به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، بازار قیر اروپای مرکزی که در ماه سپتامبر با مازاد عرضه و کاهش قیمتها روبهرو بود، در اواخر اکتبر ۲۰۲۶ با شرایط متفاوتی مواجه شده است. کاهش تولید برخی پالایشگاهها و افزایش خرید پیمانکاران برای تکمیل پروژههای راهسازی پیش از آغاز زمستان، قیمت قیر را در آلمان، لهستان و جمهوری چک بالا برده و دسترسی به محمولههای نقدی را محدود کرده است. گزارشهای بازار در هفته منتهی به ۲۳ اکتبر نشان میدهد که شرایط عرضه و تقاضا در این منطقه طی کمتر از دو ماه تغییر قابل توجهی داشته است.
این تغییر زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که وضعیت بازار در سپتامبر بررسی شود. نشریه دنیای نفت و قیر در گزارش ۱۵ سپتامبر خود از افزایش عرضه قیر در اروپای مرکزی خبر داده بود. در آن زمان، رشد تولید پالایشگاه پوتسک (Płock) در لهستان و پالایشگاه لیتوینوف (Litvínov) در جمهوری چک، موجودی بازار را افزایش داده و قیمتهای داخلی و صادراتی را تحت فشار قرار داده بود. قیمت قیر عرضهشده برای بارگیری با تانکر جادهای در لهستان، در ۴ سپتامبر به حدود ۵۳۰ یورو به ازای هر تن درب کارخانه رسید که پایینترین سطح آن از ۱۳ مارس بود. در جمهوری چک نیز قیمت داخلی قیر در همان دوره به حدود ۵۴۵ یورو در هر تن کاهش یافت و به کمترین سطح از اوایل مارس رسید.
اما در هفتههای پایانی اکتبر، وضعیت بازار تغییر کرده است. تازهترین گزارشها از افزایش قیمت فروش داخلی قیر در هر سه کشور و محدودشدن حجم قابل خرید در معاملات نقدی حکایت دارند. دو عامل اصلی در این تغییر نقش داشتهاند: کاهش دسترسی پالایشگاهها به نفت خام مناسب برای تولید قیر و افزایش تقاضای پیمانکارانی که تلاش میکنند عملیات آسفالتریزی را پیش از سردشدن هوا به پایان برسانند.
کمبود نفت خام مناسب، تولید قیر را محدود کرده است
یکی از عوامل اصلی فشار بر عرضه، دشوارترشدن تأمین نفت خام سنگین و ترش مناسب برای تولید قیر است. براساس گزارشهای بازار، برخی پالایشگاههای لهستان و جمهوری چک به دلیل محدودیت دسترسی به این نوع نفت خام، نتوانستهاند تولید قیر را در سطح مورد نیاز بازار حفظ کنند.
این شرایط با وضعیت سپتامبر تفاوت دارد؛ زمانی که عرضه منظمتر نفت خام ترش خاورمیانه به افزایش تولید قیر در پالایشگاههای منطقه کمک کرده بود. تغییر اخیر نشان میدهد که حتی ادامه فعالیت پالایشگاهها نیز لزوماً به معنای حفظ تولید قیر در سطح گذشته نیست.
مقدار و کیفیت قیر تولیدی به نوع نفت خام، تجهیزات پالایشگاه و نحوه استفاده از برشهای سنگین نفتی بستگی دارد. به همین دلیل، جایگزینی یک نوع نفت خام با نفتی دیگر ممکن است امکان ادامه تولید سوخت را فراهم کند، اما لزوماً همان مقدار قیر یا محصولی با مشخصات مشابه تولید نخواهد شد.
در آلمان نیز علاوه بر محدودیت دسترسی به برخی نفتهای مناسب تولید قیر، اولویتهای تولید پالایشگاهها بر عرضه اثر گذاشته است. گزارشهای بازار حاکی از آن است که یکی از پالایشگاههای بزرگ جنوب آلمان تولید فرآوردههای میانتقطیر، از جمله گازوئیل، را افزایش داده و همین موضوع عرضه قیر آن را محدود کرده است. افزایش ارزش اقتصادی بعضی فرآوردههای سوختی میتواند بر تصمیم پالایشگاهها درباره ترکیب تولید اثر بگذارد و سهم مواد مناسب برای تولید قیر را کاهش دهد.
