‌کند. حضور در بازار دیگر تنها به کیفیت محصول یا روابط تجاری وابسته نیست، بلکه به داده‌هایی گره خورده که در طول زمان در سامانه‌های نظارتی ثبت شده‌اند.

از منظر سیاست‌گذاری، استفاده از هوش مصنوعی امکان همسان‌سازی رفتارهای تدارکاتی در سطوح مختلف حکمرانی را فراهم می‌کند. در نتیجه، اختیار محلی در اعطای قراردادهای مرتبط با آسفالت‌ریزی و نگهداشت راه‌ها که بخش قابل‌توجهی از مصرف قیر را تشکیل می‌دهد، محدودتر می‌شود. سامانه‌های هوشمند با یکسان‌سازی استانداردها، شناسایی الگوهای قیمت‌گذاری غیرعادی و کنترل اجرای قراردادها، فضای چانه‌زنی سنتی را کاهش می‌دهند. این امر اگرچه شفافیت را افزایش می‌دهد، اما انعطاف‌پذیری غیررسمی گذشته را نیز از میان می‌برد.

در حوزه لجستیک، نظارت مبتنی بر داده نقش پررنگ‌تری یافته است. ابزارهای هوشمند، مسیر حرکت مواد از پالایشگاه تا محل پروژه را رصد کرده و آن را با پیشرفت فیزیکی طرح‌ها و تخصیص بودجه تطبیق می‌دهند. قیر که نسبت به دما، شرایط نگهداری و زمان تحویل حساس است، بیش از گذشته تحت کنترل قرار می‌گیرد. هرگونه تأخیر، افت کیفیت یا اختلاف حجمی به‌سرعت شناسایی شده و می‌تواند منجر به بازرسی یا اعمال جرایم قراردادی شود. چنین نظارتی، هماهنگی دقیق‌تری میان تولیدکنندگان، شرکت‌های حمل‌ونقل و مجریان پروژه‌ها را ضروری می‌سازد.

در بعد زیست‌محیطی نیز هوش مصنوعی نقش غیرمستقیم اما تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند. سامانه‌های نظارتی با تطبیق داده‌های مربوط به انتشار آلاینده‌ها، مدیریت پسماند و بازیافت آسفالت، عملکرد واحدهای مرتبط با تولید و مصرف قیر را ارزیابی می‌کنند. هرچند مقررات به‌طور مستقیم نامی از قیر نمی‌برند، اما شدت مصرف انرژی و اثرات زیست‌محیطی آن باعث شده این ماده در کانون توجه سامانه‌های پایش قرار گیرد. در نتیجه، شرکت‌ها ناچارند نسبت‌های اختلاط، میزان استفاده از مواد بازیافتی و مصرف انرژی را با دقت بیشتری مستندسازی کنند.

از منظر روابط بین‌المللی اقتصادی، این تحول شیوه تعامل تأمین‌کنندگان خارجی با بازار چین را دستخوش تغییر کرده است. کشورهای صادرکننده قیر در خاورمیانه با محیطی مواجه‌اند که در آن دسترسی به پروژه‌ها کمتر مبتنی بر مذاکره و بیشتر وابسته به انطباق سیستمی است. ملاحظات سیاسی و تجاری همچنان اهمیت دارند، اما از فیلتر سامانه‌های ارزیابی ریسک عبور می‌کنند؛ سامانه‌هایی که سوابق انطباق، پایداری عرضه و مواجهه با محدودیت‌های مالی را بررسی می‌کنند.

این وضعیت پیامدهای مستقیمی برای بازاریابی و جایگاه‌یابی تجاری دارد. روش‌های سنتی معرفی محصول که بر رقابت قیمتی یا روابط دوجانبه تأکید داشتند، جای خود را به نمایش قابلیت‌های انطباق، شفافیت اطلاعات و قابلیت اتصال به سامانه‌های دیجیتال داده‌اند. صادرکنندگان قیر ناچارند نشان دهند که می‌توانند داده‌های قابل‌خوانش ماشینی ارائه دهند و به بازرسی‌های خودکار پاسخ دهند. در چنین فضایی، دیده‌شدن در سامانه‌های نظارتی به اندازه ظرفیت تولید اهمیت می‌یابد.

