نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

چگونه تحولات اخیر در نفت، امنیت عرضه و زنجیره تأمین مصالح راه‌سازی در خاورمیانه را دگرگون می‌کند

به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات ثبت‌شده در فاصله ۴ تا ۶ آوریل ۲۰۲۶ در حوزه کشتیرانی و نفت، فقط چند خبر روزانه درباره عبور نفتکش‌ها یا اختلال در مسیرهای دریایی نبود؛ این مجموعه رخدادها در عمل نشانه‌ای روشن از تغییر شرایط عملیاتی تجارت انرژی در خاورمیانه و همچنین بازتعریف نحوه ارزیابی ریسک در بازار جهانی حمل‌ونقل دریایی به شمار می‌آید. عبور یک نفتکش حامل نفت خام عراق که تحت چارتر پتروناس از تنگه هرمز گذشت، تصمیم اوپک‌پلاس برای افزایش تولید پس از باز شدن مجدد مسیر، ازسرگیری بارگیری نفت در بندر بالتیک اوست-لوگا (Ust-Luga) روسیه پس از حملات قبلی، و هم‌زمان گزارش‌های مرتبط با ادعای حمله به یک کشتی کانتینری وابسته به MSC در منطقه، همگی در کنار داده‌های قبلی درباره ازدحام شدید شناورها در اطراف هرمز، تصویری واحد را ترسیم می‌کنند: بازار انرژی دوباره در حال حرکت است، اما هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است. این وضعیت برای خاورمیانه به معنای آن است که صادرات همچنان ممکن است، اما هر مرحله از این فرآیند، از پایانه بارگیری تا گذرگاه دریایی و سپس رسیدن خوراک به پالایشگاه‌ها، همچنان در معرض اختلال باقی مانده است. برای اقتصاد جهانی نیز این پیام روشن است که جریان فیزیکی نفت متوقف نشده، اما تصمیم‌های مرتبط با بیمه، حمل، ذخیره‌سازی و قراردادهای تأمین بیش از هر زمان دیگری کوتاه‌مدت و محتاطانه شده‌اند. برای بازار قیر نیز، حتی اگر نام آن مستقیماً در تیترها دیده نشود، اثرات این رویدادها فوری و جدی است؛ زیرا هر تنش در مسیر نفت خام، برنامه پالایش، زمان‌بندی کشتی‌ها و تخصیص خوراک سنگین، مستقیماً می‌تواند عرضه، تحویل و تعهدات صادراتی این محصول را در بازارهای مصرفی آسیا، آفریقا و پروژه‌های زیرساختی تحت تأثیر قرار دهد.

اوپک‌پلاس در ۵ آوریل، پس از بازگشایی مسیر هرمز، با افزایش تولید موافقت کرد. در ظاهر، این تصمیم می‌تواند صرفاً واکنشی به نیاز بازار برای عرضه بیشتر تلقی شود، اما در سطح عمیق‌تر، معنای آن فراتر از افزایش حجم تولید است. این تصمیم نشان می‌دهد کشورهای صادرکننده و متحدانشان به این جمع‌بندی رسیده‌اند که حداقل بخشی از ظرفیت صادراتی دوباره قابل استفاده شده و می‌توان از مسیر دریایی بازشده برای انتقال نفت بهره برد. در عین حال، این تصمیم یک پیام سیاسی و تجاری نیز داشت: صادرکنندگان می‌خواستند نشان دهند بحران هنوز به بن‌بست کامل نرسیده و امکان حفظ تداوم عرضه وجود دارد. نکته مهم آن است که این افزایش تولید به‌طور مستقیم با وضعیت عبور از هرمز گره خورده بود. این یعنی سیاست تولید و امنیت مسیر دریایی عملاً به یک موضوع واحد تبدیل شده‌اند. برای خریداران آسیایی، پالایشگاه‌ها و نهادهای دولتی که قراردادهای بلندمدت دارند، این تحول به معنای آن است که از این پس محاسبه عرضه دیگر فقط با اعداد تولید انجام نمی‌شود، بلکه باید هم‌زمان با ارزیابی امنیت کریدورهای حمل‌ونقل همراه باشد. این موضوع برای بازار قیر اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا اگر پالایشگاه‌ها به دلیل نااطمینانی در حمل دریایی، برنامه فرآورش را تغییر دهند، یا در تخصیص خوراک سنگین محتاط‌تر عمل کنند، محصولاتی که از برش‌های سنگین و باقیمانده‌های پالایشی حاصل می‌شوند، ممکن است با محدودیت عرضه، تأخیر یا بی‌نظمی در تحویل روبه‌رو شوند؛ حتی بدون آن‌که کاهش رسمی تولید اعلام شده باشد.