بااینحال، هنوز آمار قابل اتکایی درباره میزان دقیق کاهش تولید قیر در هر پالایشگاه منتشر نشده است. بنابراین نمیتوان حجم افت عرضه منطقه را با یک عدد مشخص بیان کرد.
لهستان و جمهوری چک؛ اولویت با اجرای قراردادهای قبلی
محدودیت عرضه در لهستان و جمهوری چک بیش از همه در بازار نقدی احساس میشود. گزارشها نشان میدهد برخی تأمینکنندگان، در شرایط کاهش موجودی قابل فروش، تأمین سفارشهای قراردادی را در اولویت قرار دادهاند.
یکی از پالایشگاههای بزرگ لهستان به مشتریان خود اعلام کرده است که ابتدا تعهدات قراردادهای موجود با قیمت ثابت را اجرا میکند و درخواست خرید بیش از مقدار توافقشده را بهصورت موردی بررسی خواهد کرد. فعالان بازار جمهوری چک نیز از محدودیتهای مشابه در دسترسی به محمولههای اضافی خبر دادهاند.
این وضعیت به معنای توقف کامل عرضه قیر نیست. ممکن است تولید پالایشگاه ادامه داشته باشد و محمولههای قراردادهای قبلی نیز مطابق برنامه تحویل داده شوند، اما خریدارانی که به دنبال خرید فوری یا دریافت حجم بیشتر هستند، با گزینههای محدودتری روبهرو شوند.
این تغییر میتواند تجارت منطقهای را نیز تحت تأثیر قرار دهد. لهستان و جمهوری چک از تأمینکنندگان قیر بازارهای همسایه، از جمله آلمان، به شمار میروند. زمانی که بخش بیشتری از محصول برای اجرای تعهدات داخلی اختصاص یابد، حجم کمتری ممکن است برای فروش اضافی به بازارهای خارجی باقی بماند. در نتیجه، خریدارانی که به واردات زمینی از این کشورها وابستهاند، ممکن است ناچار شوند منابع جایگزین پیدا کنند.
قیمتهای داخلی در لهستان و جمهوری چک افزایش یافته و نرخهای پیشنهادی برای ارسال قیر با تانکر جادهای از این دو کشور به آلمان نیز بالا رفته است. بااینحال، گزارشهای عمومی موجود هنوز مجموعهای از قیمتهای قطعی و قابل مقایسه با نرخهای سپتامبر ارائه نکردهاند و نمیتوان میزان دقیق افزایش قیمت را محاسبه کرد.
جنوب آلمان بیشترین فشار قیمتی را تجربه میکند
شرایط بازار قیر در مناطق مختلف آلمان یکسان نیست. اگرچه قیمتهای داخلی در مجموع افزایش یافتهاند، بیشترین رشد در جنوب کشور گزارش شده است؛ جایی که کاهش عرضه محلی با افزایش خریدهای پایان فصل همراه شده است.
پیمانکاران راهسازی در تلاشاند پیش از کاهش دما و محدودشدن فعالیتهای ساختمانی، پروژههای باقیمانده را تکمیل کنند. این افزایش تقاضا، همزمان با محدودیت تولید برخی پالایشگاهها، رقابت برای خرید محمولههای موجود را بیشتر کرده است.
در شمال آلمان، وضعیت متفاوت گزارش میشود. به گفته فعالان بازار، پالایشگاههای شمالی با نرخ فعالیت بالایی در حال تولید بودهاند و همین موضوع به برخی خریداران کمک کرده تا وابستگی کمتری به واردات داشته باشند.
این تفاوت منطقهای اهمیت زیادی دارد، زیرا افزایش قیمت در جنوب آلمان را نمیتوان به معنای کمبود یکسان قیر در سراسر کشور دانست. دسترسی واقعی خریداران به محصول، علاوه بر تولید پالایشگاههای نزدیک، به مسیر حمل، قراردادهای موجود و امکان تأمین از بازارهای همسایه بستگی دارد.
تغییر مسیر خرید قیر به بازارهای همسایه
کاهش عرضه قابل خرید در لهستان، جمهوری چک و جنوب آلمان، توجه برخی خریداران را به منابع جایگزین جلب کرده است. در هفته منتهی به ۲۳ اکتبر، افزایش درخواست خرید از شمال ایتالیا، اسلوونی و کرواسی گزارش شد. همزمان، قیمتهای داخلی قیر در مجارستان و رومانی نیز افزایش یافت.