در داخل چین، استفاده از هوش مصنوعی به سیاست‌گذاران امکان می‌دهد چرخه‌های سرمایه‌گذاری عمرانی را با ظرفیت‌های صنعتی هماهنگ‌تر کنند. تحلیل الگوهای مصرف گذشته، زمان‌بندی پروژه‌ها و برنامه‌های توسعه منطقه‌ای، پیش‌بینی دقیق‌تری از تقاضای قیر فراهم می‌کند. این پیش‌بینی‌ها مبنای تصمیم‌گیری درباره تولید پالایشگاهی، واردات و مدیریت ذخایر قرار می‌گیرد. هرچند این رویکرد ثبات عرضه را افزایش می‌دهد، اما فضا برای تحرکات مقطعی و بهره‌برداری از نوسانات کوتاه‌مدت را محدود می‌کند

بعد دیگر این تحول به مدیریت اختلافات و اجرای قراردادها مربوط می‌شود. سامانه‌های نظارتی با مقایسه مداوم تعهدات قراردادی و داده‌های اجرایی، هرگونه ناهماهنگی در حجم تحویل، مشخصات کیفی یا زمان‌بندی را ثبت می‌کنند. در قراردادهای تأمین قیر، این امر به کاهش اختلافات و انتقال تمرکز به اصلاح زودهنگام مشکلات منجر شده است. سوابق این انحراف‌ها در ارزیابی‌های بعدی لحاظ می‌شود و بر امکان حضور در پروژه‌های آتی اثر می‌گذارد.

منطق سیاسی حاکم بر این سیاست‌ها بیش از آنکه بر آزادسازی بازار استوار باشد، بر کنترل ریسک و تمرکز نظارت تکیه دارد. هوش مصنوعی ابزاری برای گسترش دامنه نظارت بدون افزایش حجم بدنه اداری است. در چنین شرایطی، حذف برخی تأمین‌کنندگان یا پیمانکاران به‌عنوان نتیجه‌ای فنی و داده‌محور معرفی می‌شود، نه تصمیمی سلیقه‌ای.
این رویکرد، فضای رقابتی حوزه قیر را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کند که انطباق و پیش‌بینی‌پذیری در اولویت قرار گیرد.

در نتیجه، ادبیات تجاری این صنعت نیز در حال تغییر است. شرکت‌ها در معرفی خود بر قابلیت ردیابی، سازگاری با سامانه‌های نظارتی و نظم اجرایی تأکید می‌کنند. این تغییر زبان، بازتابی از درک جدیدی است که موفقیت در بازارهای بزرگ عمرانی بیش از هر چیز به توانایی کار در محیط‌های داده‌محور وابسته است.

این تحولات محدود به یک کشور نخواهد ماند. مناطق دیگر با پروژه‌های گسترده زیرساختی، از جمله خاورمیانه، با دقت این الگو را دنبال می‌کنند. تجربه چین نشان می‌دهد که چگونه می‌توان هم‌زمان نظارت را تقویت و سرعت اجرای پروژه‌ها را حفظ کرد. در صورت الگوبرداری، نظام‌های تدارکاتی منطقه نیز به‌تدریج به‌سمت سازوکارهای هوشمند حرکت خواهند کرد و این امر بر نحوه حضور تأمین‌کنندگان قیر اثرگذار خواهد بود.

در نهایت، ادغام هوش مصنوعی در نظام‌های برنامه‌ریزی و نظارت اقتصادی، تغییری ساختاری ایجاد کرده که پیامدهای آن در زنجیره قیر به‌روشنی قابل مشاهده است. آنچه در ظاهر به‌عنوان اصلاحات اداری معرفی می‌شود، در عمل شیوه تولید، عرضه، نظارت و معرفی این ماده را دگرگون کرده است. با افزایش نقش سامانه‌های الگوریتمی در پیوند میان سیاست و اجرا، قیر وارد فضایی شده که در آن نظم داده، انطباق مقرراتی و ثبات عملیاتی، معیارهای اصلی سنجش جایگاه تجاری محسوب می‌شوند.