تحول مهم بعدی، ازسرگیری بارگیری نفت خام در بندر اوست-لوگا در ساحل بالتیک روسیه بود؛ بندری که پیش‌تر هدف حملات اوکراین قرار گرفته بود. اگرچه این بندر از نظر جغرافیایی دور از خلیج فارس قرار دارد، اما در شرایط فعلی بازار جهانی نفت، اهمیت آن بسیار فراتر از موقعیت محلی‌اش است. ازسرگیری بارگیری در چنین پایانه‌ای به بازار نشان می‌دهد که مسیرهای جایگزین صادراتی همچنان کار می‌کنند، اما تحت فشار امنیتی. در فضای امروز، نظام جهانی عرضه نفت فقط با یک گلوگاه مواجه نیست؛ هم‌زمان چندین مسیر حساس زیر فشار هستند: خلیج فارس، مسیرهای مرتبط با دریای سرخ، حوزه بالتیک و مسیرهای انتقالی که از نگاه بیمه‌گران حساس شده‌اند.

به همین دلیل، خبر اوست-لوگا را نمی‌توان جدا از تحولات هرمز تحلیل کرد. خریداران، شرکت‌های حمل‌ونقل و مدیران زنجیره تأمین، این دو منطقه را هم‌زمان رصد می‌کنند تا ببینند آیا اختلال‌ها در چند حوزه به‌طور موازی در حال تکرار است یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، حتی در مقیاس محدود، آن‌گاه الگوی کرایه حمل، نحوه استقرار کشتی‌ها، برنامه ذخیره‌سازی و زمان‌بندی خرید همگی تغییر می‌کند. این مسئله برای صادرات قیر و سایر فرآورده‌های سنگین نیز بسیار مهم است. در شرایطی که پایانه‌ها و کشتی‌ها تحت فشار قرار می‌گیرند، معمولاً اولویت با نفت خام و فرآورده‌های راهبردی است. در چنین وضعی، محموله‌های صنعتی، از جمله بارهای مربوط به آسفالت، مصالح عایق‌کاری و محصولات عمرانی، ممکن است با تأخیر در بارگیری، فشردگی برنامه‌های بندری یا بازنگری در مفاد قرارداد مواجه شوند. این همان نوع اثری است که شاید در تیترهای عمومی بازار نفت دیده نشود، اما برای پیمانکاران راه‌سازی، تولیدکنندگان عایق و پروژه‌های عمرانی در کشورهای واردکننده بسیار تعیین‌کننده است.

ابعاد امنیتی این وضعیت درباره ادعای حمله به یک کشتی کانتینری وابسته به MSC در منطقه هرمز/خلیج فارس، و همچنین درباره آتش‌سوزی یک کشتی پس از حمله پهپادی، جدی‌تر شد. اهمیت این رویدادها در این است که دامنه تهدید را از نفتکش‌ها فراتر می‌برند. وقتی یک کشتی کانتینری نیز در کانون خطر قرار می‌گیرد، پیام بازار این است که ریسک فقط محدود به صادرات نفت خام نیست. این موضوع برای صنایع وابسته به نفت و حمل‌ونقل دریایی اهمیت اساسی دارد، زیرا بخش بزرگی از زنجیره تأمین صنعتی، نه با نفتکش، بلکه از طریق کانتینر جابه‌جا می‌شود. بسیاری از مواد افزودنی، تجهیزات پالایشگاهی، قطعات یدکی، پلیمرهای اصلاح‌کننده، بسته‌بندی‌های صنعتی، مواد اولیه عایق‌کاری و حتی بخشی از ملزومات مورد نیاز تولید قیر اصلاح‌شده، از طریق شبکه حمل کانتینری منتقل می‌شوند. اگر خطوط کانتینری به دلیل ناامنی، مسیر خود را تغییر دهند، سرعت سرویس را کم کنند، یا هزینه‌های اضافی برای پوشش ریسک اعمال شود، این اختلال مستقیماً از بازار نفت به بازار تولید صنعتی منتقل می‌شود. در نتیجه، این نوع حادثه را نباید حاشیه‌ای دانست. این رویداد بخشی از همان فشار عملیاتی است که می‌تواند در هفته‌ها و ماه‌های بعد در کارخانه‌ها، بنادر، مخازن ذخیره و زنجیره تحویل پروژه‌های عمرانی خود را نشان دهد.