نرخهای پیشنهادی صادرات قیر از لهستان به رومانی نیز بالاتر رفته است، اما هزینه حمل جادهای در چنین مسافتهایی میتواند صرفه اقتصادی خرید را کاهش دهد. بنابراین افزایش قیمت در یک بازار لزوماً به معنای آن نیست که واردات از هر مبدأ جایگزین، گزینه مناسبی برای خریداران خواهد بود.
از سوی دیگر، افزایش درخواست خرید به معنای انجام قطعی معاملات یا رشد تأییدشده حجم صادرات نیست. برای مشخصشدن اینکه تغییر منابع تأمین تا چه اندازه به جابهجایی واقعی کالا منجر شده، به آمار معاملات و حملونقل نیاز است.
شرایط دیگر بخشهای اروپا نیز با اروپای مرکزی تفاوت دارد. در کشورهای شمال اروپا، کاهش دما باعث افت فعالیت پروژههای راهسازی شده و تقاضای قیر رو به کاهش است. تأمینکنندگان منطقه بالتیک انتظار دارند در هفتههای آینده، با کاهش مصرف فصلی، حجم بیشتری برای فروش نقدی در دسترس قرار گیرد. بخشی از این عرضه نیز ممکن است به سمت بازارهای اروپای مرکزی هدایت شود.
در شمال غرب اروپا هم خرید محمولههای دریایی محدودتر شده است. این تفاوتها نشان میدهد که افزایش فشار بر عرضه، بیشتر در برخی بازارهای داخلی و مسیرهای حمل زمینی متمرکز است و نمیتوان از کمبود گسترده قیر در تمام اروپا سخن گفت.
آیا افزایش قیمتها با آغاز زمستان ادامه پیدا میکند؟
سرعت تغییر شرایط بازار اروپای مرکزی قابل توجه است. در سپتامبر، تقاضای ضعیف و رشد تولید پالایشگاهها باعث افزایش موجودی و فشار بر قیمتها شده بود. اما در اواخر اکتبر، کاهش تولید و افزایش سفارشهای پایان فصل، اولویت بازار را از فروش موجودی اضافی به تأمین محمولههای قابل تحویل تغییر داده است.
با وجود این، شرایط کنونی ممکن است در ماههای سرد سال ادامه پیدا نکند. با کاهش فعالیت پروژههای راهسازی و افت فصلی مصرف، فشار بر بازار نقدی نیز میتواند کمتر شود. البته میزان این تغییر به وضعیت تولید پالایشگاهها، دسترسی به نفت خام مناسب و امکان انتقال قیر از سایر مناطق اروپا بستگی خواهد داشت.
برای خریداران، موضوع مهم تنها پیدا کردن پایینترین قیمت درب کارخانه نیست، بلکه محاسبه هزینه واقعی تحویل در مقصد است. ممکن است قیر در یک کشور همسایه با قیمت مناسبتری عرضه شود، اما پس از اضافهشدن کرایه تانکر جادهای، هزینه حمل و محدودیتهای زمانی، مزیت اقتصادی آن کاهش یابد. مشخصات فنی محصول و امکان تحویل بهموقع نیز باید در مقایسه پیشنهادها لحاظ شود.
از نظر تحلیل بازار نیز باید میان افزایش قیمت ناشی از رشد هزینه نفت خام و فرآوردههای نفتی و افزایش قیمت ناشی از محدودیت واقعی عرضه تفاوت گذاشت. گزارشهای اخیر نشان میدهد هر دو عامل بر بازار قیر اروپای مرکزی فشار وارد کردهاند، اما اطلاعات عمومی موجود برای تعیین سهم دقیق هر عامل کافی نیست.
در هفتههای آینده، وضعیت تأمین خوراک پالایشگاهها، میزان واقعی تولید قیر، نحوه اجرای قراردادهای فروش و سطح تقاضا در ماه نوامبر مشخص خواهد کرد که محدودیت عرضه تا چه زمانی ادامه مییابد و آیا کاهش فصلی مصرف میتواند بازار را دوباره متعادل کند یا خیر.
تحولات اخیر اروپای مرکزی نشان میدهد که بازار قیر حتی در فاصلهای کوتاه میتواند از مازاد عرضه به محدودیت فروش نقدی تغییر مسیر دهد؛ بهویژه زمانی که کاهش تولید پالایشگاهها با افزایش موقت تقاضای پروژههای راهسازی همزمان شود.