اهمیت واقعی این مجموعه تحولات زمانی روشن‌تر می‌شود که آن را در کنار گزارش پیشین مربوط به باقی‌ماندن حدود ۱۹۰۰ شناور در اطراف تنگه هرمز در اواخر مارس قرار دهیم. این عدد فقط یک آمار بزرگ نیست، بلکه نشانه‌ای از حجم اصطکاک انباشته در شبکه دریایی منطقه است. حتی اگر مسیر تا حدی باز شود، ازدحام ناگهان از بین نمی‌رود. این تراکم تبدیل می‌شود به مشکلات توالی در عملیات: تأخیر در رسیدن کشتی‌ها، فشار روی زمان‌بندی پهلوگیری، دشواری در جابه‌جایی یدک‌کش‌ها، ابهام در زمان ورود راهنماهای دریایی، و شکاف میان ظرفیت ثبت‌شده روی کاغذ با امکان واقعی تحویل. برای واردکنندگان کشور‌ها، این وضعیت می‌تواند یک تصور گمراه‌کننده ایجاد کند؛ ممکن است بارها موجود باشند، قراردادها پابرجا باشند و فروشنده اعلام آمادگی کند، اما زمان واقعی تخلیه و تحویل در مقصد همچنان با تأخیر روبه‌رو شود. برای کشورهایی که در آستانه فصل اجرای پروژه‌های جاده‌ای هستند، این تأخیر می‌تواند برای پیمانکاران، نهادهای دولتی و تولیدکنندگان عایق که با زمان‌بندی اجرایی کار می‌کنند، هزینه‌ساز باشد. اگر خوراک سنگین دیر برسد، اگر پالایشگاه‌ها محتاطانه‌تر عمل کنند، یا اگر ازدحام دریایی تحویل را از قالب قرارداد خارج کند، نتیجه آن در اجرای مناقصه‌ها، توالی پروژه‌ها و ریسک خرید نمایان می‌شود. از این منظر، خبرهای نفتی و کشتیرانی ۴ تا ۶ آوریل را نباید جدا از بازار قیر دید؛ این‌ها در واقع نشانه‌های بالادستی از اختلال احتمالی بعدی در زنجیره تأمین این محصول هستند.

در مجموع، مجموعه علائم، یک واقعیت روشن را نشان می‌دهد: بازار دوباره به حرکت افتاده، اما هنوز اعتماد به آن بازنگشته است. یک نفتکش حامل نفت عراق می‌تواند از هرمز عبور کند. اوپک‌پلاس می‌تواند از افزایش عرضه سخن بگوید. یک بندر مهم روسی در بالتیک می‌تواند بارگیری را از سر بگیرد. اما در همان زمان، کشتی‌های تجاری می‌توانند در معرض تهدید قرار گیرند، گزارش‌های مرتبط با حملات پهپادی می‌توانند دوباره منتشر شوند، و خاطره ازدحام گسترده شناورها در هرمز همچنان در همه محاسبات تجاری باقی بماند. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری یک نظام انرژی دوگانه است: از نظر فیزیکی فعال، اما از نظر راهبردی ناپایدار. برای صادرکنندگان خاورمیانه، این به معنای فشار هم‌زمان برای حفظ بارگیری منظم و تضمین امنیت عبور است. برای خریداران آسیایی، به معنای ضرورت تنوع مسیر، مدیریت دقیق‌تر موجودی و احتیاط در قراردادهای تحویل. برای ناظران اروپایی، نشانه‌ای است از این‌که اختلال در خلیج فارس و بالتیک بیش از گذشته به‌واسطه رفتار بازار حمل و واکنش بیمه‌گران به هم پیوند خورده‌اند. و برای صنایعی که به برش‌های سنگین پالایشی و مواد عمرانی وابسته‌اند، این تحولات هشدار می‌دهد که مشکل بعدی الزاماً با تیترهای پررنگ درباره قیمت آغاز نمی‌شود، بلکه با تأخیر در بارگیری، تغییر اولویت پالایشگاه‌ها، نوسان در تخصیص خوراک و ناپایداری در تحویل محموله‌های صنعتی خود را نشان خواهد داد.